
ذرت یکی از قدیمی ترین گیاهان زراعی است که به دلیل داشتن خصوصیات مطلوب، از جمله قدرت سازگاری بالا، ماده خشک و ارزش غذایی مطلوب، جایگاه ویژه ای در بین محصولات کشاورزی دارد. ذرت به دلیل داشتن تنوع ارقام و قدرت تطابق با شرایط اقلیمی گوناگون، در بیشتر کشورهای جهان از جمله ایران کشت می شوند. دانه ذرت نه تنها از لحاظ تامین انرژی بی نظیر است بلکه به عنوان علوفه سبز از کیفیت بالایی برخوردار است. اهمیت این گیاه در تغذیه دام وطیور و مصارف صنعتی از یک سو و کمبود داخلی آن از سوی دیگر شناسایی هرچه بیشتر پتانسیل ها و مبانع موجود در زمینه افزایش تولید این محصول را ضروری می سازد.
ذرت در مناطق گرم، نیمه گرمسیر و حاره که باران یا آب به مقدار کافی وجود دارد، کشت می شود و گیاه بومی آمریکا می باشد.سطح کشت آن به یش از 130 میلیون هکتار و محصول آن به 487 میلیون تن در سال 1985 رسیده است.در ایران هر ساله بر وسعت سطح زیر کشت آن افزوده می شود.
کاشت- داشت- برداشت
برای کاشت این گیاه از سه روش استفاده می کنند:
الف) کاشت زود رس و متوسط رس در یک زمان
ب) کاشت یک واریته معین در فاصله زمانی دو تا سه هفته یکبار
ج) ترکیب دو روش فوق
در بسیاری از باغ های خانگی کشت توام ذرت با کدو و یا هندوانه و یا لوبیا معمول است. این نوع کشت در سبزی کاری دارای اهمیت زیادی است و می توان در بسیاری از موارد، محصول بیشتری در واحد سطح تولید نمود.
ارزش غذایی ذرت
مواد غذایی موجود در ذرت (گرم در 100 گرم دانه)
آب پروتئن چربی کربوهیدرات مواد سلولزی
7/74 3/3 2/1 7/15 7/3
املاح معدنی و ویتامن های موجود در ذرت (میلیگرم در 100 گرم دانه)
Ca P Mg Fe K Vit A Vit C Vit B1 Vit B2 Vit B6
70/1 12/0 15/0 12 18/0 300 50 5/0 115 6
شرایط آب و هوایی
ذرت گیاهی است کم توقع که در طیف وسیعی از آب و هوا در تمامی دنیا قابل کشت است حداقل دمای خاک برای کشت ذرت 10 درجه سانتیگراد و طیف حرارتی برای رشد و نمو این گیاه بین 15 تا 35 درجه سانتیگراد است.
نور
طول روز عامل تعیین کننده ای برای زراعت این گیاه نیست. در منطقه آستانه اشرفیه معمولا پس از برداشت ذرت دوباره به کاشت آن اقدام می کنند و برداشت خوبی نیز در این مرحله به دست می آورند. اگرچه ذرت را جزو گیاهان روز کوتاه طبقه بندی می کنند (تولید گل در روزهای کمتر از 12 ساعت روشنایی تسریع می شود)، ولی باید دانست که ارقام مختلف ذرت نسبت به طول مدت روشنایی عکس العمل های متفاوت نشان می دهد.
خاک
ذرت را در هر نوع خاکی می توان کشت کرد. مناسب ترین خاک برای این گیاه زمین های لوم نیمه سنگین، با زهکش خوب مواد آلی است. این گیاه نسبت به PH خاک زیاد حساس نیست و در زمین های با PH بین 5/5 تا 5/7 قابل کشت است. مناسب ترین PH برای این گیاه 6 تا 5/6 است.
کود
در زراعت ذرت از کود سبز و کود حیوانی استفاده می شود. در زمین های غنی از پتاس و فسفر به مقدار 150 تا 120 کیلو گرم ازت در یک هکتار طلب می کنند. کود ازت را به صورت سرک به مقدار 100 کیلو گرم قبل از کاشت و بقیه در زمان رشد گیاه و زمان تولید بلال به زمین می دهند.
عملیات داشت
تنک کردن: در صورتی که با ماشین کشت شده باشد، باید گیاه را در مرحله 4 یا 5 برگی تنک نمود
2.حذف پاجوش ها: معمولا ارقام دو رگه، یک ساقه ای هستند ولی تولید پاجوش ها یا ساقه های جانبی بستگی به عوامل جانبی دارد.
3. حذف سنبله ها: در بعضی از مناطق زارعین سنبله یا اندام های نر گیاه را پس از عمل تلقیح حذف کرده و معتقدند که با این عمل گیاه پیش رس می شودو یا اینکه اندامهای نر را به منظور تهیه علوفه استفاده می کنند در هر صورت این عمل باعث کاهش محصول می شود.
زمان برداشت ذرت موقعی است چوب بلال زرد باشد و میزان ماده خشک دانه ها بین 23 تا 25 درصد باشد.
بیماری های ذرت Maize (Corn) diseases
توسعه بیماری
وسعت و شدت بیماریهای انگلی ذرت بستگی به یک عامل بیماری زا، شرایط هوا و خاک و حساسیت میزبان دارد.
هوای سرد مرطوب، بعضی از بیماری ها مانند سوختگی برگی و لکه چشمی را شدت می دهند. در حالیکه هوای خشک گرم سیاهک معمولی را تشدید می سازد.در خاکهای مرطوب و سنگین بیماری Crazy top شدید است.
مصرف متعادل کود، ایجاد بوته های قوی کرده نسبت به برخی از بیماریها مقاومت زیادی دارند.
پژمردگی باکتریایی استوارت Stewarts Bacterial Wilt
گاهی این بیماری به نام سوختگی برگی استوارت یا باکتریوز ذرت نامیده می شود.
علائم بیماری روی هیبریدهای ذرت بصورت پژمردگی سریع مشابه خشکی یا کمبود مواد غذایی یا حمله حشرات می باشد. روی برگها، خطوط سبز رنگ پریده تا زرد با حاشیه منظم یا موجی بوده که موازی با رگبرگها است که بزودی خشک و قهوه ای می شوند.باکتری در سیستم آوندی تا خوشه منتشر می شود.
عامل بیماری
باکتری1963، Erwinia stewartii (Smith) Dye عامل بیماری است که غیر متحرک، گرم منفی و میله ای بوده، به اندازه 2/2-9/0×8/0-4/0 میکرومتر می باشد.
باکتری در بدن سوسک flea یا ندرتا از طریق بذر، زمستان گذرانی می کند و در ریشه، ساقه، برگ، غلاف، اندام گره زا، خوشه و بذر یافت می شود.
اپیدمیولوژی
مواد معدنی در حساسیت هیبریدهای ذرت نسبت به E.stewartii تاثیر می گذارد. مقدار زیاد ازت آمونیومی و فسفر حساسیت را به بیماری بالا می برد، در حالی که کلسیم و پتاسیم زیاد شدت آنرا می کاهد. حرارت زیاد بیماری را تشدید می سازد.
لکه گاورس Holcus spot
علایم بیماری به صورت لکه های گرد تا بیضوی به قطر 2 تا 10 میلیمتر روی برگهای پایینی ایجاد می شود که ابتدا سبز تیره و آب سوخته بوده بعدا سفید کرمی تا خرمایی شده، سپس خشک و قهوه ای می گردد و حاشیه ای اغلب قرمز تا قهوه ای دارد. لکه های بزرگتر ممکن است، به وسیله هاله زرد احاطه شوند.
عامل بیماری
(syn.P.holci (Kendrick) 1926) Pseudomonas syringae van Hall 1902 است.
این باکتری زمستان را در بقایای محصول گذرانده و از طریق روزنه ها میزبان را آلوده می سازد.
P.syringae برگهای چند گیاه مانند ارزن دم روباهی، ارزن مرواریدی (pearl)، سودان گراس، ذرت جارویی، جانسون گراس، و برخی از واریته های سورگم را مورد حمله قرار می دهد.
سیاهک خوشه
عامل بیماری علاوه بر ذرت روی سورگم قیاق و بعضی از علف های هرز مشاهده شده است. خاکهای خشک برای ایجاد آلودگی مناسبتر از خاکهای مرطوب است.
علایم بیماری
علائم وقتی که خوشه و اندام گرده زا تشکیل شود، ظاهر می گردد و در اثر کمبود ازت اهمیت پیدا میکند. اسپرم زایی قارچ در خوشه، اندام گرده زا و گاهی برگها انجام می شود. خوشه های سیاهک زرده گرد و بدون کاکل است، هرچند گاهی کاکل و تعدادی بذر می دهد. بوته هایی با اندام گرده زای آلوده ممکن است به شدت کوتوله بماند . در این حالت پنجه زنی زیاد متداول می شود و جوشهای روی برگها به صورت خطوط دراز و نازک اند. بوته های آلوده تولید پلن نمی کنند.
علائم دیگر آلودگی کوتولگی، عقیم ماندن و فیلودی است.
مبارزه و پیشگری
برای کنترل این بیماری هیبرید ها و واریته های مقاوم کاشت می شود که غالب هیبریدهای آمریکا خیلی محتمل اند.
ضدعفونی خاک با ترکیبات شیمیایی قبل یا موقع کاشت در مزارع تولید تولید بذر لازم است. بهداشت و تناوب زراعی نیز همراه با ضدعفونی بذر باید انجام شود.
زنگ جنوبی Southern (Polysora) Rust
جوشها قهوه ای روشن گرد تا بیضوی به طول 2-2/0 میلیمتر در سطح فوقانی برگ می باشند و در طبیعت به تراکم کمتر در سطح زیری برگ ایجاد می شود. جوشها در گلخانه به ندرت در سطح زیری به وجود می آید. تلیوسپورها گرد یا بیضوی قهوه ای شکلاتی تا سیاه بوده، نسبت به زنگ معمولی، مدت طولانی تری توسط اپیدرم پوشیده می شود. در این حالت برگهای ذرت زرد شده، می خشکد.
پوسیدگی ساقه Stalk Rots
پوسیدگی های پایه از مهمترین بیماری های ذرت در سراسر جهان است. شرایط محلی زود وقت روی این بیماریها تاثیر دارد و موجب تشکیل دانه می گردد ولی شرایط دیر وقت تاثیر سوء دارد.فشار های بعد از گل شامل سوختگی های برگی مختلف، ابری مفرط، تراکم گیاه، خشکی، تگرگ زدگی، کمی پتاسیم با زیادی ازت و زیانهای ناشی از حشرات، باعث کاهش فتوسنتز گیاه می شود.
خسارت در مناطق حاره به بیش از 50 درصد می رسد که مربوط به پرنشدن خوشه ها یا شکستگی ساقه و افتادگی بوته است.
پوسیدگی ذغالی
علایم بیماری
این بیماری معمولا در مرحله گیاهچه ای یا در بوته های نزدیک به کامل شدن اتفاق می افتد.علائم بیماری، به صورت لکه های قهوه ای و آب سوختگی روی ریشه ها بوده که بعدا سیاه می گردد و با کامل شدن بوته، قارچ ها به فاصله های بین گره های ساقه پیشروی می کند و باعث زسیدن زود هنگام و شکستن طوقه می شود. روی دستجات آوندی داخل ساقه ها، اسکلروتیوم های سیاه متعدد و به صورت ذغالی به وجود می آیند. این قارچ دانه ها را نیز آلوده می کند.
عامل بیماری
Macrophomina phaseolina
مبارزه
در نقاط و مکانهای آبیاری، این بیماری خفیف است زیرا خاک در مراحل بعد از گرده زایی مر طوب است
عملیات مبارزه با پوسیدگی ساقه، در اثر دیپلودیا در این مورد هم موثر می باشد.
آفات ذرت
کرم طوقه بر (Agrotis segetum Schiff)
کرم طوقه بر یکی از مهمترین آفات ذرت در مراحل اولیه رشد می باشد این آفت از ساقه، برگ و طوقه ذرت تغذیه کرده و با ایجاد حفره ای در طوقه، باعث قطع ریشه از ساقه شده، نهایتا به پژمردگی و نابودی بوته های جوان منجر می شود. این حشره زمستان را به صورت لارو سن آخر درون خاک به سر می برند.
روشهای کنترل
-اجرای عملیت زراعی پس از برداشت محصول، شامل نابود کردن بقایای گیاهی، شخم عمیق و دیسک و یخ آب زمستانه از موثر ترین روش های کنترل آن بوده.
- شکار حشرات بالغ با استفاده از تله های نوری و فرمونی به منظور ردیابی و شکار جمعی آنها و همچنین ایجاد اختلال در جفت گیری
- استفاده از طعمه مسموم: سبوس گندم و سوین 80 درصد به نسبت 3 درصد و پخش آن در هنگام غروب در مکانهای آلوده
- در مواقعی که شرایط برای آفت مساعد است سم پاشی مزرعه با یک حشره کش فسفره
کرم برگ خوار ذرت (Spodoptera exigua Hb)
لاروهای این آفت در مرحله اول رشد بوته ذرت وحتی در مراحل رشد کامل بوته، با تغذیه برگها سبب ایجاد سوراخ در آنها می شود سپس وارد محل غلاف برگها شده و با تغذیه از آن، موجب خسارت می گردد. این آفت عمدتا در مراحل 2-4 برگی گیاه ذرت ظهور می کند. این آفت از آفات مهم ذرت تابستانه در استان خوزستان، کرمانشاه است. خسارت و فعالیت آفت از موقع بیرون آمدن گیاه جوان از خاک تا زمانی که ارتفاع ذرت به 50 سانتیمتر برسد با شدت و ضعف مختلف دیده می شود
روشهای کنترل
اجرای تناوب کشت با گیاهان غیر میزبان
شخم عمیق: اجرای شخم زمستانه روی شفیره ها تلفات شدید ایجاد و از آلودگی سال بعد جلوگیری می کند
کنترل علف های هرز
تاخیر در کنترل علفهای هرز
استفاده از دشمنان طبیعی: استفاده از زنبورهای پارازیتوئید
استفاده از حشره کش هایی نظیر آندوسولفان 35 %، زولن 80% و مونوکلرو توفوس
شپ پره تک نقطه ای ذرت (Mithimna loreyi Dup)
لاروهای این آفت از برگها و گل های نر و ماده ذرت تغذیه می کند. فعالیت و تغذیه آن همزمان با فعالیت کرم ساقه خوار اروپایی و کرم بلال است. این آفت علاوه بر ذرت محصول زراعی دیگر از جمله برنج، گندم و بعضی از علف های هرز نظیر مرغ را نیز مورد حملخه قرار می دهد.
لاروهای جوان از لبه برگهای ذرت تغذیه می کنند؛ ولی در سنین بالاتر تمامب پهنک برگ را مورد تغذیه قرار می دهد. این آفت زمستان را به صورت لارو و ندرتا شفیره در داخل خاک می گذراند.
روشهای کنترل
کنترل علف های هرز
استفاده از تله نوری
دشمنان طبیعی: زنبور پارازیت از خانواده Braconidae به نام Habrobracon hebetor ومگسهای خانواده Tachinidaeاست که پارازیتوئید مرحله لاروی میزبان هستند
استفاده از سموم شیمیایی
کرم ساقه خوار ذرت (Sesamia cretica Led )
لاروهای سن یک پس از خارج شدن از پوسته تخم یه صورت گروهی، با جویدن ساقه و قسمت های داخلی غلاف تغذیه خود را آغاز می کنند. تعدادی از آنها در ساقه نفوذ کرده و با ایجاد سوراخ های گرد، شروع به تغذیه از داخل ساقه می نمایند در نتیجه، استقامت ساقه های آلوده بسیار کم می شود، به طوری که با نسیم و باد می شکنند. این وضعیت در آلودگی های شدید اتفاق می افتد. لاروهای این آفت از غلاف برگ ذرت، گل های نر و ماده در پایه بوته تغذیه کرده و باعث پژمردگی می شود که در این حالت برگهای مرکزی به سهولت جدا می گردداین آفت یکی از آفات مهم کشت ذرت تابستانه در خوزستان است.
روشهای کنترل
استفاده از ارقام مقاوم
کشت به موقع ذرت تابستانه: کاشت محصول باید حداکثر یک ماه پس از برداشت گندم انجام شود
اجرای عملیات زراعی: شامل شخم، دیسک و خرد کردن بقایای ذرت بعد از برداشت محصول جهت کاهش جمعیت زمستان گذران آفت
خودداری از کشت گندم پاییزه دیر کشت در مناطق ذرت کاری
کنترل شیمیایی
استفاده از زنبور پارازیتوئید Nixon Platytelenomus hylas و Habrobracon pintoi
کرم بلال ذرت، خوشه خوار ذرت (Heliothis zea Boddie )
لاروهای این آفت، به طور اتفاقی از برگها، درون قیفها یا گل آذین های نر تغذیه می کنداما تغذیه اصلی آنها از کاکل و دانه های ذرت انتهای بلال است. لاروها بلافاصله پس از ظهور تغذیه خود را آغاز می کنند که علاوه بر خسارت مستقیم می توانند باعث آلودگی های ناشی از ورود پاتوژن ها به داخل اندام های مورد تغذیه شده و خسارت غیر مستقیم را سبب می شود. در سنین بالاتر قسمت انتهایی بلال را مورد حمله قرار داده و در لا به لای کاکل ذرت به فعالیت می پردازند.تغذیه لاروها از بلال قبل از سفت شدن دانه ها صورت می گیرد.
روشهای کنترل
اجرای عملیات زمستانه برای نابود کردن شفیره ها در خاک
استفاده از دشمنان طبیعی: زنبورهای تریکوگراما
کنترل شیمیایی: باید قبل از ورود لاروها به داخل بلال انجام گیرد

سپردار قهوه ای مرکبات
Chrysomphalus dictyospermi

این حشره از مهمترین آفات مرکبات در ایران است و علاوه بر انواع مرکبات به عده زیادی از گیاهان همیشه سبز از جمله چای ، شمشاد ، نخل ، برگ نو و حتی توت هم خسارت وارد می کنند.با توجه به سابقه درختان شمشاد در شمال ایران ، به نظر می رسد که این آفت از قرن ها پیش در ایران وجود داشته است. این آفت همراه با میوه و نهال های مرکبات به سایر نقاط کشور از جمله به تهران نیز راه یافته است . ولی فقط در گل خانه ها توانسته است مستقر گردد و در محیط آزاد ظاهراً به دلیل خشکی هوا و کمبود رطوبت نسبی نمی تواند بطور مدام فعال باشد.در سواحل دریای خزر این حشره در اکثر مناطق حتی گرگان دیده می شود.
مشخصات و بیولوژی :
سپر حشره ماده کامل ، بقطر 2 میلی متر ، مدور و در وسط کمی برجسته است ، رنگ سپر قهوه ای و در حاشیه خاکستری به نظر می رسد.
جلد لاروی مرکزی و به رنگ قهوه ای روشن است.سپر پوره ها تیره تیره به نظر می رسند.سپر حشرات کوچک ، بیضی شکل و جلد لاروی کناریست ، حشره ماده کامل زرد رنگ و گلابی شکل است . L1 و L2 کاملاً مشخص و در قسمت خارج دارای یک دندانه کوچک می باشند.بین L1 ها و نیز بین L2L1 دو شانه نسبتاً بلند و با دندانه های مشخص دیده می شود.پارافیز ها به تعداد پنج جفت کیتینی و کشیده می باشند.روی L2 و L4 زائده های برگی شکل و دندانه دار به تعداد دو جفت در هر طرف دیده می شود.غده شاخکی در انتها دارای یک فرورفتگی است و یک موی حسی نسبتاً بلند در کنار آن دیده می شود.
معمولاً این حشره از نظر مشابهت ممکن است با سپردار زرد یا قرمز اشتباه شود.ولی فرم گلابی شکل بدن حشره ماده در مقایسه با فرم قلوه ای شکل گونه های فوق الذکر تشخیص را آسان می سازد.سپردار قهوه ای مرکبات زمستان را به صورت پوره های سن 1 و 2 به سر میبرد.حشرات ماده در بهار به فعالیت خود ادامه داده و در اردیبهشت ماه شروع به تخم ریزی می کنند.گفته می شود این آفت هم به صورت پارتنوژنز و هم به صورت دو جنسی تولید مثل میکند.هر حشره ماده ممکن است تا 200 تخم بگذارد.تخم ها نارنجی رنگ ، کشیده و بطور مجتمع در زیر سپر حشره ماده دیده می شود.دوره انکوباسیون نسبتاً کوتاه و بندرت از یک یا دو روز تجاوز میکند.پوره ها زرد روشن ، پولک مانند و بیضی کشیده هستند که دارای شاخک وسه جفت پا می باشند.به علاوه سطح بدن آنها از موهای پراکنده پوشیده شده است.این حشرات پس از خروج از تخم در جستجوی محل مناسب برای تغذیه در سطح میوه و برگ حرکت میکنند و در اولین فرصت خرطوم خود را در نسج برگ فرو کرده و برای همیشه ثابت می مانند.پورها در این مرحله به سادگی به وسیله جریان هوا و یا به وسیله چسبیدن به بدن پرندگان و احیاناً حشرات گرده افشان بر روی درختان دیگر انتقال پیدا می کنند و گاهی به مسافت های خیلی دور برده می شوند.بدیهی است که میوه های آلوده ، پیوندک و نهال های پیوندی نیز در انتشار این آفت اثر قابل توجهی دارند.
سپردار قهوهای مرکبات بیشتر بر روی برگ و میوه تمرکز دارد ولی روی سرشاخه ها و تنه به ندرت دیده می شود.در شرایط شمال ایران دوره زندگی یک نسل از این آفت 65 تا 70 روز است و قادر است 3 تا 4 نسل ایجاد کند.عمده خسارت این آفت مربوط به نسل های دوم و سوم می باشد.سپردار قهوه ای مرکبات نسبت به کمبود رطوبت و سرما به شدت حساس است و به همین لحاظ به ندرت در خارج از مناطق نیمه گرمسیری مرطوب می تواند بطور طبیعی زندگی کند.

دشمنان طبیعی :
کفشدوزک نقاب دار دولکه ای Chilocorus bipustulatus از پرداتور های مفید و موثر در کاهش جمعیت این آفت می باشند.حشرات کامل این کفشدوزک به فراوانی از حالات مختلف سپردار قهوه ای و سایر سپردار ها تغذیه می کنند.
در بین حشرات انگل ، زنبور های خانواده Eulophidae از اهمیت قابل توجه ای برخوردارند.Aphythis chrysomphali ، به خصوص زیر گونه mazandranica در کنترل جمعیت این آفت بسیار موثراند.بغیر از گونه مذکور A.maculicornis ، Prospaltella ، Aspidiotiphagus citrina در تقلیل جمعیت این آفت دارای اهمیت قابل توجه ای می باشند.بعلاوه Fusuriume juruanum از میکروارگانیسم هایی است که این حشزه را پارازیته می کند.گونه دیگری که در غرب هندوستان و ایالات متحده آمریکا و بعضی دیگر از مناطق دنیا انتشار دارد Selenaspidus aticulatus می باشد که به سپردار قهوه ای بسیار شباهت دارد.در این گونه سر سینه از شکم به نحوه بارزی جداست.گفته می شود که منشاء آن از آفریقا بوده است .این گونه در ایران وجود ندارد.
کنترل شيميايي:
مبارزه شيميايي بايد زماني باشد که شپشک در مرحله Crawler باشد و 75% پورههاي از زير سپر خارج شده باشند.
1) آزينفوس متيل(گوزاتيون) EC20% به نسبت 2 در هزار
2) اتيون EC47% به نسبت 1/5 درهزار
3) اتريمفوس(اکامت) EC50% به نسبت 1در هزار
4) کلرپيريفوس(دورسبان) EC40.8%به نسبت 1/5- 1 درهزار
5) روغن امولسيون شونده O 80% به نسبت 0.5 درصد
مبارزه زمستانه: اين مبارزه اغلب در مورد گونههايي عمل ميشود که حشره به صورت پوره و يا حشره کامل ميباشد. اين روش در مورد شپشکهاي زير خانواده Lecaninae که داراي بدن بدون محافظ ميباشند خيلي مؤثر است (مانند شپشک سياه زيتون). سمپاشي زمستانه اواخر زمستان به صورت روغنپاشي سموم روغني (Volk) پس از سپري شدن اوج سرماي زمستان و قبل از بيداري درختان انجام ميشود (روغنهاي زمستانه داراي هيدروکربن اشباع کمتري هستند).
مبارزه شیمیایی با شپشک های مرکبات:
فرمول سم حاوی:
مالاتیون امولسیون 60% یا اتیون امولسیون 47% 200 سی سی
دیتان یا زینب 200 سی سی
تریون یا تترادیفون 200 سی سی
روغن ولک یا سیترول 1 لیتر
2 نوبت سمپاشی در طول سال :
1- اوایل تابستان ( بعد از گلدهی و شروع رشد میوه)
2- اواخر تابستان (اواخر شهریور ماه)

جاروک لیموترش
به گزارش دكتر طهماسبي رييس موسسه تحقيقات گياهپزشكي كشور محققين موسسه تحقيقات گياهپزشكي كشور در مراكز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي استانهاي فارس و هرمزگان با همكاري مركز تحقيقات ويروس شناسي موفق به انتقال فيتوپلاسماي عامل بيماري جاروك ليموترش (Candidatus phytoplasma aurantifolia) توسط زنجرك (Hishimonus phycitis) شدند و اين حشره را به عنوان ناقل بيماري معرفي نمودند
مبارزه جدي با بيماري جاروي جادوگر در مركبات!
50 طرح تحقيقاتي براي مبارزه با بيماري جاروي جادوگر مركبات در كشور در دست اجراست.
نام انگليسي اين بيماري Witches Brooms ميباشد.
مدير كميته برنامه جامع مديريت بيماري جاروي جادوگر گفت: مهمترين اين طرحها شناسائي و توليد ارقام مقاوم ليموترش و جايگزيني درختان ديگر بجاي آن با 700 ميليون تومان هزينه است.
محسن مردي افزود: اين بيماري سال 77 به استان هرمزگان وارد شده و هم اكنون 15 هزار درخت ليموترش در 3000 هكتار از باغهاي استان هرمزگان آلوده به اين بيماري است. در صورت پيشرفت بيماري تا 5 سال آيند درخت ليمويي در استان باقي نمماند. وي گفت: اين بيماري هماكنون در درختان ليموترش استانهاي هرمزگان، سيتان و بلوچستان و كرمان ديده شده و استانهاي بوشهر و فارس را هم تهديد ميكند. سالانه بيشاز 200 هزار تن ليموترش از 19 هزار هكتار باغهاي هرمزگان برداشت ميشود.
منبع: واحد مركزي اخبار
بيماري خطرناك جاروك ليموترش يا جاروي جادوگر مركبات بوسيله نوعي موجود ذرهبيني بسيار ريز تك سلولي به نام فايتوپلاسما بوجود ميآيد. اين بيماري قرنطينهاي موجب كاهش كميت و كيفيت ميوه و در نهايت باعث مرگ تدريجي درختان آلوده ليموترش ميگردد. عامل بيماري داراي خصوصيات زير ميباشد:
1) اندازه آن بسيار ريز است و فقط پس از رنگ آميزي بوسيله ميكروسكوپ ديده ميشود.
2) نوعي انگل اجباري است كه فقط درون نسخ زنده گياه رشد ميكند و تغذيه آن از شيره گياهي
و جذب مواد غذائي مورد نياز گياه باعث گرسنگي، ضعف و مرگ تدريجي گياه ميشود.
3) اين موجود ذرهبيني به همراه شيره گياهي در سرتاسر اندامهاي درخت ليموترش از ريشه و
ساقه تا برگها و گل و ميوه پخش ميشود و در مدت چند روز خيلي سريع تكثير ميشود و
ميليونها عامل بيماري شبيه خودش توليد ميكند.
4) اين فيتوپلاسما يك پوسته 3 لايهاي نفوذ ناپذير دارد كه در برابر انواع سموم و آنتيبيوتيكها كاملا
مقاوم است.
حالت جارویی نوک شاخه
Witches' Broom
بنابراين بيماري جاروك ليمو ترش ويروسي نيست اما عامل آن خيلي ريز و در مقابل سموم شيميايي مقاوم است و بوسيله نوعي حشره كوچك كه شيره گياهي را مي مكد به گياهان سالم منتقل مي گردد، از اين نظر به بيماريهاي ويروسي بسيار شبيه است ضمنا اين بيماري از طريق خاك و ريشه و يا بوسيله بذر و دانه ليمو ترش منتقل نميشوداين بيماري در طبيعت علاوه بر انواع ليموترش، در گريپفروت، بكرايي(تلخو) و بالنگ(ترنج) بعضي از پايههاي مركبات و تعدادي از علفهاي هرز در باغ مركبات هم آلودگي ايجاد ميكند اما خوشبختانه درختان پرتقال و نارنگي به اين بيماري دچار نميشوند.
گياه انگل سس (با نام محلي آسمون كته)، پيوندك و نهالهاي پيوندي از مهمترين راههاي انتقال بيماري جاروك به درختان حساس ميباشند. نوعي حشره به نام زنجرك احتمالاً مهمترين ناقل اين بيماري محسوب ميشود كه در باغات مركبات هرمزگان به فراواني وجود دارند.
مبارزه با اين بيماري:
براساس خصوصيات عامل بيماري محل زندگي ميكروب مذكور در گياه، مقاومت آن در برابر سموم و روشهاي انتقال بيماري، مبارزه با بيماري جاروك ليموترش متكي به روشهاي پيشگيري و از بين بردن گياهان آلوده ميباشد كه در چند گام بسيار مهم بصورت زير بايستي اجرا شود. به هرحال علميترين و اقتصاديترين روشها براي كمكردن منابع آلودگي و كاستن از خسارت بيماري شامل ارقام و تيپهاي محلي مقاوم و همچنين ريشهكني و از بين بردن درختان آلوده، بلافاصله پس از مشاهده علايم و نشانههاي بيماري، حتي فقط در يك شاخه آنها ميباشد.
گام اول: جلوگيري از كاشت ارقام حساس ليموترش و ساير مركباتي كه به بيماري جاروك مبتلا ميشوند. در عوض براي احداث باغ جديد مركبات بايد از نهالهاي گواهي شده و عاري از بيماري با پايههاي مقاوم و ارقام غيرحساس استفاده كرد. توصيه ميشود بدون مشاوره و نظارت كارشناسان خبره نهالي در زمين كاشته نشود.
گام دوم: با كنترل و وارسي دقيق نهالها، پايهها و پيوندكها بايد از ورود و خروج هرگونه نهال آلوده جلوگيري نمود. مشاوره با كارشناسان گياهپزشكي دراين زمينه الزامي خواهد بود.
گام سوم: مراقبت، سركشي و بازبيني مداوم و منظم درختان بصورت هفتگي و يا ماهانه بسيار ضروري است. باتوجه به علايمي كه به صورت كاملاً آشكار در اثر ايم بيماري در ليموترش بروز ميكند ميتوان بيماري را رديابي نمود. دقت زياد و سرعت عمل در اين گام، موفقيت كشاورز را تضمين مينمايد. بهتر است درختان بازديد شده با برنامهريزي قبلي علامتگذاري و مشخص شوند.
گام چهارم: با مشاهده هرگونه علايم مشكوك به هرجاي درخت، بايد بلادرنگ و خيلي سريع براي شناسايي و تشخيص بيماري اقدام كرد. حضور مستقيم كارشناسان گياهپزشكي براي تأييد بيماري درختان كاملاً ضروري است. در اين زمينه همياري دوجانبه باغداران گرامي و مروجان و كارشناسان، شانس موفقيت را چندبرابر ميكند.
گام پنجم: حتماً محلول پاشي روي سرتاسر درختهاي آلوده و چند درخت اطراف آن با استفاده از سموم حشرهكش نفوذي و يا سيستميك قوي و با نظارت مروجين و كارشناسان براي كشتن حشرات مكنده (بخصوص حشرات ريزي به نام زنجرك) انجام گيرد. اين كار حتماً و اكيداً بايستي پيش از ريشهكني درختان آلوده انجام شود. به اين ترتيب حشراتي كه ميكروب را در بدن خود پرورش ميدهند ميميرند و فرصتي براي انتقال و پخشكردن آن در باغها و مناطق اطراف نخواهند داشت. اصولاً محلولپاشي با حشرهكشهاي نفوذي به صورت منظم و دورهاي (3 تا 4 بار در سال) در باغات مركبات توصيه ميشود.
گام ششم: بدون شك و قبل از اينكه فرصت از دست برود بايستي با نظارت دقيق باغداران و كارشناسان منطقه درخت آلوده را ريشهكن كرد و در صورت امكان سوزاند، هرگز نبايد به قطع كردن يك شاخه آلوده قانع شد زيرا بيماري در چنين درختي تمام قسمتهاي زيرزمين و هوايي درخت را كاملاً آلوده كرده و آن درخت به منبعي از ميليونها ميكروب بيماريزا تبديل شده است. ضمناً با قطعكردن يك شاخه، حشرههاي ناقل تحريك ميشوند و از شيره آلوده آن بيشتر تغذيه ميكنند. ريشهكني در كوتاهترين زمان ممكن و تا آخرين درخت آلوده بايد ادامه يابد.
گام هفتم: بازبينيهاي مجدد و مكرر جاي درختان ريشهكن شده و حذف و از بين بردن ريشهها و تنههاي آلودهاي كه احتمالاً دوباره رشد ميكنند بسيار مهم است. بسيار اتفاق افتاده است كه پس از ريشهكني باغ آلوده به حال خود رها ميشود شاخههاي آلوده جديد دوباره روي تنه و ريشههايي كه در خاك باقي مانده است رشد ميكنند و حشرات مكنده با تغذيه از شيره آلوده و بيمار، بيماري را بيشتر از قبل در باغات و مناطق اطراف پراكنده مينمايند.
گام هشتم: همزمان با عمليات پيشگيري، رديابي و ريشهكني، بايستي علفهاي هرز درون و يا اطراف باغ ليموترش (چه باغ آلوده و چه باغ سالم) را حذف و نابود سازيم زيرا در بسياري موارد اينگونه علفهاي هرز منبعي از ميكروب عامل بيماري هستند. رعايت بهداشت باغ براي مبارزه با انواع آفات و بيماريها به خصوص بيماريهاي ويروسي و شبه ويروسي، حياتي و الزامي است. در همين ارتباط حذف گياه انگل سس از روي درختان مركبات كاملاً ضروري است.
گام نهم: تقويت غذايي درختان مركبات سالم و غيرآلوده با استفاده از كودهاي آلي (كود پوسيده حيواني) و كودهاي معدني (شيميايي) بخصوص كودهاي داراي پتاسيم و عناصر ريزمغذي (مانند آهن، منيزيم، منگنز، مس، كلسيم و گوگرد و ...) براي افزايش مقاومت گياه در برابر بيماري از اهميت و جايگاه ويژهاي برخوردار است و تأثير آن از نظر علمي به اثبات رسيده است. همزمان آبياري منظم و برنامهريزي شده درختان بويژه به روشهاي تحت فشار توصيه ميگردد.

زگیل سیاه نخل خرما date palm false smut(Graphiola leaf spot)
بیماری با نامهای دیگری چون زنگ زگیلی خرما و سیاهک دروغی درخت خرما نیز میشناسند. بیماری در اکثر نقاط دنیا دیده میشود. در کشورهایی که درصد رطوبت نسبی هوای آنها بالا می باشد مانند نیجریه، کشورهای مدیترانهای و کشورهای عربی شیوع دارد. درایران دربلوچستان، مازندران و میناب گزارش شده است.
قارچ عامل بیماری Graphiola phoenicis است از راستهی ustilaginales که دارای تلیوسپور و بازیدیوسپور میباشد. بازیدیوسپورها باعث ایجاد آلودگی میشوند. تلیوسپور میتواند بروی برگ دوام بیاورد. قارچ به قسمتهای مختلف برگ، برگچهها و رگبرگهای اصلی حمله میکند و یکسری جوشهای برجسته(هاگینه) و کوچکی را بوجود میآورد. جوشهای سیاه و بسته mm3-1 قطر دارند؛ که در دوسمت برگچه و محوربرگ تشکیل میشود.
![]()
کنترل
1- سمپاشی با زینب و بنومیل قبل از پراکنش اسپورها
2- هرس برگهای آلوده و سوزاندن آنها
3- کاهش رطوبت باغ
4- رقم مقاوم مخصوصا واریته Kustaury

بیماری های فیزیو لوژیک گوجه فرنگی
پوسیدگی گلگاه گوجه فرنگی : Blossom End Rot
علائم اولیه پوسیدگی گلگاه شامل لکه های آب سوخته روی گلگاه میوه های رسیده یا در نزدیکی آن است . این لکه ها به سرعت رشد می کنند و ممکن است به هم بپیوندند و نواحی آسیب دیده وسیعی را بوجود بیاورند. به علت خشک و چروک شدن بافت ، سطح زخمها چروکیده و چرمی و به رنگ قهوه ای تیره تا سیاه در می آید. قسمتهای آسیب دیده معمولا مورد حمله پاتوژنهای ثانویه قرار می گیرند که باعث پوسیدگی نرم و فساد میوه می گردند. در برخی مواقع بافتهای داخلی بیرنگ شده و متلاشی می گردند بی آنکه علائم قابل مشاهده ای در سطح میوه وجود داشته باشد.
پوسیدگی گلگاه عارضه ای است که با کمبود موقتی کلسیم موجود در گیاه مرتبط است و با تغییرات رطوبتی خاک تشدید می شود . اگر میزان آب محدود باشد، رشد گیاه کند می شود و متعاقبا جذب مواد غذایی نیز کاهش می یابد. این موضوع باعث کاهش غلظت کلسیم در گیاه می گردد زیرا کلسیم توسط جریان آب در گیاه جابجا می شود. به همین دلیل بخشهایی از گیاه که سریع تر تعرق می کنند، بیشترین میزان کلسیم را دریافت می نمایند.این نواحی معمولا برگهای بزرگ هستند که به خاطر اندازه شان تعرق زیادتری دارند. به این ترتیب میوه های در حال رشد، کمترین میزان کلسیم مورد نیاز خود را دریافت می کنند. استرس های رطوبتی ای که حتی در نتیجه پژمردگی های جزئی گیاه بوجود می آید، برای ایجاد کمبود کلسیم کافی است. زمانی که رطوبت به حد مناسب می رسد، گیاه رشد طبیعی خود را از سر می گیرد. ولی جذب کلسیم هنوز کند است و گیاهی که به سرعت در حال بزرگ شدن است، کلسیم کافی برای رشد خود دریافت نمی کند. کاربرد کودهای نیتروژنه به صورت آمونیوم نیز مستقیما بر جذب کلسیم در گیاه گوجه فرنگی تاثیر می گذارد و باعث کاهش جذب کلسیم و تجمع آن در بافتهای برگ گوجه فرنگی می گردد. در ضمن قطع شدن ریشه ها نیز باعث این عارضه می شود.
میزان انتشار عارضه پوسیدگی گلگاه را می توان با فراهم کردن رطوبت یکنواخت در مزرعه ( مثلا با استفاده از مالچ که هم باعث کنترل علفهای هرز می شود و هم مزرعه نیازی به کلتیواتور زدن پیدا نمی کند که ریشه ها در اثر آن آسیب ببینند ) و عدم مصرف زیاده از حد کودهای ازته کاهش داد. البته واریته های مختلف گوجه فرنگی از نظر حساسیت با هم بسیار تفاوت دارند. هیچکدام از واریته های حاضر تحمل کافی نسبت به این عارضه ندارند تا بتوان از آنها به عنوان یک راه کنترلی استفاده کرد. در ضمن گزارش شده است که اسپری به موقع میوه و شاخ وبرگ گوجه فرنگی با محلول رقیق شده کلرید کلسیم و تکرار آن، مانع از پوسیدگی گلگاه گوجه فرنگی می شود.
آفتاب سوختگی : Sunscald
علائم آفتا ب سوختگی ابتدا روی گوجه فرنگی های کال دیده می شود. این علائم به صورت بروز نواحی سفید یا برنزه روشن روی میوه هایی است که در معرض آفتاب قرار گرفته اند. نواحی تغیییر رنگ یافته چروک خورده و فرورفته اند و اغلب با یک هاله زرد رنگ احاطه شده اند. این نواحی معمولا در قسمت بالای میوه ، جایی که بیشتر در معرض آفتاب قرار می گیرد، دیده می شوند. عارضه آفتاب سوختگی در بوته هایی که برگهای پایینی آنها دراثر Septoria یا Early Blight . از بین رفته اند، و میوه ها به شدت در معرض نور خورشید قرار گرفته اند، دیده می شود. بخشهای آسیب دیده میوه ممکن است توسط پاتوژن های ثانویه مورد حمله قرار گیرند.
کنترل : مراقب باشید که در موقع برداشت یا هرس کردن، میوه ها در معرض نور مستقیم خورشید قرار نگیرند. داربست ها را طوری بببندید که میوه ها در معرض خورشید نباشند. استفاده از قارچکش ها و مبارزه با بیماری های برگی از نابود شدن برگها جلوگیری می کند. از کلتیوار هایی استفاده کنید که پوشش برگی مناسبی دارند.
Catfacing
علائم این عارضه به صورت نواحی فرو رفته و دندانه دار در قسمت گلگاه میوه است. گاهی خود میوه نیز بدشکل شده و به صورت قلوه ای شکل یا اشکال دیگر در می آید. این عارضه وقتی به وجود می آید که دمای هوا در طول گلدهی و تشکیل میوه کمتر از ۱۰ درجه سانتیگراد شود. این دما باعث می شو د که گرده افشانی کامل صورت نگیرد. در برخی مواقع گرمای زیاده از حد، آسیبهای ناشی ازبرخی علف کشها مثل D ـ ۴و۲
و تغییرات رطوبت خاک باعث catfacing می شود. در ضمن نیتروژن زیاد نیز باعث تشدید این عارضه می گردد. بروز catfacing به نوع کلتیوار گوجه فرنگی نیز بستگی دارد و در کلتیوارهای قدیمی بیشتر است. در ضمن کلتیوارهایی که میوه درشت تری دارند، حساس ترند.
ترک های رشد: Growth Cracks
در گیاه گوجه فرنگی دو نوع ترک رشدی دیده می شود : متحدالمرکز و شعاعی . ترکهای رشدی متحدالمرکز باعث بوجود آمدن ترکهای دایره ای شکل در انتهای میوه می شوند ولی ترکهای شعاعی از انتها به طرف خارج گسترش می یابند. این عارضه هنگام رسیدن میوه ظاهر میشود. این ترکها غالبا وقتی بوجود می آیند که شرایط مختلفی مثل نوسانات زیاد دما و رطوبت باعث تغییر شدید سرعت رشد می گردد. باران های شدیدی که پس از آب و هوایی خشک به وقوع می پیوندند، باعث بوجود آمدن ترکهای شعاعی در اکثر کلتیوارهای گوجه فرنگی می شوند. توانایی تحمل کلتیوارهای گوجه فرنگی نسبت به ترک خوردن متفاوت است و بستگی به استحکام و قابلیت انبساط ( strechability) پوست میوه دارد. کلتیوارهای بسیار حساس موقعی که میوه هنوز سبز است، ترک می خورند و کلتیوارهایی که تا حدودی مقاومند غالبا تا مراحل بعدی ترک نمی خورند. هر چه میوه زودتر ترک بخورد، ترکهای عمیق تر ی در آن بوجود می آید. نیتروژن زیاد و پتاسیم کم در ترک خوردن میوه ها نقش دارند و بنابراین فراهم کردن مواد غذایی مناسب، آبیاری منظم و کافی باعث کاهش احتمال ترک خوردن میوه ها می گردد.
Puffiness
میوه هایی که دچار این عارضه می شوند، تا حدودی پف کرده و زاویه دارند. حفرات داخل میوه، در صورت وجود، فاقد ماده ژلاتینی به میزان طبیعی اند و میوه بافت متراکمی ندارد. این عارضه در نتیجه گرده افشانی ناقص، کوددهی ضعیف و یا عدم تشکیل دانه به طور کامل بوجود می آید که غالبا ناشی از دمای پایین است. مشابه عارضه قبلی، نیتروژن زیاد و کمبود پتاسیم نیز باعث این مشکل می شوند. برخی از کلتیوارها نسبت به این عارضه حساس تراز بقیه هستند.
رسیدن لکه دار : Blotchy Ripening
در این عارضه بخشی از میوه به علت عدم تلقیح مناسب به خوبی نمی رسد. آب و هوای سرد باعث شیوع این عارضه می شود و کمبود آب یا مقدار زیاده از حد آن نیز باعث تشدید ان می گردد. علائم به شکل لکه های زرد رنگ یا سفیدی است که بافت زیر آن سخت باقی می ماند. نواحی آسیب دیده هم معمولا در بخش بالائی میوه ( Stem End ) هستند. این عارضه ممکن است با علائم ناشی از ویروس موزائیک توتون اشتباه شود. این بیماری در کلتیوارهای قدیمی شایع تر است.
پیچیدگی برگ: Leaf Roll
پیچیدگی برگ نوعی عارضه فیزیو لوژیک است که در اثر آب و هوای سرد و بارانی ایجاد می شود. این عارضه باعث پیچ خوردن برگهای پایینی به سمت بالا وضخیم و چرمی شدن آنها می گردد. پیچیدگی برگ اثری روی رشد گیاه و میزان محصول نمی گذارد و نیازی به مبارزه با آن نیست.
عوارض ناشی از علف کشها
علف کشها می توانند باعث بد شکل شدن شاخ و برگ گوجه فرنگی شوند. بوته های گوجه فرنگی به ویژه به D ـ ۴و۲ حساس هستند . علف کشهاباعث خم شدن برگها به سمت پایین، فنجانی و ضخیم شدن آنها می شوند. برگهای تازه باریک و پیچ خورده اند و به طور کامل توسعه نمی یابند. میوه ها ممکن است دچار catfacing شوند و نرسند. در ضمن در اثر بادبردگی ( drift ) هم ممکن است علف کشهایی که برای کنترل علفهای هرز چمنی به کار می روند، روی گیاه زراعی رفته و عوارض آشکار گردند. بخارات ناشی از علف کشها هم ممکن است گیاه را تا چند روز پس از کاربرد علف کشها تحت تاثیر قرار دهند. علف های چیده شده ای که قبلا علف کش روی آنها استفاده شده نیز نباید به عنوان مالچ درمزارع گوجه فرنگی به کار روند. اگر آسیب های وارد شده جزئی باشند، گیاه قادر به رشد و ترمیم خود خواهد بود. در ضمن گیاهان آسیب دیده باید به طور مرتب و کامل آبیاری شوند.

علائم بیماری:
علائم این بیماری به صورت پژمردگی و سبز خشک شدن کل بوته ظاهر می شود. گاهی در اندامهای هوایی هیچگونه علائمی دیده نمی شود ولی در غده ها آثار بیماری به صورت سیاه شدن آوندها مشاهده می گردد. چنانچه غده آلوده برش داده شود ترشحات باکتری به صورت قطرات سفید رنگی از آوندها خارج می شوند. غالباﹰ در ناحیه چشم غده ها مواد چسبنده ای خارج می شود که باعث چسبیدن خاک به محل آلودگی می شود. عامل بیماری زا در گیاهان گوجه فرنگی، توتون و بادمجان نیز ایجاد بیماری می کند.
عامل بیماری:
عامل بیماری باکتری Ralstonia solanacearum می باشد. عامل بیماری زا در غده های آلوده سیب زمینی و علف های هرز مزرعه سیب زمینی زمستان گذرانی می کند.
مبارزه:
الف) کاشت بذر سالم در زمینهای غیر آلوده
ب) برقراری تناوب زراعی 5 ساله با استفاده ازگیاهان غیر میزبان
ج) مبارزه با علفهای هرز مزارع سیب زمینی

علائم بیماری:
دو نوع علائم از این بیماری به نامهای جرب سطحی و جرب عمیق بر روی غده های سیب زمینی دیده می شوند. در جرب سطحی ابتدا اندازه لکه ها کوچک است ولی بعد لکه ها به هم متصل شده و به رنگ قهوه ای و چوب پنبه ای در آمده و سطح زیادی از پوست غده را می پوشانند. در جرب عمیق زخمهای فرورفته ای در غده ها ایجاد می شوند. ارقام پوست نازک به این بیماری حساس تر هستند. عامل بیماری بر روی چغندر، کلم، هویج، بادمجان، پیاز، ترب، شلغم و اسفناج نیز بیماریزا می باشد.
عامل بیماری:
عامل بیماری باکتری Streptomyces scabies می باشد. عامل بیماری زا مدتهای طولانی در خاک زنده مانده و از طریق غده های آلوده، آب، باد و ادوات کشاورزی آلوده به سایر نقاط انتقال می یابد.
مبارزه:
الف) کاشت بذر سالم در زمینهای غیر آلوده
ب) برقراری تناوب زراعی با استفاده از سویا و یونجه
ج) تنظیم pH خاک بین 5 تا 3/5
د) تنظیم دوره های آبیاری
ه) کاشت ارقام مقاوم

علائم بیماری:
علائم معمولا از اواسط تا اواخر فصل بر روی بوته های سیب زمینی ظاهر می شوند. علائم بیماری به صورت پژمردگی و پیچیدگی برگها در یک طرف بوته و زردی بافتهای بین رگبرگی دیده می شوند. زردی برگها معمولا از پائین بوته شروع شده وبه طرف بالا پیشرفت می کند. برگهای بوته آلوده به تدریج خشک شده و به ساقه آویزان باقی می مانند. آوندهای چوبی در ریشه، ساقه و علی الخصوص در طوقه تغییر رنگ داده و به رنگ قهوه ای در می آیند.
عامل بیماری:
این بیماری توسط سه گونه قارچی Fusarium eumarti٬Fusarium oxysporum و Fusarium avenaceum ایجاد می شود.
مبارزه:
الف) برقراری تناوب زراعی با استفاده از غلات
ب) جلوگیری از زخم شدن غده ها در زمان برداشت
ج) جمع آوری بقایا و انهدام آنها
د) کاشت بذر سالم و ضد عفونی شده
ه) تنظیم دوره های آبیاری

علائم بیماری:
بر روی برگها علائم به صورت لکه های قهوه ای رنگ با دوایر متحدالمرکز موجی و با حواشی کلروتیک دیده می شوند. لکه ها به سرعت توسعه پیدا کرده و ممکن است تمام اندامهای هوایی گیاه حالت سوخته به خود گیرند. در غده ها علائم به صورت لکه های سیاه فرورفته و با حواشی مشخص دیده می شوند. بافت زیر لکه ها قهوه ای رنگ شده و به حالت اسفنجی در می آید.
عامل بیماری:
عامل بیماری قارچ Alternaria solani می باشد.
مبارزه:
الف) کاشت بذر سالم و ضد عفونی شده
ب) برقراری تناوب 2 تا 3 ساله
ج) جمع آوری بقایا و انهدام آنها
د) سمپاشی بوته های دارای علائم با استفاده از سموم قارچکش مسی

علائم بیماری:
علائم معمولا یک ماه بعد از انبار کردن غده ها به صورت لکه های قهوه ای بر روی غده ها به ویژه در محل زخمها دیده می شوند. به تدریج پوست روی لکه فرورفته و چروکیده شده و غده ها به حالت مومیایی در می آیند. غده ها در طول دوره انبار کردن به این بیماری حساس تر می باشند. توسعه بیماری در رطوبت نسبی بالای 70 درصد و حرارت 15 تا 20 درجه سریعتر صورت می گیرد. استفاده ازکودهای فسفره از پیشرفت بیماری می کاهد ولی استفاده بی رویه از کودهای پتاسه و ازته در مزرعه باعث حساسیت غده ها می گردد. این بیماری یکی از بیماریهای مهم سیب زمینی بوده و بیش از 20 درصد سیب زمینی هایی که در بازار به فروش می رسند به صورت پنهان و آشکار به این بیماری مبتلا هستند.

عامل بیماری:
این بیماری توسط دو گونه قارچی Fusarium solaniوFusarium roseumایجاد می شود.
مبارزه:
الف) جلوگیری از زخم شدن غده ها در زمان برداشت
ب) ضد عفونی غده های بذری با استفاده از سموم قارچکش
ج) جداکردن غده های آلوده و سالم در انبار
ج) ضد عفونی انبار
د) تهویه مناسب و حفظ دمای انبار در درجه حرارت 4 تا 7 درجه سانتی گراد

علائم بیماری:
علائم بیماری در روی غده سیب زمینی نیز به صورت تشکیل اسکلروت های سیاه رنگی است که سطحی بوده و با آب شسته نمی شوند. زمانی که غده های آلوده به اسکلروت در خاکهای مرطوب کاشته شوند جوانه های روی غده می میرند و یا در رشد آنها وقفه ایجاد می شود. در روی ساقه هایی که از غده آلوده می رویند زخم ایجاد می شود. علائم این بیماری در مزرعه به صورت کوتولگی بوته، ارغوانی شدن برگها، پیچیدگی و زردی برگها در بوته های آلوده دیده می شوند. مناسبترین حرارت برای جوانه زنی اسکلروت ها 23 درجه میلی گراد است. این بیماری علاوه بر سیب زمینی بسیاری از گیاهان زراعی دیگر از جمله حبوبات، گیاهان روغنی، پنبه و کلم را نیز آلوده می کند.
عامل بیماری:
عامل بیماری قارچ Rhizoctonia solani می باشد.
مبارزه:
الف) کاشت غده های سالم و عاری از اسکلروت
ب) ضد عفونی غده های بذری با استفاده از سموم قارچکش
ج) عدم کشت سیب زمینی به مدت 3 تا 4 سال در زمینهای آلوده
ورتیسلیومی(پژمردگی آوندی) پنبه Cotton Verticillium wilt
این بیماری یکی از بیماریهای پنبه در مناطق پنبه خیز ایران است. دو گونه
ورتیسیلیوم به نامهای Verticilium dahliae و V.albo-atrum عامل این بیماری می باشند. که هر دو گونه در ایران وجود دارند ولی
گونه غالب V.dahliae می باشد.
گونه (G.barbadense) (پنبه مصری) نسبت
به ورتیسلیوم مقاوم است. دامنه میزبانی ورتیسلیوم وسیع بوده و حدود 160 گونه از 40
خانواده را دربر می گیرد.
هر دو گونه دارای کنیدیوفورهای منشعب فراهم (Verticillate branching) می باشند.گونه (V.dahliae) دارای
میکرواسکلروتهای سیاهرنگ بوده که اندام مقاوم قارچ محسوب می شوند ولی گونه
دیگردارای ریسه های ضخیم و سیاهرنگی می باشد که به آنها ریسه سیاه می گویند و
اندام مقاوم قارچ است.
با قرار گرفتن ریشه گیاه در مجاورت میکرواسکلروتهای موجود در خاک،این
میکرواسکلروتها جوانه زده و از طریق تارهای کشنده وارد آوندهای چوبی شده و در آنجا
کنیدیوفور و کنیدی تشکیل میدهند.از طریق آوند چوبی،کنیدیومها به سرعت حرکت کرده و
به نقاط بالای گیاه میرسند.

علایم در گیاه متنوع است. کمی زردی و پژمردگی دیده میشود که رفته رفته
برگها خشک میشوند. روی پهنک برگ قسمتهایی کلروزه و سپس نکروزه می شوند که V شکل است. اگر ساقه را قطع کنیم آون& #1583;ها
قهوهای دیده می شوند. هنگامی که گیاه پیر می شود ورتیسلیوم از آوند خارج شده و به
قسمتهای دیگر گیاه میرسد علایم 1 تا 1.5 ماه بعد از کشت دیده میشوند.شدت علایم به
حساسیت گیاه میزبان، میزان تراکم قارچ در خاک و استرین قارچ بستگی دارد. V.dahliae دو استرین مهم
دارد:
1) استرین معمولی( ss-4)
2) استرین برگ ریز (T-9).
در استرین معمولی قارچ قسمتهای وسط برگ را خشک کرده ولی برگها بر روی گیاه
باقی می مانند و حرکت قارچ در برگها به شکل Vمیباشد. ولی استرین برگ ریز هنگامی
که هنوز برگ سبز است باعث خم شدن دمبرگها (epinasty) میشود،اگر به چنین برگی دست بزنیم یا در اثر هر لرزش دیگری، به
راحتی از شاخه جدا می شود. بعد از مدتی گیاه کاملاً لخت شده و برگهای کوچک جدیدی
تولید می کند. سویه برگ ریز گرمادوست تراست.
استرین برگ ریز حتی باعث ریزش غوزه ها نیز می شود. در این استرین گسترش
قارچ تا نوک گیاه ادامه می یابد ولی در استرین معمولی تا اواسط گیاه گسترش می یابد.گیاه
مقاوم به استرین معمولی نسبت به استرین برگ ریز هم تا حدودی مقاوم است. برگ ریزی
در نتیجه ایجاد لایه جداشونده در محل اتصال برگ به دلیل تولید اتیلن یا آبسزیک
اسید صورت می گیرد.
کنترل بیماری
1) استفاده ازارقام مقاوم یا محتمل.
2) تناوب با گیاهان غیر میزبان بخصوص برنج ،یونجه و آیش.
3) حذف بقایای گیاهی آلوده.
4) آفتابدهیSoil solarization
5) تنظیم میزان آبیاری وکود دهی.کود پتاس مقاومت گیاه را بالا می برد. نوع
کود ازته هم مهم است. ازت باید به صورت اوره یا آمونیوم به خاک داده شود نه به
صورت خود نیترات که این را در مسئله PH دور ریشه توجیه میکنند

ویروس موزائک گوجه فرنگی Tomato Mosaic Virus
در کلیه مناطق کشت گوجه فرنگی این ویروس پراکنده است در ایران در استانهای هرمزگان، بوشهر وقسمتهای جنوبی ایران مسئله ساز است .

علائم
ایجاد موزائیک که ممکن است شدید
یا خفیف باشد در مواردی تؤام با بد شکلی برگ و کم رشدی بوته همراه است. در مواردی
لکه ها وخطوط نکروتیک قهوهای روی ساقه و برگ ایجاد میشود. معمولا اگر ویروس فوق
باCMV ویا PVX همراه باشد این علائم شدیدتر است و در این
حالت به آن double
streak
گویند . در میوه نیز ممکن است بدشکلی و لکههای قهوهای در سطح میوه و یا گوشت آن
ایجاد کنند. علاوه بر این ممکن است قسمتهایی از میوه سنگی و سفت شود.
عامل بیماری ویروسی میلهای به ابعاد 18nm * 300 است. از لحاظ سرولوژی و خصوصیات ظاهری این
ویروس بسیار شبیه TMV است،اما بر اساس
برخی خصوصیات خاص ایندو ویروس از یکدیگر متمایز شدهاند. انتقال این ویروس از طریق
مکانیکی میسر است . این ویروس در گوجه فرنگی بذر زاد میشود. این ویروس اگر در خاک
خشک باشد مدتها در خاک دوام میآورد اما در خاک مرطوب سریعا از بین میرود.

فتیله نارنجی(دارخور) Cytospora canker
بیماری فتیله نارنجی روی درختان گیلاس در سال 1325 توسط اسفندیاری از کرج جمع آوری و گزارش شده است. دارای مزبانهای مختلفی از جمله گردو، چنار، تبریزی، گیلاس، زردآلو، قیسی و سیب میباشد. هنگام حمله قارچ شاخههای مبتلا از قسمت پایین شکسته و یا قطع ویا مورد حمله حشرات قرار میگیرند. برگهای شاخهی آلوده پژمرده و سبز خشک میشوند و سپس فتیله(cirrhus) های نارنجی، زرد یا قهوهای عامل بیماری که در واقع اسپورهای قارچ است، درسطح شاخهها ظاهر میشوند. براثر حمله قارچ، شاخهها و سرشاخهها ضعیف و خشک شده و علائم دای بک die-Bach در آنها ظاهر میشود. بر روی شاخه و تنه نیز زخم و شانکرهایی ممکن است بوجود آید. مقاومت درختان مسن بیشتر است ولی درختان مسن و ضعیف تر بیشتر دچار بیماری میشوند. در مراحل آخر پوست تنه وشاخه درمحل شانکر از چوب جدا شده و قسمتهای بالای شانکر میخشکد. آلودگی بیشتر در فصول پاییز و زمستان حادث میشود.

عوامل بیماری گونههای مختلف جنس Cytospora میباشند. گونهها شامل:
1- Cytospora
persoonii
2- C. juglandicola
3- C. juglandina
4- C. rubescens
5- C. ambiens
6- C. cincta
عوامل مکانیکی نظیر تگرگ، محل تغذیه حیوانات و حشرات، هرس نامنظم، سرما
وگرما ، یخبندان که منجر به ترک و شکاف پوست درختان میشوند باعث تسریع در آلودگی
میزبانها میگردد، البته ورود انگل به گیاه بطور مستقیم و طبیعی از راه کوتیکول و
منافذ بافتهای پوششی صورت میگیرد.(عکسها مربوط به مناطق خفر و میمند می باشد.)
کنترل
هر اقدامی که بتواند از ضعف درختان و حمله بیماری جلوگیری کند درپیشگیری
از بیماری موثر است. تقویت درخت و رعایت اصول زراعی صحیح (عدم احداث باغ در
زمینهای آهکی و کم عمق و آبیاری منظم) و مبارزه با آفات کمک بزرگی برای جلوگیری از
ضعف درخت میباشد.
درمورد مبارزه شیمیایی میتوان گفت که برداشتن بافتهای آلوده و فاسد پوست
درخت درمحل شانکرها با ابزار مناسب و بلافاصله پانسمان آن با چسب مخصوص حاوی 3% ماده
موثره Thiophanate-metyl در فصل مناسب
درسالم سازی درختهای مبتلا(بخصوص سیب) رضایت بخش میباشد. همچنین ازسموم مثل
کاپتان به نسبت 2در هزار نیز میتوان استفاده کرد.
1- ترکیب بردو ------- 2درصد
2- اکسی کلرورمس WP35% و 5-3در هزار
3- تیوفانات متیل WP70% و 0.5-0.6درهزار
4- بنومیل WP50%
و یک در هزار
توصیه: بهترین زمانها برای سمپاشی پاییز پس از ریزش گلبرگها و اواخر بهار
به مقدار 2-1 نوبت میباشد.

مومیایی درختان میوه Monilia brown rot
عامل بیماری Moniliniaاست
که آنامورف آن monilia می باشد. سه گونه
دارد
1- M. Laxaمعروف به European brown rot
2- M. Fructicolaمعروف به American brown rot که در ایران وجود
ندارد.
3- M. Fructigena
میزبانها در ایران : سیب، گلابی، به، زردآلو، گوجه، گیلاس و زردآلو درایران مهمتر است و M.laxaاز آن جدا شده است(از سمنان). بیماری به گل شاخه و میوه میزند ولی میوه های رسیده حساسترند. میوه هایی که روی درخت کاملاً سالمند ویکدفعه شروع به قهوای شدن می کنند مشکوک به این بیماریند. میوه های آلوده سریعاً می ریزند. اینها به تدریج می پوسند وحالت چرمی سفتی پیدا میکنند وتشکیل اسکلروت قارچ را می دهند. اسکلروت در بهار جوانه زده وتولید آپوتیسیم می نماید وآسکوسپورها گیاه را آلوده میکنند.

کنترل
شیمیایی
سمپاشی زمستانه (زیرا به سه صورت اسکلروت ، میسلیوم و کنیدی زمستانگذرانی
دارد) . سمپاشی دربهار بعداز تشکیل گل انجام می شود.
توصیه: بهداشت باغ ؛ جمع آوری میوه های آلوده . هرس شاخه های آلوده

نماتد سیست چغندر قند Cyst nematode
نماتد چغندر قند ابتدا در آلمان در سال 1859 توسط Hermans Schact در مزارع چغندر کاری کشف شد و بعداً در سال 1871
اشمیدت Schmidt این انگل را تحت
نام Heterodera
schachtii
نامـگذاری کرد. این نماتد علاوه بر چغندر قند به سبزیهای مختلف مثل چغندر لبویی ،
کلم بروکلی ، کلم ، گل کلم ، شاهی ، ترب ، مارچوبه،تربچه، اسفناج، گوجه فرنگی ، و
شلغم حمله میکند در حال حاضر در اروپای شمالی ،انگلستان ، امریکا ، کانادا و ژاپن
گزارش شده است . این نماتد اولین بار در ایران در سال 1348 توسط شفر و اسماعیل پور
از مزارع چغندر قند تربت حیدریه استان خراسان جمع آوری گردیده است . علاوه بر
استان خراسان ،این نماتد در آذربایجان ، اصفهان کرمانشاه ، و فارس شیوع دارد . در
ایران انواع کلم ، ترب ، تربچه ، شلغم ، و شاهی و اسفناج نیز از میزبانهای آن
تعیین و شاخته شده است .
بر اساس مطالعات کلاکلی و فریور میهن (1358) نماتد Heterodera schachtii شکل جنسی ماده و
نر می باشد ماده های جوان و کامل به طور طبیعی لیموئی شکل و در ابتدای امر رنگ
آنها سفید شیری است که به آسانی و با چشم غیر مسلح بر روی ریشه گیاه میزبان دیده
می شود و معمولاً بین 0.6 تا 0.8 میلیمتر طول و 0.4 تا 0.5 میلیمتر عرض آنها می
باشد . رنگ سفید ماده های جوان پس از افتادن در خاک بدون گذراندن مرحله زرد رنگشان
از سفید تبدیل به قــهوهای میگردد. در این مواقع به آنها سیست اطلاق می شود . هر
سیست محتوی تعداد 5 تا 300 تخــم ( لارو سن یک داخل تخم می باشد ) و لارو سن دوم
می باشد که بسته به شرایط این تعداد متفاوت است نماتد نر بر خلاف ماده کرمی شکل می
باشد و طول آنها بین 1.3 تا 1.6 میلیمتر و اسپیر spear آن گره دار و قوی است.
چرخه زندگی نماتد شامل تخم ، لارو نر و ماده که قبل از بلوغ دارای چهار
مرحله لاروی بوده و سرانجام سیست ماده می باشد تخم کوتاه ، استوانه ای ، دو طرف گرد
و تعداد کمی فقط در سیست ماده می باشند تعدادتخم از 50 تا 600 عدد تغییر میکند
آنها در داخل سیست مادر تفریخ می شوند و یا اینکه در داخل ماده ژلاتینی چسبیده به
بدن مادر که از بدن مادر به خارج هدایت شده است تفریخ می گردند.
نماتدها در خاک آلوده گسترش یافته و همچنین نشاهای آلوده ، وسایل کشاورزی
و ماشین آلات براحتی بیماری را انتقال می دهند.Globodera در یک طیف درجه حرارت نسبتاً محدود تکثیر میکند
. تفریخ تخمها و نفوذ لارو بداخل میزبان در پایین تر از 14 درجه ساتیگراد بندرت
اتفاق بیافتد . تفریخ و نفوذ در دمای 16 درجه شروع شده و دمای بهینه آن 25 درجه
سانتیگراد می باشد و تقریباً در بالاتر از 29.5 درجه هیچ تفریخ یا نفوذ صورت نمیگیرد.
رطوبت زیاد و دمای بالا سیست ها را به آسانی از بین می برد . بیشتر آنها در آب 54
درجه سانتیگراد به مدت 5 دقیقه از بین می روند.
علائم
و نشانههای خسارت
علائم اندام هوایی گیاه ارتباط به سن ، فصل و دما دارد . اولین علائم بیماری در روی چغندر قند در اوایل فصل تابستان و در هنگام تابش آفتاب به صورت پژمردگی برگهای بوته چغندر بروز می کند و در هنگام شب ودر هوای خنک برگها مجدداً حالت عادی و شادابی خود را باز می یابند .شکل عمومی بوته عقب افتاده و زرد و کم رشد است

بعد از حمله Globodera roostochiensis ریشه اصلی کوچکتر از معمول ولی دارای ریشکهای فرعی زیاد از حد و
افشان میباشند. تقریباً در همه موارد بعد از نفوذ نماتد قارچها حمله کرده و سبب
سیاهی بافت ریشه میشود. اگر تعداد زیادی لارو به ریشه حمله کند، سبب از بین رفتن
ریشهها میگردد. مهمترین علائم حمله نماتد وجود سیست (Cyst)های سفید رنگ به اندازه حدود یک میلیمتر یا
ته سنجاق است که با چشم عادی و غیر مسلح قابل رؤیت هستند. اگر چه بافت مورد حمله
نماتد قدری ضخیم میشود اما هیچ برآمدگی یا غدهای در درون بافت گیاه مانند نماتد
مولد غده بوجود نمیآید.
کنتــــــــــــرل
اگر چه تناوب زراعی کاملاً در حذف Globodera موثر نیست ولی اگر هر 4 سال یک بار محصول حساس کاشته شود سیست ها
به ندرت میتوانند آلودگی ایجاد کنند تناوب طولانی ترنیز بهتر است اگر به مدت 12
سال گیاه حساس در زمین کاشته نشود ، آلودگی تقریباً از بین خواهد رفت تناوب باید
همراه با حذف همه علفهای هرز حساس باشد.
روش دیگر مبارزه این است که به محض اینکه دما اجازه دهد باید کاشت انجام
شود بعضی از ارقام سیب زمینی و کروسیفر در دمای زیر 15درجه میتوانند رشد کنند و
این گیاهان قبل از اینکه خسارت بزنند بخوبی رشد نموده و محصول تولید مینمایند.
PH
پایین خاک یعنی حدود 4 و یا PH بالا سبب کندی تفریخ تخم ها می شود اما PH=6 برای تفریخ بسیار مناسب است استفاده از بخار
آب در مواردی از قبیل خزانه ، گلخانه و شاسی ها امکان پذیر است. در مزرعه باید از
سموم نماتدکش استفاده نمود . کیسه ها ، وسایل کشاورزی و ماشین آلات باید در زیر
پوشش با سموم گازی شکل ضد عفونی شوند موقعی که وسایل و ماشین آلات از مزرعه ای
مشکوک انتقال داده شده و مورد استفاده قرار گیرند ، باید ضد عفونی شود . متیل
بروماید یک گاز بسیار خطرناک بوده باید با احتیاط از آن استفاده گرد. فضایی که
باید ضد عفونی شود باید حتماً محاسبه گردد و به نسبت 380 گرم در متر مکعب باید گاز
متیل بروماید استفاده شود حداقل به مدت 16 ساعت باید وسایلی که ضد عفونی میگردد
پوشانده شود. دمای محیط کمتر از 15 درجه سانتیگراد نباشد . در هنگامیکه پوشش
برداشته می شود باید از ماسک ضد گاز استفاده نمود . برچسب کپسول گاز باید بخوبی
مطالعه گرد.
خاک مزرعه را با نماتد کش های مختلف میتوان ضد عفونی نمود. یکی از بهترین
سموم نماتد کش که تاکنون عرضه شده است عبارتست از (Dichloropropene + Dichloropropane) D-D. خاک مورد
ضدعفونی باید رطوبت متوسطی داشته ودمای آن حداقل 15 درجه سانتیگراد باشد . مواد
فرار باید در عمق 15 تا 30 سانتیمتر در خاک تزریق شود این ماشینها باید خوب
کالیبره شده تامواد سمی با غلظت معینی در خاک تزریق گردد. برای سایر نماتدها باید
غلظت دو برابر استفاده شود. گاهی دو نوبت سمپاشی به فاصله 3 تا 4 هفته توصیه میگردد.
هیچ گیاهی حداقل تا دو هفته بعد از استعمال سم نباید کاشته شود .
اگر امکان داشته باشد، تناوب طولانی بعد از ضد عفونی خاک باید رعایت شود
سموم متام سدیم (Metham
sodium
) ، دازومت (Dazomet ) می توانند مورد
استفاده قرار گیرد. گاهی اوقات D-D درعمق 20سانتیمتری در خاک تزریق می شود و سپس سم متام سدیم در عمق
کمتری تزریق میگردد تا نماتدها سطح خاک نیز از بین بروند.

رایزومونیای چغندر قند Beet necrotic yellow vein virus
این بیماری با نامهای دیگری به نام زردی نکروتیک رگبرگ و ریشه ریشی نیز می
شناسند. بیماری در فارس بسیار شایع است و خسارات زیادی را در حالت اپیدمی به بار
می آورد. عامل بیماری ویروسی از گروه Tobamovirus است. ویروس از طریق زئوسپورهای قارچ Polymyxa betae منتقل می شود و پایداری ویروس در اسپورهای
استراحتی قارچ می باشد.
در صورت آلودگی چغندر قند به این ویروس برگهای خارجی حالت پژمردگی به خود
می گیرند یا بعضی از برگها خشک می شوند. در مقطع ریشه دوایر قهوه ای متحدالمرکز
دیده می شود. از دیگر علائم مهم بیماری زردی رگبرگها است. بیماری بروی ریشه هم
علائم خاصی ایجاد می کند که در تشخیص بیماری مهم است. ازجمله این علائم وجود تعداد
زیادی ریشه فرعی روی ریشه اصلی می باشد. بدین صورت که ریشه اصلی به یکباره باریک
شده و ریشه های فرعی زیاد می شوند. بیماری ریشه ریشی شبیه علائم نماتد سیستی بروی
ریشه است ولی از وجود سیستها خبری نیست.

کنترل
با توجه به نوع عامل و شیوه انتقال و پایداری ویروس در خاک باید سعی شود
از سیستم پیشگیری استفاده شود.
1. جلوگیری از آلوده شدن مزارع
2. استفاده از ارقام مقاوم
3. شخم عمیق
4. در صورت امکان عدم استفاده از کود حیوانی و آبیاری غرقابی
5. مبارزه بیولوژیک با قارچ ناقل

پیچیدگی و تورم رگبرگهای چغندر Beet Curly Top
بیماری پیچیدگی و تورم رگبرگهای چغندر که به انگلیسی Curly top گفته میشود .
بیماری در چغندر کاریهای فارس بسیار شایع و در اکثر مزارع تا حدود 90
درصد آلوده میباشد.
نشانهها
اولین علائم بیماری عبارتند از لوله شدن برگهای جوان داخل بوته است و به
عبارت دیگر برگها در امتداد دمبرگها لوله میشود رگبرگهای فرعی شفاف و متورم شده و
در سطح زیرین برگها برآمدگیهایی بوجود میآید و خارهای 1 تا 2 میلیمتری تشکیل میگردد
و سرانجام رنگ گیاه زرد خواهد شد .
نشانههای ظاهری بیماری روی برگهای پیر پس از دو هفته بروز خواهد نمود . با
پیشرفت بیماری برگهای زرد ، پژمرده و سرانجام میمیرند . برگهای چغندر قند برگهای
گیاه آلوده قطرات چسبنده ، لزج و شفافی دیده میشوند که پس از چندی قهوهای و سپس
سیاهرنگ میگردند و تشکیل پوستههائی را میدهند . این قطرهها از دمبرگ ، رگبرگ
اصلی و یا رگبرگهای فرعی ترشح میگردند. قبل از آنکه بوته چغندر بمیرد به طور غیر
طبیعی ریشههای کوچکی روی غده به وجود میآید و بدین سبب این نشانه را Hairy root و یا Wooly root مینامند .
در برش عرضی ریشه چغندر آلوده حلقههای متحد المرکزی به رنگ سیاه دیده میشود
که در فواصل آنها بخشهای روشن قرار دارند . در برش طولی این دوایر به صورت نوارهای
طولی دیده میشود .
عامل بیماری ویرسی است از تیپ جنس Curtovirus به ابعاد 30*18 نانومتر ، به وسیله عصاره گیاه منتقل نمیشود . ویروسی
است پایا که در عصاره برگ چغندر برای مدت هفت روز در برگ چغندر خشک برای مدت
چهارماه و در بدن زنجره ناقل که خشک شده باشد تا 6 ماه بیماریزایی خود را حفظ
میکند .
ویروس عامل بیماری توسط حشرات ناقل منتقل میگردد و در ایران زنجره های
جنس Neoaliturus به عنوان ناقلین
این ویروس شناخته شده اند . این حشرات زمستان را به صورت حشره بالغ در پناه بوتههای
چغندری که در زمین باقی مانده ، همچنین بوته های علفهای هرز مختلف بالاخص شور ،
شوره ، عنبر بو ، نان گرگ و درمنه میگذرانند .
ویروس به وسیله تخم زنجره و همچنین به وسیله بذر منتقل نمیشود .
کنترل
برای کنترل با بیماری باید سعی نمود حشرات ناقل کنترل شوند

سفیدک داخلی چغندر قند Beet downy mildew
در ایران سفیدک داخلی چغندر در سال 1349 توسط شهیدی از مناطق بجنورد و در
سال 1353 توسط ابراهیمی و میناسیان از رامین اهواز و بعداً از اصفهان در روی چغندر
لبوئی توسط شیرازی گزارش شده است این بیماری توسط دکتر اعتباریان در روی چغندر
لبوئی و چغندر برگی در مناطق شهر ری، ورامین و گرمسار مشاهده شده است .
نشانههای
بیماری
تمام اندامهای فوقانی بوته چغندر ممکن است به این بیماری مبتلا گردد. موقعی
که کوتیلودونها و گیاهچهها مبتلا میشوند، رنگشان روشنتر از حالت طبیعی به نظر
میرسد . اندامهای آلوده به طرف پایین متمایل میگردند و در شرایط مرطوب در زیر
برگ پوشش قارچی تشکیل میشود . در سطح فوقانی برگها لکههائی به قطر حداکثر 4
سانتیمتر و به رنگ سبز روشنتر از قسمتهای دیگر به وجود میآید و در زیر همین لکههاست
که کنیدیوفر و کنبدیهای عامل بیماری به رنگ خاکستری کرکی بوجود میآید . در شرایط
آب و هوائی خشک حاشیه برگها ممکن است به رنگ قرمز پریده در آید، در شرایط مرطوب
اواخر پاییز ، پوشش قارچی روی تمام برگهای جوان و دمبرگ را میپوشاند . برگهای
مبتلا کوچک و ضخیمتر از معمول و حاشیه آنها به طرف پایین برمیگردند اگر ریشههای
چغندر برای بذرگیری در زمین باقی بماند، در بهار سال بعد علائم روی ساقههای گلدار
بوتههای مبتلا به بیماری ظاهر میگردد. رشد تمام برگها متوقف شده پیچیده و ضخیم
میشوند . ساقههای گلدار کوتاه مانده و میپیچند ، کاسبرگها متورم میگردند و در
شرایط مرطوب پوشش قارچی بر روی تمام قسمتهای مبتلا تشکیل میشود . گل آذین متراکم شده
و برگها به صورت جاروی جادوگر در میآید .
عامل بیماری سفیدک داخلی چغندرPeronospora farinose f.Sp. betae میباشد.
کنیدیهای قارچ در برابر سرما مقاومت دارند و در سرمای 12- درجه سانتیگراد
به مدت 24 ساعت از بین نمیروند . عامل بیماری ممکن است به صورت اسپور یا اغلب به
صورت میسلیوم در ریشهها و یا در بذر زمستان گذرانی می نماید .

کنترل:
1- تناوب زراعی
2- زهکشی خوب
3- کاشت بذوری که از مناطقی که عاری از بیماری تولید شده باشد در کنترل
بیماری مؤثر است
4- اگر بذور، مشکوک به بیماری باشند بذور را باید به وسیله آب 59 درجه
سانتیگراد به مدت 8 دقیقه خیس کرده و پس از خشک کردن مجدداً با تیرام (Thiram ) ضد عفونی کرد.
5- سمپاشی شاخه و برگ گیاه با سموم مانکوزب یا زینب هفتهای یک بار باید
انجام شود. سمپاشی با غلظت 3در هزار به محض دیدن اولین علائم صورت گیرد.
6- در صورتی که در سالهای قبل بیماری شدید باشد به محض اینکه اولین برگ
حقیقی در گیاه ظاهر گردد، سمپاشی شروع شود سمپاشی چغندر برگی به علت خطراتی که
برای انسان دارد توصیه نمیشود.

موزائیک چغندر Beet mosaic virus
بیماری موزائیک چغندر یکی از سه بیماری ویروسی مهم چغندر کاری ایران میباشد
که کم و بیش انتشار دارد . بیماری علاوه بر چغندر قند ، روی چغندر علوفه ای لبوئی
و برگی نیز شیوع دارد و خسارت آن روی چغندر قند بذری به مراتب بیشتر است .
نشانه
های بیماری
اولین نشانه های بیماری موزائیک چغندر ، روشن شدن رگبرگهاست که متعاقباً
در اواخر بهار و ماهای پائیز که هوا گرم نمیباشد ظاهر می شود .لکه های تغیر رنگ
یافته که به طور نامنظم هستند حالت موزائیکی به برگ داده و در صورت شدت بیماری
پهنک برگ چین خوردگی پیدا میکند . لبه برگهای جوان به طرف داخل لوله میشود و به
طور کلی رشد بوته نیز بر اثر حمله بیماری کم شده، کوتاه و کوتوله میماند .

عامل
بیماری
عامل بیماری ( Beet mosaic virus ) ویروسی از
گروه Potyvirus میباشد
ویروس موزائیک چغندر به وسیله بذر منتقل نمیشود ولی به وسیله تلقیح عصاره
گیاه آلوده و به کمک پودر کربوراندوم و یا مالش شدید به گیاه سالم قابل انتقال است
. این ویروس بسهولت توسط شته سبز هلو ( Myzus Persicae )،
شته سیاه باقلا ( Aphis
fabae ) و بعضی از انواع دیگر شتهها منتقل
میشود .
کنترل
برای کنترل با بیماری باید سعی نمود حشرات ناقل کنترل شوند

سفیدک چغندر
این بیماری به برگهای چغندرقند Beta Vulgarist حمله میکند و در نتیجه وزن ریشه و میزان قند در ریشه گیاه بیمار پایین میآید. این بیماری در اروپا و آمریکا در درجه دوم یا سوم اهمیت قرار گرفته است، ولی در ایران به علت مساعد بودن شرایط رشد برای این قارچ ، خسارت آن خیلی زیاد و جزء بیماریهای درجه اول چغندر قند میباشد. این بیماری در تمام مناطقی که کشت و کار چغندرقند انجام میگیرد دیده میشود، شدت و ضعف بیماری نسبت به تغییرات درجه حرارت ، رطوبت منطقه فرق میکند.

عامل بیماری
عامل بیماری سفیدک چغندر قارچی از رده Ascomycetes و از راسته Erysiphales و خانواده Erysiphaceae است. طبق مطالعات و بررسیهایی که انجام گرفته عامل بیماری سفیدک سطحی چغندر قند در ایران Erysiphe polygoni DC است که Blumer آن را Synonyme با Erysiphe betae (Vanha) Weltzien میداند.
بیولوژی قارچ
کنیدیها توسط باد و باران بر روی برگ بوتههای جوان میافتد در صورت مساعد بودن شرایط پس از 3 تا 5 ساعت کنیدی تندش مییابد و رشتهای به نام Tube germinatif از آن خارج میشود که از راه روزنههای برگی یا به طریقه مکانیکی دارد نسج میزبان میشود. در این حال اندام رویش قارچ که شامل رشتههای میسلیوم است در سطح میزبان ظاهر گشته و بطور پراکنده سطح برگ را میپوشاند، بر روی همین رشتههای میسلیوم کنیدیوفورها و کنیدیهای زنجیرهای شکل ظاهر میگردند. در صورت وجود شرایط مناسب بیماری تمام مزرعه را فرا میگیرد.
این قارچ در حرارت زیاد نمیتواند فعالیت داشته باشد، چنانکه در مرداد ماه پیشروی این قارچ کم بوده و در شهریور ماه که رطوبت نسبی بالا و درجه حرارت کم میشود از نو فعالیت میکند از اواسط همین ماه است که نقاط قهوهای مایل به سیاه که همان پرتیسها یا فرم جنسی قارچ میباشند ظاهر میگردند. به ظاهر این پرتیسها عامل انتقال بیماری از سالی به سال دیگر میباشند. این بیماری روی میزبانهای متعددی از خانوادههای Leguminoseae , chenopodiaceae و گیاهان علوفهای دیگر فعالیت میکند، روی هم رفته قارچی پلیفاژ میباشد.
علایم بیماری
از اواخر خرداد اولین علایم بیماری در سطح زیرین برگها و بعد در سطح فوقانی ظاهر میشود. این علائم عبارت است از ظهور پوشش سفید گردمانندی در سطح زیر برگ که در اثر زیاد شدن رطوبت هوا قارچ به سرعت رشد کرده و ازدیاد مییابد و سطح فوقاتی برگها و ساقهها و تکمههای گل را میپوشاند، به تدریج که بیماری پیشروی میکند پوشش سفید گرد مانند کمیتغییر رنگ یافته و متمایل به رنگ قهوهای میگردد.
در اثر حمله این قارچ برگها تقریبا شادابی خود را از دست داده و برگهای جوان کمی چروکدار و برگهای مسنتر به طرف پایین بوته کمی خم شده و زرد رنگ میشوند. معمولا بهترین درجه حرارت برای رشد قارچ 20 - 18 درجه سانتیگراد می باشد، در خرداد ماه به علت بالا رفتن درجه حرارت از شدت حمله پیشروی بیماری کاسته میشود، آخر فصل (از اویل شهریور ماه) به علت بالا رفتن رطوبت نسبی و مساعد شدن درجه حرارت بیماری شدت مییابد. تمام سطح مزرعه بطور یکنواخت مورد حمله بیماری قرار نمیگیرد، اگر خوب دقت شود در بعضی از خطوط شدت حمله بیماری زیاد و در برخی دیگر بوتههای آلوده کمتر است.
ظهور قارچ را در اوایل ابتلا در سطح زیر برگها میتوان اینطور توجیه کرد که قارچ در اوایل حمله خود نسبت به نور زیاد کمی حساس بوده و همچنین احتیاج آن به رطوبت و سایه بیشتر است. پوشش سفید سطح برگ در حقیقت اندامهای بیرونی قارچ میباشد که شامل رشتههای میسیلیوم و اندامهای تولید مثل غیرجنسی و نقاط سیاه رنگ که در آخر فصل ظاهر میشوند اندامهای جنسی قارچ است.
خسارت بیماری
در اثر حمله بیمار سطح زیرین و فوقانی برگ از پوشش سفید گردمانندی پوشیده میشود. این پوشش به منزله قشر یا صفحهای است که بین سطح برگ و محیط خارج قرار میگیرد و مانع رسیدن نور خورشید بطور کامل به سطح برگ میگردد. در این حال برگها به خوبی عمل فتوسنتز را انجام نداده و از قسمت بیرونی شروع به زرد شدن کرده و بعدا خشک میشوند.
گیاه برای ادامه حیات و رشد تکمیلی و ایجاد تعادل بین دو بخش بیرونی و درونی مجبور است برگهای جدیدی را تولید کند که خود این عمل موجب کمشدن رشد و تقلیل وزن ریشهها میشود. طبیعی است که این نوع ریشهها دارای قند کمتری خواهند بود. رشتههای میسیلیوم برای تغذیه و ادامه زندگی اندامهایی به نام مکه به داخل سلولهای اپیدرم میزبان میفرستند و مواد غذایی مورد نیاز خود را بدست میآورند. همین عمل موجب تخریب و ظهور اختلالاتی در فعالیت سلولهای مزبور میشود.
مبارزه
بیماری سفیدک چغندر در اغلب نقاط دنیا که چغندرقند کشت و کار میشود از نظر اقتصادی اهمیت قابل ملاحظهای نداشته و خسارت حاصله از حمله بیماری بسیار ناچیز و قابل اغماض میباشد، ولی در ایران به علت مساعد بودن شرایط محیطی و وجود میزبانهای متعدد توسعه یافته ، زیرا قارچ زمستان را در روی علفهای هرز مجاور در مزارع میگذراند و در اواخر بهار موجب آلودگی مزارع چغندرقند میشود برای مبارزه با این بیماری روشهای زیر قابل توصیه میباشند.
مبارزه زراعی
1) تمیز کردن و پاک نگاهداشتن مزارع چغندرقند از علفهای هرز
2) تمیز کردن اطراف مزارع چغندرقند از علفهای هرز
3) پس از برداشت محصول مزرعه را از بقایای چغندر قند پاک کرد.
4) بذری که برای کاشت چغندرقند استفاده میشود باید حتیالامکان عاری از بذور علفهای هرز باشد
5) تهیه ارقام مقاوم به سفیدک
مبارزه شیمیایی
در مورد مبارزه شیمیایی با این بیماری آزمایشهای متعددی در اطراف کرج انجام گرفته و زمان مبارزه با این بیماری به محض ظهور پوشش سفید گردمانندی در روی برگها میباشد و سمومی را که میتوان توصیه کرد عبارتند از:
1) گل گوگرد به میزان 20-25 گیلوگرم در هکتار گردپاشی شود.
2) کاراتان 1 گرم در لیتر و معمولا 600 تا 800 لیتر در هکتار کافی به نظر میرسد.
3) سولفورن به نسبت 1 کیلوگرم در 100 - 75 لیتر آب مصرف میشود.

ریزومانیای چغندر
ریزومانیا یکی از مخربترین و پرخسارتترین بیماریهای مهم چغندرقند میباشد که در مناطـق مختلف کشور بویژه مناطق مغان ، اصفهان و خراسان شروع و شیوع کرده و گزارشــاتی نیز مبنی بر صحت وجود این بیماری قید شده است. بیماری ریزومانیای چغندرقند که به خـــاطر علامت بیماری در دو طرف ریشه اصلی به دیوانگـــــــی ریشه موسوم است، به جهت کوتوله شدن ریشـه و ادامه رشد ریشه در قسمت سطحی خاک محصول برداشتی خیلی کم میشود و شدیدا عملــکرد شکـر در هکتار کاهش مییابد و عدم رعایت اصول کنترلــــی و کاهش بیماری عمــلا کشت چغندر قند را در کشور به مخاطره خواهد انداخت.
علائم بیماری و تشخیص مزرعهای
در مزارع آلوده در تابستان معمولا لکههای سفید و زردی در اطراف رگبرگها بوجود میآید که از علائم اولیه بیماری میباشد. برگها ممکن است چروکیــــده و پژمرده شوند و بدون سبزینه باشند، بعضی وقتها برگهای کوچکتر در قسمت طـوقه جوانه زده و تکثیر یابند. زردی عمومی معمولا در برگها اتفاق میافتد و به جهت اینکه ریشههای آلوده از لحاظ آب و جذب مواد غـــــذایی در کمبود هستند، نشانههای معمول برگی ، شبیه به استرس آبی یا کمبود نیتروژن هستند.
در ســطح پیشرفته بیماری ، علائم بیماری شامل کوتوله شدن ریشه گیاه و انشعاب بیش از حد ریشــههای جانبی مرده و پوسیده در اطراف ریشه اصلی است که به آن ظاهری ریشدار میدهد. با آلودگــیهای بعدی ریشههای ذخیرهای گیاه اغلب پوسیده میشوند و در زیر سطح خاک بهم فشــرده میگردند و غده شکل لیوان را به خود میگیرد و حلقههای آوندی نیز ضمن چوبی شدن ظاهــری تیره رنگ به خود میگیرد.
بعضی اوقات رگبرگـــها کمی زرد رنگ شده و حالت ایستاده پیدا میکنند، حالت بد شکلی در برگها نیز مشاهده شده و منجر به رشد غیر عادی بافت طوقه گیاه میشود. امکان سستی و پژمردگی بدون تغییر رنگ در برگهای گیاه در مراحل بعدی وجود دارد و در برخی از موارد بندرت علائم زردی رگبرگی مشخص همراه با لکههای نکروتیک نیز قابل مشاهده است. این علائم حتی در صورت نادر بودن از مشخصات بارز بیماری هستند.
تشخیص آزمایشگاهی
تشخیص درست بیماری در صورت عدم تشخیص مزرعهای و مشکوک بودن ، بوسیله تست سرولوژیک آزمایشگاهی ELISA انجام میگیرد. اپیدمی بیماری این ویروس بوسیله قارچ پلی میکسا بتائه منتقل میشود. این قــارچ در بافت زنده میزبان قادر به تولید مثل است. قارچ مذکور خاکـــزی بوده و حـامل ویروس عامل بیماری است. از میزبانهای دیگر قارچ مذکـور اعضای خانواده اسفناجیان و خانواده تاج خروس به صورت محدود است و ویروس مذکور از طریق مکانیکی به گونههای میزبان منتقل میشود.
شرایط مطلوب جهت بروز و توسعه بیماری
از شرایط مطلوب بیماری درجه حرارت بیش از20 درجه سانتیگراد خاک برای مدت طـولانی ، رطوبت بالای خاک حاصل از بارندگیهای مداوم ، بدی بافت خاک ، آبیاری فـشرده ، خاکهای ضعیف فاقد مواد آلی ، زهکشی ضعیف و بیتفاوت بودن خاک نسبت به خاصیت قلیایی ضعیف است. پیشرفت و توسعه این بیماری بستگی به بیولوژی قــارچ ناقل دارد و در کل شدت بیماری در اثر زیادی آب چه از طریق باران و چه از طریق آبیاری باشد بیشتر میشود.
کنترل بیماری
اسپورهای استراحتی پلی میکسا بتائه میتوانند در خاکهای آلوده برای مدت 10 سال به زندگی ادامه دهند، بنابراین به محض ورود ویروس به اراضی کشاورزی جلوگیری از آلودگــــــی از طریق روشهای زراعی یا شیمیایی تقریبا غیر ممکن است. به هر صورت از اقدامـات اساسی زیر جهت کنترل و کاهش بیماری با رعایت اصولی و صحیح میتوان تا حد ریشه کن کردن بیماری و فراتر از کنترل ، گام برداشت و بهره جست و تا حد امــــــکان مانع از گسترش آلودگی به مزارع سالم گردید.
1) عدم کشت چغندر قند در مناطق آلوده حداقل تا 5 سال (پرهیز از تناوب تکراری)
2) استفاده از ارقام مقاوم و متحمل به بیماری مذکور
3) عدم انتقال خاک و چغندرهای آلوده به مزارع سالم
4) کشت زود هنگام (خنکی خاک هنوز موجود باشد)
5) مدیریت صحیح آبیاری اوایل فصل زراعی
6) اعمال مدیریت صحیح در کود دهی و استرس آبی
7) کنترل هرزآب مزارع
8) بهبود زهکشی مزارع با انجام شخم عمیق و زیر شکنی لایههای سخت
9) جلوگیری از کوبیدگی و فرسایش خاک
10) رعایت بهداشت کنترل آلودگی در استفاده از ادوات کشاورزی
11) رعایت قرنطینه بذور وارداتی و رعایت کنترل ایزولاسیون مزارع آلوده
12) کنترل جابجایی گلههای گاو و گوسفند در بین مزارع آلوده به مزارع سال
داروی بیماری
داروی بیماری ویروسی ریزومانیا چغندرقند در ایران تولید شد. آنتی بادی پلیکلونال برای مبارزه با بیماری ویروسی ریزومانیای چغندر قند که در سالهای گذشته به کشور وارد میشد، برای اولین بار در ایران تولید شد. با انجام طرحی با عنوان بررسی برخی خصوصیات فیزیوشیمیایی و بیولوژیکی ویروس زردی نیکروتیک رگبرگ چغندرقند (عامل بیماری ریزومانیا) و تهیه آنتی سرم علیه ویروس مذکور که به مدت 4 سال بطول انجامید این آنتی بادی ساخته شد.
در زمینه موارد کاربرد این آنتی بادی میتوان گفت این آنتی بادی جهت آزمون سرولوژیکی الایزا برای تعیین شدت آلودگی بوتهها به بیماری ریزومانیا ، در کارخانجات تولید قند به منظور تشخیص بیماری ، در موسسات تحقیقات آفات و بیماریهای گیاهی به منظور تشخیص بوتهها یا والدهای عاری از ویروس و در نهایت برای بهنژادی و انتخاب ارقام مقاوم بکار میرود. درباره مراحل انجام کار پس از تکثیر ویروس در گیاه با استفاده از سانتریوفوژ و خالص سازی آن در بخش ویروس شناسی گیاهی ، ویروس بدست آمده به خرگوش تزریق شد و سپس از خون خرگوش این آنتی بادی تهیه شد.

عامل ایجاد کننده و نشانههای بیماری
نماتد های ایجاد کننده بیماری سه گونه از جنس Meloidogyne هستند که شامل گونه های M.Javanica ، M.incognata و M.arenaria میباشند. برگ درختان مبتلا به نماتد به تدریج از سبز به زردی میگراید، رشد کلی درخت کاهش مییابد و حالت کوتولگی خفیفی به درخت دست داده و گاهی سبب خشکیدگی سرشاخه میشود. مهمترین نشانه های ویژه این نماتد پدیدار شدن گال و برجستگی های ریز روی ریشه های مویی درختان پسته است که درون آین گال ها نماتد ماده وجود دارد.

مبارزه
1) رعایت نکات بهداشتی به منظور جلوگیری از پیدایش انگل و انتقال آن به مناطق دیگر و استفاده از پایه های متحمل
2) مبارزه بیولوژیک با استفاده از باکتری ها و قارچ های مفید
3) استفاده از نماتد کشهایی نظیر گرانول تراکورپ به میزان 25 گرم بر متر مربع و نماگون به میزان 5 گرم بر متر مربع در دو نوبت به فاصله 30 روز
4) استفاده از ترکیبات بیولوژیک resist و elternema
بررسي كنترل بيولوژيك نماتد مولد گره ريشه Meloidogyne javanica توسط Trichoderma viride
كنترل بيولوژيك نماتد مولد گره ريشه گونه Meloidogyne javanica ، به وسيله قارچ Trichoderma viride طي چندين آزمايش گلخانه اي بررسي شد. نتايج نشان مي دهد كه غلظت هاي مختلف اين قارچ مي تواند نسبت به شاهد، علاوه بر كاهش ميزان بيماري، ميزان توليد توده تخم به ازاي هر گياه و متوسط تعداد تخم داخل هر توده تخم را به طور معني داري (در سطح 5% ) كاهش دهند. از نظر ميزان بيماري بين غلظت هاي مختلف قارچ، تا غلظت 107 اسپور در ميلي ليتر اختلاف معني دار وجود داشت. ولي از نظر تعداد توده تخم روي ريشه هر گياه، غلظتهاي 103 و 104 اسپور در ميلي ليتر نسبت به شاهد، اختلاف معني دار نبود و غلظتهاي 107 و 108 نيز، روند كاهش بدون اختلاف معني دار بود. از نظر ميزان تخم در داخل هر توده تخم نيز، بين غلظتهاي بيش از 102 اسپور در ميلي ليتر قارچ اختلاف معني دار وجود نداشت. نتايج اين تحقيق همچنين نشان مي دهد كه قارچ T. viride مي تواند پس از حمله نماتد به گياه نيز ميزان بيماري (متوسط اندازه گال) و متوسط تعداد توده تخم به ازاي هر گياه را كاهش دهد. ولي از نظر متوسط تعداد تخم داخل هر توده تخم، بين تيمار و شاهد فقط در مرحله توليد سلول هاي غول آسا (4 روز پس از نفوذ نماتد به گياه) اختلاف معني دار بود و در مرحله ظهور بالغ هاي جوان (15 روز پس از نفوذ نماتد به گياه ) اختلاف معني دار نبود. اين قارچ همچنين موجب كاهش در ميزان تفريخ تخم نماتد گرديد. در حالي كه حداكثر ميزان تفريخ تخم نماتد در شاهد با اختلاف معني داري نسبت به روزهاي قبل، در روز سوم بود، در گياهان تيمار در روز ششم بوده و تا روز نهم نيز بدون تغيير معني دار بود ( در سطح 5% ). كاهش ميزان تفريخ تخم نماتد در تيمار با قارچ نسبت به شاهد حدود 20 درصد بود.

این بیماری که خسارت اصلی آن در مناطق مرطوب بیشتر است در نقاط مختلف کشت کاهو در ایران مخصوصا در خوزستان همه ساله خسارت زیادی چه در مزرعه و چه در موقع حمل محصول به آن وارد میآورد. این بیماری از مدتها پیش در ایران وجود داشته، در بهار 1343 و زمستان 1342 در کاهوهای شمال ایران به شدت شایع شد و خسارت آن را نصف تا ثلث محصول تخمین زدند.در اسفند 41 و بهار 42 بطوری که این بیماری در مزارع کردکوی شایع بود که زارعین به علت شیوع بیماری از برداشت محصول خودداری کردند. در نقاط دیگری مثل گرگان ، مازندران ، گیلان تا آستارا بیماری گزارش دادهاند. در جنوب ایران در برازجان و خوزستان که مرکز کشت کاهو زودرس میباشد نیز بیماری خسارت زیادی وارد میآورد.
علائم بیماری
در روی برگهای کاهو لکههای کوچکی در ابتدا به رنگ سبز کمرنگ بوده و به تدریج تغییر رنگ یاخته و به رنگ قهوهای درمیآید. این لکهها غالبا مدور بوده و در وسط آنها نسج گیاه خشک و نکروز شده و در بعضی از نمونهها این لکهها به صورت دوایر متحدالمرکزی درمیآیند. عموما لکهها دارای هالهای شفاف در اطراف خود میباشند در شرایطی که رطوبت محیط زیاد باشد و در مدتی که شدت بیماری زیاد باشد لکهها به یکدیگر متصل شده و تمام سطح برگ را فرا میگیرد بطوری که کاهو ارزش بازاری خود را از دست میدهد و طعم و مزهاش نیز تغییر میکند. بیماری معمولا از نوک برگها به طرف پایین و از برگهای خارجی و حسن به برگهای مرکزی پیشروی میکند.
مشخصات قارچ عامل بیماری
فرم غیر جنسی قارچ عامل بیماری لکه قهوهای کاهو از تیره Dematiaceae و ژانر Stemphylium میباشد. کنیدیفرها به رنگ قهوهای دارای دیواره عرضی میباشد. در روی کنیدیفرها کنیدهایی به رنگ قهوهای مایل به سیاه تشکیل میشود. شکل کنیدیها بیضی یا چهار گوش و یا مستطیل بوده ولی عموما دارای شکل غیرمنظم میباشند. این کنیدیها دارای دیوارههای عرضی و طولی بوده و اغلب طح خاری آنها دارای خارهای ریزی میباشند. فرم جنسی این قارچ از تیره pleosporaceae است. این فرم قارچ در داخل برگهای مرده و پوسیده بوجود میآید. در محیط آزمایشگاه نیز توانستهاند این حالت از قارچ را ایجاد نمایند.
بیولوژی قارچ S.botyosum
این قارچ هم به صورت پارازیت و هم به صورت ساپروفیت در روی قسمتهای مختلف گیاهان زندگی میکند. تظاهرات زندگی آن در ابتدای فعالیت به صورت لکههای رنگ پریده و سپس به صورت لکههای قهوهای مدور در سطح برگ کاهو که یکی از میزبانهای آن میباشد دیده میشود. در سطح این لکهها کنیدیفرو در انتهای آن کنیدی در اثر طویل شدن جدار خارجی کنیدیفر بوجود میآید. بدین ترتیب که موقع جوانه زدن اسپور جدارهای داخلی از خارجی جدا شده و باعث رشد کنیدی میشود.کنیدیها به علت سبکی توسط باد ، آب و یا عوامل دیگر به آسانی منتشر میشود و بیماری از بوتهای به بوته دیگر و از مزرعهای مزرعه دیگر منتقل میگردد. اسپورهایی که در محل مناسب قرار گیرند تندش پیدا کرده و از راه روزنهها وارد گیاه میزبان خود میشوند و وجود خراش و یا زخمها برای آلودگی لزومی ندارد. میسلیوم حاصله از تندش کنیدی در پارانشیم برگ گسترش یافته ولی معمولا حدود رشد آن در روی برگ زنده محدود نمیشود. در این تماما برگ خشکیده و قارچ فاصله بین سلولها و داخل سلولها را پر میکند. از هر اسپور پس از جوانه زدن 1 تا 2 لوله تندش خارج شده و با ایجاد رشتههای میسلیوس وارد روزنه و پارانشیم برگ میشود، دوره کمون بیماری فقط یک تا دو روز میباشد.وقتی رشد قارچ کامل شد تولید کنیدیفر و کنیدی میکند که هر دو به رنگ قهوهای میباشند، این اندامها از سطح برگ خارج شده و با انتشار خود بیماری را در مزارع و اطراف منتشر میکند. مرحله ساپروفیتی از موقعی شروع میشود که برگهای مبتلا به سطح زمین میافتند. در اثر وجود رطوبت کافی قارچ رشد خود دو مرتبه شروع نموده و ایجاد پریتس مینماید که این پریتسها حاوی آسک و آسکوسپورهایی هستند که فصول نامساعد را میگذرانند و بیماری را از سال به سال دیگر منتقل میکنند. پرتیسهای این قارچ پس از 2 تا 3 هفته از کشت در محیط غذایی (P.D.A) محیط کشت سیب زمینی بوجود میآیند که در داخل آنها آسکها و آسکوسپورها به خوبی قابل تشخیص میباشند.
مبارزه
بهترین راه مبارزه مصدوم نمودن بقایای گیاهان سال قبل است، چون در روی این اندامهای بیمار است که قارچ زمستان را به سر برده و با ایجاد پریتس بیماری را برای سال بعد نگه میدارد. این مورد بهترین راه شخم عمیق است. کنترل آبیاری نیز در کم کردن بیماری موثر است. چون این بیماری در مناطق مرطوب سرعت در مزرعه منتشر میشود باید بلافاصله پس از مشاهده اولین آ ثار بیماری کاهوها را با سمومی مثل زینب یا لوفاکول به نسبت 1.5 تا 2 در هزار هر 15 روز یک بار سمپاشی نمود بطوری که آخرین سمپاشی 20 روز قبل از برداشت محصول انجام پذیرد.

بيماری سفيدك پودری انبه
بيماری سفيدك پودری انبه يكي از عوامل مهم و موثر در ريزش گل و ميوه های جوان انبه است.
پرستو نيكبخت – كارشناس موسسه تحقيقات خرما و ميوه های گرمسيري كشور در مقدمه مقاله خود با عنوان سفيدك پودری انبه از انبه به دليل كيفيت بسيار عالي ميوه آن به سلطان ميوه ها ياد كرده است.در ايران استانهاي هرمزگان و سيستان و بلوچستان از مناطق عمده كشت و توليد انبه به شمار مي روند و سطح زيركشتي بالغ بر 1800 هكتار دارند.از مهم ترين مشكلات انبه كاران جنوب كشور در چند سال اخير مسئله ريزش گل و عدم تشكيل ميوه بوده است كه بيماري سفيدك پودري انبه از عوامل مهم و موثر در اين عارضه است.
نوعي قارچ عامل بوجود آورنده، اين بيماري است كه به بافت هاي جوان همه اعضا گياه مانند گل آذين، برگ و ميوه آسيب مي رساند. روي سطح نواحي آلوده را گرد سفيدي مي پوشاند و در زير اين پوشش سفيد رنگ، اندام ها در نهايت قهوه اي شده و مي ميرند.خوشه هاي آلوده در واريته هاي حساس ممكن است ميوه ندهند و يا تعداد كمي ميوه توليد كنند كه در اين صورت ميوه ها كوچك و گاهي نارس هستند. در اثر حمله قارچ سطح ميوه هاي جوان ممكن است توسط پودر سفيدرنگ پوشيده شود و با رشد ميوه اپيدرم آنها در محل آلودگي ترك خورده و بافت چوب پنبه اي تشكيل مي شود و ميوه ها بعد از اينكه به اندازه نخود شدند، مي افتند نكته مهم اينكه برگ هاي كهنه و ميوه هاي بالغ و رسيده از قارچ سفيدك پودري خسارت نمي بينند.در بخش ديگري از اين مقاله استفاده از ارقام مقاوم و روشهاي مبارزه شيميايي با اين بيماري آورده شده است ارقام گلن، كاريرو هادن نسبتا حساس و ارقام تومي، سنساشن و كنسينگتون نسبت به بيماري سفيدك پودري حساسيت كمتري دارند و توصيه شده است از پايه هاي مقاوم در برنامه هاي اصلاح نژاد استفاده شود.محلولپاشي با گوگرد و تركيبات آن از روشهاي شيميايي توصيه شده براي كنترل اين بيماري است كه استفاده از آن در شرايط آب و هوايي گرم و نور شديد باعث وارد آمدن خسارت به برگ و ميوه هاي جوان و يا گل ها مي شود.همچنين استفاده از قارچ كش دينوكاپ به ميزان يك گرم در هر ليتر آب و يا كالكسين به ميزان يك سي سي در هر ليتر آب مي تواند به خوبي بيماري را كنترل مي كند.

عامل ایجاد کننده و نشانههای بیماری:
عامل بیماری قارچ Alternaria alternata میباشد. بیماری به صورت لکه هایی به رنگ قهوه ای تیره تا سیاه روی برگ، دمبرگ و محور خوشه و پوسته سبز میوه دیده میشود. پوسته سبز میوه در محل آلودگی چوب پنبهای شده و ترک میخورد.

مبارزه
1) هرس شاخه های مجاور زمین، از بین بردن علف های هرز و آبیاری مناسب
2) سمپاشی با کاپتان به نسبت 3 در هزار در زمان ش روع ظهور علائم

نماتد ساقه و پیاز Ditylenchus dipsaci (Kuehn) Filip گسترش جهانی دارد. بیشتر در مناطق معتدل شیوع دارد و خسارت میزند. بیماری اولین بار در هلند درسال1883 ودر ایالات متحده درسال 1931 گزارش شده است.
در ایران نماتد Ditylenchus dipsaci در روی یونجه گزارش شده است. علاوه براین نماتد به 400 گونه گیاه حمله میکند. اما نژاد خاصی از نماتد به پیاز حمله میکند. سبزیهائی از قبیل،سیر، لوبیا، باقلا، کلم، هویج، کرفس، مارچوبه، جعفری، نخود، سیبزمینی و کدو مورد حمله نماتد Ditylenchus dipsaci قرار میگیرد.
مرفولوژی و بیولوژی
عامل بیماری نماتد Ditylenchus dipsaci (Kuehn) Filip میباشد که طول آن3/1-1 میلیمتراست وحدود30 میکرومترقطر دارد. روی بدن استوانهای آن خطوط اریب دیده میشود. دم نماتد نر و ماده تیز است هر نماتد ماده 200تا500 تخم میگذارد. اولین پوستاندازی در تخم انجام میشود. پوره مرحله دوم از تخم خارج شده، به سرعت پوست دوم و سوم را نیز انداخته و پوره قبل از بلوغ یا عفونتزا را تولید میکند.این پوره میتواند شرایط یخبندان و خشکی شدید را تحمل کرده و در داخل بافتهای گیاهی مثل ساقهها، برگها، پیازها، بذرها یا درداخل خاک به سر میبرد.هنگامی که قسمتهای هوایی گیاه میزبان با غشائی از آب پوشیده میشود،نماتدها به طرف بالا حرکت کرده و خود را به سر شاخهها و برگهای جدید و جوان میرسانند و سپس از طریق روزنهها، شکافها یا مستقیما به داخل پایه ساقهها یا محور برگ رخنه میکند. بعد از ورود به گیاه میزبان پوست چهارم را انداخته ،تبدیل به نر یا ماده میشود. چرخه کامل زندگی حدود19تا25 روز طول میکشد. تولیدمثل فقط مواقعی که هوا سرد است متوقف یا کند میشود. وقتیکه پیازها شدیدا آلوده شدند ،میپوسند، پورههای قبل از بلوغ ازآنها خارج شده و گاهی اوقات دراطراف ساقه زیرزمینی پیازهای خشک شده به صورت توده سفید خاکستری پنبهای که پشم نماتد خوانده میشود اجتماع کرده وبرای سالهای سال در همین جا میتواند زنده بمانند.

وقتی که نماتدها به بذر در حال جوانه زدن یا گیاهچه جوان حمله میکنند، از نزدیکی کلاهک ریشه هیپوکوتیل یا از نقاطی که هنوز داخل بذر است وارد میشوند. نماتدها بیشتر روی سلولهای پارانشیمی پوست تغذیه میکنند. در همین حال سلولهای اطراف نماتدها شروع به تقسیم شدن و بزرگ شدن میکنند. نتیجتا برجستگیهایی روی گیاه بوجود میآید. گیاهچهها بسته به اندازه و تراکم این برجستگیها ممکن است ناقصالعضوشده پیچیده شوند،انحنا حاصل کنند ویا بصورت دیگری تغییر شکل دهند. شکاف برداشتن اپیدرم اغلب راه ورود برای مهاجمین ثانوی از قبیل باکتریها و قارچها باز میکند. بعد از رخنه نماتد سلولها بزرگ میگردند، کلروپلاستها ناپدید، فضاها بین سلولی داخل بافت پارانشیم افزایش مییابند. این اثرات اغلب قبل از تماس نماتد باسلولها ایجا میشود. واین دال براین است که تراوشات بزاقی قبل از پیشرفت نماتد منتشر میگردند.

علائم و نشانههای خسارت :
در مزارع آلوده به نماتد Ditylenchus dipsaci ظهور گیاهچههای پیاز به کندی انجام گرفته، میزان سبز شدن گیاه بطور قابل ملاحظهای تقلیل مییابد. بیشتر از نصف تعداد گیاهچههای ظاهر شده بیمار و زرد رنگ هستند، پیچ خورده و هلالی بنظر رسیده ودر امتداد کوتیلودون نواحی برجستهای دیده میشود. کوتیلودونها معمولا باد کردهاند و اپیدرمشان به صورت توری ترک برداشته و بیشتر گیاهچههای مریض ظرف سه هفته بعد از کاشت از بین میروند و بقیه بعدا میمیرند. وقتی که در داخل خاک آلوده پیاز کاشته میشود علائم روی گیاهان درحال رشد تقریبا بعد ازسه هفته شروع میگردد وشامل کوتولگی، لکههای زرد کم رنگ، آماس و زخمهای باز روی برگهاست.
روی ساقه،جوانهها یا گیاهان جوان برآمدگیهایی بوجود میآید وبرگها کوتاه وپیچیده میشوند. نوک برگها از بین میرود و برگهای مسنتربه دلیل ازبین رفتن تیغهی میانی سلولها چنان ضعیف میشوند که نمیتوانند خود را قائم نگهدارند و روی زمین میغلطند. ساقه و گردن پیاز نرم میگردد. پیازهای آلوده ممکن است شکاف بردارند یا اینکه جوانه زده و دوپیازه و ناقص شوند. پیازهای آلوده گاهی از بیرون سالم به نظر میرسند اما در انبار میپوسند.
کنترل:
1- تناوبهای طولانی (2-3 سال) با گیاهان مقاوم از قبیل اسفناج، چغندر، کاهو و گیاهان خانواده غلات
2- استفاده ازپیازو بذرعاری ازنماتد
3- ضد عفونی پیازو بذرآلوده با قراردادن درآب 46 درجه سانتیگراد به مدت یک ساعت
4- مبارزه درمزارع بوسیله فومیگاسیون خاک
5- بعداز کاشت سموم نماتدکشDD
6- برای جلوگیری ازآلودگی مجدد ضد عفونی وسایل کشاورزی


سفیدک کرکی توتون وتنباکو

عامل بیماری Peronospora tabacina- است که اخیراً در بعضی منابع اسم آنرا P. hyoscyami ذکر کرده اند.
این بیماری خیلی قدیمی است واولین بار درسال 1891 میلادی از استرالیا گزارش شد. سپس در سال 1930 از آمریکا ودر سال 1958 از اروپا گزارش گردید و ظرف مدت چهار سال تمام اروپا آلوده کرده و اپیدمی ایجاد نمود.
از اروپا به شمال آفریقا و آسیا ی نزدیک رسید و در سال1962(1341) از شمال ایران گزارش شد. درهمین سال تقریباً 75% محصول توتون الجزایر را از بین برد. همچنین در همان سال65% محصول ایتالیا را نیز نابود کرد.
در سال بعد در ایران بیش از 50% محصول شمال را از بین برد .در سال 1362 در فارس برای اولین بار دیده شد و در سال 1979 در کانادا و آمریکا بخا طر شرایط خنک ومرطوب خسارت به 250 میلیون دلار رسید. در حال حاضر این قارچ در تمام نقاط ایران وجود دارد ودر صورت فراهم شدن شرایط خسارت زیادی به بار می آورد.
این بیماری از سفیدکهای تیپیک می باشد . قارچ عامل این بیماری درپشت برگها ی آلوده ایجاده لایه کرکی آبی متمایل به بنفش می کند (کپک آ بی) وروی برگها نیز لکه های زرد رنگ کلروتیک دیده می شود . عامل بیماری درگیاه سیستمیک شده و سبب کوتولگی و کج ومعوج شدن گیاه میشود و درآوندها نیز سبب قهوه ای شدن بافت میشود. همچنین ممکن است منجر به آلودگی بذر نیز شود.
این قارچ یک Oomycete است که تولید اسپورانجیوفور با انشعابات دو شاخه میکند که در انتها و بر روی استریگماها اسپورانجیوم تولید میشود. همچنین تولید Oospore میکند که در بقای قارچ نقش مهمی دارد. اسپورانجیومهای قارچ میتوانند فواصل زیاد (km 1600) را نیز طی کنند و به مناطق جدید گسترش یابند. این قارچ فقط به جنس Nicotina حمله میکند ولی در شرایط گلخانه ای بعضی از اعضای خانواده Solanaceae را نیز ممکن است آلوده کند.
منشأ آلودگی اغلب از خزانه است، چون شرایط برای قارچ مطلوب است، یعنی درجه حرارت کم و رطوبت بالا است (به علت تراکم زیاد نشاها). معمولاً یک هفته بعد از آلودگی قارچ تولید اسپورانجیوم میکند یعنی سیکل آلودگی یک هفته است و به همین ترتیب ادامه می یابد و میزان آلودگی به سرعت زیاد میشود. درجه حرارت بهینه برای جوانه زنی اسپورانجیوم 15 درجه سانتی گراد و بیشینه 30 درجه سانتی گراد و کمینه 5/3 درجه سانتی گراد میباشد. شرایط مساعد برای تولید بیماری، حرارت متوسط (حدود 20درجه سانتی گراد)، رطوبت بالا و هوای ابری است. اسپورانجیوم قارچ را کنیدیوم هم گویند زیرا هیچ وقت تولید زئوسپور نمیکند.
کنتــــــــــرل :
1) استفاده از ارقام مقاوم.
2) مانکوزب wp 80% و 2-1در هزار در زمین اصلی
3) مانب wp 80% و 2-1 در هزار در زمین اصلی
4) زینب wp 80% و 3 در هزار در زمین خزانه
5) متالاکسیل- مانکوزب و 1 در هزار در خزانه
سفیدک حقیقی(پودری) توتون و تنباکو
از نظر آب وهوایی محدودیت زیادی ندارد و در اکثر نقاط ایران دیده میشود منتها در مناطی خسارت میزند و در نقاط دیگری خسارت چندانی ایجاد نمیکند. این بیماری نیاز به رطوبت بالا ندارد. در مناطق مرکزی بیماری مهمی است.
قارچ Erysiphe cichoracearum یک آسکومیت است که در فرم جنسی تولید کلیستوتشیوم با زوائد ساده و تعداد آسک زیاد مینماید که درون هر اسک آسکوسپور وجود دارد. حداکثر فعالیت بیماری در 25-22 درجه سانتی گراد دیده میشود.
این بیماری باعث کاهش کیفیت توتون و تنباکو میشود. برای مبارزه با این بیماری از گوگرد نمی توان استفاده کرد چون گوگرد روی گیاه میماند و برای ریه خطرناک است. از قارچ کش هایی مثل بنومیل و کاراتان در اوایل فصل استفاده میشود. در اواخر فصل رویشی سمپاشی نمی شود چون روی گیاه میماند و مضر است.
احتمالاً میزبان های دیگری هم دارد. بنابراین زمستانگذرانی و تابستانگذرانی قارچ بستگی به منطقه دارد. یا روی میزبانهای دیگر، یا روی علف های هرز یا بوسیله آسکوکارپ بقا می یابد و یا از منطقه ای به منطقه دیگر حرکت میکند. علفهای هرز میزبان قارچ مشخص نیست.
کنتـــــــــــرل:
1) ارقام مقاوم به سفیدک بهترین راه حل بیماری میباشد.
2) دینوکاپ wp18.25% یک کیلوگرم در هکتار با دیدن علائم بیماری
ساق سیاه توتون و تنباکو

عامل بیماری Phytophthora nicotianae است. بیماری بسیار خطرناکی است که در جنوب کشور و استان فارس از روی تنباکو گزارش شده است. در برازجان، فارس و زاهدان (جاوه) دیده میشود.
این قارچ به قسمتهای پایین گیاه، ریشه و طوقه حمله کرده و طوقه را سیاهرنگ نموده، تولید Black shank می نماید. همچنین بافت داخلی ساقه (مغز)را به صورت ورقه ورقه در می آورد، گیاه پژمرده شده و می میرد. این قارچ تولید اسپورانجیوم ، Oospore و کلامیدوسپور میکند. اسپورانجیوم ها نسبتاً گرد و پاپیل دارهستند. رشد قارچ در روی محیط کشت بحالت مضرس و پره پره (Rossette) است. قارچ عامل بیماری هتروتالیک است یعنی برای تولید مثل جنسی نیاز به دو تیپ جنسی سازگار دارد. این قارچ گرمادوست است و رطوبت را نیزدوست دارد. بهنیه درجه رشد 30-28 و بیشینه36 درجه سانتیگراد است و کمینه حدود10 درجه سانتیگراد.
کنتـــــــرل:
1) استفاده از ارقام مقاوم.
2) تناوب با غلات یا پنبه.
3) استفاده از نشاء سالم (نشاها باید با روش ELISAL آزمایش شوند).
4) کشت خطی یا آبیاری نشتی.
5) مبارزه شیمیایی در خزانه و ضدعفونی خاک خزانه
نماتد گالی توتون و تنباکو(نماتد ریشه گرهی(
گونه های مختلف Meloidogyne شامل M. javanica، M. hapla، M. incognita و M. arenaria عامل بیماری هستند. از بیماریهای مهم توتون و تنباکو در ایران محسوب میشود و در بعضی مناطق خسارت به گونه ای است که تمام مزرعه گیاه آلوده زرد و پژمرده میشود و سلولهای ریشه حجیم و بزرگ شده و بعد از مدتی از بین می روند.
نماتد به صورت تخم و لارو در خاک زمستانگذاری میکند. نماتد ماده گلابی شکل است و تعداد زیادی تخم تولید کرده که در زیر بدن آنها جمع میشود لارو سن دوم به گیاه حمله میکند. نماتد ماده بدون جفت گیری هم تولیدمثل میکند و نیازی به نماتدهای نر کرمی شکل ندارد.
کنتــــرل:
1) استفاده از نشاء سالم (خزانه سالم(
2) استفاده از ارقام مقاوم. زیرا نماتد نژاد دارد. پس با تشخیص نزاد میتوان نوع میزبان و ارقام را مشخص کرد.
3) تناوب با گیاهان غیر میزبان مثل غلات. نباتات مورد استفاده در تناوب باید علف هرز میزبان را نداشته باشند.
4) دفع علفهای هرز.
5) استفاده از نماتدکش در کشورهایی که اقتصادی است.
6) مبارزه ی بیولوزیکی با قارچ که هنوز موفق نبوده است.
7) استفاده از گیاهان تله

خيار گياه بومي هندوستان است و از آنجا به نقاط ديگر جهان راه يافته است . حدود بيست قرن قبل از ميلاد مسيح مصريان قديم از آن استفاده مي كرده اند .
ايالت فلوريدا مهمترين توليد كننده خيار در آمريكا است و حدود يك سو م خيار كل آمريكا را توليد مي كند .
خيار گياهي است علفي و يكساله داراي ساقه خزنده وپ وشيده از خارهاي نازك و خشن است . برگهاي آن بزرگ و داراي زاويه و دندانه دار است . گلهاي آن زرد رنگ كه به دو صورت نر و ماده روي يك پايه قرار دارند ميوه آن سبز رنگ و بسته به نوع و نژادهاي مختلف ممكن است كوچك و يا دراز باشد .
خیار گیاهی است از گیاهان گلدار، از رده دولپه ای ها، از گیاهان یکساله جالیزی، از خانواده کدوئیان (Cucurbithacae) و از جنس Cucurbita با نام علمی(Cucumis sativus). ریشه ان نسبتاً سطحی است و برای کاشت آن باید خاک سطح الارض کاملاً آماده و غنی از مواد غذایی باشد. ریشه آن یکساله و گاهی هم دائمی است. ساقه آن علفی و به رنگ سبز روشن، آبدار و دارای پوست نازک و کرکهای ریزی است که از ساقه منشعب می شوند. طول بوته خیار با توجه به هرسی که انجام می شود مکن است به بیش از 6 m برسد که نگهداری بوته ها در گلخانه بوسیله پیچاندن آن به دور نخهای ضخیم و همچنین پیچیده شدن پیچکها به دور نخها که نگهداری بوته ها را محکم می نماید امکانپذیر است. در واریته های معمولی برگها نسبتاً کوچک در واریته های بکرزا یا پارتنوکارپیک برگها بزرگتر، پنجه ای شکل و به رنگ سبز روشن بوده و بریدگی های کم عمق، برگ را به پنج قسمت یا Lobe که غالباً به شکل مثلث هستند، تقسیم می کند. دمبرگ آن بلند، آبدار، قطور، و رگبرگها مشخص و روشنتر از خود برگ هستند. میوه خیار از لحاظ گیاهشناسی شفت بشمار میرود یعنی میوه ای است گوشتی که برون بر آن نازک، میانبر آن گوشتی و خوراکی و درون بر آن غشائی و سخت است.
رشد رویشی ریشه این گیاه در مقایسه با اندامهای هوایی آن بسیار ضعیفتر میباشد ولی در محل یقه و حتی قسمتهایی از ساقه که با خاک تماس حاصل مینمایند ریشه های نابجا تولید می کند، همچنین ریشه ها بیشتر در قسمتهای قابل تهویه سطح خاک رشد کرده و انتشار می یابند که در این رابطه ضرورت تهیه یک بستر تقریباً سبک از نظر بافت خاک و قابل تهویه معلوم می گردد.
محل پیدایش میوه روی ساقه دو حالت دارد:
1. خیارهایی که روی ساقه اصلی و در زاویه برگها تولید می شوند.
2.خیارهایی که روی ساقه فرعی تولید می شوند که دراینصورت ساقه های جانبی به هرس منظم احتیاج دارند.

مشخصات بذر خیار گلخانه اي:
برای پرورش خیار در گلخانه صرفاً باید از بذور پارتنوکارپیک استفاده کرد و از کاشت بذور معمولی در گلخانه اجتناب کرد. لازم به ذکر می باشد که پارتنوکارپیکی عبارت است از تشکیل و رشد میوه بدون تلقیح تخمکها. این پدیده به نحوی گسترده در سبزیجات خانواده کدوئیان بخصوص خیار بروز میکند. در واریته های معمولی گلهای نر و ماده جدا از هم بوده و گلهای نر زودتر از گلهای ماده ظاهر می گردند. ولی در عوض واریته های پارتنوکارپیک گل نر وجود نداشته و گلهای ماده بدون عمل گرده افشانی و لقاح تولید میوه میکند.
در این نوع خیار نیازی به گرده افشانی نیست و میوه بصورت پارتنوکارپیک تشکیل می شود، لذا چنانچه حشراتی از بیرون گلخانه گرده گل بوته دیگر خیارهای هوایی را به روی گل ماده بوته خیار داخل گلخانه بنشانند خیار تولیدی از کیفیت ظاهری پائین تر برخوردار خواهد بود.
در بعضی از واریته های خیار داربستی طول میوه ممکن تا 50 cm برسد که با توجه به ذائقه و بازارپسندی مصرف کنندگان ایرانی هم اکنون واریته هایی کشت می گردد که طول میوه آنها حداکثر به 30 cm برسد.
میوه این نوع خیار دارای پوستی خوراکی، بدون تخم و بدون ایجاد نفخ میباشد. بذر خیار گلخانه ای معمولاً با روشهای علمی و بسیار پرهزینه ژنتیکی تولید می شود و به همین دلیل قیمت آن بسیار گران بوده و بصورت عددی بفروش می رسد. این بذرها در هوای آزاد بخوبی نمی تواند بخوبی گلخانه میوه تولید کند زیرا در اثر تلقیح با گرده سایر ارقام، تولیدی یکنواخت نداشته و میوه آن از شکل اصلی خود خارج شده و بدفرم و بدشکل می شود.
خیار پارتنوکارپیک دارای ارقام متعددی است که بسیاری از آنها فاقد شکل و رنگ و اندازه مورد پسند بازار ایران است. بنابراین از بین واریته های متعددی که به بازار عرضه می شوند باید انواعی را که برای کاشت در ایران مناسبند انتخاب نمود. واریته هایی از قبیل دومینوس جی.آر.اس[2]، دومینوس جی.آر.اچ[3]، هیلارس [4]9811، سینا، بیلانکو، خیار دولاب و خیار اصفهان در ایران نتایج چشمگیر و مرغوبیت بی سابقه ای نشان داده اند. چند واریته از خیارهای بلند اروپایی مانند سندرا[5] نیز در ایران آزمایش شده که طول آنها به 35-40 cm میرسد. اگرچه بذر پارتنوکارپیک بسیار گران بوده و هزینه کاشت و نگهداری نسبتاً بالایی دارد ولی با توجه به عملکرد بالا و قیمت گران خیار گلخانه ای، نه تنها این هزینه ها جبران می شوند بلکه سود سرشاری هم نصیب تولید کنندگان می گردد.
برای انتخاب بذر خیار درختی بهتر است از بذرهایی استفاده گردد که بیش از 6 ماه از تولید آنها گذشته باشد زیرا بذر خیار دوره خواب کوتاهی دارد که در آن ایام ممکن است جوانه نزند، ضمن اینکه گذشت بیش از دو سال نیز از نظر قوه نامیه مناسب نمی باشد.
تلخی موجود در میوه های خیار در اثر ماده ای بنام کوکوربیتاسین که در ته آنها وجود دارد و در ریشه ساخته می شود اما در خیارهای هیبرید گلخانه ای دیده نشده و یا خیلی به ندرت اتفاق افتاده است.

تركيبات شيميايي:
خيار داراي ساپونين و آنزيم هاي مختلفي مانند پروتئولي تيك و غيره و ويتامين ها و مواد معدني مختلف مي باشد .
در صد گرم خيار مواد زير موجود است .
انرژي 8 كالري
آب 95 گرم
پروتئين 0/6 گرم
مواد چربي 0/1 گرم
مواد نشاسته اي 2/5 گرم
فسفر 30 ميلي گرم
آهن 0/2 ميلي گرم
كلسيم 25 ميلي گرم
پتاسيم 160 ميلي گرم
ويتامين آ 250 واحد
سديم 6 ميلي گرم
ويتامين ب 1 0/03 ميلي گرم
ويتامين ب 2 0/04 ميلي گرم
ويتامين ب 3 0/2 ميلي گرم
ويتامين ث 7 ميلي گرم
خواص داروئي:
1) خيار از نظر طب قديم ايران سرد و تر است و خنك كننده بدن مي باشد و به هضم غذا كمك مي كند .
2) خيار حل كننده اورات و اسيد اوريك است بنابراين مرض نقرس را درمان مي كند .
3) خيار ادرار آور است .
4) آشامیدن آب خیار جهت بهبود تب های شدید تسکین التهاب و حرارت , صفرای خون, التهاب معده ورفع تشنگی , پاک کننده کبد, زیاد شدن ادرار, دفع سنگ های کلیه و مثانه و بر طرف کردن یرقان سودمند است.
5) خيار خون را تصفيه مي كند.
6) سوپ خيار حبس البول را از بين مي برد .
7) عصاره برگهاي له شده خيار ايجاد تهوع مي كند بنابراين در مسموميت ها و اختلالات دستگاه جهاز هاضمه مصرف مي شود .
8) خيار عطش را تسكين مي دهد .
9) خيار ملين است .
10) ریختن چند قطره آب آن در بینی و بوئیدن آن جهت گرفتگی و بی حوصلگی وکم خوابی مفید است.
11) خيار را حلقه حلقه كرده و روي پوست صورت بگذاريد چين و چروكهاي صورت را از بين يم برد و صورت را جوان مي كند.
12) اگر پوست شما چرب است خيار را با آب مقطر بپزيد و با اين آب صورت خود را شستشو دهيد .
13) اگر مي خواهيد هميشه لطافت پوست خود را حفظ كنيد همه روزه از لوسيون زير استفاده كنيد :
يك خيار معمولي را با دو ليون آب بجوشانيد تا حجم آن يك ليوان شود سپس آنرا صاف كنيد و بگذاريد سرد شود بعد 50 گرم بادام خام و پوست كنده را آسياب كرده و با اين آب مخلوط كنيد و بهم بزنيد و با پارچه صاف كنيد و به محلول صاف شده 250 گرم الكل سفيد و يك گرم اسانس گل سرخ اضافه كنيد و كاملا هم بزنيد هر روز از اين لوسيون طبيعي به صورت خود بزنيد تا پوست شما هميشه جوان بماند .
مضرات :
اشخاصي كه ناراحتي معده دارند نبايد در مصرف خيار زياده روي كنند زيرا ممكن است باعث اختلال در دستگاه هضم گردد .
خيار نفاخ است چون سريعا در معده فاسد مي شود هميشه بايد آنرا قبل از غذا خورد كه به هضم غذا كمك كند كسانيكه نمي توانند خيار را خوب هضم كنند بايد آنرا با نمك بخورند.
خاک مناسب برای خیار درختی:
خاک مورد استفاده در گلخانه های کشت خیار بایستی دارای بافت سبک (Sandy loam) بوده و از نفوذپذیری خوبی برخوردار باشد. این نوع خاک هر چه از نظر داشتن هوموس تقویت گردد کاشت خیار در آن دارای عملکرد بهتری خواهد بود. تقویت خاکهای سبک را می توان با کودهای حیوانی تامین نمود.
اگر خاک قابل استفاده کمی سنگین باشد می توان با اضافه کردن مقداری شن شسته عاری از آهک و گچ به همراه کمپوست بطوریکه از نظر مصرف میزان مورد نیاز جنبه اقتصادی جنبه اقتصادی داشته باشد آنرا اصلاح نمود. همچنین در صورت نفوذپذیری کم آب یا زه دار بودن خاک می توان از لوله های مشبک پلی اتیلن و نصب در زیر پشته های خاک نیز استفاده نمود. این روش میتواند زهکشی لازم را برای خاک تامین نماید. خاکهای نسبتاً سنگین و یا خاکهایی که دارای نمک زیاد باشند اصلاً مناسب نمی باشند زیرا تهویه، آبشویی و ضدعفونی اینگونه خاکها بسیار مشکل می باشد و مطمئناً به رشد ریشه نیز صدمه می زند.
تجربه خیارکاری در خاکهای سبک بیابانی (سرخه) که املاح آهکی و گچی در حداقل باشد و درصد شن آن بیش از 50% باشد نشان داده است که اینگونه خاکها بهترین بسترها بوده و در آن محصول خوبی تولید شده است. در انتخاب بسترهای خاکی چنانچه بستر زیرین (بیش از عمق 25 cm) آنها سخت و غیرقابل نفوذ باشد بایشتی با استفاده از زیرشکنهای مناسب این لایه شکسته شود و یا از کاشت خیار صرفنظر نمود.
PH مناسب بستر خاکی6.5-7.5 و EC کمتر از 3000µmos/cm (3 دسی زیمنز بر متر) می باشد. قابلیت جذب عناصر به وسیله PH بستر محیط ریشه تعیین و مشخص می شود. در PH پائین نسبت عناصر قابل جذب و محلول آهن، منگنز و آلومنیوم بیشتر بوده و در نتیجه همه آنها باعث تثبیت و غیر قابل استفاده شدن فسفر می شود.همچنین میزان کلسیم، منیزیم، گوگرد و ملیبدن قابل استفاده نیز در PH پائین کاهش می یابد. از طرفی مقدار فسفر، آهن، منگنز، روی، مس و بر در PH بالا محدود می شود.
سایر بسترها:
بسترهای خاکی همراه با مواد دیگر: اینگونه بسترها توده هایی از کاه و کلش و پیت، کمپوست و از این قبیل می باشند که روی پشته ها قرار می گیرند و یا با خاک پشته ها مخلوط می گردند. در این بسترها ریشه ها به خوبی توسعه پیدا می کنند و گرمای محیط ریشه و Co2 لازم نیز به میزان کافی تولید میگردد. ازجمله این بسترها کاه پوسیده روی پشته ها است.
در اینگونه بسترها هر ردیف آن بوسیله بسته های کاه پرس شده پوشیده میشود. بدین طریق که پهنای بسته ها روی زمین و عرض آنها در امتداد یکدیگر قرار گرفته باشند. در هر 1000 m2 حدود 10 Ton کاه و به تعداد 560 بسته کاه 18 Kg مصرف می گردد. برای آماده سازی اینگونه بسترها برای هر بسته حدود 30 Lit آب مورد نیاز است. کودهای شیمیایی مورد نیاز برای هر کیلو کاه مجموعه ای از کودهای زیر است که بطور یکنواخت روی توده کاهها پخش میشوند.
7gr نیترات آمونیوم 26% + 7gr آهک
7gr سوپر فسفات تریبل
7gr نیترات پتاسیم
4.5gr سولفات منیزیم
آنگاه در چند نوبت و به میزان 2-3 Lit برای هر بسته روی آنها به آهستگی آبیاری شود. در این زمان دمای گلخانه نبایستی از 15° c پائینتر رود. با این وصف بعد از مدتی دمای توده کاه به 38° c می رسد. در این روش استفاده از کاه گندم برای واریته های خیار طولانی رشد و کاه جو بای خیارهای با طول رشد کوتاه استفاده می شود.
بسترهای آبکشت:
بسترهایی که صرفاً از محلول مواد غذایی کامل استفاده میشود و نیازی به خاک نمیباشد و فقط از نگهدارندهای واسطه ای مثل بسته های حاوی پشم سنگ و یا پیت خالص و یا ماسه و شن شسته که روی بتن تعبیه شده اند می توان استفاده نمود. در این سیستم ها هزینه های ضدعفونی قابل توجه نمی باشد ولی تأمین انواع مواد غذایی مورد نیاز بطور مداوم نیاز به اصلاح و کنترل دارد، ضمن اینکه نگهداری بوته در این گونه بسترهای سست باعث افزایش هزینه ها می گردد. در این روش ریشه ها به خوبی توسعه پیدا نمی کنند و گرمای لازم و Co2 مورد نیاز در محیط ریشه نیز بوجود نمی آید.
انتقال نشاء
بهترین زمان انتقال نشاء جوان زمانی است که به اندازه کافی رشد کرده و در مرحله ۴ برگی باشد.اگر زمان انتقال به تاخیر مواجه شود،به علت حجم کم خاک گلدان رشد ریشه با مشکل مواجه شده و از رشد طبیعی باز می ماند و در نتیجه گیاه از همان ابتدا ضعیف خواهد بود.
برای انتقال نشاء به گلخانه،بر روی بسترها حفره هایی با فاصله حدود ۴۰ سانتی مترو حجمی در حدود حجم خاک گلدان ایجاد کرده ونشاء را در آن قرار می دهند.در انتقال نشاء باید دقت شود که به ریشه ها آسیب نرسد.البته فاصله کاشت نشاء در ارقام مختلف،فصل کاشت و با توجه به تراکم دلخواه بوته در هر متر مربع متفاوت می باشد.برای داشتن محصول بیشتر باید فاصله مناسب در زمان کاشت رعایت شود و تراکم بالا دلیلی برای داشتن محصول بیشتر نیست.در تعیین این فاصله باید نکاتی مانند عدم سایه افکنب بوته ها بر روی هم مورد توجه قرار گیرد.همچنین در فصول سرد تراکم بالا موجب عدم دسترسی ریشه به مواد غذایی کافی می
گردد.
پس از کاشت نشاء بلافاصله آبیاری انجام می گیرد.بهترین سیستم آبیاری در گلخانه ها آبیاری قطره ای می باشد.بعد از رشد گیاه در زمین و در مرحله ۴ برگی رشد کرده بهتر است به گیاه یک دوره تشنگی داده شود که این کار باعث رشد ریشه و افزایش حجم آن خواهد شد و پس از دوره تشنگی با انجام آبیاری در گیاه رشدسریع دیده می شود.فواصل آبیاری بر حسب فصل رشد،نوع خاک و در مراحل مختلف رشد متفاوت خواهد بود.به عنوان مثال گیاه در مرحله گلدهی به آب بیشتری نیاز دارد.به طور کلی زمانی آبیاری انجام می گیرد که رطوبت خاک کم شده و در حدود ۲۵% باشد.
در زمان رشد بوته ها نخهای گلخانه آماده شده وبه سیمهای موجود در سقف گلخانه متصل می گردد.نحوه اتصال این نخها به گیاه ممکن است با استفاده از قرقره های سیمی که نخ اضافه را بر روی سیم مهار قرار می دهند ویا با کلیپس هایی به ساقه متصل شود(نیازی به گره زدن نیست) و یا اینکه نخ به سیم مهار در پایین گیاه بسته شود.این مرحله نیاز به دقت زیاد دارد تا به بوته آسیب نرسد.همزمان با طی مراحل رشد بوته به طور منظم به دور نخها بسته می شود.
هرس
هرس نقش بسیار مهمی در رشد و باردهی بوته خیار دارد.بنابراین برای انجام صحیح آن نیاز به دقت و تجربه کافی می باشد. تا زمانی که ارتفاع بوته به ۳۰ سانتی متر برسد،هرس انجام نمی گیرد.پس از آنبسته به رقم تعدادی از شاخه های فرعی،گلها و یا میوه ها به تدریج از بوته خذف می گردد.این عمل باعث افزایش توان گیاه برای رشد شاخه های اصلی خواهد شد.در نتیجه با افزایش انرژی گیاه برای تولید ساقه و برگهای اولیه،گیاهی شاداب و قوی خواهیم داشت.در فصل بهار نیز بعنوان هرس، جوانه انتهایی در شاخه های فرعی بوته خیار بعد از ظهور برگ پنجم حذف می گردد.
نوع دوم هرس در خیار مربوط به حذف برگهای مسن گیاه می باشد و در طول دوره رشد به صورت تدریجی انجام می گیرد.در انجام این هرس برگهای پیر و مسن از پایین بوته به تدریج حذف می گردد.البته در هر نوبت هرس نباید بیش از ۲-۳ برگ از گیاه خذف شود و به طور تقریبی ۲۰ تا ۲۵ برگ روی بوته باقی بماند.
بيماري هاي و آفات خيار :
بيماري موزائيك خيار :
بيماري موزائيك خيار از مهمترين بيماريهاي گياهان جاليزي است كه به گياهاني چون خيار، طالبي، هندوانه، كدو، گوجه فرنگي، فلفل، شلغم، عدس، لوبيا و... آسيب وارد مي كند.
عامل بيماري موزائيك خيار، نوعي ويروس است كه نخستين بار در سال 1916 در دنيا گزارش شد و براساس بررسيهاي انجام شده توسط پژوهشگران اين بيماري در سال 1343 در ايران نيز ديده شد.
عامل اين بيماري زمستان را روي ميزبان هاي واسط يا ريشه هاي علفهاي هرز مي گذارند و در اوايل بهار كه علفهاي هرز ميزبان ويروس در اطراف مزارع جاليزي مي رويند به تدريج به برگهاي گياهان منتقل مي شوند و گاهي نيز بر اثر عمليات زراعي در جاليز و حتي به وسيله لباس كارگران و حشرات ناقل از بوته هاي بيمار به بوته هاي سالم منتقل مي شود.
بيماري موزائيك خيار داراي نام علمي Cucumber mosaic virus يا CMN است.
علايم موزائيك با رنگ سبز روشن و سبز تيره يا زرد مايل به سبز در برگ قابل رويت هستند و با توسعه بيماري برگها بد شكل و تاولي شكل شده و گاهي لوله اي مي شوند، در سطح ميوه هاي آلوده نيز تاولهاي سفيد يا سبز تيره اي ظاهر مي شود كه اين تاولها خشن و زگيل مانند هستند و ميوه را بدقواره مي كنند، اينگونه خيارها غالبا تلخ بوده و اگر به مصرف تهيه خيارشور برسند نرم و آبكي مي شوند.
كنترل ويروس موزائيك خيار به علت داشتن ميزبانهاي مختلف بسيار دشوار است اما با كنترل حشرات ناقل، كنترل علفهاي هرز و استفاده از بذر عاري از ويروس و سالم مي توان تا حدي از خسارت اين بيماري جلوگيري كرد.
از اقدامات زراعي كه مي توان استفاده كرد مي توان به از بين بردن علفهاي هرز جاليز، استفاده از مالچ آلومينيوم كه منعكس كننده نور است و شته هاي ناقل را دفع مي كند و كاشت گندم اطراف جاليز از نقل و انتقال شته ها و ساير ناقلين جلوگيري مي كند اشاره كرد.
همچنين بهترين راه مبارزه با اين ويروس استفاده از ارقام مقاوم ذكر شده است.
آنتراکنوز کدوئیان :
این بیماری که قارچ عامل آن اولین بار در سال 1876 در ایتالیا روی میوه ی خیار دیده شده امروزه در اکثر نقاط دنیا که دارای آب و هوای نسبتاًملایم و رطوبت کافی می باشند وجود آن به اثبات رسیده است.در ایران نیز این بیماری در سال 1326 روی هندوانه در بندر انزلی جمع آوری شد و از مناطق گیلان و مازندران گزارش شده است. علایم:عامل این بیماری می تواند تقریباً روی تمام گیاهان خانواده کدوئیان از قبیل خیار،هندوانه،خربزه و کدو فعالیت دارد و آن ها از مرحله گیاهچه تا زمانی که گیاه به میوه می نشیند مورد حمله قرار می دهد.در هر مرحله ی گیاهچه کوتیلدون ها در اثر حمله ی قارچ از بین رفته،روی ساقه زخم های قهوه ای رنگ مایل به سیاه بوجود می آید که به سرعت شکاف برداشته و منجر به مرگ گیاهچه می گردد.روی برگ جوان لکه های سبز رنگ پریده بوجود می آید که این لکه ها در مرکز قهوه ای رنگ اند.گاهی شدت بیماری به حدی است که در مزرعه منظره سوختگی بوجود می آید و ممکن است این سوختگی با علایم ناشی از بیماری سفیدک دروغی جالیز اشتباه شود.در سطح خارجی میوه و در نقاطی که بیشتر در مجاورت رطوبت است لکه های مایل به سبز ظاهر می گردد که ابتدا سطحی بوده ولی سپس گود شده و به عمق گوشت میوه نفوذ می نماید.گاهی اوقات روی زخم های میوه،قارچ های ساپروفیت رشد می کنند.
مبارزه:
تهیه بذر سالم
جمع آوری و سوزاندن بقایای آلوده
تناوب زراعی
سمپاشی با زینب به نسبت 2 کیلو گرم در هزار لیتر
سمپاشی با مانب،مانکوزب و کلروتالونیل.
اين آفت بويژه در مناطق جنوبي و جنوب شرقي ايران صدمه و زيان شديدي به جاليزكاريها وارد مي نمايد . شته ها به گياهاني مثل خيار وحتي علفهاي هرز صدمه وارد مي كنند .شته جاليزي ابتدا به صورت گروهي در زير برگها مستقر شده و بعد تمام گياه را به اشغال در مي آوردو با مكيدن شيره نباتي گياه را دچار فقر مواد كربوهيدراته نموده وآنرا از رشد و نمو باز مي دارد .در گياهان آلوده برگها پيچيده و گلها ميريزند.
مبارزه : در مبارزه با شته جاليزي يكي از اقدامات مهم زراعي وجين علفهاي هرز مزرعه است . زيرا علفهاي هرز مزرعه اولين مكاني است كه شته ها پس از سپري كردن زمستان روي آن مستقر شده و از آن تغذيه مي كنند. براي مبارزه مي توان از سموم زير استفاده كرد :
- انابازين سولفات يا سولفات نيكوتيك (10-20 گرم سم + 40گرم روغن در 10 ليتر آب)
- سم تيفوس كه سم فسفره اي است به نسبت 4 گرم در ده ليتر آب مخلوط مي گرددو يا به صورت گرد پاش .
اين آفت ثكي از شايع ترين و خطرناك ترين افات عمومي مي باشد .در تابستان رنگ كنه عنكبوتي زرد و يا زرد مايل به سبز ميباشد ولي مقارن پاييز و اوايل بهار رنگ آن نارنجي مايل به قرمز است .در طرفين بدن آن دو لكه سياه مشاهده مي شود . كنه ها معمولا در زير برگها به سر برده و به كمك نيش خود از شيره گياهان تغذيه مي نمايند . در گياهان آلوده كنه ابتدا نقطه هاي ريز و بيرنگي در سطح برگها ظاهر شده و پس از آن برگها به تدريج به زردي گراييده و خشك مي شوند.
مبارزه : براي مبارزه شيميايي با اين آفت ، بوته هاي را با گُل گوگرد گرد پاشي مي كنند . مقدار از 15 تا 30 كيلو در هكتار بسته به سن گياه متغير است . در مبارزه با كنه عنكبوتي مي توان از محلول ، مخلوطي از گوگرد و آهك استفاده كرد . براي سمپاشي محلول غليظ را با مقداري آب مخلوط كرده و غلظت آن را تا 5/0 درجه بومه مي رسانند.
بسياري از سوسكهاي اين خانواده به جاليزها و ساير نباتات زراعي صدمه و زيان ميرسانند و شا يع ترين آنها عبارتند از :
سوسك تيره ، مخطط ، مزرعه ، سوسك صحرايي ، سوسك سياه ، سوسك پهن ، اين آفت زمستان را به صورت سوسك بالغ يا به صورت لاروهاي سنين مختلف در داخل خاك به سر مي برد . سوسكها در اوايل بهار از خاك كه در آمده و شروع به تخم ريزي مي كنند و تخمها را معمولاً به صورت كپه هاي كوچك و يا تك تخم در زير كلو خه هايا تركهاي زمين در عمق كمي قرار مي دهند . لاروها پس از در آمدن از تخم 20- 40 روز از بذرهاي كاشته شده و ريشه هاي نازك گياهان تغذيه كرده و گياه را ضعيف مي كنند محصول را تقليل مي دهند.
مبارزه : مبارزه با اين كرمها به علت طور مدت زندگي در داخل خاك خيلي مشكل است اقدامات اساسي بايد متكي بر عمليات زراعي باشند.مانند شخم عميق ، سله شكني و وجين علفهاي هرز ، استعمال كود بويژه پتاس و ازته در حد لازم باشد. مبارزه شيميايي با اين آفت به قدر كافي بررسي و تكميل نشده است و بهترين نتيجه را در حال حاضر سم كلرو پيكرين مي دهد .
براي از بين بردن كرمها مي توان از طعمه هاي مسموم نيز استفاده نمود ومعمولاً به يك كيلو طعمه (سيب زمينس – چغندر قند) مقدار 500 گرم ارسنيك سديم اضافه مي شود.
سوسكهاي سياه خانواده تنبريوينده :
سوسكهاي اين خانواده بيش از 10 نوع هستند كه مهمترين آنها عبارتند از :
- سوسك صحرايي
- سوسك شني
- سوسك سياه
لاروهاي اين سوسك به علت شباهتي كه با كرمهاي مفتولي دارد بنام كرم مفتولي كاذب خوانده مي شود و تفاوت آن با كرم مفتولي فقط در اينست كه يك جفت پاهاي قدامي اينها درازتر و كلفتر از پاهاي مياني و عقبي است . ضرر و زيان اساسي اين سوسكها توسط لاروهاي آنها با خوردن بذرهاي كاشته شده و ريشه گياهان متوجه جاليزكاريها مي شود . سوسكهاي بالغ هم با خوردن قسمت هوايي گياه هم كم و بيش صدمه و آسيب مي رسانند.
مبارزه : براي گرفتن و جمع آوري اين كرمها تله هايي از كاه و شاخ و برگ و با علفهاي هرز بشكل كپه هايي درست مي كنند . كرمها در زير كپه ها جمع شده و بعد با دست جمع آوري مي شوند. براي هر هكتار حدود 100 كپه كافي خواهد بود . گاهي زير كپه ها طعمه هايي از كپك و تفاله ها كه به نسبت 5/2 % با سم آرسنيك دو سود آلوده مي شود. جهت مبارزه با سوسك شني هم علاوه بر اقدامات بالا ، بوته ها را با سموم داخلي يعني سمومي كه از راه دستگاه گوارشي تاثير مي نمايد پودر پاشي مي نمايند.
اين آفت بويژه ئر سالهايي كه به طور دسته جمعي تكثير مي شود بسيار خطرناك مي باشد. پروانه هاي نسل اول در حرارت متوسط 15 درجه شروع به پرواز كرده و پس از تغذيه ، تخمهاي خود را در زير برگها و علف هرز با نياتات و گاهي روي بقاياي خشك گياهي مي گذارند . در اين سن لاروها برگها را تراشيده و سوراخهاي كوچكي در آن ايجاد مي كنند . لاروهاي مسن تر ، برگها را كاملا خورده و فقط رگبرگها را باقي مي گذارند . و گياهان لطيف جوان را به طور كلي خورده و از بين مي برند .
مبارزه : در مبارزه با اين آفت ، قبل از ظهور لاروها ، از بين بردن علفهاي هرز در حال گل كه منبع تغذيه پروانه ها و تخم ريزي آنها و محل پرورش نسل اول لاروها
مي باشد اهميت زيادي دارد . براي گرفتن لاروها تله هاي لار.گيري تعبيه مي شود . سله شكني و شخم سطحي بين رديفها باعث از بين رفتن تخم ها و لاروها مي شود. در مواقعي كه لاروها از مزرعه اي به مزرعه ديگر مهاجرت مي كنند ، طعمه مسموم را بكار ميبرند براي اين كار عمود بر جهت حركت لاروها جويهايي با گاو آهن حفر كرده و در ته آن طعمه مسموم را كه از علفها هرز تازه برداشت شده آغشته به سم آرسنيك دو سود است قرار مي دهند .
سفيدك دروغي خيار
عامل بيماري : پسودوپرونوسپوراكوبن سِس
علائم : طالبي و خيار بيش از هندوانه – كدو – خورشتي مورد حمله اين بيماري قرار مي گيرند . روي برگها لكه هاي براق روغني به قطر 1-2 سانتي متر با حاشيه زاويه دار ظاهر مي شود. بعد از گذشت چند روز قسمت آلوده زرد شده و مي خشكد و برنگ قهوه اي در مي آيد. اگر هوا مرطوب باشد در سطح پاييني برگها كپك خاكستري متمايل به بنفش ظاهر مي شود . آلودگي شبب سقط گلها و توقف رشد ميزبان مي شود . ميوه ها به طور غير مستقيم به دليل خشك شدن برگها صدمه مي زند .
كنترل : براي مبارزه بايد بقاياي آلوده از بين رفته و از آبياري سطح بالاي ميزبان ممانعت گردد . از تراكم ميزبان جلوگيري شود و در صورت مشاهده بيماري هر 8 روز سم پاشي انجام گيرد و تا زماني كه شرايط بيماري زدايي وجود دارد سم پاشي قطع نشود. سموم پيشنهادي اتيل فويفيت آلومينيم گياهان آلوده بايد سوزانده شوند.

رز با بیش از ۲۰۰ گونه نیمهدائم، سبز دائم تا خزانکننده و حدود ۱۸۰۰۰ رقم تجاری و ۵۰۰۰ سال سابقه کشت یکی از مهمترین و متنوعترین گونههای زینتی در ایران و جهان است و با دامنه وسیعی از عادات رشد در آسیا، شمالآفریقا، آمریکایشمالی و اروپا یافت میشود. در تجارت جهانی نیز رز همواره مقامهای اول و دوم را از نظر ارزش صادرات به خود اختصاص داده است.

۱) سفیدک پودری رز
سفیدک پودری رز از گستردهترین و خطرناکترین بیماریهای رزهای گلخانهای و فضای باز است. این بیماری هماکنون در همه کشورهائی که در آن رز کاشته میشود شناخته شده است.
علائم بیماری در ابتدا بهصورت نواحی قرمز شبیه تاول در سطح بالائی برگ دیده میشود. پوشش سفید قارچ بهصورت لکههای مشخص روی سطح برگهای جوان ظاهر میشود. این برگها در حالات شدید بیماری، پیچخورده و بدشکل شده و در نهایت بهطور کامل با پوشش سفید قارچ پوشانده میشوند.
در برگهای پیر هم نواحی کرد یا نامنظم ممکن است یا میسلیوم قارچ پوشانده شوند. در صورتیکه شرایط محیطی مساعد باشد برگهای آلوده پیش از موعد میریزند.
قارچ عامل بیماری ممکن است به ساقهها و بهویژه به قاعده خارها و همچنین گلها حمله نمایند. پوشش میسلیومی قارچ میتواند به مقدار زیادی روی گلبرگها، کاسبرگها و جام گل بهخصوص وقتی غنچه گل باز شده باشد گسترش یابد.
خسارت شدید بیماری سفیدک پودری موجب کاهش رشد برگ، ارزش زیبائی گل، عملکرد فتوسنتز و بنابراین رشد گیاه و عمر پس از برداشت گلهای بریده میشود.
عامل بیماری قارچی با نام Sphaerotheca pannosa.var.rosae است که بهندرت روی رز تشکیل میشود و بیشتر فرم غیرجنسی عامل بیماری که از جنس Oidium میباشد روی گیاه دیده میشود.
عوامل مؤثر در توسعه بیماری شامل حساسیت بافت میزبان، درجه حرارت، رطوبت نسبی و وجود آب میباشند. در رطوبت بالا بهترین درجه حرارت برای توسعه بیماری ۲۵-۱۸ درجه سانتیگراد است. زمانیکه همه سطح برگ با یک لایه آب پوشانده شده باشد، رشد میسلیومی اتفاق نمیافتد، اگرچه این شرایط برای جوانه زدن کنیدی الزامی است.
در رزهای خارج از گلخانه مناسبترین شرایط برای توسعه بیماری در شب دمای ۵/۱۵ درجه سانتیگراد و رطوبت نسبی ۹۹-۹۰ درصد است که اجازه تشکیل کنیدی را در حد مناسب فراهم میآورد و در طول روز حرارت ۲۷-۲۶ درجه سانتیگراد و رطوبت نسبی ۷۰ - ۴۰ درصد آزاد شدن کنیدیها را تسهیل میکند. در صورت تکرار این شرایط برای مدت چند روز اپیدمی (همهگیر شدن) بیماری حتمی میباشد.
برای کنترل بیماری استفاده از ارقام مقاوم راهکار مناسبی شناخته شده است. همچنین بهطور اصولی سمپاشیهای حفاظتی با استفاده از سموم گوگردی روش دیگر کنترل بیماری است. استفاده از قارچ کنشهای سیستمیک نیز به کنترل بیماری کمک میکند.
بررسیها اخیر نشان دادهاند که استفاده از برخی ترکیبات مانند بیکربنات سدیم، فسفات هیدروژن پتاسیم (KH۲PO۴)، کربنات هیدروژن سدیم (NaHCO۳) به میزان ۵/۰ درصد و شیر به میزان ۵۰/۰ در مقایسه با سموم شیمیائی کارآئی بهتری دارند.
هرس شاخههای آلوده در انتهاء فصل و از بین بردن این شاخهها در مناطقی که دارای زمستانهای شدید هستند جهت جلوگیری از زمستان گذرانی قارچ مفید خواهد بود. جمعآوری و نابود کردن برگهای ریخته شده در اطراف درختچههای رز نیز در انتهاء فصل ممکن است زمستانی گذرانی را متوقف کند.
۲) کپک خاکستری
این بیماری که بهنامهای سوختگی گل و جوانه نیز معروف است یکی دیگر از بیماریهای رز است که در شرایط انباری و حملونقل شاخههای رز بیشتر دیده میشود. آلودگی ممکن است در زمان برداشت گل دیده نشود اما به سرعت در شرایط مرطوب که در انبار و در طی حملونقل وجود دارد توسعه مییابد. علائم بیماری به این صورت است که در شریط آبوهوائی مرطوب و خنک جوانههای آلوده رزهای باغچهای نمیتوانند باز شوند و با میسلیوم قهوهای مایل به خاکستری در قسمت قاعده جوانه در روی ساقه ممکن است تشکیل شود (شکل ۲). در شرایط گلخانهای خسارت شبیه شرایط رزهای خارج از گلخانه است و یا علائم بهصورت کبودی ظاهر میشود، نقاطریزی روی گلبرگها ظاهر شده و نوک یا حاشیه گلبرگها نرم و قهوهای میشوند (شکل ۳). قارچ ممکن است انتهاء شاخههائی را که برای برداشت گل بریده یا هرس شدهاند را نیز آلوده کند. این آلودگی باعث سختگی ساقهها میشود.
عامل بیماری قارچ Botrytis cinerea است. درجه حرارت مناسب برای رشد و توسعه قارچ عامل بیماری ۱۵ درجه سانتیگراد ثبت شده است. همچنین رطوبت بالا نیز در این شرایط دمائی مورد نیاز است. برای حمله قارچ به گیاه، زخمی شدن سطح میزبان لازم است.
برای کنترل این بیماری، همه گلها، جوانهها و ساقههای آلوده در گلخانه یا مزرعه و باغ باید بعد از ظهور اولین علائم بیماری حذف و از بین برده شوند. تهویه مناسب در بسترهای تکثیر و در گلخانهها از بروز بیمار یخواهد کاست.
انتقال سریع گلهای شاخه بریده یا قلمهها به انبار خنک، جلوگیری از ایجاد زخم در گیاهان جلوگیری از پاشیدن آب روی سطح خاک و برگ موقع آبیاری و عدم استفاده از مقادیر بالای نیتروژن و مالچهای مرطوب به کاهش بیماری کمک خواهد کرد برای پوشاندن زخمهای ایجاد شده، سمپاشی با قارچکشهای حفاظتی توصیه میشود. رزهای بریده شده در انبار نیز باید سمپاشی شود و یا در محلول سمی مثل بنزیمیدازولها و دیکربوکسیمیدها فرو برده شوند. با توجه به اینکه اسپوردهی قارچ در طول موج نوری ۳۵۵ نانو متر (نور ماورای بنفش) بهتر انجام میشود لذا استفاده از پلاستیکهای جذبکننده نور ماورای بنفش (پوششهای ضد U.V) برای کنترل و کاهش اسپوردهی قارچ مؤثر خواهد بود. استفاده از کلسیم بهعنوان یک عامل تغذیهای، موجب کاهش میزان از طریق توقف تولید اتیلن بهوسیله رز که در توسعه بیماری اهمیت دارد میشود.
۳) لکه سیاه رز
بیماری لکه سیاه رز که همچنین سوختگی برگ، لکه برگی، سوختگی، آسترومای برگ رز و کپک لزج هم نامیده میشود، در همه مناطق رزکاری دنیا پراکنده است. این بیماری در رزهای فضای باز بیشتر از رزهای گلخانهای شایع است زیرا در گلخانهها رطوبت را راحتتر میتوان کنترل کرد.
علایم بیماری بهصورت لکههای مشخص با قطر ۱۲-۲ میلیتر روی سطوح بالائی برگ گسترش مییابد. این لکهها گرد یا نامنظم هستند. بافت برگ اطراف لکه به رنگ زرد تغییر رنگ داده و حالت کلروز تا زمان ریزش بر در سرتاسر سطح برگ گسترده میشود. زردی و ریزش برگها در ارتباط با تشکیل اتیلن است. برگهائی که علایم بیماری روی آنها دیده میشود مقادیر زیادی اتیلن تولید میکنند.
در روی شاخههای یک ساله ارقام حساس سوختگیهای نامنظم با رنگ قرمز مایل به بنفش گسترش مییابند. این لکهها اغلب کوچک و بهندرت شاخهها را از پا درمیآورند. ولی در زمستان گذرانی قارچ اهمیت ویژهای دارند. در روی گلبرگها هم لکههای ریز قرمز رنگ ممکن است دیده شود که با تغییر شکل خفیفی همراه است.
عامل بیماری قارچ Diprocarpon rosae و در فرم غیرجنسی آن Marssonina rosae است. عامل انتشار قارچ کنیدیها هستند که از طریق پاشش آب، بهوسیله کارگران یا تماس با قسمتهای چسبناک بدون حشرت منتقل میشوند. برگهائی که ریزش کردهاند ممکن است توسط باد جابهجا شده و عامل بیماری را بهصورت لکهای منتشر کنند. قارچ عامل بیماریزا در داخل خاک قادر به ادامه حیات نیست و کنیدیهای موجود بر روی ابزار و غیره بیشتر از یک ماه پایدار میمانند. در مناطق معتدل قارچ در گلخانه در سرسر سال روی میزبان فعال باقی میماند. زمستان گذرانی عامل بیماری بهصورت میسلیوم و یا کنیدی است.
عامل بیماری دامنه وسیعی از درجه حرارت را تحمل میکند اما برای رشد نیاز به رطوبت (تقریباً ۱۰۰ درصد) دارد. در درجه حرارت بالای ۳۳ درجه سانتیگراد قارچ قادر به ادامه فعالیت نیست. رشد قارچ در حرارت ۲۱-۱۹ درجه سانتیگراد در حد مطلوب است. بهترین شرایط آلودگی زمانی است که برگها ۲۴ ساعت بهصورت ممتد مرطوب باقی بمانند. در هوای خشک هیچگونه آلودگی اتفاق نخواهد افتاد. جریان هوا در اطراف بوتههای رز در گلخانه یا خارج آن موجب خشک شدن سطح برگها و کاهش بیماری خواهد شد. گرمای تابستان و سرمای زمستان توسعه بیماری را در مناطق بارانی محدود میکند.
برای کنترل بیماری نباید اجازه داد که برگها در رطوبت نسبی بالا بیشتر از ۱۲-۷ ساعت باقی بمانند. تا حد امکان از آبپاشی روی سطح گیاهان باید خودداری شود. در مواقع ضروری باید آبپاشی در اوایل صبح که درجه حرارت در طی روز افزایش مییابد صورت گیرد. از آبدهی زیادی از حد در شرایط آبوهوای مرطوب و شرایط تاریک باید اجتناب کرد. حذف برگها و هرس شاخههائی که آلوده هستند موجب کاشت جمعیت زمستانگذاران قارچ میشود از کشت متراکم باید اجتناب شود تا جریان هوا بهراحتی در اطراف بوتههای رز حرکت کند. قارچکشها باید در مواقعی از سال که شرایط برای توسعه بیماری لکه سیاه مساعد است استفاده شوند، قارچکشها باید هر ۱۵ روز یک بار در این شرایط بهکار روند.
۴) سفیدک داخلی
علایم بیماری روی برگها، ساقهها، کاسه گل، کاسبرگ و گلبرگها دیده میشود. آلودگی معمولاً به ناحیه رشد انتهائی و جوان گیاه محدود است. روی برگها لکههای قرمز، صورتی تا قهوهای تیره بهصورت اشکال نامنظم تشکیل میشود. برگچههای ممکن است به رنگ زرد تغییر یابند. در برگچههای زردرنگ لکههائی به قطر یک سانتیمتر از بافت سالم برگ ممکن است بهصورت جزیره مانند دیده میشوند. ریزش برگ ممکن است شدید باشد. در شرایط سرد و مرطوب اسپرانژیوم و اسپرانژیوفور بهطور فراوانی روی سطح پائینی برگهای آلوده دیده میشوند. نواحی ارغوانی تا سیاه با اندازه مختلف از یک لکه کوچک تا لکههائی با طول ۲ سانتیمتر نیز ممکن است روی ساقه و دمگل ظاهر شوند.
عامل بیماری قارچ Peronospora sparsa میباشد. دمای مناسب برای جوانهزنی اسپور قارچ ۱۸ درجه سانتیگراد است. قارچ عامل بیماری در رطوبت نسبی پائینتر از ۸۵ درصد گیاهان رز را آلوده نمیکند.
در رزهائی که در گلخانهها کاشته شدهاند، پائین آوردن رطوبت محیط با استفاده از تهویه و هوادهی و یا رساندن دره حرارت محیط به ۲۷ درجه سانتیگراد در طی زمانهای گرمتر روز و شب به کنترل بیماری کمک خواهد کرد. در زمان غروب که درجه حرارت بهطور ناگهانی پائین میآید. برای جلوگیری از افزایش رطوبت نسبی باید از روشهای ویژهای استفاده کرد.
رطوبت نسبی نباید به مدت ۳ ساعت بیشتر از ۸۵ درصد باقی بماند. اگرچه در رزهای گلخانهای این بیماری شدیدتر است ولی در رزهای خارج گلخانهای نیز که شرایط بیماری فراهم باشد یک مسئله جدی محسوب میشود.
در زمانیکه شرایط محیطی برای بیماری مناسب است قارچ کشهای حفاظتی باید بهکار گرفته شوند. بهداشت زراعی برای حذف پاتوژن در طی فصل بسیار مهم است. برگها، ساقهها و گلهای آلوده باید حذف شده و از بین بروند. همچنین حذف قلمهها و قسمتهای گیاهی حامل قارچ برای کنترل بیماری بسیار اهمیت دارد.
سفيدك دورغي :
سفيدك دروغي با شبه قارچي به نام Peronospora sparsa ايجاد مي شود كه يك بيماري فوق مخرب در رز است.
خوشبختانه اين بيماري در ايالت كنكتيكوت به صورت گهگاه پراكنده است. پيشرفت بيماري به صورت مطلوب با سرما ،موقعيت مرطوب و زماني است كه در گلخانه بتواند محوطه اي را آلوده كند.
علائم مي تواند روي تمام بخش هاي هوايي گياه پيشرفت كند كه شامل برگ ،ساقه ،دمبرگ ،كاسه ي گل و گلبرگ است. به هر حال آلودگي برگها بيشتر معمول است و آنها خيلي راحت تشخيص داده مي شوند.آلودگي برگها از ارغواني به قرمز پيشرفت مي كنند و لكه هاي زاويه دار يا شبكه اي هستند كه فورا بالاي سطح برگ ظاهر مي شوند.
اين علائم اغلب با زرد شدن ، نكروز شدن و افتادن پيش از موعد برگ ها منطبق مي شوند.
در برخي موارد علائم مي توانند در هم شوند با همراه شدن با تماس آسيب ها يا سموم مسموم كننده ي گياهي كه به اشتباه به عنوان آفت كش استفاده شده اند.
برگ زدايي در گياه مي تواند خيلي گسترده شود هنگاميكه آلودگي در گياه سنگين است.
تحت موقعيت رطوبت بالا يك توده ي خاكستري ارغواني از اسپورهاي پاتوژن زير سطح برگهاي آلوده پيشرفت مي كنند.
سفيدك دروغي مي تواند در اساس از سفيدك پودر يمتمايز باشد ، چون جايي كه اسپور فشاني مي كنند متفاوت است .سفيدك دروغي در سطح زيرين برگ و سفيدك پودري در سطح رويي برگ اسپورفشاني مي كند ،اما مي تواند در هر دوسطح اين كار را انجام دهد.
زخم هاي كوچك سياه ارغواني اغلب مي تواند در سطح ساقه و دمبرگ پيشرفت كند. اين ها اغلب با مخلوط شدن با بيمار ي لكه سياه بر هم خورده مي شود.
پاتوژن به صورت يك ميسيليوم كه ساقه را آلوده كرده و يا اسپور استراحتي (اواوسپور) در گياهاني كه روي زمين ريخته شده اند و يا روي ساقه ها زمستان گذراني مي كند.
سفيدك دروغي مي تواند با يك بهداشت خوب كه شامل جمع آوري برگ هاي آلوده كه خيلي زود ظاهر مي شوند و طي پاييز مي ريزند است مديريت شود.
بيماري ساقه را مي توان هرس كرد در بهار قبل از شكستن ساقه ها .
داشتن يك فضاي مناسب بين گياهان براي تضمين گردش هواي خوب براي كاهش سطح رطوبت به ما كمك مي كند.
گام هايي براي جلوگيري از آبياري باراني و آبيار يزود هنگام در روز به كاهش موقعيت مناسب براي پيشرفت بيماري كمك مي كند.
توان گياه با برنامه هايي با عنوان محافظت كشت حفظ مي شود.
اسپري هاي قارچ كش مي توانند مكمل ساير روش هاي كنترلي سفيدك دروغي باشند.
در ميان تركيبات پيشنهادي mancozeb و hydroxide در ايالت كنكتيكوت مفيد بودند.
مراجعه به بچسب آنها ميزان دو مصرفي و سلامت آنها را نشان مي دهد.
سوختگي بوتريتيس:
سوختگي بوتريتيس با قارچ Botrytis cineraea كه يكي از بيماري هاي معمول رز است ايجاد مي شود.
اين قارچ جهاني است و گستره ي ميزبانهاي فوق العاده زيادي دارد.
علائم روي تمام بخش هاي هوايي كه شامل گل ها، جوانه ها، ساقه ها و قسمت هاي انتهايي در حال رشد است پيشرفت مي كند.
پيشرفت بيماري در دوره اي از سرما ،ابري و آب و هواي مرطوب مطلوب است.
بيشتر ،علائم سوختگي بوترتيس به صورت قهوه اي خاكستري و نا آشكار روي سطوحي از قسمت هاي الوده ي گياهي ظاهر مي شود.
خال هاي قهوه اي روشن كوچك يا زخم ها روي گلبرگ ها و جوانه ها ظاهر مي شوند. شكوفه هاي الوده ممكن است قبل از باز شدن بيفتند.
بوتريتيس اغلب مي تواند انتهاي درختاني كه هرس شده اند و همه ي جراحت هاي حاصل از بريدگي را آلوده كند.
اين نوع از آلودگي در بلايت ساقه مي تواند به صورت شانكر باشد. بوتريتيس مي تواند به صورت تاثير گذار روي همه ي بقاياي گياهي باقي بماند.
بهداشت يك مديريت حياتي براي بوتريتيس است كه شامل جمع آوري بقاياي گياهي و گل هاي فرسوده و جمع اوري تمام برگهاي ريخته شده طي پاييز است.
بيماري ساقه را مي توان قبل از شكستن ساقه در بهار هرس كرد.
داشتن يك فضاي مناسب بين گياهان براي تضمين گردش هواي خوب و كاهش رطوبت هوا كمك مي كند.
گام هايي براي جلوگيري از آبياري باراني و آبياري زود هنگام در روز موقعيت مطلوب را براي پاتوژن از بين مي برد.
توان گياه با برنامه هايي تحت عنوان حفاظت كشت حفظ مي شود.
اسپري هاي قارچ كش مكمل ساير روش هاي كنترل بلايت بوتريتيس هستند.
از ميان تركيبات پيشنهادي chlorothalonil,captan,copper sulphate pentahdrat,iprodione,mancozeb,potassium bicarbonate,thiophanat methyl
در ايالت كنكتيكوت تاييد شدند.
شانكر :
رزها به چندين نوع ا قارچ هاي شانكر ساقه حساس هستند. دو تا از معمول ترين آنها Coniothyrium wernsdorffiae و C.fuckelii هستند كه به ترتيب شانكر سوخته و شانكر معمولي را ايجاد مي كنند.
هر دوي اين قارچ ها از راه زخم هاي هرس، حشرات و ساير انواع جراحت هاي مكانيكي وارد مي شوند.
علائم در محدوده ي ساقه ها هستند و اندازه و ويژگي آنها تغيير مي كند كه بستگي به عامل بيماري دارد.
شانكر اغلب با نقطه هاي زرد يا قرمز تيره شروع مي شود. روي منطقه تاثير مي گذارد و به تدريج بزرگ مي شود و در مركز به صورت نا همسان به رنگ قهوه اي يا قهوه اي قرمز در مي آيد.
با شانكر سوخته ، شانكر حاشيه اي قهوه اي قرمز يا ارغواني ظاهر مي شود ،در حاليكه شانكر معمولي حاشيه ي قهوه اي تيره دارد.
محدوده ي شانكر اغلب فورا از نقاط سبز در بخش هاي غير آلوده ساقه ظاهر مي شود.
وقتي كه شانكر به صورت دايره وار ساقه را احاطه مي كند ، نتيجه پژمردگي و مرگ همه ي بخش ها بعد از شانكر است.
بيماري شانكر مي تواند با برنامه هاي خوبي از بهداشت مديريت شود .بيماري ساقه را مي توان براي برگرداندن سلامتي چوب در بهار قبل از شكستن ساقه هرس كرد.
هرس درست شامل استفاده از چاقو هاي تيز ،تجهيزات تميز و سالم هست كه براي حداكثر سلامتي بسيار مهم است.
تجهيات مي توانند با محلول 10% ماده ي سفيد كننده ي خانگي ضد عفوني شوند، كه شامل ( 1قسمت سفيدكننده+ 9 قسمت آب) ، الكل 70% يا يكي از تركيبات تجاري در دسترس مثل Greenshield است.
توان گياه مي تواند با برنامه هاي محافظت كشت نگهداشته شود.
جلوگيري از صدمات و افزايش محافظت هاي زمستانه مي تواند مفيد باشد.
قارچ كش ها براي كنترل شانكر مفيد نيستند.
زنگ :
زنگ رز يك بيماري قارچي است كه با چندين گونه از Phagmidium ايجاد مي شود. علايم مي توانند روي برگها و تمام قسمت هاي سب گياه پيشرفت كنند.
تحت شرايط مطلوب ، علايم زنگ مي تواند در تمام بخش هاي گياه ظاهر شود. در اوايل بهار جوشهاي نارنجي كوچك روي دو سطح برگ پيشرفت مي كنند . كم كم اينها بزرگ مي شوند و به صورت چشمگير در سطح زيرين برگ قرار مي گيرند. ناحيه هاي كلروتيك يا موزاييك خفيف اغلب مي توانند در سطح رويي برگ پيشرفت كنند.
اين مناطق اغلب به وسيله ي جوش هايي از سطح زيرين هدايت مي شوند.
ساقه هاي جوان و كاسبرگ ها اغلب مي توانند آلوده شوند.
در انتهاي تابستان يا اواخر پاييز جوش ها سياه رنگ مي شوند و محتوي اسپورهايي براي بقا در زمستان هستند.
آلودگي شديدباعث برگريزي پيش از هنگام مي شود.
به هر حال ارقام در آسيب پذيري و واكنش به آلودگي متفاوت هستند. آلودگي بعد از تشكيل اسپور و پخش شدن آن در هوا ، روي سطح برگ ها و آلودگي برگ از طريق روزنه ها اتفاق مي افتد.
دماي سرد ، رطوبت بالا ،باران و سطح بالايي از رطوبت شرايطي را براي پيشرفت زنگ به وجود مي آورند.
قارچ عامل زنگ زمستانگذراني را روي برگهاي مرده ، بقاياي گياهي و ساقه هاي آلوده انجام مي دهد.
بيماري زنگ مي تواند با برنامه هاي بهداشتي كه شامل جمع آوري برگهاي آلوده و بقاياي گياهي در پاييز است مديريت شود.
ساقه هاي زنگ زده بايد باي سلامت گياه قبل از شكستن جوانه ها هرس شوند .
داشتن يك فضاي مناسب بين گاهان براي تضمين گردش هواي خوب مي تواند مفيد باشد. جلوگيري از آبياري باراني و آبيار ي زود هنگام در روز مي تواند موقعيت مطلوب را براي بيماري كاهش دهد .
توان گياه با برنامه هاي محافظت كشت مي تواند حفظ شود.
كشت ارقام مقاوم به زنگ مي تواند مفيد باشد .اسپري هاي قارچ كش مي توانند مكمل ساير روش ها ي كنترلي زنگ باشند و تعدادي از تركيب ها در ايالت كنكتيكوت ثبت شده اند.
سولفور آهك به عنوان يك اسپري غير فعال است.
Mancozeb,chlorothalonil,myclobitanil و triforine قارچ كش هاي موثر در فصل رشد هستند.
گال طوقه :
گال طوقه با باكتري Agrobacterium tumefaciens ايجاد مي شود. اين بيماري عموما به صورت گال يا افزايش رشد در ساقه ي اصلي تشخيص داده مي شود.
گال اغلب مي تواند روي ريشه شكل بگيرد و اغلب به شكل نا معمول روي قسمت هاي هوايي گياه است. گال طوقه به شكل هاي نا هنجار است و هيچ بافت يا ساختاري ندارد و در اندازه هاي متغير است.
گال هاي جوان سبز روشن يا سفيد مايل به خاكستري است و سطح صافي دارد ،همچنانكه سن گال ها مي گذرد ، آنها تيره يعني قهوه اي مايل به سياه و سخت و چوبي مي شوند.
رزهاي آلوده به گال طوقه عك العمل هاي مختلفي نشان مي دهند . بعضي از آنها كوتوله ظاهر مي شوند ، برخي شاخ وبرگشان كم مي شود و توليد گل هاي كمتري مي كنند يا كيفيت گل ها پايين مي آيد و برخي مي ميرند .
موقعيت گال اثر قابل ملاحظه اي را روي علائم گياه آلوده نشان مي دهد.
براي مثال: يك گال روي پايه ي ساقه ممكن است خسارت بيشتري از چندين گال روي ريشه يا شاخه هاي هوايي داشته باشد.
باكتري آلودگي را از بين زخم هاي هرس ، شخم و يا جويدن حشرات ايجاد مي كند.
و مي تواند با زخم هايي كه با ابزار آلوده ايجاد مي شوند پخش شود.
باكتري گال طوقه در گال و در خاك بدون گياه ميزبان حداقل براي 2 سال باقي مي ماند .
ممانعت و بهداشت مديريت هاي حياتي گال طوقه هستند.
اين بسيار مهم است كه از گياهان سالم و پيوندهاي عاري از بيماري استفاده كنيم.
گياهان قديمي را براي جوانه زني بازبيني كنيم.
جلوگيري از جراحت به ريشه و طوقه طي جوانه ني و كشت گياه مفيد است. ساقه هاي گال زده براي سلامتي چوب مي توانند هرس شوند.
براي هرس مناسب براي حداكثر سلامتي بايد از ابزرا تيز، تجهيزات تميز استفاده نمود.
تجهيزات مي توانند با محلول 10% ماده ي سفيد كننده ي خانگي ضدعفوني شوند كه شامل ( 1 قسمت سفيد كننده+ 9 قسمت آب) ، الكل 70% يا يكي از تركيبات تجاري در دسترس مثل Greenshield .
ساقه هاي زير زميني در حساسيتشان به گال طوقه متفاوت هستند.
در اين ميان بيشترين مقاومت مربوط به گونه هاي Rosa multiflora,R.manetti است.
توان گياه مي تواند با برنامه هايي تحت عنوان محافظت كشت حفظ شود.
كترل گال طوقه با عامل كنترل بيولوژي نتيجه اش كشت مخلوطي است.
نژاد K84 باكتري A.radiobacter ثبت شده براي كنترل بيولوژي و گاهي اوقات هم موفق بوده .
هيچ كنترل شيميايي براي اين بيماري وجود ندارد.
موزائيك :
موزائيك رز با مجموعه اي از چندين ويروس ايجاد مي شود كه شامل ويروس لكه حلقوي آلو (PNRSV) و ويروس موزائيك سيب (AMV) است.
علايم بسيار متنوع هستند و بستگي به زمان در سال ،دما ،گونه ها،رقمم و ويروس هاي خاصي كه روي گياه تاثير گذار هستند دارد.
علائم ويژه اي روي برگ ظاهر مي شود مثل موجدار شدن يا خطوط زيگزاگ كلروتيك ،اما علايم ممكن است اغلب مثل لكه حلقوي و الگو لكهلكه شدن ظاهر ظود.
خط آب به صورت زرد ،رگبرگهاي شفاف يا لكه هاي زرد كدر ممكن استاغلب نمايشگر آلودگي باشد. برخي از گياهان آلوده ممكن است كوتوله وضعيف شوند و بقيه ممكن است در كل هيچ علايمي را نشان ندهند.
كاهش در تعداد و اندازه ي گل ها ، كجو كوله شدن و كاهش مقاومت به سرما اغلب با پيوستن به آلودگي گزارش مي شود.
علائم بيشتر در بهار و اوايل تابستان ظاهر مي شوند و ممكن است در تابستان ظاهر نشوند.
موزائيك رز به سرعت در طبيعت پخش مي شود ، از آنجاييكه براي آن هيچ حشره ي ناقلي شناسايي نشده ، وقتيكه جوانه هاي آلوده ، شاخه ها و ساقه هاي زير زميني به يك گياه سالم پيوند زده مي شوند گسترده مي شود.
يك بار كه گياهان با موزائيك رز آلوده مي شوند ديگر قابل درمان نيستند.
مي توان از موزائيك رز با خريد گياهان سالم ، وسايل تضمين شده ي فاقد ويروس اجتناب كرد.
اين خيلي محتاطانه است كه علائم را در يك پايه شناسايي كنيم و جمع آوري و حذف گياهان آلوده كه خيلي زود شناسايي شده اند مفيد است.
جراحت هاي زمستانه:
جراحت هاي زمستانه نتيجه ي فاكتورهاي محيطي بسياري است كه اثر كمتري نسبت به ساير فاكتورها كه طي زمستان اتفاق مي افتند دارند. مثال ها شامل :يخبندان بهاره، سرماي تابستانه و به دنبال آن پائيز گرم ، افت اتفاقي دما ،نوسان ناگهاني دما ، چرخه ي يخ بستن و آب شدن ، فقدان پوشش برف، دماي گرم نيمه ي زمستان به طور غير معمول ،شديد شدن يا غير طبيعي شدن سرماي هوا و بادهاي خشك.
ويژگي هاي مهم ديگر جراحت هاي زمستانه اغلب زياد هستند ، علائم قابل رويت نيستند تا زمانيكه جراحت ها اتفاق مي افتند. علايم جراحت هاي زمستانه بسيار متنوع هستند و به صورت شكوفه هايي كه قبل از باز شدن مي افتند يا ساقه هايي كه پژمرده مي شوند و تيغ ها ي روي ساقه كه فرو مي ريزند يا ناگهان در گرماي تابستان مي ريزند. در برخي موارد، ساقه ها سياه مي شوند و در بهار مي ميرند.
جراحت هاي زمستانه مي تواند كاهش يابند با محافظت از توان گياه طي برنامه هاي محافظت كشت. براي مثال يكي از موثرترين حمايت ها در برابر جراحت هاي زمستانه متوقف كردن كود دادن زود هنگام در فصلي است كه گياه شانس رفتن به خواب طبيعي دارد. در بهار هر شاخه ي مرده كه محلي براي مهاجمان ثانويه يا آفات فرصت طلب است بايد هرس شود.
محافظت زمستانه به صورت مالچ مي تواند براي پيوند هاي جوان مثل هيبريد ها مفيد باشد. اين روش معمولا براي همه ي گونه ها ،باغ هاي قديمي ،بوته ها يا رزهاي رونده ضروري نيست .
از مالچ مي توان براي رزهايي با خاكهاي سست ، كمپوست،يا برگهاي انباشته اطراف پايه بعد اولين يخبندان استفاده كرد.
مالچ زمستانه بايد در اوايل بهار وقتي كه رشد شروع مي شود برداشته شود .
اين اغلب مهم است كه ارقام يا گونه هايي از رز كه شناخته شده اند و سخت هستند انتخاب شوند.
خواص گل رز:
به گزارش خبرنگار سلامت نیوز ، بوئیدن گل ها به ویژه گل رز جهت تقویت حافظه بسیار موثر است . محققان دریافته اند با بوئیدن گل رز قسمتی از مغز که متعلق به یادگیری است را تقویت می کند .
هم چنین تاکید می شود بوئیدن گل ها هنگام خواب تاثیر بیشتر بر مغز خواهد گذاشت.
گل رز برای انواع مختلف پوستها مناسب است.ولی بیشتر برای پوستهای خشک و حساس از آن استفاده می شود. از دیگر خواص دارویی این گیاه تاثیری است که بر مویرگهای زیر پوست دارد به طوری که قرمزی زیر سطح پوست را که ممکن است به دلیل گشاد شدن مویرگها باشد ، کاهش می دهد.
از آب گل رز برای تسکین برخی ناراحتی های پوستی و ضدعفونی کردن برخی عفونت های چشمی استفاده می شود و همچنین آرامبخش و ضد افسردگی است و تنش های عصبی ، زخم های گوارشی ، امراض قلبی را کاهش می دهد.
عصاره رز برای ترشح صفرا ، هضم غذا ، ناراحتی های خونی و رحم مفید است.
چای گل رز ( البته شما می توانید برای تهیه آن نیم گرم گلبرگ رز را داخل ۱۵۰ میلی لیتر آب بجوشانید و میل کنید.) در تسکین گلودرد ، کاهش عفونت مثانه و درمان اسهال مفید است.
قسمت میانی گل رز ( برآمدگی وسط گل برای نگهداری دانه ها) نیز سرشار از ویتامین های(آ؛ ب ؛ د، ای ؛س) است.
اطلاعات ديگر:
رزها درختچههايي از خانواده گل سرخ (Rosaceae) ميباشند. اين خانواده متجاوز از 2000 گونه و حدود 100 جنس را دربرميگيرد. جنس Rosa داراي 250 گونه بوده كه مهمترين آنها به غير از گل محمدي از نظر تهيه اسانس و گلاب عبارتند از :
R.centrifolia و R.alba و R.moschata (نسترن) و R.caninal و (گل سرخ) R.galica. عدد پايه كروموزومي كليه رزها 14=n2 است. رزهاي اهلي جهان اكثراً اكتاپلوئيد هستند و 56= n8 كروموزوم دارند.
گل محمدي از اواخر قرن شانزدهم از آسياي صغير و به احتمال زياد از دمشق به اروپا برده شده است.
اين درختچه توليد گهاي بسيار معطر مينمايد كه خاصيت دارويي دارد.
گل سرخ در آب و هواي سرد كوهستاني مي رويد، ارتفاع بوته آن بين 50 تا 150 سانتي متر است و در خاك رس شني پرورش داده مي شود، اگر چه انواع ديگر خاك ها هم مناسب گل سرخ است ولي خاك رس شني با توجه به مواد معدني آن براي اين كار مناسب تر است، رنگ گل سرخ همانطور كه از اسمش پيداست سرخ است هرچه گلبرگهاي آن سرخ تر باشد، بهتر و براي گلابگيري مناسب تر است.
گل سرخ بعد از دو سال از كاشت اوليه آن گل مي دهد و اين گل دادن معمولاً بين سه تا چهار سال ادامه پيدا مي كند. بعد از چهار سال بوته آن از شاخه اصلي بريده مي شود تا دوباره سه تا چهارسال گل بدهد، بعد از اين مرحله هم هنگامي كه بوته ها ريشه كن شد، از طريق تكثير به روش قلمه زدن زياد مي شود، با توجه به خاك، آب و هوا، رطوبت، تكثير، رنگ و بو و تعداد گلبرگ ها مي توان مرغوب ترين گلها را در قمصر كاشان و بعد نياسر و آزران و كامو و جوشقان پيدا كرد.

