X
تبلیغات
گیاهپزشکی
گیاهپزشکی

نام فارسی : کرم خاردار پنبه

نام علمی : Earias insulana

نام انگلیسی : Spiny cotton bollworm

( Lep: Noctuidae )

این آفت نه تنها به گیاهان زراعی پنبه، کنف و بامیه حمله می کند بلکه به گیاهان قوزک یا شغال کنف، یا بنگ کنف یا کنف وحشی Hibiscus trionum، گاو پنبه یا شال پنبه سا شال کنف یا دیو کنف Abutilon aviennae، انواع ختمی (Althaea)، پنیرک یا توله Malva sp. از خانوادة Malvaceae یا پنیر کیان و همچنین به گیاه خرقوزک Carchorus olitorius از خانوادة Tiliaceae حمله کرده و خسارت می زند. کرم خاردار پنبه در ابتدای فصل که هنوز گل و قوزه های پنبه ظاهر نشده اند از جوانه انتهائی تغذیه و وارد ساقه می شود و تا چند سانتی متری انتهای ساقه که نرم و ترد است پیشروی می نماید و سبب خشکیدگی سر شاخه می شود. در بوته هائی که به این ترتیب مورد حمله قرار می گیرند، جوانه های جانبی از زیر قسمت جوانه انتهائی ظاهر شده و شاخه های جانبی را بوجود می آورند و بوته حالت پهن تری به خود می گیرد. اما پس از ظهور گل و غنچه ها و قوزه ها کرم خاردار به این اعضاء حمله کرده و آسیب وارد می کند. خسارت کرم خاردار پنبه از چند جنبه دارای اهمیت است. این آفت چون از بذر دانه تغذیه می کند سبب ضایعاتی قابل توجه به مزارع پنبه بذر می گردد. ثانیاً کرم خاردار به دنبال دستیابی به بذر دانه پنبه از الیاف حجره های درون قوزه عبور کرده و باعث قطع الیاف می گردد. همچنین فضولات لارو در روی الیاف محیط مساعدی برای رشد قارچهای دوده ای بوجود آورده و الیاف را کثیف و نامرغوب می نماید.

اگر چنانچه گل و قوزه های جوان مورد حمله قرار گیرند ریزش کرده و چنانچه قوزه های رسیده مورد حمله قرار گیرند یا اینکه اصلاً باز نمی شوند و اگر باز شوند قسمتی از قوزه باز شده و قسمت خسارت دیده باز نشده و معمولاً قابل برداشت نمی باشد.
زیست شناسی

زمستان را به صورت شفیره در داخل پیله می گذراند. در مناطق گرمسیری جنوب کشور در زمستان به تمام حالات تخم، لارو و شفیره مشاهده می شود. فعالیت نسل اول بیشتر روی میزبانهای وحشی و در نسلهای بعدی روی پنبه انجام می شود. بروز آفت در مزارع پنبه قبل از ظهور غنچه و گل مشاهده می شود و در این موقع پرواز آفت در جوانه انتهائی بوتة جوان پنبه تخم ریزی می کند. تخمها به صورت تک تک قرار داده می شود و تعداد تخم از 500-400 عدد برای هر حشره متغیر می باشد. لارو آفت پس از خروج از تخم داخل ساقه انتهائی شده و دالان کم عمقی به طول 3-2 سانتی متر می سازد. صدمات لارو آفت اغلب با صدمات لارو کرم قوزه اشتباه می گردد. گاهی لارو ساقه پنبه را سوراخ کرده و قست بالای شاخه را می خشکاند. در بوته های آفت زده فواصل بین شاخه های میوه دهنده در محل آفت زدگی کوتاه می گردند. پس از خاتمة نشو و نمای لاروی کرم خاردار از دالان خارج شده و در انتهای شاخه لای جوانه ها و برگها تبدیل به شفیره می شود و پس از مدتی پروانه خارج می گردد. در صورتی که بوته پنبه دارای گل و غنچه باشد تخمریزی پروانه روی اعضاء میوه دهنده و جوانه های انتهائی به خصوص روی براکته گل و غنچه مشاهده می شود. لارو آفت پس از خروج از تخم در جستجوی غنچه و قوزه مدت کوتاهی به حالت سرگردان به اطراف می رود و در این نسل و نسلهای بعد اعضاء میوه دهنده را مورد حمله قرار می دهد. در اواخر تابستان و اوایل پائیز که بوته مجدداً شاخه های جوانتری می دهد لارو آفت گاهی از جوانه انتهائی تغذیه و رأس شاخه جوان را سوراخ کرده و به داخل ساقه می رود. کرم خاردار پنج سن لاروی داشته و چهار نوبت پوست عوض می کند. لاروهای سنین 3-1 معمولاً‌ با استفاده از ترشحات آب دهان که در مجاورت هوا تبدیل به تار می شود. در موقع ضرورت از محل استقرار آویزان شده و از شاخه ای به شاخه دیگر نقل مکان می نمایند. در شرایط مناسب یک عدد لارو ممکن است چند عدد غنچه و یا 4-2 قوزه جوان را مورد حمله قرار دهد. سوراخ دخولی لارو در جوانه ها اغلب یک عدد و در قوزه ممکن است 4-2 عدد باشد.
لارو کرم خاردار پس از خاتمه نشو و نما از محل تغذیه بیرون آمده و روی جوانه انتهائی اطراف کاسبرگ سطح قوزه، اطراف براکته متصل به دم قوزه روی شاخه، داخل قوزه های باز شده، لای برگهائی که روی زمین ریخته اند و گاهی در سطح خاک در داخل پیله ای تبدیل به شفیره می شوند. مدت نشو و نمای یک نسل آفت در تابستان حدود یک ماه، در بهار و پائیز به طور متوسط 60-50 روز و در زمستان 4 ماه به طول می انجامد. در خوزستان 8-7 نسل، در گرگان و مازندران 8-6 نسل و در خراسان 6 نسل در سال دارد.

کنترل
1- تاریخ کاشت: کاشت زودتر پنبه و برداشت زودتر آن در پائیز اغلب سبب می شود که در موقع ظهور آفت گیاه بتواند خسارت را تحمل نماید.

2- زیر خاک نمودن بقایای پنبه با شخم عمیق پائیزه.

3- دفع علفهای هرز و میزبانان آفت در اطراف مزرعه.

کنترل شیمیایی

1. کارباریل(سوین) WP85% و3 کیلوگرم در هکتار 2- 1 نوبت

2. آزینفوس متیل(گوزاتیون) EC20% و5 لیتر در هکتار.


نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و هشتم خرداد 1390 توسط سعید

نام علمی : Eucnaemidophorus rhododactylus
راسته :
Lepidoptera
خانواده :
Pterophoridae

آفت جوانه خوارسبز گل محمدی یکی از آفات مهم گل محمدی است که در سال های اخیر خسارت آن در اغلب گلستان های گل محمدی منطقه کاشان افزایش یافته و سطح انتشار آن نیز در حال گسترش است.این آفت برای اولین بار در سال 1379 از گلستانهای کاشان جمع آوری و پس از شناسایی به عنوان آفت جدید در فون آفات ایران معرفی گردید.

مناطق انتشار:

این آفت تا کنون از کشور های مختلف از جمله آلمان ، آلبانی ، بلغارستان ، آمریکا ، انگلستان و ترکیه گزارش شده استو در بلغارستان که یک قطب تولید عطر و اسانس در دنیا محسوس می شود بالغ بر 10 تا 20 % خسارت وارد می کند و در بعضی از سال ها تا 95% گلها توسط لارو ها از بین رفته اند.

بیشترین و کمترین میزان خسارت آفت در سطح استان بطور متوسط حدود 34% و 2% به ترتیب در گلستانهای دهستان برزک و شهرستان قمصر برآورد گردید.

دامنه میزبانی:

میزبان اصلی آفت در گلستانهای مختلف درختچه های گل محمدی می باشد.بر اساس بررسیهای انجام شده این آفت قادر است علاوه بر گا محمدی به واریته های مختلف رزهای زینتی در پارک ها و باغات نیز خسارت بزند.در و واقع این آفت از گیاهان مختلف جنس گل سرخ تغذیه می نماید.

مشخصات ظاهری آفت:

جوانه خوار سبز گل محمدی دارای چهار مرحله زیستی است که عبارتند از : تخم ، لارو ، شفیره و حشره کامل .

تخم:

به رنگ زرد طلایی ، بیضی شکل و به قطر تقریبا 1 تا 5/1 میلیمتر می باشد.

لارو :

لارو دارای سه جفت پای سینه ای و پنج جفت پای شکمی است.رنگ عمومی لارو  زرد مایل به سبز و سر آن خاکستری است.عرض بندهای سوم و چهارم بدن بیشتر از سایر بند ها است و بنابراین لارو حالت دوکی دارد.در قسمت جلو و د رامتداد خط میانی بدن در سطح پشتی یک لکه ارغوانی وجود دارد که همان قلب لارو است.در طرفین بدن خطوط کناری و پشتی کناری وجود دارند که رنگ آنها نسبت به رنگ عمومی بدن روشن تر است.طول لارو در سن اول 1 تا 5/1 میلیمتر و در حداکثر رشد به 12 تا 13 میلیمتر می رسد.روی هر بند بدن مو های بلند خاکستری وجود دارد بطوریکه لارو حالت مودار پیدا می کند.

شفیره :

شفیره شبیه حشره کامل است ولی تحرک ندارد.زوائد بدن حشره آزاد بوده و به سطح بدن شفیره نچسبیده اند.بدن شفیره دارای 9 بند و به طول 5 تا 6 میلیمتر می باشد.

حشره کامل :

در این خانواده بالها بریده بریده و پروش می باشند.در جوانه خوار سبز گل محمدی بال جلو در انتها حالت خمیده و قلاب مانند دارد و دارای یک بریدگی طولی است.بلافاصله قبل از این بریدیگی یک لکه سفید رنگ به شکل > وجود دارد.در وسط بالهای جلو یک لکه سفید وجود دارد که از لبه بیرونی بال شروع شده و تا نزدیکی قاعده بال ادامه دارد.بال عقب دارای دو بریدگی طولی بوده و بنابراین سه قسمتی است.بریدگی دوم تا قاعده بال ادامه دارد بطوریکه قسمت سوم بصورت یک تیغه باریک و کوتاه در آمده است.حاشیه همه قسمت ها و تیغه های بال دارای ریشک های بلند است.طول بدن حشره 6 تا 8 میلیمتر و عرض آن با بال های باز 2 تا 24 میلیمتر است.ماده ها کمی بزرگتر از نرها هستند.رنگ عمومی بدن قهوه ای مایل به خاکی است.

زیست شناسی:

جوانه خوار سبز گل محمدی پاییز و زمستان را بصورت لارو سن یک در زیر یک پوشش حفاطتی به حالت خواب و بی حرکت (دیاپوز) سپری می نماید.این پوشش حفاظتی ، مومی ، تقریبا نیم کروی یا گنبدی شکل است و قطری حدود 2 میلیمتر دارد.پوشش حفاظتی معمولا در قاعده خار ها یا محل انشعابات شاخه ها تشکیل می شود و معمولا همرنگ پوست شاخه می باشد.بنابراین تشخیص آن مشکل می باشد.در زیر این پوشش حفاظتی یک عدد لارو که به دور خود حلقه زده قرار دارد.رنگ لارو در حالت خواب شفاف تر از لارو فعال است.

در اوایل بهار و همزمان با رویش مجدد درختچه های گل محمدی ، لارو های زمستانگذران فعالیت خود را از سر می گیرد.این زمان در شرایط منطقه کاشان مصادف با اواخر فروردین ماه است.فعالیت لارو های تا اواخر خرداد و بعضا اوایل تیر ماه ادامه دارد.این آفت دارای سه سن لاروی است و دوره لاروی حدود 55 تا 56 روز طول می کشد . لارو های سن سوم بتدریج از اواخر اردیبهشت ماه به بعد وارد مرحله شفیرگی می شوند.

دوره شفیرگی 51 تا 81 روز طول می کشد.نحوه شفیره شدن بدین ترتیب است که لارو سن آخر لبه برگ را با تنیدن تارهای طریف و شل تا کرده و درون آن به شفیره تبدیل می شود. سر شفیره به سمت بالا خمیده دارد.

ظهور حشرات کامل تدریجی می باشد و از اوایل خرداد ماه شروع می شود و تا اواخر تیر ماه ادامه دارد. این حشره در صورت تحریک شدن به قسمت ها یپایین تر و متراکم تر درختچه ها فرو میرود.

حشرات ماده تخمگذاری خود را از اواسط خرداد ماه شروع می نمایند.تخمگذاری عمدتا در پشت برگ ها و در فواصل بین رگبرگ ها انجام می شود.تخم ها عمدتا بصورت دسته های دوتایی یا جفت می باشند اما دسته های چند تایی و تک تخم نیز مشاهده می شود.تفریخ تخم ها از اوایل تیر ماه شروع می شود و لارو های سن اول از تخم خارج می شوند.

لارو سن اول در محل خروج از تخم از قسمتهای رویی و میانی برگ ( پارانشیم و اپیدرم) تغذیه می نمایند.روش تغذیه به این صورت است که دو لبه برگ را از محل رگبرگ میانی تا کرده و با تارهای ظریف و شل به هم چسبانیده و یا دو برگ مجاور هم را از پشت با تنیدن تار های ظریف و شل به هم متصل کرده و بدین ترتیب لانه ای درست کرده  که درون آن به تغذیه می پردازند.لارو های سن اول از اوایل مرداد ماه به بعد در زیر پوشش حفاظتی قرار گرفته و تا بهار سال آینده اثری از آنها دیده نمی شود.جوانه خوار سبز گل محمدی در هر سال ، دارای یک نسل بوده و مدت 8 تا 9 ماه در زیر پوشش گنبدی به حالت خواب به سر می برد.

خسارت:

بطور کلی لارو های آفت از جوانه های در حال باز شدن و غنچه ها تغذیه می کنند که بدین ترتیب سبب کاهش تعداد گل و متعاقبا میزان عطر و اسانس استحصالی می شوند.نحوه خسارت آفت در مراحل مختلف رشد گل محمدی متفاوت است.در ابتدای رشد در ختچه ها ، لارو ها جوانه های برگ را سوراخ کرده و به تغذیه از درون آن مشغول می شوند.این تغذیه سبب از بین رفتن جوانه های کوچک می شود.در جوانه های بزرگتر این تغذیه سبب سوراخ شدن مجموعه برگ ها شده بطوریکه وقتی این جوانه ها باز می شوند روی برگ ها سوراخ های قرینه دیده می شود.

با افزایش رشد درختچه ها و تشکیل جوانه های گل یا غنچه ، لارو ها با تنیدن تار ، لانه تغذیه درست می نمایند. به این منظور معمولا یک برگ را با بافتن توری شل و ظریف به غنچه نزدیک آن متصل کرده و سپس غنچه را مورد حمله قرار می دهد.نحوه تغذیه بدین ترتیب است که قسمت جلوی بدن لارو درون غنچه قرار می گیرد در حالیکه انتهای بدن آن بیرون از غنچه واقع شده و فضولات خود را در لانه ساخته شده تخلیه می نمایند.

بیشترین خسارت آفت مربوط به همین مرحله از رشد گیاه است ، زیرا که تغذیه لارو سبب ناقص شدن غنچه های درشت و نابودی کامل غنچه های کوچک شده و بدین ترتیب با کاهش تعداد غنچه ها ف میزان گل ، عطر و اسانس استحصالی دچار کاهش خواهد شد.

مبارزه:

با توجه به اینکه جوانه خوار سبز گل محمدی از اواخر تابستان تا بهار سال بعد بصورت غیر فعال و به حالت خواب در زیر پوشش حفاظتی بسر می برد و سپس لارو ها  در بهار پس از فعال شدن درون لانه به تغذیه م پردازند ، انتخاب زمان مناسب سمپاشی و نوع سم اهمیت ویژه ای دارد.بهترین زمان سمپاشی ، قبل از ساختن لانه تغذیه توسط لاروها می باشد.

این زمان در شرایط منظقه کاشان مصادف با مرحله رشدی تشکیل جوانه های برگ تا مرحله باز شدن کامل برگ ها می باشد.به این منظور می توان از سموم فسفره تماسی نفوذی با غلظت مناسب استفاده و در صورت شدت و سابقه خسارت آفت می توان از روغنهای زمستانه در اواخر زمستان استفاده نموده.این روغن باعث از بین رفتن لارو های موجود در زیر پوشش حفاظتی شده و بدین ترتیب جمعیت لارو های فعال در بهار سال بعد کاهش خواهد یافت.


نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و ششم دی 1389 توسط سعید

شپشک های آرد آلود

نام علمی : Pseudococcus sp

ختمی آلود به شپشک آرد آلود در بندرعباس

ختمی آلوده به شپشک آرد آلود بندرعباس

گیاهان میزبان

شپشک های آرد آلود به گیاهان زیادی حمله کرده و دامنه میزبانی بسیار زیادی دارند بطوری که از مرکبات گرفته تا درختان میوه خزان کننده و گیاهان زینتی مانند میخک که یکی از میزبان های مهم آن می باشد.

بیولوژی

حشره ماده بالغ حدود 300 تا 600 تخم می گذارد که روی آنها را با پوشش پنیه ای مانند می پوشاند.تخم ریزی به مدت 2 هفته ادامه می یابد و حشره ماده بعد از تفریخ کامل تخم های می میرد.تخم ها به مدت 1 تا 3 هفته تفریخ شده و پوره های زرد رنگ از تخم خارج می شوند که این پوره ها به روی گیاهان دیگر یا بخش های دیگر همان گیاه رفته و مستقر می شوند.همراه با تغذیه از بدن آنها عسلک دفع می شوند و ترشح لایه مومی سفید پنبه ای شروع می شود.دوره پورهگی انها حدود 1 ماه طول می کشد که البته به دمای هوا وابسته است.حشرات ماده دارای 3 مرحله پورگی بوده و حشرات نر دارای 5 مرحله پورگی.حشرات نر قادر به تغذیه نبوده و فقط حشرات ماده از گیاه تغذیه می کنند.دوره زندگی آنها در تمام طول سال ادامه دارد.

زمستان گذراني : در شرايط مناسب به صورت تمام مراحل.

 کنترل

بیولوژیک

-         استفده از دشمنان طبیعی (Cryptolaemus montrouzieri)

زراعی

-          هرس شاخه های آلوده.

-          پرهیز از آبیاری و کود دهی زیادی ( شپشک های آرد آلود که گیاهانی که دارای مقدار بالای نیتزوژن در سطح برگ ها هستند و گیاهانی که دارای بافت آبدار باشند بشتر حمله می کنند).

-         استفاده از فشار باد و یا آب در روی ساقه های قوی برای کم کردن تعداد شپشک ها.

-         شتشوی مرتب گیاه مانع از آلودگی مجدد گیاه می شود.

شیمیایی

-          کنترل شیمیایی به دلیل اینکه بعضی از گونه ها در زیر پوست سا قه مستقر شده و یا بر روی ریشه مشکل است.

-          زمان استفاده از کنترل شیمیایی زمانی است که جمعیت حشره  بسیار زیاد و در حد بحرانی برای گیاه است.

-          به دلیل اینکه مورچه ها از شپشک ها در برابر دشمنان طبیعی نگه داری می کنند برای اینکه دشمنان طبیعی نیز بتوانند شپشک ها را کنترل کنند باید مورچه ها را نیز از بین برد.

-          استفاده از صابون های تشکیل شده از نمک پتاسیم و یک اسید چرب.اگر حشره ها مقاومت نشان دادن از حشره کش بوتانیک استفاده شود.

-          استفاده از روغن های باغبانی.با توجه به این که شپشک های نباتی در سطح زیرین برگ ها مخفی می شوند و این که روغن ها سیستمیک نیستند پس باید از سم پاشی شدن تمام گیاه اطمینان حاصل کرد.

-          استفاده از عصاره سیر و فلفل که در این مورد خطر مقاوم شدن وجود ندارد.

-          استفاده از حشره کش های گروه پیرتروئید در مبارزه با شپشک های آرد آلود بسیار موثر است.

-          زمان استفاده از حشره کش در کنترل آفت بسیار مهم است چرا که بعضی از آفات نمی توانند به درون لایه مومی که بر روی بردن حشرات بالغ و پوره ها وجود دارد نفوذ کند پس یکی از دلایل عدم کنترل موفق شپشک ها استفاده در زمان نا مناسب است.پس بهترین زمان استفاده از سموم زمانی است که پوره های سن 1 از تخم خارج می شوند.

-          با توجه به این که حشرات ماده ثابت بوده و پرواز نمی کنند و این حشرات نر هستند که پرواز کرده و با حشزات ماده جفت گیری می کنند پس استفاده از کارت های زرد رنگ برای به دام انداختن حشرات نر و جلوگیری از جفت گیری با حشرات ماده نیز توصیه می شود.

-          مبارزه زمانی آغاز می شود که پوره ها سن اول از تخم خارج شده باشند.برای تعین این زمان از تله های زرد رنگ چسبناک استفاده می شود.این تله  های را روی گیاه در محل شاخه ها ، تنه و ساقه نصب کرده و زمانی که تعدادی حشره نر در تله ها مشاده شده 2 هفته بعد زمانی است که پوره های سن اول از تخم تفریخ شده و باید سم پاشی صورت گیرد.

-          لسیت سموم مناسب برای شپشک ها در جدول 1 و 2 آمده است.

راه کار کلی

با توجه به شرایط اقلیمی بندرعباس استفاده از تمام روش های کنترل بالا مقدور نیست بنابراین از روش های زیر استفاده می کنیم.

1)       از دادن کود های ازته و آبیاری بیش از حد جدا خود داری شود و بسته به نیاز گیاه از کود استفاده شود. در ضمن در هنگام شیوع آلودگی دادن کود ممنوع می باشد چرا که باعث مقاومت آفت می شود.

2)       در مراحل اولیه آلودگی در صورت امکان از کارگران خواسته تا فقط مناطقی که آلوده به شپشک ها هستند را فقط هرس کرده و شاخه های هرس شده را نابود کنند.در ضمن اگر آلودگی شدید باشد از هرس زیادی باید جلوگیری کرد چرا که باعث ضعف درخت خواهد شد (حتی در آلودگی شدید هرس تاثیر مفیدی دارد اما هرس کردن نباید زیاد باشد و فقط باید قسمت های آلوده هرس شوند).

3)       با توجه به رابطه همزیستی (Symboisis) بین شپشک ها و مورچه ها یکی از دلایل طغیان آنها حفاظت مورچه ها از آنها در برابر دشمنان طبیعی است پس با از بین بردن و یا دور کردن مورچه ها از شپشک ها می توان زمینه فعالیت دشمنان طبیعی که بسیاری از آنها در شهر بندرعباس موجود است را فراهم کرد که باعث پایین نگهداشتن تعداد شپشک ها خواهد شد. با توجه به زندگی مورچه ها در خاک می توان از یکی از سموم تدخینی در خاک برای از بین بردن مورچه ها استفاده کرد و در صورت استفاده از سم پاشی باید دقت کرد که سم اثر زیان باری بر روی حشرات مفید و دشمنان طبیعی نداشته باشد.

4)       در زمانی که با شپشک های آرد آلود مواجه شدیم و با توجه به طغیان آن در سال های قبل ابتدا از تله های چسبناک برای کاهش جمعیت نر ها و در نتیجه کاهش دفعات جفت گیری استفاده می کنیم.

5)       زمانی که در تله های زرد رنک چسبناک بیش از 10 تا 15 عدد حشره نر مشاهده شد 2 هفته بعد باید سم پاشی صورت گیرد.

6)       برای از بین بردن حشرات بالغ و تخم ها می توان در زمستان زمانی که جمعیت آفت پایین از سموم روغنی استفاده کرد.

7)       با توجه به تحقیقات صورت گرفته این آفت به بوی متصاعد شده از درخت اوکالیپتوس واکنش داده و از آن منطقه دوری می کند پس یکی از راه های کنترل آن کاشت درخت به ویژه اوکالیپتوس در پارک ها و فضای سبز است.

 


نوشته شده در تاريخ شنبه چهارم دی 1389 توسط سعید

کرم سفيد ريشه

نام علمي : Polyphylla olivieri

خانواده : Scarabeidae

به ، هلو ، گوجه ، آلو ، زرد آلو ، آلبالو ، انار، مو تاج خروس وحشي ، خيار ، بادمجان و چمن و ... حمله مي کند .

مشخصات ظاهري و بيولوژي

حشرات کامل در حدود 30 تا 40 ميلي متر طول دارند و پهناي بدن آن در عريض ترين قسمت تا 20 ميلي متر مي رسد . شاخک ها ده مفصلي است که در حشره نر 7 مفصل و در حشره ماده 5 مفصل به صورت ورقه اي (Lameli Form  ) در آمده است . در حشرات نر اين ورقه ها نسبتا بزرگ و در موقع حرکت باز و بسته مي شو ند در افراد ماده ورقه ها کوچک است و به صورت سر سنجاق ديده مي شود و بهترين وسيله ي تشخيص افراد نر و ماده مي باشند . به علاوه حشرات ماده در ساق پاي جلوئي سه خار يا دندانه در افراد نر دو خار يا دندانه دارند . رنگ عمومي بدن قهوه اي تيره يا سياه است که توده هائي از پولک هاي صدفي رنگ روي آنها را پوشانيده است .

اين پولک ها به صورت نوار يا لکه اي سفيد رنگ در سطح پشتي سر ، سينه و بالپوشها جلوه گر مي گردد . بدين ترتيب که يک نوار سفيد از لبه ي عقبي کليپئوس و کناره هاي داخلي چشم هاي مرکب شروع مي شود و از دو طرف ، هر يک از نيمه هاي صفحه پشت سينه ي اول (Pronotum) را به دو قسمت مي کند .

به علاوه يک نوار سفيد وسطي نيز پشت سينه اول را به دو قسمت مساوي تقسيم مي کند . در همه افراد سپر چه (Scutellum) کاملا سفيد به نظر مي رسد .  

  سيکل زندگي

از نظر زندگي، کرمهاي سفيد ريشه اغلب دوره لاروي 2 تا 3 ساله دارند . حشرات کامل معمولا درماه هاي آخر بهارو اوايل تابستان مشاهده مي شوند. همگي شب پروازند و اکثرا ( بخصوص افراد نر ) در اطراف تله هاي نوري و چراغ جمع مي شوند . حشرات نر قادر به توليد صدا هستند .

در هنگام روز روي تنه درختان و يا در زير کلوخه ها استراحت مي کنند . به صورت حشرات کامل مختصري از برگ درختان مي خورند و لکه هاي خورده شده در روي پهنک برگ ايجاد مي کنند. حشرات کامل تخم هاي خود را پس از جفت گيري به تعداد 20-70عددبه طور مجتمع در سطح زمين و بيشتر در شکاف ها و ترک هاي خاک قرار مي دهند

 تخم ها کم و بيش بيضي نزديک به کروي به رنگ سفيد صدفي   و به صورت متجمع ديده مي شوند .طول اين تخم ها تا 3/4وعرض ان 5/2 ميليمتر است. دوره ي جنيني 2 تا 3 هفته است و لاروها پس از خروج وارد خاک مي شوند و شروع به تغذيه از ريشه گياهان مختلف مي کنند در سنين اول که جثه کوچک تري دارند ، اغلب نزديک به سطح خاک زندگي مي کنند و از ريشه گندميان نيز مي خورند ، ولي در سنين بالا اغلب روي ريشه هاي ضخيم و غده اي گياهان، از جمله ريشه درختان جمع مي شوند و به شدت از آنها مي خورند .گاهي تعداد 40 تا 50 عدد لارو روي ريشه يک درخت ديده مي شود . لاروها از پوست و حتي از قسمتهاي سطحي چوب تغذيه مي کنند و بدين ترتيب جريان شيره ي نباتي را قطع مي کنند.

لاروها (Scarabei Forme) مي باشند . بدين ترتيب که داراي پاهاي سينه اي نسبتا قوي و بدن خميده شبيه (C)بوده و آخر شکم نسبتا بزرگ و متورم است . در روي آخرين نيمه حلقه شکمي بدن مو مشاهده مي گردد که تعداد و طرزقرارگرفتن آنها در گونه هاي مختلف متفاوت است . در p.olivieri   اين موها 6جفت و در مقابل هم به صورت دو خط موازي قرار دارند .اين حشره داراي سه سن لاروي است.مرحله لاروي سن اخر خطرناکترين است.

 درختان و گیاهان مورد حمله زرد مي شوند و رشد شا خه ها شديدا درآنها متوقف مي شود . ميوه ها مي ريزند و يا کوچک مي مانند . اين درختان به علت قطع ريشه واسيب رسيدن به طوقه ، در خاک استحکام چنداني ندارند و به سهولت کنده مي شوند و به زودي خشک مي گردند . لاروها در داخل خاک به تناسب تغييرات درجه حرارت فصلي تغيير محل مي دهند . در ماههاي گرم سال در نزديکي هاي سطح خاک فعاليت مي کنند و در زمستان به اعماق خاک فرو مي روند . به همين لحاظ مبارزه شيميائي پائيزه و زمستانه در مورد لاروها نتايج مطلوب را نمي دهند .

همانطور که گفته شد اين حشره زمستان را به صورت لارو به سر مي برد و در بهار سال سوم قبل از آنکه وارد مرحله ي شفيرگي شود يک محفظه ي گلي براي خود درست مي کند ودر آنجا تبديل به شفيره مي شود ( در برخي مواردي که حشره به خاک چسبيده است شفيره ساخته نمي شود .)گاهي اوقات لارو روي چوب در طوقه وريشه هاي ضخيم درخت گودالي ايجاد کرده ودر همان جا شفيره شده است.

دوره ي شفيرگي 17 تا 24 روز مي باشد که بعد از اين مرحله حشره از شفيره ي خود بيرون مي آيد که اوج خروج معمولا در تير ماه است . حشرات کامل براي خروج در خاک سوراخ هايي ايجاد و خارج مي شوند .  مرحله ي اصلي خسارت اين آفت مرحله کرمي آن است که در داخل خاک در اطراف ريشه ي درختان به سر مي برند  بنابراين مبارزه با کرم به دليل اينکه در داخل خاک قرار دارد ، کار نسبتا مشکلي است و بايد باغداران با اجراي روشهاي زير که هر کدام از آنها به نحوي در کنترل آفت موثر است با اين آفت مبارزه نمايند 

کنترل

1)    تخم های کرم سفید ریشه برای تفریخ شدن نیاز به آب و رطوبت دارند و لارو های جوان به شدت به خشکی حساس هستند.پس در زمانی که تخم ها در حال تفریخ هستند و در زمانی که لارو های جوان وجود دارند نباید چمن را آبیاری کرد.چمن تا حدودی نسب به تنش آبی می تواند مقامت کرده و رطوبت را در خود نگه دارد.

2)    جمع آوري و از بين بردن حشرات کامل (  حشره کامل در صبح زود قبل از گرم شدن هوا به صورت غيرفعال روي شاخه هاي درختان به سر مي برند ، بنابراين با تکان دادن شاخه ها در صبح زود مي توان آنها را جمع آوري  و سپس نابود کرد ).

3)    از بين بردن کرم ها در داخل خاک که اين عمل به دو صورت انجام مي گيرد :

-  بيل زدن باغ در فصل بهار :

بيل زدن باغ در فصل بهار داراي فوائد زيادي   است . يکي از اين فوائد مبارزه با کرم اين آفت است . به اين ترتيب که با بيل زدن   و برگرداندن خاک اين کرم ها ممکن است در اثر ضربه بيل از بين بروند و يا اينکه وقتي در سطح خاک قرار گيرند به وسيله ي پرندگان يا بعضي از گوشت خوارن خورده شوند . تخم هاي اين حشره غذاي مناسبي براي گونه هاي مختلفي از مورچگان مي باشد و اغلب به وسيله ي آنها ربوده مي شوند . لاروها مورد حمله ميکروارگانيزم و ارگانيزم هاي مختلف قرار مي گيرد که از آن جمله مي توان جانور تک ياخته معروف به (Nosema melolonthae) را نام برد .

- مسموم کردن کرم ها در خاک با استفاده از سم :

 مبارزه شيميائي عمدتا عليه لاروهاي اين آفت به دو روش صورت مي گيرد :

·         سمپاشي   عمومي سطح باغ و مزرعه و زير رو کردن خاک به عمق 25تا 30 سانتي متر است . ترکيباتي که براي اين منظور در سطح يک هکتار به کار مي برند عبارتند از :

گامکان 10 تا 15 کيلو ، آلدرين 40 درصد ، پود و تابل 10 کيلو در هکتار ، دي آلدرين 25 درصد ، ديازينون 20 درصد ، گرانول 80 کيلو و فورادان طبق نسخه ي موسسه سازنده .

        ·         سمپاشي خاک اطراف درختان منفرد که به اين آفت آلودگي شديد نشان مي دهند براي اين منظور خاک اطراف طوقه درختان آلوده را تا روي ريشه هاي اصلي به شعاع نيم تا يک متر کنار مي زنند و منطقه ريشه هاي اصلي را با محلول   يک درصد گامکان تجارتي و يا آلدرين يا ليندين 40 درصد بخوبي خيس مي کنند . ( 5 تا 10 ليتر براي هر درخت ) و خاک ها را به جاي خود بر مي گردانند .

4)       شخم زمستان و جمع آوری لاروها در اسفند ماه.

5)       استفاده از باکتری ( Bacillas popilliae ) بر علیه این آفت که باعث به وجود آمدن بیماری شیری (milky disease  )

6)       قارچ (metarrhizium ani sopliae) نیز روی لاروهای این حشره تاثیر دارد و باعث از بین بردن لاروها می شود .

7)       ایمیدایاکلوپراید ، ایزو فنفوس در مبارزه با لارو در چمن کاربرد دارد.



نوشته شده در تاريخ سه شنبه سیزدهم مهر 1389 توسط سعید

سوسک شاخدار خرما و یا سوسک کرگدنی خرما

نام علمی : Oryctes elegans

طول حشرات کامل از 32/5 -39 میلیمتر متغیر است.حشرات نر و ماده به رنگ قهوه ای با تیره مایل به سیاه براق بوده و گاهی به رنگ بلوطی دیده می شوند.ساق پاهای جلویی آفت سه خار درشت دارد.

خسارت

لارو های این آفت تمام دوره زندگی خود را در قسمت تاج و تنه درختان خرما می گذراند. لارو ها در جهت نشو و نما و ادامه زندگی قاعده ساقه های گل دهنده و برگ های خرما را جویده و از سیره نباتی تغذیه می کنندو بر اثر تغذیه لاروها حفره ها و دالان هایی متعددی ایجاد می شود و گاهی اوقات دنباله این حفره ها تا قسمت تنه  اصلی درخت ادامه می یابد. با ایجاد دالان های متعدد و خروج شیره گیاهی در قسمت تاج درخت خرما محیط مناسبی برای پرورش قارچ ها و باکتری فراهم می شود و در نتیجه این خسارت عمر درختان خرما کم می شودو ساقه های گل دهنده شکسته و دیگر نمی توانند میوه های خود را به تمر برسانند و چنانجه ساقه بتواند به زندگی خود ادامه دهد میوه های خرما چروکیده و نا مرغوب می شوند.

گاهی اوقات لارو ها به جوانه های انتهایی درختان خرما حمله کرده و از انها تغذیه نموده و در نتیجه سبب مرگ درختان خرما می شوند.تغیده حشرات بالغ از ساقه های گل دهنده خوشه و رگبرگ های اصلی درتاج درختان خرما نیز دیده می شود.حداکثر فعالیت لاروهای این آفت در نخلستان ها در ماه های خرداد و تیر به چشم می خورد. نخلستان های جوان که دارای سنین بیشتر بین 10 تا 12 سال هستند ، ارقام پا کوتاه از نخیلات قذیمی و پا بلند بیشتر خسارت می خورند.

زیست شناسی

این آفت در سال فقط یک نسل  داشته و زمستان گذرانی به صورت لاروهای سنین مختلف در دمبرگ های پایینی تاج درخت خرما است.ظهور سوسک ها تدریجی استو به آب و هوای مناطق بستگی دارد.هم زمان با ظهور گل آذین درخت حشرات کامل فعال شده و از گل آذین های جوان و در ادامه از محور گل آذین و برگ های جوان تغذیه می نمایند.حشرات کامل در شب ها به نور چراغ و روشنایی جلب می شوند.سوسک ها پس از خروج از شفیره های بهاری از گردهای گل و برگ های جوان خرما تغذیه می نمایند و  پس از جفت گیری ماده ها در قسمت تاج درخت و در قاعده اصلی خوشه ها ، دم برگ ها و گاهی در بین الیاف تخم گذاری می کنند.در نخلستان هایی که آبیاری می شوند و رطوبت در آن مناطق به حد کافی وجود دارد تخم گذاری حشره روی تنه درختان نیمه پوسیده که در حال از بین رفتن می باشند نیز دیده می شود.لارو ها به محض خروج از قاعده ساقه ها و دمبرگ ها و شاخه گل دهنده و مواد نیمه پوسیده تنه خرما تغذیه می کنند.

کنترل

-          زراعی

1)       معدوم نمودن لارو های در تاج درخت در زمان گرده افشانی

2)       انجام هرس زمستانه

3)       نابودی درختان پوسیده

4)       رعایت اصول زراعی مانند جلوگیری از کاشت فشرده درختان خرما ، رعایت اصول آبیاری به منظور جلوگیری از رطوبت زیاد

-          شیمیایی

استفاده از طعمه مسموم

لیندین 25%  1 کیلوگرم

سبوس 100 کیلوگرم

آب 50 لیتر


نوشته شده در تاريخ سه شنبه نهم شهریور 1389 توسط سعید

زنجره خرما

نام علمی : Ommatissus binotatus



خسارت زنجره خرما در بندرعباس
برای مشاهده تصویر با کیفیت بیشتر تصویر را سیو کنید.


خسارت زنجره خرما در بندرعباس
برای مشاهده تصویر با کیفیت بیشتر تصویر را سیو کنید.

Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA

زنجره خرما از آفات مهم نخلیات در ایران می باشد. زنجره بالدار ماده دارای رنگ زرد روشن مایل به سبز بوده و زول بدن آن به 6-5 میلی متر می رسد.در ززنجره بالدار طول بدن نر به 3-3/5 میلی متر می رسد.

خسارت

پوره ها در اوایل فروردین ماه ظاهر شده و در روی برگ ها و مخصوصا خوشه های خرما به تعداد زیادی متمرکز شده و با استفاده از شرره گیاهی و همچنین ترشح فضولات به نسبت مایع چسبناک و غلیظ سبب ضعف و پژمردگی و زردی برگ ها شده و به همین علت این آفت را در جنوب آفت شیره و یا عسلک می نامند.همچنین برگ های آلوده براق به نظر می آیند.معمولا شیره مزبور با قارچ فوماژین و گرد و غبار ظاهر کثیفی به درختان آلوذده داده و ضعف درختان را سبب می شود و در درختان مبتلا برگچه ها به تدریج خشکیده و میوه ها چروک خورده و کم شهد و لاغر شده و حالت بازار پسندی خود را از دست می دهند.درجه خسارت زنجره خرما را از روی شماره تخم های زنجره روی هرر برگچه می توان تشخیص داد.

زیست شناسی

این آفت در ردیف های 2 تا 5 تایی در نسج برگ تخمگذاری می کند. پوره ها از نیمه دوم اسفند و یا اوایل خرداد به تدریج از تخم ها خارج و پس از طی دوران پورگی که حدود 45 روز طول می کشد تا به زنجره کامل تبدیل می شوند.حشرات کامل را می توان به تدریج از اوایل اردیبهشت تا اواخر تیر ماه مشاهده نمود.زنجره های نر و ماده پس از جفت گیری تخمریزی کرده و نسل تابستانه را به وجود می آورند .تخمریزی نسل تابستانه را می توان از اواسط تیر ماه تا اواخر مهر ماه مشاهده کرد.بنابراین این آفت در سال 2 نسل دارد که به آنها زمستانه و تابستانه می گویند.ماده ها در هر نسل حدود 100 تخم می گذارند.زمستان گذرانی 80 درصد جمعیت آفت به صورت تخم و کمتر از 10 درصد به صورت بالغ و پوره های سنین 4 و 5 می باشد.

کنترل

-          مکانیکی

1)       رعایت فاصله درختان بین 8 تا 10 متر

2)       انجام هرس سبز در تیر ماه یا زمستان بعد از انجام تخمگذاری

3)       حذف پاجوش های اطراف درخت در اولین فرصت

-          شیمیایی

مالاتیون به نسبت 1 در هزار

دیازینون به نسبت 0/5 در هزار

زولن به نسبت 0/3 در هزار

انتیو ، پرفکتیون ، دیمتوات ، رکسیون یا روکور به نسبت 0/3 در هزار

 

سمپاشی نوبت اول یک هفته تا 10 روز پس از گرده افشانی درختان خرما و سم پاشی دوم پس از برداشت محصول خرما توصیه می شود.


نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و نهم مرداد 1389 توسط سعید

مگس گالزای انبه

نام علمی : Procontarinia matteiana



Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA

آلودگی به مگس گالزا در پارک جنگلی بندرعباس


Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA

تا کنون سابقه ای از خسارت این حشره در ایران موجود نبوده است و برای اولین بار طی چند سال اخیر باغات انبه را در استان هرمزگان مورد حمله قرار داده است . سابقه فعالیت آن در این استان مربوط به 3 -4 سال قبل می باشد که ابتدا به صورت لکه ای مشاهده و هم اکنون به صورت گسترده در اکثر مناطق کشت انبه استان هرمزگان شیوع پیدا کرده است و شدیدا به این درختان خسارت می زند.انبه تنها میزبان آن می باشد.

 

خسارت

 

این حشره برگهای جوان را مورد حمله قرار داده و تخم های خود را درون بافت برگ های جوان تزریق می کند.همزمان با رشد برگ ها محل تخمریزی متورم شده و در نهایت به صورت گال ظاهر می شود.در مورد آلودگی شدید که سطح برگ ها از گال پوشیده شده بود بیشتر از 4000 گال روی هر برگ دیده شد.هر گال محتوی یک لارو بوده که در مراحل ابتدای رشد نسبت لارو به گال خیلی کوچک می باشد.حشره بعد از گذراندن دوران لاروی دورن گال تبدیل به شفیره شده و پس از طی دوران شفیرگی حشرات کامل گال را سوراخ کرده و از سوراخ خارج می شود.

این آفت در طول فصل پاییز فعال بوده و در مورد شدت آلودگی رشد درختان کاملا متوقف می شود.در فصل تابستان همزمان با شروع گرما فعالیت آن متوقف گشته و جوانه های تابستانه عاری از آلودگی می باشند.

 

کنترل

-         بیولوژی

کنترل بیولوژیکی که در عمان بررسی و استفاده می شود شامل

Chrysonotomyia pulcherrima, Eupelmus testaceiventris, Ormyrus sp و Inostemma ocular

-         کنترل شیمیایی

فوسفامیدون 0/03 %

دی متوات 0/03 %

مالاتیون 0/05 %


نوشته شده در تاريخ دوشنبه یازدهم مرداد 1389 توسط سعید

بیولوژی              


                                                                                            

پروانه کله مرده زمستان را بصورت شفیره می گذراند و در اوایل بهار حشره کامل آن خارج شده و ماده ها پس از جفت گیری تخم های خود را روی بوته سیب زمینی و سایر گیاهان خانواده سولاناسه قرار می دهند. پروانه ها از نکتار و شیره گلها تغذیه می کنند.لارو پس از خروج از تخم به برگها حمله نموده و از آنها تغذیه می نماید. لارو پس از 3-2 ماه به رشد کامل خود رسیده و سپس برای تبدیل به شفیره وارد خاک میگردد.

اگر شرایط جوی مساعد باشد این حشره می تواند در سال دو نسل داشته باشد و در این صورت پروانه های نسل دوم را در اوایل تابستان می توان مشاهده نمود. پروانه کله مرده قادر به مهاجرت می باشد و در هر بهار ممکن است محل زمستانی خود را ترک کند و به مناطق دیگری مهاجرت کند.

 

مبارزه

بیولوژیک

-        با اینکه لارو این پروانه خیلی بزرگ و پر اشتها است معهذا زیان مهمی وارد نمی آورد زیرا دشمنان طبیعی مانع ازدیاد فوق العاده آن می شوند و یکی از پارازیتهای مهم آن مگس Sturmia atropivora. ازخانواده Tachinidae می باشد که لاروها را پارازیته می کند. در نقاطی که پروانه کامل مزاحم کندوی عسل باشد بوسیله تور سیمی در ورودی کندو را مسدود می نمایند. سوراخهای تور سیمی باید به اندازه ای باشد که زنبورها به آسانی بتوانند وارد کندو شوند ولی پروانه کله مرده نتواند داخل گردد. این پروانه فقط برای کندوهای معمولی که مدخل آن بزرگ است خطرناک می باشد ولی در هر حال اگر کندو قوی و دارای تعداد کافی زنبور باشد پروانه کله مرده به محض ورود مورد تهاجم مدافعین قرار گرفته و در نتیجه نیش زنبورها کشته شده و بزودی مومیایی می گردد.

مکانیکی

-         به دلیل درشت بودن لارو می توان لارو ها را با دست جمع آوری کرد.

شیمیایی

-        مبارزه شیمیایی به دلیل اقتصادی نبودن آفت توصیه نمی شود ولی در صورت نیاز می توان از یکی از سموم فسفره استفاده کرد.


نوشته شده در تاريخ شنبه دوازدهم تیر 1389 توسط سعید

ملخ دریایی یا صحرایی

Schistocerca  gregaria

(Orth;Acrididae)

مشکل ملخ صحرایی از سالیان دور در کشاورزی ایران ، بخصوص در استان های جنوبی مطرح بوده است.دستجات این ملخ که مبدا تشکیل آنها کشورهای آفریقا ، عربستان ، هند و پاکستان بوده ، هر چند سال یکبار باغات و مزارع این مناطق را مورد تهدید جدی قرار داده اند.از آنجایی که این آفت از طرف جنوب غربی (عربستان ) از خلیج فارس عبور کرده و خود را به سواحل جنوبی ایران می رساند،به آن ملخ دریایی می گویند که در برخی از سال ها نیز از طرف جنوب شرقی سیستان (هندوستان و پاکستان ) مزارع ایران را مورد حمله قرار می داده است.از طرف دیگر چون موطن اصلی این مخلخ مناطق بیابانی قاره آفریقاست ، به آن ملخ صحرایی نیز می گویند.بشر ملخ دریایی را قرن ها قبل از میلاد می شناخته ، به طوری که در کتیبه های قدیمی به آن اشاره شده است.در ایران خسارت این آفت از دیرباز مورد توجه بوده که در مواقع هجوم سبب قحطی و ویرانی شده است.به هنگام طغیان و مهاجرت از تمام گیاهان حتی پوست درختان می خورد.در بین درختان سنجد را ترجیع داده و در حالت طغیانی هر نوع سرسبزی و پوشش گیاهی موجود در مسیر از جمله گیاهان زراعی شامل انواع علوفه ، غلات ، صیفی و سبزیجات ، گیاهان مرتعی و انواع درختان مثمر و غیر مثمر را کاملا از بین می برد.

شکل و رفتار مهاجر با انفرادی کاملا متفاوت می باشد.این پدیده سبب شد اواروف فرضیه خود را تحت عنوان فرضیه حالت ها ارائه نماید.بر این اساس وی ثابت کرد که دو فرم مذکور دو گونه نبوده بلکه یک گونه می باشند که فرم انفرادی می تواند در شرایط خاصی رفتار خود را تغییر داده و تبدیل به فرم مهاجر با رفتار دیگر بشود.

تئوری فاز اواروف

تغییرات مورفولوژیک یک گونه که توام با تغییر در عادات و رفتار می باشد در اثر تغییر شرایط اقلیمی و پوشش گیاهی صورت میگیرد و در نتیجه طغیان آنها را سبب می شود.اواروف به هنگام مطالعه بیولوژی و رفتار شناسی فرم بومی ملخ آسیایی متوجه شد که این ملخ در صورت پرورش یافتن در شرایط خوب منطقه ای از نظر غذا می تواند به فرم مهاجر تبدیل شود.به طوری که در رنگ ، اندازه ف عادت و رفتار فرم مهاجر تغییرات محسوسی بروز می نماید.بر اساس این نتیجه گیری فرضیه ای به نام فرضیه حالت ها به وجود امد.

مناطق دائمی نشو ونمای این ملخ در نواحی شرق آفریقا و نقاطی از آسیا است.این آفت ایران را آخرین بار در سال 1340 مورد حمله قرار داد.

شکل شناسی

پوره های فرم مهاجر که حرکت آنها دسته جمعی صورت می گیرد ، ابتدا سیاه رنگ بوده و سپس به رنگ زرد روشن با لکه های سیاه در می آیند.ملخ های بالغ بالدار مهاجر برای بلوغ جنسی نیاز به پرواز طولانی و دسته جمعی دارند تا چربی های بدن را مصرف کنند.تغییرات فصلی در رنگ نیز بسیار موثر می باشند ، به طوری که ملخ های پاییزه معمولا قرمز متمایل به قهوه ای هستند و به هنگام بلوغ به رنگ زرد لیمویی در می آیند.در مقابل پوره های فرم انفرادی عموما سبز و افراد بالغ بالدار خاکستری هستندو بدون انجام پرواز طولانی و تغییر رنگ به بلوغ جنسی می رسند.در افراد بالدار مهاجر ف طول بالها در جنس نر 55 و در ماده 70 میلی متر ، طول ران در افراد نر 25-24 میلی متر و در ماده ها 30-25 میلیمتر است.طول بدن در نر ها 45-55 میلی متر و در ماده ها به 57 میلی متر می رسد.خط وسط پشت سینه اول در ملخ انفرادی برجسته ولی در فرم مهاجر پهنو صاف و بدون لکه است.ساق پاها مجهز به خار های بلند است که نوک انها سیاه می باشد.

دسته تخم

کپسول تخم ملخ دریایی نسبتا خمیده است که تخم ها در قسمت پائین آن قرار داشته و در واع قسمت بالای آن از ماده کف مانندی پر شده است.پوره های ماده دارای 5 سن پورگی هستند ولی پوره های نر 4 سن پورگی دارند.

تشخیص حالات سه گانه ملخ دریایی

تشخیص حالتهای مختلف ملخ دریایی از طریق اندازه گیری برخی از اندام ها یا آنالیز مرفومتریک آنها انجام می گیرد.در این اندازه گیری ها نسبت طول قسمت های مختلف بدن به یکدیگر را می سنجند.اگر طول ران عقبی را با F و طول بال جلوئی را با T   نشان دهیم ، رابطه  در حالت های سه گانه به شرح زیر خواهد بود :

نسبت طول بال روئی به طول ران پای عقبی در ملخ های انفرادی کوچک تر از 2/05 ، در حالی که در ملخ های مهاجر همیشه بزرگتر از 2/15 بوده.

مناطق انتشار

با این که ملخ دریایی بومی ایران نیست ، ولی در برخی از نقاط کشور به ویژه مناطق سیستان و بلوچستان نظیر نوار ساحلی شهرستان چاه بهار ، ایرانشهر ، زابل و سراوان وجود دارد.

این آفت دارای مراکز زندگی دائمی مانند سودان ، اطراف دریاچه چاد در آفریقا و ایالت راجیوتانا در هندوستان ، مراکز حمله موقتی مانند ایران ، عراق ، سوریه ، ترکیه و شمال آفریقا می باشد.

ورود ملخ دریایی به ایران

زمان ورود این آفت به میزان بارندگی کشور های همسایه بستگی دارد که ممکن است اط پاییز تا بهار صورت بگیرد.

جفتگیری

حشرات نر و ماده در نیمه اول بهمن تا اوایل اسفند ماه در کانون های اصلی جفتگیری میکنند.تعداد دفعات جفت گیری متغیر است ، به طزوری که نر ها می توانند 50-60 مرتبه جفتگیری نمایند.افراد ماده قبل از عر نوبت تخم ریزی ، چند بار جفت گیری میکنند.افراد ماده قبل از تخمریزی ابتدا با انتهای شکم خود مکان مناسبی برای تخم ریزی انتخاب کرده و سپس با استفاده از تخم ریز حفره ای در خاک ایجاد می نمایند.طول شکم در موقع ایجاد حفره تا 2 برابر افزایش می یابد.حشرات ماده برای تخمریزی ، زمین های شنی مرطوب ، دامنه تپه ها در سایه ، زیر تخته سنگ ها و بندرت درون مزرعه را انتخاب می کنند.

نشو و نمای جنینی

دوره نشو و نمای جنینی در شرایط مناسب به طور متوسط 15 تا 25 روز و در شرایط نا مناسب 40 تا 50 روز است.دوره پورگی در آفریقا 37 تا 49 روز به شرح زیر گزارش شده است :

سن یک 4 تا 5 روز ، سن دو 5 تا 6 روز ، سن سه 6 تا 8 روز ، سن چهار 10 تا 12 روز ، سن پنج 12 تا 18 روز.

تغذیه پوره ها

صبح ها پس از گرم شدن هوا تغذیه پوره ها آغاز می شود و وقتی هوا خیلی گرم شد ،تغذیه آنها کاهش یافته و دوباره نزدیک غروب آفتاب که هوا خنک می شود مجددا افزایش می یابد. میزان تغذیه در سن یک پورگی کم و  در سن 5 به حداکثر می رسد.ملخ دریایی نسبت به درخت سنجد ترجیع غذایی دارد.

فعالیت پوره ها

میزان فعالیت آفت از سن دو به بعد افزایش می یابد.پوره ها در سنین 4 و 5 حداکثر یک کیلومتر در ساعت و جمعا 4 تا 8 کیلومتر در روز مهاجرت می کنند.پوره ها معمولا شب ها روی بوته ها و گیاهان بسر می برند و روز ها مجددا به روی زمین بر میگردند.

اثر نور و رنگ محیط روی پوره ها

رنگ محیط روی رنگ پوره ها کم و بیش موثر است ، مثلا اگر تخم ریزی در مزارع انجام گیرد پوره ها سبز متمایل به زرد می شوند و اگر در کوهو دشت خشک نشو نما نمایند ابتدا به رنگ سیاه و سپس زرد می شوند.

عوامل موثر بر تغییر رفتار دسته جمعی ملخ ها

باد : بادهای تند مانع شروع پرواز های سطحی شده و سبب فرود امدن دسته های ماخ در حال پرواز در یک منطقه می شود.در باد های ملایم ملخ ها در جهت مخالف باد حرکت می کنند ولی به هنگام پرواز های شدید در جهت موافق باد پرواز و مهاجرت می کنند.

اثر دمای هوا و حرارت بدن ملخ : پوره های ملخ دریایی از حرارت 22 درجه سانتیگراد شروع به فعالیت میکنند و در ساعات گرم وسط روز که حرارت افزایش می یابد از حرکت باز مانده و به نقاط سایه دار پناه می برند.آنها برای شروع حرکت به دمای 17 تا 23 درجه سانتی گراد نیاز دارند.هر گونه افزایش حرارت پوره ها را از حرکت باز می دارد.

اثر رطوبت : دسته های ملخ دریایی پرواز های خود را با جهت باد تنطیم می کنند. اگر باد مزطوب باشد در جهت مخالف آن به پرواز در می آیند و اگر خشک باشد پشت به باد حرکت میکنند.

 

بیولوژیک

معمولا تخم ریزی در داخل خاک است بخصوص خاک های ماسه ای و شنی. معمولا هنگام تخم ریزی شکم خود را داخل خاک می کند و یک حفره ای ایجاد می کند و تخم ها  را داخل آن می گذارد و یک مایع ای از جنس کیتین روی آن ترشح می کند که این مایع در مجاورت هوا سخت می شود که به این کیسه ، کپسول تخم می گویند.درون هر کپسول 80 تا 100 تخم وجود دارد.هر ملخ ماده حدود 10 کپسول تخم ایجاد می کند.

در صورت مناسب شدن شرایط (وجود رطوبت) تخم ها تفریخ می شوند که این دوره در شرایط مناسب 20 تا 30 روز طول می کشد.مدت زمان طی دوره پورگی 30 تا 45 روز به طول می انجامد.

وجود تراکم بالای پوره ها در واحد سطح ( 800 تا 1000 پوره در 1 متر مربع) و کمبود مواد غذایی در واحد سطح و تماس جلدی پوره ها باعث ترشح هورمون در بدن پوره ها می شود که باعث تغییرات فیزیولوژیک در سپس تغییرات مورفولوژیک در پوره ها می شود.اینها عواملی هستند که باعث تبدیل ملخ از فاز انفرادی به فاز مهاجر می شوند.

در مرحله قبل از تخم ریزی ملخ در فاز مهاجر است.آنگاه شروع به پرواز و مهاجرت می کند به سمت کانون های موقت ، و شورع به تخم ریزی می کند در هر خاکی و تبدیل به پوره و طی سنین پورگی و ایجاد 1 تا 2 نسل می کند.در مجموع ملخ دریایی 3 نسل دارد.

روش های پیشگیری و مبارزه

مهمترین روش پیشگیری  ، روش Monitoring  یا دیده بانی است.

کنترل شیمیایی

الف ) روش طعمه پاشی :

-         گامکسان تجاری        500 گرم

-         سبوس گندم            15-20 کیلوگرم

-         آب                        5-10 لیتر

برای یک هکتار

طعمه ها را موقع طلوع آفتاب یا غروب پخش شوند.در موقع روز طعمه ها خشک می شوند.

ب ) روش سم پاشی :

سم پاشی هوایی با هواپیما : سم فنی تروتیون 50 % EC   ( 1 لیتر در هکتار)

استفاده از ماشین های اگزوست : سم فنی تروتیون 96 % ULV  ( 0/4 تا 0/5 لیتر در هکتار)

سسم مالاتیون 57 % EC  ( 0/7 تا 1/5 لیتر در هکتار)


نوشته شده در تاريخ دوشنبه هفدهم خرداد 1389 توسط سعید

سن گندم

Eurygaster integriceps

(Hem;Scutelleridae)

سن گندم از مهمترین آفت گندم و جو در ایران می باشد و در اکثر مناطق گندم کاری ایران انتشار دارد.از جنس Eurygaster Lap علاوه بر گونه مذکور ، سن مغربی (E.maura) و گونه E.testudinaria در ایران وجود دارد ولی خسارت مربوط به سن معمولی گندم است که تاریخچه بسیار طولانی دارد و در حال حاضر مهمترین مسئله گیاه پزشکی ایران محسوب می شود.گزارش کتبی مربوط در مورد خسارت سن گندم مربوط به سال 1306 می باشد.در دو دهه اخیر افراد معتددی روی آن کار کرده اند.گسترش روز افزون این آفت در ایران بسیار نگران کننده می باشد.این روند در سال های اخیر شدید بوده است بطوری که در سال های 1382و 1383 سطح مبارزه شیمیایی علیه آن به ترتیب 1591119 و 1718418 هکتار بوده است.

مناطق انتشار

تنها سن معمولی گندم E.integriceps دارای تراکم و انتشار وسیعی در سطح گندم کاری های ایران است.به استثنا استانهای سیستان و بلوچستان و بخش کوچکی از کرمان و هرمزگان ، بقیه مناطق گندم کاری ایران آلوده به این آفت است.

گیاهان میزبان سن گندم

این آفت در ایران به ارقام مختلف گندم، جو و چاودار حمله و از آنها تغذیه می کند ولی تغذیه به این تعداد محدود نمی شود ، بلکه از لحاظ دامنه غذایی حشره ای الیگوفاژ است و از گیاهان گندمیان یکساله تغذیه می نماید.رجبی سن گندم را با دو گروه از گیاهان در ارتباط می داند:

الف :  گیاهانی که سن گندم از انها برای زمستان گذرانی و تابستان گذرانی بهره گرفته و یا به عبارت دیگر دوره دیاپوز را در زیر آنها سپری می کند.

ب :  گیاهانی که در مزارع و ارتفاعات قرار داشته و آفت جهت دوره بعد از دیاپوز از آنها استفاده می کند.در این رابطه سن گندم با سه دسته گیاه مواجه است:

گیاهانی که سن گندم روی آنها تخم ریزی می کند ولی حشرات کامل بندرت از آنها تغذیه می کنند که عبارتند از :

کوزه قلیا نی

نوعی الاله ( Ranunculus avsheri)

گیاهانی که سن گندم صرفا از انها تغذیه کرده ولی کمتر در روی آنها تخم گذاری می کند نظیر :

یولاف وحشی (Avena fatua) ، نوعی جو (Hordeum geniculatum) ، توت روباره (Songuisorba minor) و بنفشه سه رنگ ( Viola tricolor)

گیاهانی که سن های مادر در روی آنها تخم گذاری می کنند و پوره ها و حشرات کامل نسل بهاره نیز از آنها تغذیه می نمایند مثل :

گورگیا بالشتی ( Agropyron caepitosum) ، نوعی علف پشمکی (Bromus tectorum) ، نوعی علف پشمکی ( Bromus lanceolatus).

رجبی دلایل عمده گسترش و طغیان سن گندم را این چنین ذکر کرده است :

تخریب مداوم مراتع بوسیله چرا و یا جایگزین کردن غلات دیم به جای مراتع.

برداشت دیر هنگام محصول.

از بین رفتن دشمنان طبیعی در اثر سمپاشی های گسترده بویژه هوایی عیله سن گندم.

برداشت با کمباین به دو صورت ایجاد خسارت می کند : از یک سو به نظر می رسد ریزش بیش از حد مجاز دانه ( بیش از 5 درصد و در مواردی 20 درصدی ) سبب شده که غذای کافی برای ادامه تغذیه آفت فراهم باشد.از سوی دیگر برداشت با کمباین به صورت منطقه ای صورت می گیرد ، لذا تا نوبت برداشت مزارع برسد پف آفت زمان کافی برای تغذیه در اختیار خواهد داشت.

خسارت

سن گندم از لحاظ دامنه تغذیه ای ، حشره ای چند خوار محدود می باشد که از تمام گرامینه های یکساله تغذیه می کند ولی گندم و جو را به سایر گیاهان گرامینه ترجیع می دهد.حشرات کامل زمستان گذران پس از استقرار در مزارعه و همچنین پوره ها و بالغین نسل بهاره با تغذیه از مراحل مختلف فنولوژیکی گندم بصورت کمی و کیفی خسارت ایجاد می نمایند.خسارت سن مادر به صورت کمی می باشد در حالیکه خسارت پوره ها و حشرات کامل نسل جدید هر دو جنبه کمی و کیفی را دارد.بیشترین ریزش سن های مادر در موقع پنجه زنی گندم است.تغذیه سن مادر از جوانه های مرکزی سبب زردی و پژمردگی گندم می شود و در حمله شدید ، گندم زار ها به علف زار ها تبدیل می شوند.سن مادر می تواند خرطوم خود را در هر نقطه ای از بوته گندم که خارج از خاک  قرار دارد ، وارد کند و بدین لحاظ علائم خسارت متفاوتی تولید می شود.از جملع می تواند از پهنک برگ ، محلی در زیر خوشه و یا هر نقطه ای در طول ساقه تغذیه نماید.تغذیه روی خوشه منجر به سفید شدن خوشه از محل نیش حشره تا انتهای خوشه شود.در مورد سفید شدن بخشی از خوشه و یا تمام آن ، می شود.البته عوامل دیگری نیز میتواند باعث سفید شدن خوشه شود.خسارت کیفی وارده از سن گندم منجر به تخریب دانه شده و کیفیت آن از نظر نانوایی ، طعم و بو برای تغذیه و سلامت انسان تغییر می دهد.هر چه آفت به سنین آخر پورگی نزدیک می شود بر میزان خسارت آن به دانه افزدوه می گردد.محل وارد شدن خرطوم حشره به دانه گندم به شکل موضعی تیره شده و هاله ای گرد و رنگ گریده به دوره آنت نقطه خود نمایی می کند.

زیست شناسی

سن گندم زمستان را بصورت حشره کامل زیر علف های هرز بویژه گون و درمنه در دامنه کوه ها ، زیر پوستک درختان ، شکاف زمین ، دشت ها و حتی در مزارع گندم سپری می کند.پرواز سن و حتی طول دوره اقامت ان در پناهگاه های زمستانه تابع شرایط آب و هوایی است.بهمین دلیل زمان حرکت آن از پناهگاه زمستانه به سمت مزارع در مناطق مختلف کشور و حتی در مناطق مختلف یک استان متفاوت بوده است.آغاز ریزش ، متعاقب افزایش تدریجی دمای چند روزه صورت میگیرد ، بدین معنی که اگر دمای روزانه پس از چندین روز سرما ، بطور ناگهانی بالا رفته و به حد نصاب لازم برای پرواز برسد ، باز پرواز انجام نمی شود بلکه پرواز زمانی انجام میگیرد که دمای حداقل 2-3 روز قبل از پرواز با افزایش تدریجی دمای همراه بوده باشد.

کنترل

الف : مکانیکی : در گذشته دور سن های مادر را جمع آوری می کردند و دولت به صورت وزنی خریداری می کرد.

ب : زراعی :

-         استفاده از ارقام زود رس.

-         برداشت زود و سریع محصول

-         استفاده از ارقام مقاوم.

ج : دشمنان طبیعی :

-         زنبو پارازیت Trissolcus

-         مگس های جنس phasia

د : شیمیایی :

-         فنی تروتیون 50% EC ( 1 لیتر در هکتار)

-         فنی تیون 50 % EC ( 1-1/2 لیتر در هکتار)

-         تری کلروفن 80%  SP ( 1/2 کیلوگرم در هکتار)

-         دلتامترین 2/5% EC (300  سی سی در هکتار)


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه دوازدهم خرداد 1389 توسط سعید

کرم ساقه خوار غلات

Ochsenheimeria vacculella

(Lep;Ochsenheimeriidae)

این آفت در براآن (جنوب شرقی اصفهان) ، لنجان و نجف آباد انتشار دارد.

گیاهان میزبان

غیر از گندم و جو ، گونه مذکور از روی Hordem violaceum  (در داخل ساقه) و Agropyron (در حال تغذیه ار برگ) نیز جمع آوری شده است.در منابع خارجی گونه هایی ازجنس Poa ، Bromus و چاودار نیز به عنوان میزبان آفت ذکر شده اند.

زیست شناسی


پروانه ها روز فعال هستند.حشرات بالغ در اواخر تابستان و اوایل پاییز از محل های تابستان گذرانی خارج شده و پس از جفت گیری ، در شکاف دیوارهای گلی ، کاه گلی وآجری حاشیه مزارع تخمریزی می کنند.تخم های تابستان گذران از نیمه بهمن ماه به بعد به تدریج تفریخ شده و لاروهای جوان سن اول به سطح دیوار ها پخش می شوند ، پس از تنیدن تار و پس از مختصر حرکتی در سطح تارها ، به وسیله رشته های نازک خود را آویزان کرده و توسط جریان باد در سطح مزارع پخش می شوند.به این طریق می توانند تا شعاع چند کیلومتری پراکنده شوند ولی معمولا حداکثر آلودگی در فاصله چند متری از دیوار ها رخ می دهد.لارو های سن یک آفت از اپیدرم برگ تغذیه می کنند، اما لاروهای سن دوم به طرف مرکز گیاه رفته ، برگ های لوله شده را سوراخ کرده و وارد جوانه مرکزی می شوند که این زمان مصادف با تشکیل خوشه در گندم است.با باز شدن تاج برگ سوراخ های محل ورود لارو به صورت ردیفی روی آن دیده می شوند.این علائم بارز آلودگی مزرعه به آفت است.پس از ظهور خوشه ، لاروها از قسمت های مختلف وارد ساقه شده و شروع به تغذیه می کنند. حرکت آنها در داخل یک ساقه و برخلاف جهت یک دیگر مشغول به فعالیت هستند.لاروها می توانند پس از آنکه یک خوشه را مورد حمله قرار دادند ، با خروج از ساقه و تنیدن تار و با کمک باد  روی ساقه دیگری منتقل شوند و  عملا هر لارو می تواند به چند خوشه خسارت بزند. تقریبا تمام دوره لاروی در داخل ساقه و یا روی خوشه  ها سپری می شود.مهمترین خسارت آفت ، خشک شدن کامل ساقه و خوشه است که در اثر تغذیع مستقیم آفت از زیر خوشه رخ می دهد.خوشه های سفید شده در زمینه سبز مزرعه به وضوع قابل روئیت هستند.این خوشه ها از محل ورود لاروها به داخل ساقه به راحتی جدا شده و غالبا لارو یا فضولات آن در داخل ساقه دیده می شوند.علاوه بر این خوشه نیز مستقیما مورد حمله آفت قرار گرفته و گاه تا دو سوم آن توسط لارو ها خورده می شوند.حالت خوشه سفیدی در منطقه براآن در نیمه اول اریبهشت ماه ایجاد می شود.لاروهای کامل از نیمه اردیبهشت ماه به بعد از بالای گره اول ساقه خارج شده و در لابلای برگ ها ، به خصوص انتهای غلاف برگ پرچم تبدیل به شفیره می شوند.مرحله شفیرگی در داخل ساقه و خوشه نیز مشاهده  شده است.دوره شفیرگی 14-10 روز بوده و افراد بالغ معمولا در نیمه خرداد ماه در سطح مزرعه به پرواز در می آیند و در ساعات گرم روز در سطح سایه دار دیوار ها ، خصوصا در ارتفاع بیش از 1/5 متری به استراحت می پردازند.این افراد از اواخر خرداد ماه به تدریج برای تابستان گذرانی به داخل شکاف دیوارها پناه می برند.گاهی در سطح داخلی قطعات کاه گلی جدا شده از دیوار ها نیز دیده می شوند و در قطعاتی که حدود 200 سانتی متر مربع مساحت دارد بیش از 100 عدد از آنها قابل شمارش است.در پایان تابستان ، حشرات مذکور از دیاپوز خارج شده و پس از مختصر حرکتی در سطح دیوار ها ، جفتگیری کرده و در همان محل تخمریزی می کنند و پس از آن می میرند.زمستان گذرانی به صورت تخم در داخل شکاف دیوارها و احتمالا در بقایا و انبارهای کاه وکلش می باشد.در این حالت لارو ها پس از تشکیل ، در داخل پوسته تخم باقی مانده و تا بهار تفریخ نمی شوند.این آفت یک نسل در سال داد.

کنترل

این حشره دارای دشمنان طبیعی متعددی است به طوری که درصد قابل توجه ای از لاروهای آفت ، زمانی که وارد مرحله  شفیرگی می شوند ، توسط زنبور هایی از خانواده های Braconidae و Eulophidae پارازیته می شوند.مورچه ها و عنکبوت ها نیز در طی تابستان از افراد بالغ و در زمستان از تخم ها تغذیه می نمایند.

به طور معمولا نیاز به مبارزه شیمیایی ندارد ولی در صورت نیاز می توان به صورت لکه ای سم پاشی کرد.


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ششم خرداد 1389 توسط سعید

پروانه خوشه خوار گندم

Apamea sordens

(Lep;Noctuidae)

این آفت اولین بار توسط هاشمی آقاجری و همکاران از مناطق دیم مراغه و هشترود گزارش شده است.

خسارت

لاروهای این حشره پس از برداشت گندم روزها در داخل ساقه ها ، غلاف برگ ها ، زیر کلشها و نیز داخل طبقات فوقانی خاک استراحت نموده و هنگام شب به تغذیه بطنی خود از برگ ها و دانه های ریخته شده در سطح مزرعه ادامه می دهند.در طول فصل پاییز و در صورت مساعد بودن شرایط آب و هوایی از گندمهای تازه سبز شده تغذیه می کند.در این مدت لارو ها  با پوست اندازی و تغییر رنگ رشد قابل توجهی می نمایند.

زیست شناسی


این حشره زمستان را بصورت لارو در عمق 7-5 سانتی متری خاک سپری می کند. در اواخر اسفند و اوایل فروردین ماه پس از گرم شدن هوا و رویش گیاه ، لاروهای نابالغ زمستان گذران دوباره فعالیت تغذیه ای خود را شروع کرده و به شدت از برگ ها و ساقه ها ی جوان گندم و جو تغذیه می کنند.اندازه بدن لاروها در آخرین مرحله تغذیه ای به حدود 40 میلیمتر و قطر آنها به 4-5 میلیمتر می رسد و پس از پایان مرحله لاروی در عمق 5-4 سانتی متری خاک لانه گلی درست کرده و تبدیل به شفیره می شوند.حشرات کامل در اواخر اردیبهشت ماه ظاهر و پس از جفتگیری بر روی برگ و خوشه های تازه تشکیل شده تخمریزی می کنند.این آفت در سال یک نسل دارد.

 


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ششم خرداد 1389 توسط سعید

شته روسی گندم

Diuraphis noxia

(Hom;Aphididae)

شت روسی کندم از آفات مهم گندم و جو بوده و بومی نواحی جنوب شوروی سابق ، ایران ، افغانستان و کشورهای واقع در مدیترانه است.مناسب ترین شرایط تولید مثلی این حشره بر روی گندم ،مرحله رویشی ساقه دهی و حساس ترین مرحله گیاه به حشره ، مرحله رویشی گیاهچه (قبل از ساقه رفتن ) و بعد از آن مرحله خوشه دهی است.

مناطق انتشار


مبدا این حشره منطقه پالئارکتیک است.این آفت در کشورهایی نظیر آفریقای جنوبی ، کنیا ، جنوب اروپا ، شمال آفریقا ، آرژانتین ، کانادا و در ایران در استان های فارس ، سیستان و بلوچستان ، لرستان ، زنجان ف آذربایجان شرقی ، کردستان ، سمنان ، قزوین وتهران انتشار دارد.

گیاهان میزبان

این حشره علاوه بر گندم و جو به غلات دیگر نظیر یولاف ، چاودار و تریتیکاله نیز حمله می کند و در حال حاضر به عنوان مخرب ترین حشره در مناطق دارای بارندگی تابستانه محسوب می شود.

میزان متوسط خسارت این شته در مزارع گندم وجو حدود 80 تا 90درصد است.

خسارت


این شته علاوه بر تغذیه از شیره گیاهی با تزریق مواد سمی در محل های تغذیه باعث تخریب کلروپلاست گیاهی شده و نوار های طولی زرد ، سفید و گاهی ارغوانی رنگ بر روی گیاه میزبان تولید می کند.در مراحل اولیه آلودگی لبه برگ ها در امتداد طولی لوله می شوند.گاهی فاصله برگ ها کم شده و ساقه بد شکل می شود.آلودگی مزارع گندم پاییزه به شته روسی در بعضی از ژنوتیب ها ممکن است باعث افزایش سرمازدگی شود.همچنین تغذیه این حشره روی گندم ، محتویات پروتئینی و کیفیت نانوایی آرد حاصل از آن را پایین می آورد.

این آفت ناقل بیماری های ویروسی زردی کوتولگی جو ف ویروس موزاییک جو و نیشکر است.

زیست شناسی

این آفت زمستان را در شرایط آب و هوایی کرج به صورت سنین مختلف پورگی و ماده های بکرزا بر روی میزبان های مختلف شپری می کند.تراکم آفت با کاهش رطوبت نسبی و افزایش دما بالا می رود.افراد بالدار در حدود دهه سوم فروردین ماه از روی میزبان های غیر زراعی و خودرو به مزرعه منتقل می شوند و در اواخر فصل زراعی دوباره افراد بالدار بوجود آمده و به روی میزبان های مذکور منتقل می شوند.تعداد پوره تولید شده توسط حشره ماده 72 عدد بوده .این حشره ناقل بیماری های ویروسی لکه نواری زرد گندم است.تاکنون افراد  نر در این حشره مشاهده  نشده و احتمالا فاقد فرم جنسی است.

کنترل

الف- زراعی :

استفاده از ارقام مقاوم

ب – بیولوژیک :

کفشدوزک Hippodamia variegate ، Diaeretiella rapae ، Aphelinus albipodus.

کفشدوزک های Eupeodes nuda ، Leucopis ninae

ج – شیمیایی : هنگامی که 10% گیاهان در مرحله ساقه رفتن تا خوشه دهی به شته آلوده شذه باشند مبارزه شیمیایی علیه آن استفاده شود.

 


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ششم خرداد 1389 توسط سعید

سوسک برگخوار غلات

Qulema melanopus

(col;chrysomelidae)


این حشره در اطراف تهران ، آذربایجان شرقی ، دزفول ، اصفهان و مریوان جمع آوری شده است ولی احتمالا در سراسر ایران وجود داشته و بویژه در مزارعی که در مجاورت دریاچه یا برکه باشند بیشتر دیده می شوند.

خسارت


این حشره در طی دوره لاروی ئ بالغ با تغذیه از اپیدرم و پارانشیم سطح رویی برگ کندم و جو و بعضی از گرامینه ها نظیر مرغ پنجه ای ، ارزن وحشی ، ذرت و چاودار به موازات رگبرگ اصلی باعث کاهش سطح فتوسنتز کننده شده و نقصان محصول را سبب می شود.این تغذیه تا مرحله سنبله و گلدهی ادامه می یابد.تغذیه آنها بدین صورت است که پارانشیم رویی برگ ها را می خورند ولی برگ را سوراخ نمی کنند ، خسارت لارو ها و محل تغذیه آنها شبیه حشرات کامل بوده و در صورت حمله شدید بوته قبل از خوشه دهی زرد و خشک می شود.این حشره علاوه بر گندمیان از کیسک باغی و اویار سلام نیز تغذیه می کند.

زیست شناسی

این آفت زمستان را به صورت حشره کامل در زیر خاک سطحی مزرعه و بقایای گیاهی داخل مزرعه ، شکاف تنه درختان و زیر پوستک های تنه بسر می برد.در اوایل بهار وقتی که دمای محیط به 15 درجه سانتی گراد می رسد حشرات زمستان گذران پناهگاهای زمستانه را ترک کرده و در مزرعه گندم مستقر می شوند و حشرات ماده پس از استقرار جفت گیری  کرده و در دسته های 2 تا 3 تایی تخم ریزی می کنند.دوره نشو و نمای جنینی یک هفته و دوره تغدیه لاروی سه هفته طول می کشد.لارو ها پس از تکمیل چهار مرحله لاروی وارد مرحله پیش شفیرگی شده و محفظه ای متشکل از ذرات خاک و ترشحات دهانی در عمق 3-2/5 سانتی متری خاک تشکیل می دهند و داخل انها تبدیل به شفیره می شوند.پس از 10 روز حشرات کامل ظاهر می شوند.سپس جفت گیری و تخم ریزی که تخم ها در دسته جات 2 تا 3 تایی و در ثلث قاعده ای سطح رویی برگ ها قرار داده می شوند.مدت زمان یک نسل 52 روز طول می کشد.

کنترل

کنترل آفت زمانی قابل توصیه است که سه لارو یا سه تخم در هر بوته در مرحله غلاف باشد و یا در مرحله خوشه یک لارو و یک لارو در هر برگ وجود داشته باشد.

مبارزه در مناطقی که علیه پوره های سن گندم سم پاشی انجام می شود روی این آفت نیز موقر است.در صورت شدت حمله می توان از سموم مالاتیون ، سوین و یا دیپترکس به نسبت یک در هزار استفاده کرد.


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ششم خرداد 1389 توسط سعید

شته سبز گندم

Sitobion avena

(Hom;Aphididae)

این شته در سال های 1372 . 1373 در استان های تهران و گلستان بالاترین تراکم را داشته است.این شته به برگ ، ساقه و خوشه های سبز غلات حمله کرده و خسارت آن معمولا کمی است.

مناطق انتشار

این شته در تمام کشور های منطقه پالئا و نئوآرکتیک ، آفریقای مرکزی و کشور های حوزه مدیترانه یافت می شود. در ایران از نواحی همدان ، کرمانشاه ، تهران ، اهواز ، نوشهر و خلخال و شیراز جمع آوری و گزارش شده است.

گیاهان میزبان

در ایران تا کنون از روی گندم ، جو ، چاودار ، یولاف و سایر گندمیان وحشی گزارش شده است.

خسارت

این شته زمانی که بوته های گیاه میزبان سبز و شاداب هستند از برگ ها تغذیه می کند و هنگامی که خوشه ها تشکیل می گردد ، برگ ها را ترک کرده و لابلای سنبلچه ها مستقر و شروع به تغذیه می نماید.این نوع تغذیه موجب کاهش وزن هزار دانه و چروکیدگی دانه ها می شود.این حشره ناقل ویروس موزاییک جو و زردی است.


زیست شناسی

این حشره تمام دوره زندگی خود را روی گرامینه ها سپری می کند. تا کنون فرم جنسی ان از ایران جمع آوری نشده است.در فصل رویش به طریق بکر زایی تولید مثل نموده و از میزبانی به میزبان دیگر انتقال می یابند ولی در ایتالیا مشاهده شده است که هر شته ماده ظرف 15 روز 20 پوره سن یک تولید می کند و بدین ترتیب تمام طول فصل زراعی را بطریق زنده زایی زاد و ولد می کنند.ماده های جنسی در اواخر تابستان ظاهر می گردند و هر یک تعداد محدودی تخم روی غلات زراعی و گیاهان هرز می گذارند.این تخم ها به همین ترتیب زمستان گذرانی کرده و در بهار تولید شته های موسس یا ماده هایی می کنند که مجدد بصورت بکرزایی تولید مثل می نمایند.

کنترل

جمعیت این حشره در ایران حالت طغیانی ندارد لذا به مبارزه شیمیایی نیاز ندارد.


نوشته شده در تاريخ سه شنبه چهارم خرداد 1389 توسط سعید

تریپس گندم

Haplothrips tritici

(Thysanoptera ; Phalaeothripidae)

تریپس یکی از آفات مکنده مهم گندم در بسیاری از نقاط کشور است که خسارت آن از خسارت سن گندم قابل تفکیک نیست.در فصل بهار حشرات ریز قرمز رنگی در لابلای دانه های سبز خوشه گندم دیده می شوند که در واقع پوره های تریپس گندم هستند.

این آفت در بیشتر کشور های اروپایی انتشار داشته و در ایران نیز در نواحی اطراف تهران ، سمنان ، اصفهان ، چهارمحال و بختیاری ، کرمان ، رفسنجان ف سیرجان ، یزد ، آذربایجان ، اهواز و کرمانشاه گزارش شده است.


خسارت

این افت علاوه بر گندم به جو ، چاودار ، یولاف و برخی علف های هرز گندمیان نیز حمله می کند.از شیره برگ ، گل و خوشه مکیده و در محل تغذیه آن روی برگ لکه های نقره ای یا زرد روشن بوجود می آید.تریپس گندم را بیشتر از در لابلای غلاف برگ ، محل اتصال برگ به ساقه و یا لابلای خوشه ها می توان مشاهده نمود.با تشکیل خوشه های گندم جمعیت تریپس در روی انها نیز افزایش یافته و با تغذیه از دانه های نرم موجب چروکیدگی و توقف رشد آنها می شود.علایم خسارت روی برگ به صورت پیچیدگی و ایجاد لکه های نقره ای ظاهر می شود.طول خوشه های آلوده کوتاه و شکل آنها کج شده و نوک خوشه تا قسمتی از آن سفید و تا حدودی شبیه به علایم سرمازدگی است.خسارت این آفت ممکن است با خسارت نماتد گندم اشتباه شود.

زیست شناسی

این حشره تابستان را به صورت پوره سن 2 در عمق 5 سانتی متری و زمستان را در عمق 20 سانتی متری خاک اطراف ریشه و طوقه گندم های سال قبل سپری می کند.در اواخر زمستان و اوایل بهار لارو های زمستان گذران به سطح خاک امده و پس از مدتی حضور در کاه و کلش موجود در سطح مزرعه ، روی علف های هرز گرامینه داخل مزرعه نظیز Hordeum sp رفته و سیکل زندگی خود را کامل می نماید یعنی مراحل پیش شفیرگی را طی کرده و به حشره بالغ تبدیل می شود.حشرات بالغ پس از استقرار بوته ها به روی گندم و جو منتقل شده و تغذیه و تخمریزی خود را انجام می دهند و تخم های خود را بطور انفرادی یا دسته های چندتایی در درون بافت برگ ، خوشه یا روی ساقه گندم قرار می دهند. در اواخر بهار و اوائل تابستان با برداشت محصول گندم ، لارو های سن دوم حاصله از این تخمگذاری به داخل کاه و کلش موجود در مزرعه رفته و تا فرا رسیدن سرما در آنجا باقی مانده و سپس در پاییز وارد خاک می شوند.این آفت در شرایط آب و هوایی کرمان و گرگان یک نسل در سال دارد.حشرات کامل هنگام صبح که دمای محیط پایین است در جاهای محفوظ بسر می برند و در مواقعی که دمای محیط بالا باشد آنها روی برگ رفته و فعالیت خود را شروع می کنند.

کنترل

زراعی : شخم عمیق تا 90% تریپسها را که در داخل خاک و مزرعه زمستان گذرانی می کنند را از بین می برد

شیمیایی : از آنحایی که ظهور حشرات کامل و سپس لاروها با برنامه مبارزه با سن گندم مصادف است در نتیجه سمپاشی مزارع علیه شن روی تریپس نیز موثر واقه می شود.


نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1389 توسط سعید

ذرت یکی از قدیمی ترین گیاهان زراعی است که به دلیل داشتن خصوصیات مطلوب، از جمله قدرت سازگاری بالا، ماده خشک و ارزش غذایی مطلوب، جایگاه ویژه ای در بین محصولات کشاورزی دارد. ذرت به دلیل داشتن تنوع ارقام و قدرت تطابق با شرایط اقلیمی گوناگون، در بیشتر کشورهای جهان از جمله ایران کشت می شوند. دانه ذرت نه تنها از لحاظ تامین انرژی بی نظیر است بلکه به عنوان علوفه سبز از کیفیت بالایی برخوردار است. اهمیت این گیاه در تغذیه دام وطیور و مصارف صنعتی از یک سو و کمبود داخلی آن از سوی دیگر شناسایی هرچه بیشتر پتانسیل ها و مبانع موجود در زمینه افزایش تولید این محصول را ضروری می سازد.

ذرت در مناطق گرم، نیمه گرمسیر و حاره که باران یا آب به مقدار کافی وجود دارد، کشت می شود و گیاه بومی آمریکا می باشد.سطح کشت آن به یش از 130 میلیون هکتار و محصول آن به 487 میلیون تن در سال 1985 رسیده است.در ایران هر ساله بر وسعت سطح زیر کشت آن افزوده می شود.

کاشت- داشت- برداشت

برای کاشت این گیاه از سه روش استفاده می کنند:

الف) کاشت زود رس و متوسط رس در یک زمان

ب) کاشت یک واریته معین در فاصله زمانی دو تا سه هفته یکبار

ج) ترکیب دو روش فوق

در بسیاری از باغ های خانگی کشت توام ذرت با کدو و یا هندوانه و یا لوبیا معمول است. این نوع کشت در سبزی کاری دارای اهمیت زیادی است و می توان در بسیاری از موارد، محصول بیشتری در واحد سطح تولید نمود.

ارزش غذایی ذرت

مواد غذایی موجود در ذرت (گرم در 100 گرم دانه)

   آب                پروتئن              چربی                کربوهیدرات               مواد سلولزی

 7/74              3/3                  2/1                    7/15                         7/3

 

املاح معدنی و ویتامن های موجود در ذرت (میلیگرم در 100 گرم دانه)

Ca       P         Mg      Fe       K        Vit A      Vit C       Vit B1        Vit B2       Vit B6

  70/1          12/0            15/0          12         18/0    300       50       5/0       115      6

 

 شرایط آب و هوایی

ذرت گیاهی است کم توقع که در طیف وسیعی از آب و هوا در تمامی دنیا قابل کشت است حداقل دمای خاک برای کشت ذرت 10 درجه سانتیگراد و طیف حرارتی برای رشد و نمو این گیاه بین 15 تا 35 درجه سانتیگراد است.

نور

طول روز عامل تعیین کننده ای برای زراعت این گیاه نیست. در منطقه آستانه اشرفیه معمولا پس از برداشت ذرت دوباره به کاشت آن اقدام می کنند و برداشت خوبی نیز در این مرحله به دست می آورند. اگرچه ذرت را جزو گیاهان روز کوتاه طبقه بندی می کنند (تولید گل در روزهای کمتر از 12 ساعت روشنایی تسریع می شود)، ولی باید دانست که ارقام مختلف ذرت نسبت به طول مدت روشنایی عکس العمل های متفاوت نشان می دهد.

خاک

ذرت را در هر نوع خاکی می توان کشت کرد. مناسب ترین خاک برای این گیاه زمین های لوم نیمه سنگین، با زهکش خوب مواد آلی است. این گیاه نسبت به PH خاک زیاد حساس نیست و در زمین های با PH بین 5/5 تا 5/7 قابل کشت است. مناسب ترین PH  برای این گیاه 6 تا 5/6 است.

کود

در زراعت ذرت از کود سبز و کود حیوانی استفاده می شود. در زمین های غنی از پتاس و فسفر به مقدار 150 تا 120 کیلو گرم ازت در یک هکتار طلب می کنند. کود ازت را به صورت سرک به مقدار 100 کیلو گرم قبل از کاشت و بقیه در زمان رشد گیاه و زمان تولید بلال به زمین می دهند.

عملیات داشت

تنک کردن: در صورتی که با ماشین کشت شده باشد، باید گیاه را در مرحله 4 یا 5 برگی تنک نمود

2.حذف پاجوش ها: معمولا ارقام دو رگه، یک ساقه ای هستند ولی تولید پاجوش ها یا ساقه های جانبی بستگی به عوامل جانبی دارد.

3. حذف سنبله ها: در بعضی از مناطق زارعین سنبله یا اندام های نر گیاه را پس از عمل تلقیح حذف کرده و معتقدند که با این عمل گیاه پیش رس می شودو یا اینکه اندامهای نر را به منظور تهیه علوفه استفاده می کنند در هر صورت این عمل باعث کاهش محصول می شود.

زمان برداشت ذرت موقعی است چوب بلال زرد باشد و میزان ماده خشک دانه ها بین 23 تا 25 درصد باشد.

 بیماری های ذرت  Maize (Corn) diseases

توسعه بیماری

وسعت و شدت بیماریهای انگلی ذرت بستگی به یک عامل بیماری زا، شرایط هوا و خاک و حساسیت میزبان دارد.

هوای سرد مرطوب، بعضی از بیماری ها مانند سوختگی برگی و لکه چشمی را شدت می دهند. در حالیکه هوای خشک گرم سیاهک معمولی را تشدید می سازد.در خاکهای مرطوب و سنگین بیماری Crazy top  شدید است.

مصرف متعادل کود، ایجاد بوته های قوی کرده نسبت به برخی از بیماریها مقاومت زیادی دارند.

پژمردگی باکتریایی استوارت    Stewarts Bacterial Wilt

گاهی این بیماری به نام سوختگی برگی استوارت یا باکتریوز ذرت نامیده می شود.

علائم بیماری روی هیبریدهای ذرت بصورت پژمردگی سریع مشابه خشکی یا کمبود مواد غذایی یا حمله حشرات می باشد. روی برگها، خطوط سبز رنگ پریده تا زرد با حاشیه منظم یا موجی بوده که موازی با رگبرگها است که بزودی خشک و قهوه ای می شوند.باکتری در سیستم آوندی تا خوشه منتشر می شود.

عامل بیماری

باکتری1963، Erwinia stewartii (Smith) Dye عامل بیماری است که غیر متحرک، گرم منفی و میله ای بوده، به اندازه 2/2-9/0×8/0-4/0 میکرومتر می باشد.

باکتری در بدن سوسک   flea یا ندرتا از طریق بذر، زمستان گذرانی می کند و در ریشه، ساقه، برگ، غلاف، اندام گره زا، خوشه و بذر یافت می شود.

اپیدمیولوژی

مواد معدنی در حساسیت هیبریدهای ذرت نسبت به  E.stewartii  تاثیر می گذارد. مقدار زیاد ازت آمونیومی و فسفر حساسیت را به بیماری بالا می برد، در حالی که کلسیم و پتاسیم زیاد شدت آنرا می کاهد. حرارت زیاد بیماری را تشدید می سازد.

لکه گاورس    Holcus spot

علایم بیماری به صورت لکه های گرد تا بیضوی به قطر 2 تا 10 میلیمتر روی برگهای پایینی ایجاد می شود که ابتدا سبز تیره و آب سوخته بوده بعدا سفید کرمی تا خرمایی شده، سپس خشک و قهوه ای می گردد و حاشیه ای اغلب قرمز تا قهوه ای دارد. لکه های بزرگتر ممکن است، به وسیله هاله  زرد احاطه شوند.

عامل بیماری

(syn.P.holci (Kendrick) 1926) Pseudomonas syringae van Hall 1902 است.

این باکتری زمستان را در بقایای محصول گذرانده و از طریق روزنه ها میزبان را آلوده می سازد.

P.syringae   برگهای چند گیاه مانند ارزن دم روباهی، ارزن مرواریدی (pearl)، سودان گراس، ذرت جارویی، جانسون گراس، و برخی از واریته های سورگم را مورد حمله قرار می دهد.

سیاهک خوشه

عامل بیماری علاوه بر ذرت روی سورگم قیاق و بعضی از علف های هرز مشاهده شده است. خاکهای خشک برای ایجاد آلودگی مناسبتر از خاکهای مرطوب است.

علایم بیماری

علائم وقتی که خوشه  و اندام گرده زا تشکیل شود، ظاهر می گردد و در اثر کمبود ازت اهمیت پیدا میکند. اسپرم زایی قارچ در خوشه، اندام گرده زا و گاهی برگها انجام می شود. خوشه های سیاهک زرده گرد و بدون کاکل است، هرچند گاهی کاکل و تعدادی بذر می دهد. بوته هایی با اندام گرده زای آلوده ممکن است به شدت کوتوله بماند . در این حالت پنجه زنی زیاد متداول می شود و جوشهای روی برگها به صورت خطوط دراز و نازک اند. بوته های آلوده تولید پلن نمی کنند.

علائم دیگر آلودگی کوتولگی، عقیم ماندن و فیلودی است.

مبارزه و پیشگری

برای کنترل این بیماری هیبرید ها و واریته های مقاوم کاشت می شود که غالب هیبریدهای آمریکا خیلی محتمل اند.

ضدعفونی خاک با ترکیبات شیمیایی قبل یا موقع کاشت در مزارع تولید تولید بذر لازم است. بهداشت و تناوب زراعی نیز همراه با ضدعفونی بذر باید انجام شود.

زنگ جنوبی   Southern (Polysora) Rust

جوشها قهوه ای روشن گرد تا بیضوی به طول 2-2/0 میلیمتر در سطح فوقانی برگ می باشند و در طبیعت به تراکم کمتر در سطح زیری برگ ایجاد می شود. جوشها در گلخانه به ندرت در سطح زیری به وجود می آید. تلیوسپورها گرد یا بیضوی قهوه ای شکلاتی تا سیاه بوده، نسبت به زنگ معمولی، مدت طولانی تری توسط اپیدرم پوشیده می شود. در این حالت برگهای ذرت زرد شده، می خشکد.

پوسیدگی ساقه    Stalk Rots

پوسیدگی های پایه از مهمترین بیماری های ذرت در سراسر جهان است. شرایط محلی زود وقت روی این بیماریها تاثیر دارد و موجب تشکیل دانه می گردد ولی شرایط دیر وقت تاثیر سوء دارد.فشار های بعد از گل شامل سوختگی های برگی مختلف،  ابری مفرط، تراکم گیاه، خشکی، تگرگ زدگی، کمی پتاسیم با زیادی ازت و زیانهای ناشی از حشرات، باعث کاهش فتوسنتز گیاه می شود.

خسارت در مناطق حاره به بیش از 50 درصد می رسد که مربوط به پرنشدن خوشه ها یا شکستگی ساقه و افتادگی بوته است.

پوسیدگی ذغالی

علایم بیماری

این بیماری معمولا در مرحله گیاهچه ای یا در بوته های نزدیک به کامل شدن اتفاق می افتد.علائم بیماری، به صورت لکه های قهوه ای و آب سوختگی روی ریشه ها بوده که بعدا سیاه می گردد و با کامل شدن بوته، قارچ ها به فاصله های بین گره های ساقه پیشروی می کند و باعث زسیدن زود هنگام و شکستن طوقه می شود. روی دستجات آوندی داخل ساقه ها، اسکلروتیوم های سیاه متعدد و به صورت ذغالی به وجود می آیند. این قارچ دانه ها را نیز آلوده می کند.

عامل بیماری

Macrophomina phaseolina

مبارزه

در نقاط و مکانهای آبیاری، این بیماری خفیف است زیرا خاک در مراحل بعد از گرده زایی مر طوب است

عملیات مبارزه با پوسیدگی ساقه، در اثر دیپلودیا در این مورد هم موثر می باشد.          

آفات ذرت

کرم طوقه بر (Agrotis segetum Schiff)

کرم طوقه بر یکی از مهمترین آفات ذرت در مراحل اولیه رشد می باشد این آفت از ساقه، برگ و طوقه ذرت تغذیه کرده و با ایجاد حفره ای در طوقه، باعث قطع ریشه از ساقه شده، نهایتا به پژمردگی و نابودی بوته های جوان منجر می شود. این حشره زمستان را به صورت لارو سن آخر درون خاک به سر می برند.

روشهای کنترل

-اجرای عملیت زراعی پس از برداشت محصول، شامل نابود کردن بقایای گیاهی، شخم عمیق و دیسک و یخ آب زمستانه از موثر ترین روش های کنترل آن بوده.

- شکار حشرات بالغ با استفاده از تله های نوری و فرمونی به منظور ردیابی و شکار جمعی آنها و همچنین ایجاد اختلال در جفت گیری

­- استفاده از طعمه مسموم: سبوس گندم و سوین 80 درصد به نسبت 3 درصد و پخش آن در هنگام غروب در مکانهای آلوده

- در مواقعی که شرایط برای آفت مساعد است سم پاشی مزرعه با یک حشره کش فسفره

کرم برگ خوار ذرت (Spodoptera exigua Hb)                                                            

لاروهای این آفت در مرحله اول رشد بوته ذرت وحتی در مراحل رشد کامل بوته، با تغذیه برگها سبب ایجاد سوراخ در آنها می شود سپس وارد محل غلاف برگها شده و با تغذیه از آن، موجب خسارت می گردد. این آفت عمدتا در مراحل 2-4 برگی گیاه ذرت ظهور می کند. این آفت از آفات مهم ذرت تابستانه در استان خوزستان، کرمانشاه است. خسارت و فعالیت آفت از موقع بیرون آمدن گیاه جوان از خاک تا زمانی که ارتفاع ذرت به 50 سانتیمتر برسد با شدت و ضعف مختلف دیده می شود

روشهای کنترل

اجرای تناوب کشت با گیاهان غیر میزبان

شخم عمیق: اجرای شخم زمستانه روی شفیره ها تلفات شدید ایجاد و از آلودگی سال بعد جلوگیری می کند

کنترل علف های هرز

تاخیر در کنترل علفهای هرز

استفاده از دشمنان طبیعی: استفاده از زنبورهای پارازیتوئید

استفاده از حشره کش هایی نظیر آندوسولفان 35 %، زولن 80% و مونوکلرو توفوس

شپ پره تک نقطه ای ذرت (Mithimna loreyi Dup)

لاروهای این آفت از برگها و گل های نر و ماده ذرت تغذیه می کند. فعالیت و تغذیه آن همزمان با فعالیت کرم ساقه خوار اروپایی و کرم بلال است. این آفت علاوه بر ذرت محصول زراعی دیگر از جمله برنج، گندم و بعضی از علف های هرز نظیر مرغ را نیز مورد حملخه قرار می دهد.

لاروهای جوان از لبه برگهای ذرت تغذیه می کنند؛ ولی در سنین بالاتر تمامب پهنک برگ را مورد تغذیه قرار می دهد. این آفت زمستان را به صورت لارو و ندرتا شفیره در داخل خاک می گذراند.

روشهای کنترل

کنترل علف های هرز

استفاده از تله نوری

دشمنان طبیعی: زنبور پارازیت از خانواده  Braconidae به نام Habrobracon hebetor  ومگسهای خانواده  Tachinidaeاست که پارازیتوئید مرحله لاروی میزبان هستند

استفاده از سموم شیمیایی

کرم ساقه خوار ذرت (Sesamia cretica Led )                           

لاروهای سن یک پس از خارج شدن از پوسته تخم یه صورت گروهی، با جویدن ساقه و قسمت های داخلی غلاف تغذیه خود را آغاز می کنند. تعدادی از آنها در ساقه نفوذ کرده و با ایجاد سوراخ های گرد، شروع به تغذیه از داخل ساقه می نمایند در نتیجه، استقامت ساقه های آلوده بسیار کم می شود، به طوری که با نسیم و باد می شکنند. این وضعیت در آلودگی های شدید اتفاق می افتد. لاروهای این آفت از غلاف برگ ذرت، گل های نر و ماده در پایه بوته تغذیه کرده و باعث پژمردگی می شود که در این حالت برگهای مرکزی به سهولت جدا می گردداین آفت یکی از آفات مهم کشت ذرت تابستانه در خوزستان است.

روشهای کنترل

استفاده از ارقام مقاوم

کشت به موقع ذرت تابستانه: کاشت محصول باید حداکثر یک ماه پس از برداشت گندم انجام شود

اجرای عملیات زراعی: شامل شخم، دیسک و خرد کردن بقایای ذرت بعد از برداشت محصول جهت کاهش جمعیت زمستان گذران آفت

خودداری از کشت گندم پاییزه دیر کشت در مناطق ذرت کاری

کنترل شیمیایی

استفاده از زنبور پارازیتوئید Nixon Platytelenomus hylas و Habrobracon pintoi

کرم بلال ذرت، خوشه خوار ذرت (Heliothis zea Boddie )                                                      

لاروهای این آفت، به طور اتفاقی از برگها، درون قیفها یا گل آذین های نر تغذیه می کنداما تغذیه اصلی آنها از کاکل و دانه های ذرت انتهای بلال است. لاروها بلافاصله پس از ظهور تغذیه خود را آغاز می کنند که علاوه بر خسارت مستقیم می توانند باعث آلودگی های ناشی از ورود پاتوژن ها به داخل اندام های مورد تغذیه شده و خسارت غیر مستقیم را سبب می شود. در سنین بالاتر قسمت انتهایی بلال را مورد حمله قرار داده و در لا به لای کاکل ذرت به فعالیت می پردازند.تغذیه لاروها از بلال قبل از سفت شدن دانه ها صورت می گیرد.

روشهای کنترل

اجرای عملیات زمستانه برای نابود کردن شفیره ها در خاک

استفاده از دشمنان طبیعی: زنبورهای تریکوگراما

کنترل شیمیایی: باید قبل از ورود لاروها به داخل بلال انجام گیرد


نوشته شده در تاريخ جمعه هفتم اسفند 1388 توسط سعید

سپردار واوی مرکبات

Lepidosaphes beckii

در ایران این سپردار تنها روی درختان مرکبات و بعضی از درختان مرکبات و بعضی از درختان جنگلی مشاهده شده است .

خسارت :


این آفت برگ ، میوه ، شاخه های جوان ، و حتی شاخه های مسن ، تنه درختان مرکبات را مورد حمله قرار داده ، باعث خشک شدن شدید برگ ها و شاخه های جوان می شود ، به طوری که قسمت آفت زده درخت منظره سوختگی از حرارت آتش را پیدا می کند . شدت حمله این آفت در قسمت های داخلی و سایه دار درخت بیشتر و اغلب روی میوه ها یک ورقه از سپردار پوشیده شده است .

زیست شناسی :

سپردار واوی مرکبات زمستان را اغلب به صورت تخم یا ماده های کامل می گذراند . تخم ها تا اواخر بهار باز شده و پوره های آفت در قسمت های مختلف گیاه میزبان پراکنده می شوند . هر حشره ماده معمولا 40 تا 70 عدد و حداکثر تا 300 عدد تخم می گذارند . سپردار واقعی مرکبات در شرایط شمال 2 تا 3 نسل دارد . پوره های نسل اول اواخر خرداد ، پوره های نسل دوم اواخر مرداد و اوایل شهریور و در بعضی سال ها پوره های نسل سوم در اواخر آبان ماه از تخم خارج و ظاهر می شوند .

پوره ها خیلی ریز و به رنگ زرد بوده و به محض آنکه محل مناسبی برای تغذیه پیدا کردند با خرطوم از شیره تغذیه کرده و پاهای آن ها قطع می شود .

روش های کنترل : بهترین موقع سمپاشی علیه این سپردار از اواسط بهار به بعد و هنگامی است که حداقل 50 الی 60 درصد پوره ها خارج شده باشند برای سم پاشی نیز می توان از سموم فسفره استفاده کرد .

مبارزه:

همانند بقیه سپردار ها


نوشته شده در تاريخ دوشنبه سوم اسفند 1388 توسط سعید

سپردار مارچوبه یا خرزهره

Aspidiotus hederae


حشره ایست پلی فاژ که روی عده ی زیادی از درختان میوه، زینتی و گیاهان گلخانه ای زندگی می کند.در نواحی سردسیر مانند اطراف تهران این آفت فقط در گلخانه ها پاسیو ها و محیط های بسته روی گیاهان زینتی دیده می شود و گاهی دارای خسارت قابل توجهی است . در موارد فوق الذکر روی مارچوبه ی زبره  خسارت شدید دارد.

مشخصات و بیو لوژی :


قطر سپر حشره ماده کامل حدود 2 میلی متر است .رنگ آن قهوه ای روشن تا خاکستری مایل به کرم می باشد. سپر حشره نر بیضی کشیده ، برنگ سفید چرک و کدر می باشد بدن حشره ماده کامل تا حدودی گلابی شکل و در تمام قسمت غیر از پیجیدیوم غشایی است. پیجیدیوم دارای سه جفت لب کاملاً مشخص است.

این حشرات در نواحی نیمه گرمسیری و مرطوب و در گلخانه ها در تمام مواقع سال در حالات مختلف دیده می شود.در نواحی نسبتاً سرد بر روی درختان زمستان را بصورت پوره سن دو و ماده نابالغ به سر می برد. در این شرایط ماده ها در اوایل اردیبهشت کامل شده و پس از جفتگیری شروع به تخمریزی می کنند.تخم ها زرد رنگ بیضی شکل و بطول 3/ میلی متر می باشند . دوره تخمگذاری این حشره نسبتاً طولانی و ممکن است تا دو هفته ادامه یابد.

دوره انکوباسیون تخم بسته به شرایط آب و هوایی ممکن است تا دو هفته بطول انجامد. پوره های سن اول از نظر عادات و رفتار نظیر سایر گونه ها می باشند. این حشره ممکن است در سال 3 تا 4 نسل داشته باشند. این آفت در باغهای مرکبات کشور ما به ندرت اهمیت اقتصادی پیدا کرده است ولی بنا بر نظریه ی تلهوک در لبنان و فلسطین روی درختان میوه و مرکبات گاهی خسارت شدید وارد می کند . نام برده همچنین از خسارت این آفت بر روی درختان میوه دانه دار و هسته دار نیز گزارش می دهد و وجود لکه های قرمز رنگ روی میوه سیب و هلو را مشابه آنچه که در مورد سپردار بنفش زیتون ذکر می شود بیان کرده است . در کشور ما هرگز چنین وضعیتی دیده نشده است.


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و هشتم بهمن 1388 توسط سعید

سپردار سیاه مرکبات

Parlatoria ziziphi

این آفت برای اولین بار از ایتالیا وارد کشور شده است.و بیشتر در نواحی شرقی سواحل دریای خزر از گرگان تا حدود بابلسر دیده می شود


مشخصات و بیولوژی

سپر حشره ماده که در واقع جلد لارو سن دوم است تقریباً مستطیلی شکل و چهارگوشه آن گرد می باشد و هاله ای از ترشحات مومی سفید رنگ دارد که در قسمت عقبی وسیع و به رنگ خاکستری تا قهوه ای روشن می باشد.

جلد لاروی در این گونه کناری و بیضی شکل است.طول سپر حدود 2 میلیمتر و رنگ آن سیاه براق است.سپر حشره نر که جلد پوره سن اول یا لارو است بیضی شکل و در قسمت خلفی دارای دنباله سفید یا خاکستری رنگ می باشد.

بدن حشره ماده در زیر سپر ، بیضی شکل و به رنگ بنفش و فاقد پرده شکمی است.حشره ماده بالغ در دو طرف ناحیه سر دو برآمدگی غده مانند دارد که کاملاً مشخص است.غده شاخکی در انتها دارای دو بریدگی هلالی شکل و سه دندانه است که موی حسی خنجر مانند آن در داخل هلال بزرگتر قرار گرفته است.پی ژیدیوم دارای سه جفت لب (Lobe)   می باشد که در طرفین هر یک از لب ها دو دندانه کوتاه وجود دارد

سپردار سیاه زمستان را به صورت پوره سن 2 یا حشره ماده نابالغ به سر می برد.گاهی در زیر سپر تعدادی تخم هم دیده می شود.هر حشره ماده حدود 30-20 تخم می گذارد.پوره ها تحرک نسبتاً زیاد دارند.ولی پس از مدت کوتاهی بر روی میزبان ثابت می شوند.ظاهراً لیمو شیرین را نسبت به سایر مرکبات ترجیح می دهد.این آفت تمام قسمت های گیاه اعم از برگ ،میوه و سرشاخه را مورد حمله قرار می دهد و در سال 2 تا 3 نسل ایجاد می کند.به نظر می رسد که با سپردار قهوه ای حالت Antagonistic دارد به نحوی که هر جا حشره فوق الذکر وجود داشته باشد ، سپردار سیاه کمتر می تواند فعالیت کند.

مبارزه

مانند بقیه سپردار ها که در وبلاگ آمده است.


نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و هفتم بهمن 1388 توسط سعید

سپردار قرمز

Aonidiella aurantii


این آفت در سال 1316 همراه با نهال های مرکبات از فلسطین به ایران راه یافته است.اصل این آفت را از جنوب شرقی آسیا می داند بیشترین تراکم آفت در ایران در اطراف رامسر است ولی از لاهیجان تا گرگان نیز دیده می شود.اگرچه این آفت در آمریکا و بسیاری از کشورهای جهان از مهمترین آفات مرکبات به شمار میرود ولی در ایران نسبت به سپردار قهوه ای و شپشک واوی مرکبات در درجه سوم اهمیت قرار دارد. این آفت نیز مانند سپردار قهوهای مرکبات علاوه بر مرکبات بر روی عده زیادی از درختان همیشه سبز اعم از درختان میوه یا زینتی ایجاد خسارت می کند.

مشخصات و بیولوژی:

سپرحشره ماده کامل گرد ونسبت به سپردار قهوه ای برآمدگی کمتری نشان می دهد. قطر آن حدود 1/5 تا 2 میلیمتر است و بصورت پولک کم و بیش  صاف دیده می شود سپر تقریباً شفاف است وقتی بدن حشره در زیر آن  قرار دارد قرمز رنگ به نظر می رسد بدن حشره از پشت سپر دیده می شود. جلد لاروی مرکزی است و به رنگ قرمز روشن می باشد. سپر حشره نر کوچک و بیضی شکل است و جلد لاروی در آن کناری می باشد.بدن حشره کامل ماده ، قلوه ای شکل است.بدین ترتیب که قسمت های کناری سه بند اول شکم رشد زیاده کرده پیجیدیوم را در بر می گیرد. بر روی پیجیدیوم L4 از دو طرف دندانه دار ولی L2 و L3  فقط در طرف خارجی کمی فرو رفتگی نشان می دهند شانه در بین لب ها کاملا مشخص و متمایز است بعلاوه در این گونه دو جفت پارافیز در هر طرف مشاهده می شود غده شاخکی در این گونه شبیه بند آخر انگشت شست است.

سپردار قرمز مرکبات زنده زا (ovoviviparous) است یعنی تخم ها قبل از خروج از بدن تفریخ شده و در حقیقت پوره ها از بدن حشره ماده خارج می شوند.ظاهراً در این گونه ، نرها نقشی ندارند و تولید مثل بطریق بکرزایی صورت می گیرد. پوره های سن اول ممکن است یکی دو روز پس از تولد زیر سپر باقی بمانند و سپس خارج شوند. معمولاً پوره ها هنگام صبح و قبل از ظهر از زیر سپر خارج می شوند و تا هنگام عصر روی میزبان مستقر می گردند. در روی برگها این حشرات بیشتر در مجاورت رگبرگ های اصلی مستقر می شوند و در روی میوه در فرورفتگی های نزدیک غده های تولید کننده اسانس قرار می گیرند،پوره ها شدیداً به سرما حساس هستند و اگر در موقع خروج مصادف با سرمای بهاره بشوند اکثراً از بین می روند Ebling(1951)  تلفات پوره ها را در این حالت تا صد در صد ذکر کرد.تلهوک آستانه ی حرارتی این حشره را 12-14 درجه سانتیگراد ذکر می نماید و شاید یکی از علل عدم گسترش فوق العاده این آفت سرمای زمستانه باشد.لیمو ترش citrus limone  و گریپ فروت  C.grandis  حساس ترین مرکبات نسبت به این آفت هستند. دوره پورگی در این گونه حدوداً2 تا 2/5 ماه است و در سال ممکن است تا 4 نسل ایجاد کند . این حشره در زمستان به صورت سن دو می باشد و تولید مثل آن از اوایل خرداد شروع می شود. در اثر خسارت این حشره برگها زرد می شوند و در صورت حمله شدید خزان می کنند. خشکیدن سر شاخه ها نیز ازجمله خسارات این آفات می باشد و گاهی اگر جمعیت آن کنترل نشود شاخه های اصلی نیز خشک می کند .

در اثر حمله ی آفت میوه ها نیز می ریزند. در صورتیکه مبارزه دیر انجام گردد حتی پس از سمپاشی نیز میوه ها ممکن است ریزش نمایند.بر خلاف سپردار قهوه ای ، این آفت به تمام قسمت های درخت اعم از تنه، سر شاخه، میوه و برگ حمله می کند و از حشرات Toxinoferous میباشد   یعنی بزاق نبات ایجاد اختلافات فیزیولوژیک می کند،زردی برگها نشانه ی آن است که این اختلال سیستمیک بوده و با شیره ی گیاهی در تمام قسمت های درخت بخصوص در شاخه های انتهایی گسترش می یلبد.

عوامل طبیعی کنترل کننده که در مورد سپر دار قهوه ای ذکر شد روی این گونه نیز اثر قابل توجه دارد.

Prospaltella aurantii گونه ایست که در کالیفرنیا مخصوصاً در آزمایشگاه پرورش داده می شود و برای مبارزه بیولوژیک با این آفت در باغهای میوه بکار میرود.

مبارزه:

مانند بقیه سپردار ها که در وبلاگ آمده است


نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و پنجم بهمن 1388 توسط سعید

سپردار بنفش زيتون

Parlatoria oleae


اين حشره اگرچه براي اولين بار از روي درختان زيتون جمع‌آوري شده است ولي به عده زيادي از درختان ميوه دانه‌دار، هسته‌دار، گياهان زينتي و جنگلي حمله مي‌نمايد. اين سپردار روي برگ، شاخه، تنه و ميوه زندگي مي‌کند و در محلي که خرطوم خود را در بافت گياه فرو مي‌نمايد، کلروفيل گياه ميزبان از بين رفته و به جاي آن لکه گرد و قرمز ارغواني رنگي به وجود مي‌آيد. در روي تنه و سرشاخه محل تجمع شپشک‌ها، لکه‌هاي قهوه‌اي رنگ مشاهده مي‌شود که تصور مي‌رود يک نوع بيماري فيزيولوژيک باشد. اين وضعيت روي ميوه‌هاي مختلف نيز مشاهده مي‌شود و اغلب ممکن است با علائم بيماريهاي گياهي خاص اشتباه شود. حمله و تغذيه اين شپشک باعث ضعف درختان ميوه و آماده شدن آنها براي حمله سوسکهاي پوستخوار و ساير آفات درجه دوم مي‌شود.


زيست‌شناسي و مشخصات

در نقاط معتدل سرد زمستان را به صورت پوره سن دو و در نواحي گرمتر به صورت حشرات کامل نابالغ در روي شاخه‌ها و تنه درختان به سر مي‌برد. حشرات ماده به رنگ بنفش تيره، فاقد بال، پا و شاخک مي‌باشند. بدن حشره را پولک خاکستري رنگي پوشانده است و جلد لاروي به رنگ قرمز در کنار سپر قرار دارد. حشرات ماده در اواخر فروردين ماه و اوايل ارديبهشت ماه شروع به تخم‌ريزي مي‌کنند. دوره نشو و نماي جنيني حدود 20 روز مي‌باشد. پس از آن پورهايي به رنگ ارغواني روشن از تخم خارج مي‌شوند که داراي شش پا و يک جفت شاخک مودار مي‌باشند. سطح بدن نيز از موهاي پراکنده پوشيده است. پوره‌ها به آساني بوسيله باد منتقل مي‌شوند. دوره زندگي بسته به شرايط فصل در حود 30 تا 50 روز است و 2 تا 3 نسل در سال دارد.

کنترل:

کفشدوزکهاي شکارگر  Coccinelidae:Coleoptera

1- Chilocorus bipustulatus

2- Exochomus quadripustulatus

زنبورهاي پارازيتوئيد  Aphelinidae:Hymenoptera

1- Fiscus testaceus

2- Aphytis proclia

3- Aphytis mytilaspidis

4- Aphytis chrysomphali var. mazandranica

5- Aphytis maculicornis

کنترل شيميايي:

مبارزه شيميايي بايد زماني باشد که شپشک در مرحله Crawler باشد و 75% پوره‌هاي از زير سپر خارج شده باشند.

آزينفوس متيل(گوزاتيون) EC20% به نسبت 2 در هزار

اتيون EC47% به نسبت 1/5 درهزار

 اتريمفوس(اکامت) EC50% به نسبت 1در هزار

 کلرپيريفوس(دورسبان) EC40.8%به نسبت 1/5- 1 درهزار

روغن امولسيون شونده O 80% به نسبت 0.5 درصد

مبارزه زمستانه: اين مبارزه اغلب در مورد گونه‌هايي عمل مي‌شود که حشره به صورت پوره و يا حشره کامل مي‌باشد. اين روش در مورد شپشکهاي زير خانواده Lecaninae که داراي بدن بدون محافظ مي‌باشند خيلي مؤثر است (مانند شپشک سياه زيتون). سم‌پاشي زمستانه اواخر زمستان به صورت روغن‌پاشي سموم روغني (Volk) پس از سپري شدن اوج سرماي زمستان و قبل از بيداري درختان انجام مي‌شود (روغن‌هاي زمستانه داراي هيدروکربن اشباع کمتري هستند).

مبارزه شیمیایی با شپشک های مرکبات:

فرمول سم حاوی:

 مالاتیون امولسیون 60% یا اتیون امولسیون 47% 200 سی سی

دیتان یا زینب 200 سی سی

تریون یا تترادیفون 200 سی سی

روغن ولک یا سیترول 1 لیتر

2 نوبت سمپاشی در طول سال :

1- اوایل تابستان ( بعد از گلدهی و شروع رشد میوه)

2- اواخر تابستان (اواخر شهریور ماه)


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه هفدهم دی 1388 توسط سعید

سپردار کاملیا

Hemiberlesia camelliae

این حشره بیشتر روی چای و کمتر روی مرکبات دیده می شود.روی گیاهان همیشه سبز مناطقق نمیه گرمسیری مرطوب وجود دارد و گاهی خسارت وارد میکند.


مشخصات و بیولوژی :

این حشره از نظر رنگ سپر و شکل بدن ماده کامل ممکن است با شپشک خرزهره اشتباه شود.سپر حشره ماده کاملاً برآمده و جلد لاروی نزدیک به کنار سپر و رنگ آن خاکستری است.در این گونه حشره نر دیده نشده است.بهترین  وجه تمایز این گونه با شپشک خرزهره این است که در شپشک کاملیا فقط یک جفت لب بزرگ وجود دارد و حال آن که   در شپشک خرزهره 3 جفت لب وجود دارد.سایر خصوصیات این گونه به شرح زیر است.

L1 ها دو طقعه ای است که قطعه خارجی کوچکتر میباشد.L1  ها بهم خیلی نزدیک و شانه در وسط باریک و بلند است.L2 و L3 خیلی کوچک و مثلثی شکل اند.

غده شاخکی نسبتاً بزرگ و در انتها دارای دندانه های نسبتا بلند و نوک تیز می باشد و موی حسی کناریست.سوراخ مخرجی خیلی بزرگ و در سطح پشتی کاملا مشخص است.

دو جفت پارافیز در طرفین بدن و 3 موی حسی نسبتاً درشت در لبه پیچیدیم دارد که وجه تشخیص است.موها هر یک روی یکی از لب ها قرار گرفته اند.این اطلاعات از روی نمونه نقاشی شده Hemiberleia rapax نوشته شده که توسط Ferris(1958)   هم نام H.camellia ذکر گردیده است.


کنترل شيميايي:

مبارزه شيميايي بايد زماني باشد که شپشک در مرحله Crawler باشد و 75% پوره‌هاي از زير سپر خارج شده باشند.

آزينفوس متيل(گوزاتيون) EC20% به نسبت 2 در هزار

اتيون EC47% به نسبت 1/5 درهزار

 اتريمفوس(اکامت) EC50% به نسبت 1در هزار

 کلرپيريفوس(دورسبان) EC40.8%به نسبت 1/5- 1 درهزار

روغن امولسيون شونده O 80% به نسبت 0.5 درصد

مبارزه زمستانه:

اين مبارزه اغلب در مورد گونه‌هايي عمل مي‌شود که حشره به صورت پوره و يا حشره کامل مي‌باشد. اين روش در مورد شپشکهاي زير خانواده Lecaninae که داراي بدن بدون محافظ مي‌باشند خيلي مؤثر است (مانند شپشک سياه زيتون). سم‌پاشي زمستانه اواخر زمستان به صورت روغن‌پاشي سموم روغني (Volk) پس از سپري شدن اوج سرماي زمستان و قبل از بيداري درختان انجام مي‌شود (روغن‌هاي زمستانه داراي هيدروکربن اشباع کمتري هستند).

مبارزه شیمیایی با شپشک های مرکبات:

فرمول سم حاوی:

 مالاتیون امولسیون 60% یا اتیون امولسیون 47% 200 سی سی

دیتان یا زینب 200 سی سی

تریون یا تترادیفون 200 سی سی

روغن ولک یا سیترول 1 لیتر

2 نوبت سمپاشی در طول سال :

1- اوایل تابستان ( بعد از گلدهی و شروع رشد میوه)

2- اواخر تابستان (اواخر شهریور ماه)

 

 


نوشته شده در تاريخ دوشنبه چهاردهم دی 1388 توسط سعید

سپردار شرقی مرکبات

Aonidiella orientalis


این گونه فقط در نواحی مرکبات خیر جنوب ایران از اهواز تا چاه بهار دیده می شود به خصوص در جیرفت تراکم آن قابل توجه است.در کشور های درگیر این آفت از عراق ، عربستان سعودی ، هندوستان ، سیلان ، استرالیا ، کوبا و فلوریدا گزارش شده است.

در اکثر این مناطق جمعیت آن زیر سطح زیان اقتصادی است و به خوبی به وسیله عوامل طبیعی کنترل کننده اعم از پرداتور ها و پارازیت ها از خسارت اقتصادی آن جلوگیری می شود.

لازم به تذکر است که ضمن بازید از باغات مرکبات جیرفت بیش از 80 درصد سپردار ها در این نواحی پارازیته بودند احتمالا " هیپرپارازیت هایی هم در این منطقه هستند که مانع تاثیر کافی این پارازیت ها در حد کنترل قطعی این آفت می شوند.سپردار شرقی بیشتر در باغاتی که درختان هرس مرتب ندارند و شاخ و برگ آنها انبوه است ایجاد خسارت میکند.


مشخصات و بیولوژی :

این حشره از نظر شکل ظاهری به سپردار قهواه ای مرکبات شباهت بسیار دارد به نحویکه سابقاً در جنسchrysomphalus طبقه بندی شده بود.سپرحشره ماده گرد ، نسبتاً ضخیم و به رنگ سفید تا قهوه ای خیلی روشن دیده می شود.جلد لاروی قهوه ای رنگ است.سپر حشره نر بیضی کشیده و جلد لاروی زرد رنگ و کناریست.

بدن حشره ماده کامل ، نارنجی و تقریباً گرد است ولی در قسمت عقبی (ناحیه شکمی) فرورفتگی دارد.قسمت سرسینه در قسمت پشتی و شکمی به شدت اسکلروتینه است.

بندهای آول، دوم و سوم در قسمت پهلویی کاملاً مشخص و نسبت به سر سینه فرو رفتگی نشان می دهند.پیجیدیم مثلی شکل و به سمت خارج بیرون زده است و بدین ترتیب از نظر فرم شکم تا حدودی شبیه سایر گونه های جنس Aonidiella  به نظر می رسد. لب های L1 ، L3 ، L2 شباهت زیادی به لب های نظیر در A.Aurantii دارد ولی انتهای شانه ها و تعداد پارافیز ها با گونه مذکور متفاوت است .غده شاخکی مخروطی شکل و از سپردار قهوه ای و سپردار قرمز کاملاً متمایز است.

سپردار شرقی دوستدار شرایط آب و هوایی نیمه گرم سیری و نسبتا خشک است و رطوبت خیلی زیاد را تحمل نمی کند به علاوه به درجه حرارت نزدیک به صفر حساس است . بهمین دلیل نتوانسته است در شرایط اب و هوایی شمال ایران مستقر شود .با وجود این ، سپردار شرقی در نواحی جنوبی بیشتر در باغات انبوه و روی درختانی که هرس منطم در آنها انجام نمی گیرد شدت دارد.سپردار شرقی در قسمت های داخلی یک درخت و نزدیک سطح زمین مستقر می شود. به همین لحاظ هرس شاخه های نزدیک به سطح زمین و  تنک کردن شاخه های درخت در تقلیل انبوهی این آفت بسیار موثر است.این حشره نیز در زمستان اکثراً به صورت پوره سن 2 دیده می شود . حداقل دو گونه از زنبور های پارازیت یکی Comperiella bifasrata و دیگری Prospaltella Sp از روی این آفت در میناب و بندرعباس جمع آوری شده است.در آکثر موارد تعداد سپر های پارازیته در نواحی مرکبات خیزقابل توجه می باشد .به همین لحاظ هر گونه مبارزه شیمیای برروی این آفت باید در نهایت دقت و با در نظر گرفتن اثرات منفی آن روی عوامل طبیعی کننده این حشره انجام شود.


کنترل:

کفشدوزکهاي شکارگر  Coccinelidae:Coleoptera

1- Chilocorus bipustulatus

2- Exochomus quadripustulatus

زنبورهاي پارازيتوئيد  Aphelinidae:Hymenoptera

1- Fiscus testaceus

2- Aphytis proclia

3- Aphytis mytilaspidis

4- Aphytis chrysomphali var. mazandranica

5- Aphytis maculicornis

کنترل شيميايي:

مبارزه شيميايي بايد زماني باشد که شپشک در مرحله Crawler باشد و 75% پوره‌هاي از زير سپر خارج شده باشند.

آزينفوس متيل(گوزاتيون) EC20% به نسبت 2 در هزار

اتيون EC47% به نسبت 1/5 درهزار

 اتريمفوس(اکامت) EC50% به نسبت 1در هزار

 کلرپيريفوس(دورسبان) EC40.8%به نسبت 1/5- 1 درهزار

روغن امولسيون شونده O 80% به نسبت 0.5 درصد

مبارزه زمستانه: اين مبارزه اغلب در مورد گونه‌هايي عمل مي‌شود که حشره به صورت پوره و يا حشره کامل مي‌باشد. اين روش در مورد شپشکهاي زير خانواده Lecaninae که داراي بدن بدون محافظ مي‌باشند خيلي مؤثر است (مانند شپشک سياه زيتون). سم‌پاشي زمستانه اواخر زمستان به صورت روغن‌پاشي سموم روغني (Volk) پس از سپري شدن اوج سرماي زمستان و قبل از بيداري درختان انجام مي‌شود (روغن‌هاي زمستانه داراي هيدروکربن اشباع کمتري هستند).

مبارزه شیمیایی با شپشک های مرکبات:

فرمول سم حاوی:

 مالاتیون امولسیون 60% یا اتیون امولسیون 47% 200 سی سی

دیتان یا زینب 200 سی سی

تریون یا تترادیفون 200 سی سی

روغن ولک یا سیترول 1 لیتر

2 نوبت سمپاشی در طول سال :

1- اوایل تابستان ( بعد از گلدهی و شروع رشد میوه)

2- اواخر تابستان (اواخر شهریور ماه)

 


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه دهم دی 1388 توسط سعید

كرم هاي مفتولي ريشه     

                                                                             Agriotes spp.

(Elateridae, Coleoptera)

كرم هاي مفتولي ريشه چند ميزبانه هستند و گندم و جو نيز به عنوان ميزبان آنها گزارش شده است. خسارت  لاروهاي اين آفت به ريشه گندم و جو در برخي مناطق كشور ديده شده است، اما مطالعة چنداني در خصوص گونه هاي خسارتزاي گندم، ميزان خسارت و بيولوژي آنها صورت نگرفته است.

بال پولك داران زيان آور گندم

بيش از 10 گونه از بال پولك داران جمع آوري و شناسايي شده اند كه در مرحلة لاروي به گندم و جو خسارت مي زنند. مهم ترين اين گونه ها به شرح زير مي باشند:

مينوز برگ غلات

Syringopais temperatella (Led.)                                       

(Scythrididae, Lepidoptera)

اين آفت با نام  برگ خوار غلات معرفي شده است(اقليدي، 1340)، اما با توجه به نحوة خسارت لارو آن، نام مينوز برگ غلات براي آن مناسب تر است. اين آفت تا كنون از استان هاي خوزستان، فارس، بوشهر، ايلام، لرستان، چهارمحال و بختياري، كرمانشاه، خراسان، گلستان، گيلان و مازندران گزارش شده است. تراكم و شدت خسارت اين آفت در مناطق گرمسيري بيشتر از مناطق سرد و معتدل است و در مناطق آلوده اي كه مزارع ديم جايگزين مراتع تخريب شده گرديده اند، شدت آلودگي بسيار زياد است و مي توان گفت كه  تخريب مراتع در افزايش جمعيت اين آفت موثر بوده است. گندم، جو، يولاف، بسياري از علف هاي هرز خانواده گندميان و لگومينوز وبسياري ديگر از گياهان خانواده Compositae، Rununculaceae ،  Malvaceae وديگر خانواده هاي گياهي به عنوان ميزبان آن معرفي شده اند (بهرامي و رجبي، 1372) و (پير هادي و رجبي، 1371).اين آفت از اواخر بهار تا اوايل پائيز به صورت لارو سن يك در خاك ديده مي شود.  در پائيز پس از جوانه زدن گندم از نوك برگ ها وارد شده و از پارانشيم تغذيه مي كند. برگ هاي گندم در مزارعي كه آلودگي شديد دارند، ظاهري سفيد رنگ و خشكيده پيدا مي كنند. حقيقت خواه و همكاران(1377) درصد خسارت اين آفت را در تراكم 7-11 لارو روي هر بوته 6/36 درصد برآورد كرده اند. زمستان گذراني اين آفت به صورت لارو در داخل برگ هاي آلوده است و تنها يك نسل در سال دارد (پير هادي و رجبي، 1371 ; بهرامي ، 1373; ، حقيقت خواه و همكاران،1377 و جمسي و همكاران، 1381).

مديريت تلفيقي مينوز برگ غلات

1) شخم زدن خاك پس از برداشت محصول  و رعايت تناوب زراعي يكي از بهترين روش هاي كنترل اين آفت است. در رابطه با تآثير اين عمليات در كنترل اين آفت بررسي هاي جامعي توسط جمسي نوبندگاني و همكاران(1381) صورت گرفته است.

2) كود دهي و آبياري مزارع موجب ترميم بوته هاي آسيب ديده مي شود.

3) سطح زيان اقتصادي اين آفت توسط جمسي نوبندگاني و همكاران(1381) بررسي گرديده است. در تراكم هاي 100 و 150 بوته در متر مربع، چنانچه تراكم لاروها به ترتيب بيشتر از 5 و 9 لارو در هر بوته باشد، كنترل شيميايي اين آفت توجيه اقتصادي دارد. در صورت خسارت شديد آفت مي توان در اوايل پنجه زني گياه از سم ديازينون EC 60% ( يك ليتر در هكتار) استفاده كرد. در سال زراعي 79-1378 در سطح 5700 هكتار از اراضي گندم كشور با اين آفت مبارزة شيميايي صورت گرفته است (اميني، 1379).

كرم ساقه خوار گندم           

Ochsenheimeria  vacculella

(Ochsenheimeridae, Lepidoptera)

كرم ساقه خوار گندم يا بيد ساقه خوار گندم ناميده شده است اين آفت نخستين بار در سال 1364 از اصـــفهان با نام علمي (Schiff.  Ochsenheimeria taurella) گزارش شده است (بهداد، 1375) و پس از آن در كرج و برخي ديگر از مناطق كشور ديده شده است. اين آفت لاروهاي اين آفت ساقه خوار است و علاوه بر گندم و جو به چاودار و ديگر گندميان نيز خسارت مي زند. خسارت آن روي گندم باعث سفيد شدن و خشك شدن سنبله ها مي شود
 ( مقدس و همكاران، 1374). با بررسي هايي كه روي ژنيتالياي آن صورت گرفـته است، احتـمالآ
 
Och. Vacculella  نام علمي گونه اي است كه در اصفهان خسارت زا است.

كرم ساقه خوار اروپايي ذرت     

                                            Ostrinia nubilalis (Hub.)

(Pyralidae, Lepidoptera)

گندم و جو و گندميان ديگر به عنوان ميزبان هاي كرم ساقه خوار اروپايي نيز معرفي شده اند. اين كرم ساقه خوار در گرگان، مازندران، گيلان و آذربايجان شرقي به گندم و جو نيز خسارت وارد مي كند.

كرم ساقه خوار ذرت           

                                                    Sesamia cretica (Led.)

(Noctuidae, Lepidoptera)

گندم و جو نيز به عنوان ميزبان هاي كرم ساقه خوار ذرت ذكر شده اند. خسارت اين آفت روي گندم اهميت اقتصادي ندارد (بهداد، 1375 ).

كرم ساقه خوار نيشكر              

                                   Sesamia nonagrioides  Lef.

(Noctuidae, Lepidoptera)

از آفات مهم نيشكر و ذرت در خوزستان و فارس است و گندم و جو نيز به عنوان ميزبان هاي آن ذكر گرديده است (اقتدار،1370).

اگروتيس،كرم طوقه بر   

                                                                             Scotia spp.

(Noctuidae, Lepidoptera)

اگروتيس يا كرم طوقه بر گونه هاي مختلفي دارد و اين گونه ها در اكثر نقاط كشور ما و جود دارند. گندم و جو نيز از ميزبان هاي اين گونه هاي چند ميزبانه به شمار مي آيند(بهداد، 1375).

پروانة خوشه خوار گندم

Hadena basilinea F.

 (Noctuidae, Lepidoptera)

اين آفت از آذربايجان شرقي و غربي و چهار محال و بختياري و بعضي ديگر از مناطق غرب كشور گزارش شده است. لارو آن از دانه هاي نارس و رسيده سنبله هاي گندم تغذيه مي كند و از ميزان خسارت آن اطلاعي در دست نيست (اقليدي، 1340 و بهداد، 1375).

 پروانة خوشه خوار گندم                     

                          Cnephasia pascuana Hb.

(Tortricidae, Lepidoptera)

اين پروانه توسط ملك زاده و رجبي(1377) از منطقة خوزستان گزارش شده است. لارو اين آفت تا سن پنجم از برگ هاي غلات تغذيه نموده و در سنين بعدي به ساقه و سنبله گندم حمله مي كند. اين آفت شش سن لاروي داشته و يك نسلي است و زيان آن اقتصادي نيست(ملك زاده و رجبي، 1381).

دو بالان زيان آور گندم

بيش از 10 گونه از دوبالان زيان آور(مگس ها و پشه ها) به عنوان آفت گندم و جو در كشور شناخته شده اند، اما مناطق انتشار، ميزان خسارت و زيست شناسي آنها در كشور دقيقآ مطالعه نشده است. اين گونه هاي زيان آور به شرح مي باشند:

مگس گندم          

                                                                                     Oscinella frit L.

(Chloropidae, Diptera)

از ورامين جمع آوري شده و احتمالآ در ساير مناطق كشور وجود دارد. ميزبان هاي آن گندم، جو، يولاف، ذرت و چاودار ذكر گرديده است. لاروهاي آن از جوانه هاي مركزي تغذيه مي كند و باعث خشكيدگي و فساد جوانة مركزي مي شود(رجبي و همكاران، 1375). زمستان گذراني آن به صورت لارو است و احتمالآ 3 نسل در سال دارد. لاروهاي نسل دوم و سوم به دانه هاي شيري شده خسارت مي زنند(بهداد، 1375). 

Oscinella pusilla Mg.                 

(Chloropidae, Diptera)

از ساوه، گرگان، زنجان و مراغه جمع آوري شده است.لارو اين مگس ابتدا در داخل جوانة مركزي و بعد در داخل ساقه هاي گياه فعاليت دارد. حشرات كامل آن در دو دورة زماني در طول دوره رشد گندم ظاهر مي شوند(اوايل بهار و اواخر بهار) و مي توان گفت كه حداقل دو نسل در سال توليد مي كنند(رجبي و همكاران، 1375).

Oscinella nitidissima  (Meg.)                 

 (Chloropidae, Diptera)

لارو هاي آن از زنجان روي گندم ديم  و از قروة كردستان روي ساقة جو جمع آوري شده است. دانه هاي جو حاصل از گياهان مورد حمله چروكيده شده بودند(رجبي و همكاران، 1375).

Oscinella alopecuri Mesnil                 

(Chloropidae, Diptera)

از بانه جمع آوري شده است(رجبي و همكاران، 1375).

مگس ساقة گندم      

                                                                  Meromyza saltatrix L.

 (Chloropidae, Diptera) 

از مناطق انتشار اين گونه و زيست شناسي آن اطلاع زيادي در دست نيست. لارو آن از جوانة مركزي و احتمالآ
در نسل هاي بعد از دانه هاي نرم سنبله ها تغذيه مي كند(بهداد،1375).

Meromyza facialis Fedoseeva

(Chloropidae, Diptera)

از كرج جمع آوري شده است(رجبي و همكاران، 1375).

مگس زرد ساقة گندم      

                                               Chlorops pumilionis Bjerk.

(Chloropidae, Diptera)

از منطقة كرج و ورامين جمع آوري شده است و خسارت آن شبيه گونه هاي قبلي است. به صورت لارو در داخل ساقه و يا طوقة بوته هاي آلوده زمستان گذراني مي كند و 2-3 نسل در سال دارد (دواچي، 1333).

اسامي علمي ساير دو بالان زيان آوري كه از مزارع گندم و جو جمع آوري شده اند به شرح زير مي باشند
(دواچي، 1333 ، بهداد، 1375 و رجبي و همكاران، 1375):

Contarinia  tritici Kirby (Cecidomyiidae, Diptera)

Lasiosina  cinctipes Meg. (Chloropidae, Diptera)

Thaumatomya  notata Meg. (Chloropidae, Diptera)

Lasiosina  cinctipes  Meg. (Chloropidae, Diptera)

Opomyza florum L. (Opomyzidae, Diptera)

Domomyza ambigua Fall. (Agromyzidae, Diptera)

Cerodontha denticornis (Panzer)(Agromyzidae, Diptera)

Phorbia penicilifera Jermy (Anthomyiidae, Diptera)

مديريت تلفيقي دو بالان زيان آور غلات

اين گونه ها اهميت اقتصادي چنداني ندارند. مكان زمستان گذراني اكثر گونه هاي زيان آور آنها در خاك بوده و شخم عميق در پائيز و يا بهار جمعيت آنها را كنترل مي كند. كشت به موقع و جلوگيري از كرپه شدن محصول در كاهش آلودگي موثر است.

بال غشائيان زيان آور گندم

در بين چند گونه زنبوري كه روي گندم و جو در كشور جمع آوري شده اند، تنها سه گونة زير اهميت دارند:

زنبور ساقه خوار گندم     

                                                            Cephus pygmaeus L.

(Cephidae, Hymenoptera)

زنبور ساقه خوار گندم (شكل11) ابتدا در استان هاي تهران و مركزي ديده شد و اكنون در تمام مناطق كشور وجود دارد. اين آفت علاوه بر گندم و جو به چاودار نيز حمله مي كند و ار آفات درجة دوم غلات محسوب مي شود. خسارت اين زنبور مربوط به لاروهاي آن است كه بافت داخلي ساقه را به سمت پائين مورد تغذيه قرار مي دهد. ساقه هاي آلوده سنبله هاي سفيد و دانه هاي لاغري را توليد مي كنند به طوري كه درصد كاهش وزن دانه ها در ساقه هاي آلوده تا 15 درصد هم مي رسد. ساقه هاي آلوده با وزش باد مي شكنند. درصد آلودگي مزارع به لاروهاي اين زنبور بين 5 تا 20 درصد گزارش شده است(صحراگرد، 1358 و غديري، 1370 و 1373).

زمستان گذراني اين آفت به صورت لارو در داخل پيلة نازكي در قاعدة ساقة گندم، كمي پائين تر از سطح خاك است. زنبور ساقه خوار گندم تنها يك نسل در سال دارد(صحراگرد، 1358وغديري، 1373).

مديريت تلفيقي زنبور ساقه خوار گندم

1)  زنبورهاي پارازيتوئيدي از جنس Aprostocetus  از خانواده Eulophidae  و Elachertus  از خانواده Chalcididae جمع آوري شده اند كه لاروهاي آن را پارازيته مي كنند و در كاهش جمعيت آن موثرند.

2) طبق بررسي هاي غديري(1372) برداشت سريع گندم در كاهش جمعيت لارو هاي اين زنبور موثر است، اما بهترين روش كنترل آن شخم عميق بعد از برداشت محصول مي باشد(غديري، 1373).

3) سوزانيدن كاه و كلش پس از برداشت محصول نه تنها در كاهش جمعيت آن تآثيري ندارد، بلكه باعث كاهش مواد آلي خاك نيز مي گردد (غديري، 1370).

4) سمومي كه عليه سن مادر مصرف مي گردند، در كاهش جمعيت حشرات كامل زنبور ساقه خوار گندم نيز
 موثرند، اما سموم مصرفي عليه پوره هاي سن گندم در كاهش جمعيت آن موثر نيست به دليل آنكه در اين زمان لاروهاي زنبور در درون ساقه ها فعاليت مي كنند(غديري، 1373).

5) در كشورهاي ديگر استفاده از ارقام مقاوم گندم در مديريت كنترل اين آفت متداول است. در كشور ما نيز
 بررسي هايي در اين خصوص صورت گرفته است و لاين ها و ارقام مقاومي نيز معرفي گرديده اند(غديري،1372، غديري،1377  و غديري،1381 ).

Trachelus tabidus (Fabr.)

(Cephidae, Hymenoptera)    

در ليست فرحبخش(1340) نام اين زنبور آمده است. تا كنون از استان هاي تهران و مركزي جمع اوري شده است. لارو اين زنبور نيز ساقه خوار بوده و به گندم، جو و چاودار خسارت مي زند و خسارت و زيست شناسي آن مشابه
C. pygmaeus  است.

زنبور برگ خوار غلات                                                   

Dolerus  near  puncticollis Thoms.

(Tenthredinidae, Hymenoptera)    

اين زنبور توسط غديري(1368) از كرج گزارش گرديده است. لاروهاي آن از برگ ها تغذيه مي كنند و خسارت آنها اقتصادي نيست.

كنه هاي زيان آور گندم

در خصوص كنه هاي زيان آور گندم و جو خصوصآ كنه هايي كه در مزرعه به غلات خسارت وارد مي كنند، تحقيقات چنداني در كشور صورت نگرفته است و تنها خسارت كنة قهوه اي گندم در برخي نقاط كشور گزارش شده است.

كنة قهوه اي گندم           

                                                         Petrobia  latens (Muller)

(Tetranychidae, Acari)

اين كنه به طور پراكنده از بسياري مناطق كشور گزارش شده است(صادقي و كمالي، 1370 ونوربخش و كمالي،1374). مطالعاتي در خصوص بيولوژي و تغييرات جمعيت اين كنه توسط نوربخش و كمالي(1374) در چهارمحال و بختياري صورت گرفته است. زمستان گذراني اين كنه به صورت تخم است و در منطقة چهار محال و بختياري 5 نسل در سال دارد. خاك هاي سنگين رسي، بارش باران، وزش باد شديد و تناوب زراعي از عوامل موثر در كاهش جمعيت اين كنه ذكر شده است.                                                                                                                   


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387 توسط سعید

بال ريشك داران زيان آور گندم 

چندين گونه تريپس از مزارع گندم و جو كشور گزارش شده اند( مرتضويها و درن، 1356; علوي وكمالي، 1374; علوي، 1379  و مينايي و عاليچي، 1379 ). نام علمي برخي از اين گونه ها به شرح زير است:

Haplothrips tritici (Kurdjumov) (Phlaeothripidae, Thysanoptera)

Haplothrips aculeatus (Fabricius) (Phlaeothripidae, Thysanoptera)

Haplothrips reuteri Karny (Phlaeothripidae, Thysanoptera)

Haplothrips flavitibia Williams (Phlaeothripidae, Thysanoptera)

Haplothrips niger Osborn (Phlaeothripidae, Thysanoptera)

Haplothrips subtilissimus Haliday (Phlaeothripidae, Thysanoptera)

Haplothrips tolerabilis Prisner (Phlaeothripidae, Thysanoptera)

Frankliniella intonsa (Trybom) (Thripidae, Thysanoptera)

در بين گونه هاي فوق H. tritici و   H. aculeatusفراوان ترين گونه ها روي غلات هستند. گونه اول اهميت اقتصادي بيشتري دارد.

تريپس گندم             

                                                Haplothrips tritici (Kurdjumov)

(Phlaeothripidae, Thysanoptera)

تريپس گندمدر اكثرمناطق كشور انتشاردارد. گندم، جو، چاودار، ذرت، برنج و برخي گياهان ديگر به عنوان ميزبان آن ذكر شده اند. تغذية اين آفت باعث كوتاه ماندن و پيچيدگي سنبله ها و كج و معوج شدن ريشك ها
مي شود. خسارت تريپس گندم كاهش وزن دانه ها را به همراه داشته و كاهش محصول در اثر خسارت آن  تا 24 درصد نيز گزارش شده است (آزمايش فرد و فريدي، 1372). چنانچه تراكم پوره هاي آن 10 عدد در هر سنبله باشد در گندم آبي 8/0 درصد و در گندم ديم تا 1 درصد وزن محصول در اثر خسارت اين آفت كاهش مي يابد. معمولآ تراكم اين آفت در مزارع آبي بيشتر از مزارع ديم است(روشندل و رجبي، 1373).
زمستان گذراني اين آفت در منابع قديمي به صورت حشرة كامل ذكر شده است. بررسي هاي انجام شده درسال هاي اخير نشان مي دهد كه تريپس گندم به صورت پوره هاي سن 2 درون خاك و لابلاي كاه و كلش و باقيمانده محصول، تابستان، پائيز و زمستان را به سر مي برد و تنها يك نسل در سال دارد. در رابطه با بيولوژي، اكولوژي و ميزان خسارت اين آفت بررسي هايي توسط (تكلو زاده و زهدي، 1379) و روشندل (1381) صورت گرفته است.

مديريت تلفيقي تريپس گندم

1) شخم پس از برداشت محصول، انهدام بقاياي گياهي و تناوب زراعي از روش هاي مناسب كنترل اين آفت است. سمپاشي اختصاصي عليه آن ضروري نبوده و سمپاشي هاي متداول عليه پوره هاي سن گندم در كاهش جمعيت آن موثر است(باقري و رجبي،1379 و كمانگر و رجبي، 1379). در سال زراعي 79-1378 حدود 500 هكتار از گندم زارهاي كشور براي كنترل اين آفت سمپاشي شده است( اميني، 1379). انجام مطالعات بيشتري در خصوص تعيين سطح زيان اقتصادي، تهية جدول زندگي و بررسي مقاومت ارقام گندم نسبت به اين آفت توصيه مي گردد.

سخت بالپوشان زيان آور گندم  

بيش از 10 گونه سوسك زيان آور از مزارع گندم و جو كشور جمع آوري و شناسايي شده اند كه در مرحلة لاروي، حشره كامل و يا در هر دو مرحله خسارت زا مي باشند. مهم ترين گونه هاي خسارت زا به شرح زير اند:

سوسك سياه گندم                                   

                     Zabrus tenebrioides Goeze

(Carabidae, Coleoptera)

سوسك سياه گندم (شكل 8) از بيشتر مناطق كشور گزارش گرديده است، اما آلودگي آن در استان هاي گلستان، خراسان، فارس، كرمانشاه، خوزستان و ايلام بيشتر است. طبق گزارش سازمان حفظ نباتات سطوح مبارزة شيميايي با اين آفت درسال 79-1378 حدود 45000 هكتار بوده است(اميني، 1379). اين آفت علاوه بر گندم روي جو و چاودار نيز خسارت زا است و خسارت اصلي مربوط به لارو آن مي باشد كه در پائيز و زمستان به بوته هاي گندم حمله كرده و با جويدن برگ ها و باقي گذاشتن رگبرگ هاي اصلي خسارت مي زند. لاروها به هنگام فعاليت سوراخ هايي در خاك ايجاد مي كنند و برگ ها را به داخل اين سوراخ ها برده و مورد تغذيه قرار مي دهند. بررسي هاي حسيني(1373) نشان داده است كه هر لارو طي دوران زندگي خود 20-30 بوته را از بين مي برد. در منطقة گنبد آلودگي به اين آفت شديد بوده و در بعضي از سال ها تراكم لارو ها 50-100 عدد در متر مربع و خسارت آن تا 70 درصد هم گزارش شده است(مبشري،1373). حشرات كامل آن از اوايل تا اواخر خرداد خارج مي شوند و روي سنبله ها از دانه هاي خميري شده تغذية مي كنند، اما خسارت آنها چندان قابل توجه نيست.

زمستان گذراني سوسك سياه گندم به صورت لاروهاي سنين مختلف است و يك نسل در سال دارد. در سال هاي اخير بيولوژي، خسارت و روش هاي كنترل آن توسط حسيني(1373)، مبشري(1373) و مطالعه گرديده است.

مديريت تلفيقي سوسك سياه گندم

1) حسيني(1373) از مورچه ها به عنوان يكي از شكارگرهاي مهم تخم و لاروهاي ريز اين آفت نام مي برد. سوسكي از خانوادة Carabidae  نيز شكارگر لاروهاي درشت و شفيره هاي آن بوده و كلاغ ها و ديگر پرندگان نيز به هنگام شخم زدن خاك از لاروها و سوسك هاي باقيمانده در زمين تغذيه مي كنند.

2) تناوب زراعي با استفاده از گياهان وجيني، جمع آوري كاه و كلش و بقاياي محصول در اراضي آلوده و شخم زدن زمين پس از برداشت، از روش هاي مناسب كنترل آن است.

3)  اين آفت با روش هاي زراعي فوق به خوبي قابل كنترل است و در صورتي كه در مزارع آلوده تراكم لاروهاي آن بيش از 4- 5 عدد در متر مربع باشد، مي توان به محض مشاهدة خسارت آن  از سموم ديازينون )G 5% 30-40 كيلو در هكتار)، ديازينون EC 60% ( يك ليتر در هكتار) و كارباريل WP 85% ( 5/1-2 كيلو در هكتار) استفاده كرد.

4) انجام تحقيقاتي در خصوص تهية جدول زندگي و سطح زيان اقتصادي اين سوسك ضروري به نظر مي رسد.

سوسك هاي قهوه اي گندم (كرم هاي سفيد ريشة غلات)

اولين نوشته در خصوص سوسك قهوه اي گندم مربوط به يوستروف و اقليدي(1325) است. سوسك قهوه اي گندم به چند گونه سوسك زيان آور از جنس Anisoplia اتلاق مي شود. لاروهاي اين آفت به ريشة گندم هاي پائيزه خسارت مي زنند و حشرة كامل آنها در خرداد از سنبله هاي گندم در مراحل خميري شدن تغذية مي كنند. در سال هاي اخير گونة زيان آوري به نام Amphimalon caucasicus Gyll. توسط رضابيگي و حيدري(1372) گزارش گرديده است كه بيشترين خسارت وارده به گندم و جو در كرمانشاه مربوط به اين گونه بوده است. چون حشرات كامل اين گونه خسارتي مشابه سوسك هاي قهوه اي گندم ندارند، بنابر اين اتلاق نام سوسك  قهوه اي گندم به تمام گونه هاي فوق منطقي به نظر نمي رسد و كرم هاي سفيد ريشة غلات عنوان بهتري براي معرفي آنها است. گونه هاي مهم اين سوسك ها به شرح زيرند(شكل 9) :

سوسك قهوه اي گندم                                                              

Anisoplia austriaca (Hbst.)

 (Scarabaeidae, Coleoptera)

اين آفت از كردستان، كرمانشاه، ايلام، تهران، آذربايجان شرقي و غربي، زنجان، خوزستان، تهران و برخي ديگر از نقاط كشور گزارش شده است. خسارت اصلي آن مربوط به لاروهاي آن است كه به گندم پائيزه تازه جوانه زده حمله كرده و باعث قطع شدن ريشه و طوقة آنها مي گردد. طبق بررسي هاي رضابيگي(1369) لاروهاي اين آفت با تراكم 3-5 عدد در متر مربع 8-12 درصد گندم هاي تازه جوانه زده را قطع مي كنند. حشرات كامل آن نيز با تراكم 5/1-3 عدد در متر مربع به 8/2-6 درصد سنبله ها در مراحل شيري شدن و رسيدن خسارت وارد كرده و تنها 15-16 درصد دانه هاي موجود در اين سنبله هاخسارت آسيب مي بيند.زمستان گذراني اين آفت به صورت لارو است و هر دو سال يك نسل دارد.

سوسك قهوه اي گندم                              

                      Anisoplia leucaspis (Cast.)

(Scarabaeidae, Coleoptera)

مناطق انتشار و نحوة خسارت اين گونه نيز شبيه  A.austriaca است. طبق بررسي هاي رضابيگي(1369)در استان كرمانشاه انتشار اين گونه بسيار محدود بوده و روي برخي از گندميان در مراتع حفاظت شده يافت گرديده است و خسارت اقتصادي آن مشاهده نشده است.

Anisoplia  lata Er.

(Scarabaeidae, Coleoptera)

اين گونه توسط رضابيگي(1369) از روي گياهان مرتعي جمع آوري گرديده است و خسارت اقتصادي آن روي گندم و جو گزارش نشده است.

Amphimallon caucasicus Gyll.

(Scarabaeidae, Coleoptera)

اين سوسك به عنوان يك گونة زيان آور در مزارع گندم و جو براي نخستين بار توسط رضابيگي و حيدري(1372) معرفي شد.بررسي هاي نامبردگان نشان داد گونه اي كه لارو آن در كرمانشاه به عنوان لاروهاي سوسك قهوه اي گندم شـناخـته مي شد متعلق به جنس Anisoplia   نبوده و به اين گونه تعلق دارند. لاروهاي اين گونه مشابه لاروهاي Anisoplia  هستند با اين تفاوت كه بر روي حلقة انتهايي شكم (Pygidium ) آنها 12 موي دو رديفه وجود دارد. روي حلقة انتهايي شكم لاروهاي Anisoplia موهاي پراكنده اي وجود دارد و موهاي دورديفه ديده نمي شود. طبق بررسي هاي رضابيگي (1369) لاروهاي اين آفت با تراكم 6-9 عدد در متر مربع 6-7 درصد گندم هاي پائيزه را قطع مي كنند. حشرات كامل اين آفت غروب پرواز كرده و خسارتي ندارند. بررسي هاي خواجه زاده(1377) نيز نشان داده است كه بيشترين جمعيت كرم هاي سفيد ريشة غلات در خوزستان به اين گونه تعلق دارد. لاروهاي اين آفت در اين منطقه با تراكم 4/1-4/3 عدد در متر مربع 7/3 9 درصد بوته ها را قطع كرده اند. به نظر مي رسد كه در اكثر نقاط كشور لاروهاي  اين گونه خسارت زا است.    زمستان گذراني A.caucasicas به صورت لارو در خاك است و احتمالآ هر دو سال يك نسل دارد.

مديريت تلفيقي كرم هاي سفيد ريشة غلات

1) كلاغ و ديگر پرندگان از شكارگران مهم كرم هاي سفيد ريشه به شمار آمده و به هنگام شخم زمين در پائيز و بهار آنها را به شدت مورد تغذيه قرار مي دهند.

2) كرم هاي سفيد ريشـة غلات در برابر ضـربه خوردن بسيـار حساس هستند و به هنگام شخم زدن زمين وقتي كه آسيب مي بينند پس از مدت كوتاهي سياه شده و از بين مي روند. بنابر اين شخم عميق در پائيز و بهار در كاهش جمعيت آنها بسيار موثر است.

3) تناوب زراعي يكي از روش هاي مناسب كنترل اين آفات است. در بررسي هاي رضابيگي(1369) خسارت لاروهاي اين سوسك روي گـيـاهان زراعي مثـل نخود، عدس و چغنـدر قند كه در تـناوب با گـندم در مناطق آلوده به اين آفـت كشـت مي شدند، مشاهده نشده است.

4)  مبارزة شيميايي با اين آفات ضروري نيست و با روش هاي زراعي به خوبي كنترل مي شوند. 

5)  بررسي هاي بيشتري در خصوص انتشار جغرافيايي گونه هاي فوق و بيولوژي، اكولوژي، سطح زيان اقتصادي و دشمنان طبيعي آنها توصيه مي گردد.

سوسك نيشكر                                                

                       Pentodon idiota (Hbst.)

(Scarabaeidae, Coleoptera)

اين آفت از خوزستان و بعضي ديگر از نقاط كشور جمع آوري و شناسايي شده است. علاوه بر نيشكر و ذرت
به بسياري از گياهان زراعي از جمله گندم و جو نيز خسارت مي زند(جمسي نوبندگاني همكاران،1365 و
بهداد، 1375).

سوسك برگ خوار غلات       

                                                         Lema melanopa L.

(Chrysomelidae, Coleoptera)

اين آفت از استان هاي خراسان، اصفهان، تهران، خوزستان، فارس، آذربايجان غربي و شرقي، گيلان، مازندران، جيرفت، هرمز گان، سمنان وكرمانشاه و برخي ديگر از مناطق كشور گزارش شده است اما خسارت آن اقتصادي نيست. اين آفت بيشتر در مزارع آبي مشاهده مي گردد و گندم را به جو ترجيح مي دهد. لارو و حشرات كامل اين آفت پارانشيم رويي برگ را به موازات رگبرگ هاي اصلي مي خورند و محل خسارت آنها روي برگ به صورت نوارهاي طولي ســفيــد رنگي ديده مي شود. زمستان گذراني اين آفت به صورت حشره كامل است و تنها يك نسل در سال دارد. نعيم(1362) مشاهده كرده است كه حدود 10 درصد از حشرات كامل پس از ظهور در اواخر خرداد جفت گيري و تخم ريزي مي كنند، اما لاروهاي سن دوم اين نسل با خشك شدن بوته ها از بين مي روند. زيست شناسي اين حشره توسط خوش گفتارو همكاران(1377) و سيدي صاحباري و همكاران(1379) نيز مطالعه شده است( شكل 11).
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387 توسط سعید

سن مائورا، سن مغربي         

                                                        Eurygaster maura L.  

(Scutelleridae, Heteroptera)

سن مغربي يا سن مائورا تقريبآ از سرتاسر نواحي ساحلي شمال ايران به جز منطقة مغان گزارش شده است اما تراكم آن در مناطق گرگان و گنبد بيشتر از ديگر مناطق است(محقق نيشابوري،1370; مبشري،1373 ورجبي،1379). احتمالآ رطوبت و بارندگي يكي از مهم ترين عوامل تعيين كنندة انتشار اين آفت است(رجبي، 1379).اين سن يك نسل در سال دارد و زمستان گذراني آن به صورت حشرات كامل داراي دياپوز در پاي درختان بلوط و درختچه هاي زرشك واقع در ارتفاعات مشرف به دشت گرگان و مينودشت است(مبشري، 1373).هر چند كه مناطق انتشار اين آفت رو به فزوني است و تراكم جمعيت آن در سال هاي اخير افزايش يافته است، اما هيچ گاه كنترل شيميايي اين سن ضرورتي نيافته است. كارايي بسيار زياد زنبورهاي پارازيتوئيد تخم يكي از مهم ترين دلايل كنترل طبيعي اين سن در گرگان و گنبد است. ميزان پارازيتيسم تخم ها توسط اين زنبورها تا 90 درصد هم مي رسد. اين زنبورها علاوه بر كنترل جمعيت قابل توجهي از آفت، باعث عدم تطابق بين مراحل زيستي اين سن و مراحل فنولوژي گياه مي شوند به طوري كه به هنگام برداشت محصول، حدود 50 درصد جمعيت به صورت پوره ديده مي شود(محقق، 1370) و (مبشري، 1373).

مديريت تلفيقي سن مائورا

1) بسياري از زنبورهاي پارازيتوئيد تخم سن گندم، تخم هاي سن E.maura را نيز پارازيته مي كنند. در بين گونه هاي جمـع آوري و شناسـايي شده در مناطـق گرگان و گنبـد  T. grandis  وT. basalis  از اهميت بيشتري برخوردار هــستند . از  مگس هاي پارازيتـوئيـد سن گندم چندين گونه شنـاسايي شده است كه در بين آنـها
 
E. lateralis  و E. oblonga  اهميت بيشتري دارند (رجبي، 1379).

2)  كنترل طبيعي اين سن توسط دشمنان طبيعي آن به خوبي صورت مي گيرد و خسارت اندك جمعيت هاي آن در مناطق آلوده قابل تحمل است و كنترل شيميايي آن ضروري نيست. در صورت انجام سمپاشي هاي بي رويه عليه سن مائورا و انهدام دشمنان طبيعي آن ، اين سن به آفت خطرناكي شبيه سن گندم تبديل خواهد شد.

Eurygaster testudinaria Geoff.

Heteroptera) (Scutelleridae,

اين گونه نخستين بار توسط Brown and Eralp (1962)از منطقة تبريز و بر اساس جمع آوري يك نمونة ماده گزارش گرديده است و محقق آن را از منطقة چمستان نور در مازندران همراه با E.maura مشاهده كرده است. اين گونه اهميت اقتصادي ندارد (محقق نيشابوري،1370 و 1372)

Dolycoris baccarum L.

(Pentatomidae, Heteroptera)

اين سن در اكثر نقاط كشور فعاليت دارد و علاوه بر گندم و جو، بسياري از گياهان زراعي و درختان ميوه به عنوان ميزبان آن معرفي شده اند. طبق بررسي هاي رجبي(1379) اين گونه از نظر اكولوژيكي داراي دو شيوة زندگي متفاوت است: جمعيتي كه در زيستگاه هاي طبيعي ساكن است و جمعيتي كه به علل اكــولوژيك خــصوصآ به هــنگام كــافي نــبودن غذا در زيــســتــگاه هاي طــبيــعي، جابجـا مي شــود و خــســارت هايي به مزارع مختلف و باغ هاي ميوه وارد
مي كند. اين سن تا دو نسل در سال دارد و زمستان گذراني آن به صورت حشره كامل است.
اكثر زنبور هاي پارازيتوئيد تخم سن گندم و مگس هاي پارازيتوئيد سن گندم به عنوان عوامل كاهش دهندة جمعيت اين گونه نيز معرفي شده اند(رجبي، 1379).

Dolycoris penicillatus (Horvath)

(Pentatomidae, Heteroptera)

اين گونه كم و بيش از نقاط مختلف كشور جمع آوري شده است. بر خلاف گونه D.baccarum در زيستگاه هاي طبيعي واقع در ارتفاعات وروي گياهان مرتعي وگندميان ديگر فعاليت دارد و هيچ گاه در مزارع و باغ هاي ميوه خسارت زا نبوده است. اين سن يك نسل در سال دارد و زمستان گذراني آن به صورت حشرة كامل است
(رجبي، 1379). 

Carpocoris fuscispinus (Horvath)

(Pentatomidae, Heteroptera)

اين سن نيز در اكثر نقاط كشور كه سن گندم فعاليت دارد، وجود داشته و از گياهان مختلف خصوصآ گندم و
جو تغذيه مي كند، اما خسارت آن  اقتصادي نيست. اين سن يك تا دو نسل در سال داشته و به صورت حشرة كامل زمستان گذراني مي كند. بسياري از دشمنان طبيعي سن گندم از روي اين گونه نيز جمع آوري
شده اند(رجبي، 1379).

سن آئليا       

                                                                                      Aelia furcula  Fieb.

(Pentatomidae, Heteroptera)

در بين گونه هاي جنس Aelia ، اهميت اقتصادي Aelia furcula  بيشتر است. اين گونه در اكثر نقاطي كه سن گندم فعاليت دارد يافت مي شود، اما تراكم آن در استان هاي غرب كشور(كرمانشاه، كردستان و همدان) و استان مركزي بيشتر است. طبق بررسي هاي رجبي( 1366 و 1370) اين سن بر روي گندم ، جو، يولاف و چاودار خسارت زا است و در زيستگاه هاي طبيعي خود در ارتفاعات از گياهان خانواده هاي مختلف نيز تغذيه مي كند. زمستان گذراني اين سن به صورت حشرة كامل است و در بهار به گندم زار هاي ديم و آبي مجاور پناهگاه هاي زمستانه ريزش مي كند و تمايلي به مهاجرت هاي دور دست ندارد. سن آئليا مراحل تكاملي خود را به مدت 5-8 روز ديرتر از سن گندم آغاز مي كند و به پايان مي رساند و بر خلاف سن گندم دياپوز اجباري نداشته و 20 درصد از جمعيت حشرات كامل نسل اول آن،  نسل دومي را آغاز مي كنند كه به دليل در دسترس نبودن غذا و مناسب نبودن شرايط جوي، پوره هاي آن در نسل دوم با تلفات شديدي مواجه مي شوند. در برخي از زيستگاه هاي طبيعي، اين سن نسل دوم خود را كامل مي كند(رجبي، 1377 و 1379).

                                                                                                    Aelia melanota  Fieb.

(Pentatomidae, Heteroptera)

اين گونه در اكثر نقاط كشور وجود دارد، اما به نظر مي رسد كه بر خلاف A.furcula در مناطق گرم تر و در مزارع آبي بيشتر يافت شود، خسارت اين گونه اقتصادي نيست. اين سن به صورت حشرة كامل زمستان گذراني مي كند و داراي يك نسل در سال است. حشرات كامل نسل اول در صورت مناسب بودن شرايط ممكن است جفت گيري كنند و پوره هاي سن اول و دوم آنها نيز به وجود آيد(رجبي،1379 ).

Aelia virgata  Klug

(Pentatomidae, Heteroptera)

تقريبآ در سرتاسر كشور وجود دارد اما جمعيت آن به مراتب كمتر از دو گونة فوق است(رجبي، 1379).

Aelia acuminata  L.

(Pentatomidae, Heteroptera)

اين سن از مناطقي كه A.furcula وجود دارد، جمع آوري شده است، اما تراكم آن بسيار اندك بوده و خسارت آن اقتصادي نيست(رجبي، 1379).

Aelia rostrata  Boh.

(Pentatomidae, Heteroptera)

از بعضي مناطق كشور جمع آوري شده است و اهميت اقتصادي ندارد(رجبي، 1379). 

مديريت تلفيقي سن هاي آئليا

1) رجبي(1379) كاهش جمعيت دشمنان طبيعي سن هاي آئليا و تخريب مراتع و زيستگاه هاي طبيعي آنها را از عوامل كليدي افزايش جمعيت سن هاي آئليا مي داند.

2)  بسياري از زنبور هاي پارازيتوئيد تخم سن گندم خصوصآ Trissolcus grandis تخم هاي اين سن ها را پارازيته مي كنند. علاوه بر اين مگس هاي پارازيتوئيد سن گندم نيز روي اين سن ها فعاليت مي كنند كه در بين آنها Elomyia lateralis  از اهميت بيشتري برخوردار است.

3) خسارت سن هاي آئليا اقتصادي نبوده و كنترل شيميايي آنها ضروري نيست و سمپاشي هايي كه براي كنترل سن گندم صورت مي گيرد روي آنها نيز موثر است.

جوربالان زيان آور گندم 

شته هاي زيان آور گندم

 شته هاي زيان آور غلات از آفات درجة دوم مزارع غلات به شمار مي آيند. در بعضي سال ها جمعيت و خسارت برخي از گونه ها (خصوصآ شته روسي گندم) افزايش يافته و خسارت قابل توجهي به مزارع گندم و جو وارد مي كنند. طبق گزارش سازمان حفظ نباتات سطح مبارزة شيميايي با شته هاي غلات در سال 1379 حدود 17000 هكتار بوده است كه عمدتآ براي كنترل شته روسي گندم صورت گرفته است(اميني، 1379).شته هاي زيان آور غلات را از نظر محل فعاليت بر روي گياه به دو گروه تقسيم مي شوند: الف) شته هايي كه روي ريشة گندم و جو فعاليت مي كنند و اهميت اقتصادي ندارند. ب) شته هايي كه روي  اندام هاي هوايي گياه فعاليت مي كنند و اهميت اقتصادي آنها بيشتر از گروه اول است. اين شته ها علاوه بر خسارت مستقيمي كه دارند، ناقل برخي از بيماريهاي ويروسي گندم و جو نيز به شمار مي آيند. از گروه اول 2 گونه كم اهميت و از گروه دوم 6 گونه كه داراي اهميت بيشتري هستند، به شرح زير معرفي مي شوند(شكل، 6):

شته برگ ال            

                                                              Anoecia corni (Fabricius)

(Anoecidae, Homoptera)

اين شته بيشتر در شمال ايران، اطراف كرج و قزوين جمع آوري شده است و فاقد اهميت اقتصادي است. ميزبان اصلي آن درخت ال (Cornus ) اسـت وروي برگ آن ايجاد گـال كرده و سپس به طرف ريشة گـندمـيان مهاجرت مي كند.اين شـته در منـاطـقي كه اين درخت وجود نداشتــه باشـد به صورت پارتـنـوژنـز دائم روي ريشة گنـدمـيان زندگي و توليـد مثـل ميكنند(رضواني،1380).

شته گالي نارون            

                                                                  Tetraneura ulmi (L.)

(Pemphigidae, Homoptera)

شته گالي نارون از بيشتر نقاط كشور به ويژه مناطق شمالي جمع آوري شده است و اهميت اقتصادي ندارد. اين شته روي ميزبان اصلي آن كه نارون است ايجاد گال مي كند و سپس روي ريشة گندميان از جمله گندم و جو
 مي رود(رضواني، 1380).

شته روسي گندم          

                                                    Diuraphis noxia (Mordvilko)

(Aphididae, Homoptera)

اين شته از سراسر ايران به غير از حاشية شمالي كشور و منطقة مغان جمع آوري شده است(رضواني، 1380).در سال هاي اخير خسارت اقتصادي آن از استان هاي فارس، همدان، اصفهان، كرمان، مركزي، خراسان، تهران، يزد، سيستان و بلوچـسـتان، كرمانـشـاه و لرسـتـان گزارش شده است. در سال 73-1372 به طور غير منـتـظره اي جمعيت آن  به همراه   Rhopalosiphum padiدر استان فارس افزايش يافته و خسارت زيادي به وجود آورده است
(رضواني، 1373). برگ هاي آلوده به اين شته در امتداد طولي خود تاخورده و قرمز تا ارغواني رنگ مي شوند. ميزبان هاي آلوده به اين شته در برابر سرما حساس مي شوند.
اين شته زمستان را روي علف هاي هرز ميزبان در حاشية مزارع به سر برده و در پائيز با سبز شدن محصول روي گندم و جو مي روند. شته روسي در مقايسه با ديگر شته هاي غلات به سرما مقاوم تر است و چنانچه درجة حرارت تا حد 5 درجة سانتيگراد هم كاهش يابد قادر به توليد مثل هست، درصورتي كه اين وضعيت در ساير
 شته هاي غلات به چشم نمي خورد. اين شته در سال هايي كه در پائيز و زمستان درجة حرارت مساعد( بالاتر از صفر) و بارندگي كم باشد توليد مثل آن افزايش يافته و طغيان مي كند(رضواني، 1373). دولتي و همكاران (1374) نيز يافته اند كه با كاهش رطوبت نسبي وبالا رفتن درجة حرارت، تراكم اين شته افزايش مي يابد.

شته سبز يولاف        

                                                       Sitobion avenae (Fabricius)

(Aphididae, Homoptera)

اين شته نيز در اكثر مناطق كشور از روي گندميان جمع آوري شده است و گندم، جو و يولاف از ميزبان هاي مهم آن به شمار مي آيند (رضواني، 1380). در مناطق شمالي كشور و مغان جمعيت آن هميشه چشمگير است. اين شته معمولآ با ديگر گونه هاي مهم شته هاي غلات به غير از شته روسي گندم همراه است و اهميت اقتصادي زيادي دارد. برخلاف شته روسي گندم بارندگي و رطوبت براي تكثير و افزايش جمعيت آن مناسب است. در بررسي هاي نوري و رضواني(1373) در استان تهران، مجني و رضواني(1374) در گرگان و  شكاريان و رضواني(1381) در استان لرستان،  و اين گونه در بين شته هاي غلات، يبيشترين فراواني را داشته است 

                                                                     Rhopalosiphum maidis (Fitch)

(Aphididae, Homoptera)

اين شته نيزدر اكثر مناطق كشور وجوددارد. ميزبان آن گندميان مختلف است و بيشترروي جو فعاليت دارد.
جمعيت هاي خسارت زايي از آن به همراه شته روسي گندم و يا ديگر شته هاي غلات مشاهده شده است
(رضواني، 1373و1380).

Rhopalosiphum padi L.

(Aphididae, Homoptera)

اين شته در اكثر مناطق ايران روي گندميان مختلف جمع آوري شده است و به همراه شته روسي گندم و يا مخلوط با ديگر شته هاي غلات جمعيت هاي خسارت زاي آن مشاهده شده است(رضواني، 1373) و(رضواني، 1380).

شتة گلسرخ       

                                             Metopolophium  dirhodum (Walker)

(Aphididae, Homoptera)

اين شته در اكثر مناطق كشور وجوددارد. در شمال كشور، مغان و اطراف تهران جمعيت آن بيشتر است
(رضواني، 1380). ميزبان اصلي آن گلسرخ است و زمستان به صورت تخم روي آنها است. در بهار پس از گذراندن يك نسل به طرف گندميان مختلف مهاجرت مي نمايند و در اواخر پائيز به سمت گل سرخ باز مي گردند. در بررسي هاي اميرنظري و همكاران(1381) بيشترين جمعيت را در بين شته هاي غلات منطقة كرج داشته است.

شتة سبزگندم، شتة سمي گندم               

Schizaphis graminum (Rondani)

(Aphididae, Homoptera)

اين شته از روي غلات وديگر گندميان در اكثر نقاط كشور جمع آوري گرديده است( رضواني، 1380). طبق بررسي هاي بنداني(1372) اين شته پرجمعيت ترين گونه در منطقة سيستان بوده است. در سال هاي اخير اين شته در مقايسه با ديگر شته هاي غلات از اهميت كمتري برخوردار بوده است.

Sipha maydis Passerini

(Aphididae, Homoptera)

اين شته روي گندم و برخي ديگر از گندميان از استان فارس، استان مركزي و اطراف كرج جمع آوري گرديده است (رضواني، 1373). در مقايسه با ديگر شته هاي غلات اهميت چنداني ندارد.

مديريت تلفيقي شته هاي زيان آور غلات

1) در بين شكارگرهاي شته هاي غلات گونه هاي مختلفي از جنس هاي Coccinella، Scymnus ، Hippodomia ، Adalia  از خانوادة Coccinellidae  جمع آوري و شناسايي شده اند كه در كاهش جمعيت شته هاي غلات نقش موثري دارند. در بين بالتوري هاي خانوادة Chrysopidae گونه هايي از جنس Chrysoperla خصوصآ Chrysoperla carnea در كنترل طبيعي شته هاي غلات اهميت دارند. لارو گونه هاي مختلفي از مگس هاي Syrphidae  از شكارگرهاي خوب شته هاي غلات به شمار مي آيند. گونه هايي از عنكبوت هاي شكارگر اين
 شته ها نيز شناسايي شده اند(اميرنظري و همكاران، 1381).

در بين زنبورهاي پارازيتوئيد شته هاي غلات گونه هايي از جنس Aphelinus از خانوادة
 
  Aphelinidaeو گونه هايي از جنس هاي Aphidius ،   Diaertiella، Ephedrus  ، Lysiphlebus  و Praon جمع آوري و شناسايي شده اند (مصدق ، 1370 ; احمدي و سرافرازي، 1372; بنداني، 1372;
رضواني، 1373 و مجني و بيات اسدي، 1374).

2) استفاده از ارقام مقاوم يكي از بهترين روش هاي كنترل شته هاي غلات خصوصاً شته روسي گندم است. در رابطه با شناسايي منابع مقاومت و تعيين مكانيسم هاي مقاومت ارقام گندم در برابر شته هايي غلات بررســي هــايــي توسط كاظمي (1368)، احمدي و سرافرازي (1372)، نعمت اللهي و احمدي(1377)، پورحاجي و احمدي(1378)، شكاريـــان و هـــمكاران(1379)، كاظمي و همكاران(1380) و موحدي و همكاران(1381) صورت گرفته است.

3) ارزيابي دقيق ميزان خسارت و تعيين سطح زيان اقتصادي شته هاي غلات خصوصاً شته روسي گندم يكي از
 نياز هاي اساسي براي مديريت كنترل آنها است و لازم است بررسي هاي دقيقي در اين خصوص صورت بگيرد.

4) آلودگي مزارع غلات به شته روسي گندم از حاشية مزارع شروع مي شود و شبكه هاي مراقبت مي بايست با
 بازديد هاي منظم اين مزارع را تعيين كنند. در صورت مشاهده آلودگي شديد،  مي توان حاشية اين مزارع را به صورت نواري سمپاشي كرد (رضواني، 1373).  اكسي ديمتون متيل
EC 25% ( يك ليتر در هكتار)،
ديمتوات
EC 40% ( 5/1 ليتر درهكتار) و پريميكارب WP 50% (يك كيلو در هكتار) و تيومتون EC 25%
( 1-5/1 ليتر درهكتار) از سمومي هستند كه در صورت تراكم شديد شته روسي گندم، توصيه مي شوند
(سازمان حفظ نباتات ،1375 ). 

شپشك ريشة گندم                  

                                       Porphyrophora tritici (Bod.)

(Margarodidae, Homoptera)

نخستين بار صفرعليزاده و بهار(1365) اين شپشك را از همدان معرفي كردند . علاوه بر اين منطقه تا كنون از استان هاي آذربايجان غربي و شرقي، كردستان و كرمانشاه جمع آوري شده است. علاوه بر گندم و جو،  برخي از
علف هاي هرز گندميان نيز به عنوان ميزبان اين شپشك معرفي شده اند. شپشك ديگري با نام علمي
Archangeleskaya  Porphyrophora cinodontisاز روي ريشة مرغ توسط اكبري نوشاد(1373) گزارش
شده است.
شپشك ريشة گندم روي ريشه و طوقة بوته هاي گندم مستقر شده و از شيرة گياهي تغذيه مي كند و فعاليت آن ضعيف شدن و كوتاه ماندن بوته ها را به همراه دارد.حشرة ماده اين شپشك در اواسط تا اواخر خرداد در خاك تخم ريزي مي كند. دورة جنيني تخم ها طولاني است (حدود 4 ماه). در اوايل مهر ماه به تدريج تفريخ مي شوند و پوره هاي سن1 روي ريشة گندميان مي روند. زمستان گذراني شپشك ريشة گندم به صورت پوره سن 1 در روي بوته ها ويا در خاك است و يك نسل در سال دارد(واحدي و حجت، 1370 و اكبري نوشاد، 1372)طبق بررسي هاي مردوخي و حيدري(1372) يكي از دلايل افزايش جمعيت اين آفت را در كردستان، ريزش دانه هاي گندم به هنگام برداشت و فراهم شدن امكان تغذية آفت روي تك بوته هاي گندم در اراضي آيش بوده است. در اين شرايط پوره هايي كه در اوايل مهر ماه از تخم خارج مي شوند روي ريشة گندم هاي جوانه زده مي روند و قادرند با تغذيه از آنها از سالي به سال ديگر منتقل شوند.در اين ارتباط واحدي(1374) نتايج مشابهي بدست آورده است.

 مديريت تلفيقي شپشك ريشة گندم

جلوگيري از ريزش محصول به هنگام برداشت، شخم پس از برداشت محصول و رعايت تناوب زراعي از بهترين روش هاي كنترل اين آفت است.


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387 توسط سعید

سن هاي زيان آور گندم 

بيش از 10 گونه سن زيان آور غلات در ايران جمع آوري و شناسايي شده اند. در بين آنها سن گندم(Eurygaster integriceps Put.) از اهميت اقتصادي بيشتري برخوردار است

سن گندم                                                                      

  Eurygaster integriceps Put.

(Scutelleridae, Heteroptera)

اين گونه مهم ترين آفت كشاورزي كشور ما به شمار مي آيد. به جز مناطق خوزستان، اراضي ساحلي خليج فارس، درياي عمان ، درياي خزر و كويرهاي مركزي فلات ايران، اين آفت در ساير مناطق كشور وجود دارد
(رجبي، 1379). بر اساس ميانگين سطح مبارزة شيميايي با سن گندم طي سال هاي 79-1375  استان هاي فارس، همدان، كرمانشاه، مركزي، كردستان، اصفهان، لرستان و تهران به ترتيب با 24، 7/13، 6/13، 8 ، 9/7، 1/7، 9/4 و 5/4  درصد سهم مبارزه شيميايي با سن گندم در كشور، از مهم ترين مناطق سن خيز كشور به شمار مي آيند.
سطح مبارزة شيميايي با سن گندم در 25 سال اخير روند فزاينده اي داشته است به طوري كه اين سطح از 75000 هكتار در سال 1355 به  1200000 هكتار در سال 1380 رسيده است (هيربد، 1380). تخريب مراتع و توسعة ديم زار ها خصوصآ در غرب كشور از مهم ترين دلايل گسترش مناطق انتشار و طغيان سن گندم در سال هاي اخير بوده است(رجبي،1372). در سال هاي اخير 40 -50 درصد سهم مبارزة شيميايي با سن گندم در اراضي ديم استان هاي غربي كشور كه تخريب مراتع در آنها شديد بوده است، صورت گرفته است (بغدادچي، 1371). سن گندم هم به صورت كمي( خسارت به برگ، خشك كردن جوانه مركزي، سفيد كردن خشك كردن سنبله ها و يا قسمتي از آنها توسط سن مادر) و هم به صورت كيفي ( سن زدگي دانه ها توسط پوره ها و سن هاي نسل جديد) خسارت وارد مي كند. طبق يك برآورد نظري در 3 ميليون هكتار اراضي آلوده كشور، در صورت عدم مبارزه با سن گندم حدود 90 هزار تن خسارت كمي و 900 هزار تن خسارت كيفي ايجاد خواهد شد. طبق بررسي هاي بهرامي(1377) هر سن مادر به طور متوسط 61 جوانه مركزي  و 2/12 سنبله را در شرايط ديم خسارت مي زند و سطح زيان اقتصادي آن 6/1 سن مادر در متر مربع است. در طرح جامع سن گندم كاهش محصول به ازاي هر سن مادر در شرايط ديم 8/43 كيلوگرم و سطح زيان اقتصادي آن 8/1 عدد در متر مربع برآورد گرديده است(بي نام، 1377). طبق بررسي هاي رضابيگي(1379) هر سن مادر در مزارع آبي در شرايطي كه ترميم خسارت صورت نگيرد، 1/3 گرم(حدود 30 كيلو گرم در هكتار) خسارت مي زند و سطح زيان اقتصادي آن حدود 3 عدد در متر مربع است. نور(1381) سطح زيان اقتصادي  سن مادر را در شرايط آبي 7-8 عدد در متر مربع برآورد كرده است.

حد قابل تحمل سن زدگي دانه ها 2 درصد است و دانه هايي كه بيشتر از 2 درصد دانة سن زده داشته باشند فاقد كيفيت نانوايي هسـتند. با افزودن برخي از افزودني هـاي مجاز مي توان اين نرم را كمي افزايـش داد(عسگريان زاده، 1377). بهرام)1377) سن زدگي دانه ها به ازاي هر پوره سن 5 را در زمان برداشت گندم ديم حدود 6/0 درصد برآورد كرده و سطح زيان اقتصادي پوره ها را 3-4 پوره در متر مربع ذكر كرده است. رضابيگي(1379) سطح زيان اقتصادي پوره ها را به طور متوسط 2/8 عدد در متر مربع برآورد كرده است. اين ميزان در ارقام رشيد و سرداري به ترتيب 3/5 و 7/6 و در ارقام فلات و گلستان كه تحمل بيشتري دارند، به ترتيب 8/11 و 6/9 عدد است. نوري(1381) سطح زيان اقتصادي پوره ها را در شرايط آبي 11-12 پوره در متر مربع برآورد كرده است.  

از نظر زيست شناسي، سن گندم سرتاسر تابستان، پائيز و زمستان ( حدود 9 ماه از سال) را در پناهگاه هاي تابستانه و زمسـتانه آن در ارتـفـاعات، زير بوتـــه هاي گــون (Astragalus spp.)، درمـــنـه ( Artemisia spp.)، كــلاه مـير حــسنAcantholimon spp.)) و چوبك (Acanthophillum spp.) و در جنگل هاي بلوط غرب كشور در زير برگ هاي ريزش كرده بلوط و برخي ديگر از درختان و درختچه ها به سر مي برد. اين سن ها دياپوز داشته و در اوايل بهار به مزارع گندم و جو ريزش مي كنند. سن گندم تنها يك نسل در سال دارد(رجبي، 1379).  

مديريت تلفيقي سن گندم

1) مهم ترين عامل افزايش جمعيت و طغيان سن گندم در 25 سال اخير، تخريب مراتع( خصوصآ در ديم زارهاي كشور) و كشت گندم و جو در مراتع تخريب شده بوده است. اين كار در افزايش وزن، افزايش ميزان تخم ريزي و تبديل سن هاي ساكن مراتع به سن هاي مهاجر، موثر بوده است(رجبي، 1372).

در سال هاي خشك و كم باران اراضي ديم كم بازده برداشت نمي شوند و يا به دليل كمبود آب، نداشتن تجهيزات مناسب سمپاشي و اقتصادي نبودن مبارزه، كنترل شيميايي سن گندم در آنها صورت نمي گيرد و باعث انتقال جمعيت قابل توجهي از آفت از سالي به سال ديگر مي شوند. جلوگيري از كشت گندم و جو در مراتع تخريب شده و اختصاص دادن اراضي ديم كم بازده به كشت گياهان مناسب ديگر، در كاهش جمعيت اين آفت بسيار موثر است و لازم است به عنوان يك راهكار اساسي، برنامه ريزي هاي لازم در اين خصوص صورت گيرد.

2) سن گندم دشمنان طبيعي فراواني دارد و در بين آنها زنبورهاي پارازيتوئيد تخم و مگس هاي پارازيتوئيد سن گندم از نظر كاهش جمعيت اين آفت از اهميت بيشتري برخوردارند.

مهم ترين دشمنان طبيعي سن هاي زيان آور غلات

مهم ترين گونه هاي زنبورهاي پارازيتوئيد تخم سن گندم به خانوادة Scelionidae  وجنس Trissolcus تعلق دارند و مهم ترين گونه هاي آن به شرح زيرمي باشند(رجبي، 1359):

Trissolcus grandis Thomson

Trissolcus semistriatus Nees

Trissolcus vassilievi Mayr

Trissolcus rufiventris Mayr

Trissolcus basalis Wollaston

در بين گونه هاي فوق  T. grandis گونة غالب اين زنبورها در اكثر مناطق كشور مي باشد. ميزان پارازيتيسم تخم توسط اين زنبورها از منطقه اي به منطقة ديگر متفاوت است و در اكثر مناطق كشور اين زنبورها يكي از عوامل كليدي كاهش جمعيت سن گندم به شمار مي آيند. اين زنبورها بيشتر در زير پوستك درختان ميوة سردسيري زمستان گذراني مي كنند و قبل از ورود به مزارع از شهد گل هاي اين درختان تغذيه مي كنند(رجبي، 1379). جلوگيري از سمپاشي هاي بي رويه و ايجاد تنوع در اكوسيستم هاي زراعي از طريق ايجاد باغ و يا كاشت درختاني مثل بيد و بادام و غيره در كنار نهر هاي حاشية مزارع، روشي مناسبي براي حفظ و حمايت اين زنبورها و افزايش كارايي آنها است.

 كنترل بيولوژيكي سن گندم با استفاده از پرورش انبوه زنبورهاي پارازيتوئيد تخم طي سال هاي (43-1325) در ورامين و اصفهان صورت گرفته است(زمردي،1340 و زمردي، 1371). دياپوز اجباري سن گندم و عدم امكان پرورش انبوه آن براي تكثير زنبورها، عدم اطلاع دقيق از بيواكولوژي اين زنبورها و گرايش به سمت استفاده از سموم شيميايي به دليل سهولت كاربرد و كم اطلاع بودن از اثرات جانبي مصرف اين سموم، كنترل بيولوژيكي سن گندم با استفاده از اين عوامل متوقف  شد. از آن زمان تا كنون تحقيقات وسيعي در رابطه با زنبورهاي پارازيتوئيد سن گندم صورت گرفته است. بيواكولوژي اين زنبور ها وپرورش انبوه آنها توسط صفوي(1352)، رجبي و اميرنظري(1367)، تقدسي(1370) و ايراني پور(1375) صورت گرفته و اميرمعافي (1379) سيستم ميزبان- پارازيتوئيد بينT.grandis  و تخم سن گندم را مطالعه كرده است. در رابطه با پرورش انبوه اين زنبورها با استفاده ازتخم سن(L.) Graphosoma lineatum  بررسي هاي در خور توجهي توسط عسگري(1374)، شاهرخي(1376) و عسگري(1380) صورت گرفته است. با استفاده از مجموع اطلاعات بدست آمده درخصوص اين زنبورها، مي توان پرورش انبوه و رهاسازي آنها را به عنوان يكي از روش هاي مبارزه در برنامة مديريت تلفيقي سن گندم مورد استفاده قرار داد.

دستة دوم دشمنان طبيعي سن گندم كه از اهميت زيادي برخوردارند، مگس هاي پارازيتوئيد سن گندم هستند كه به خانواده Tachinidae تعلق دارند. اين مگس ها پوره هاي سنين 4 و 5 و سن هاي بالغ را پارازيته مي كنند و ميزان پارازيتيسم آنها با توجه به شرايط منطقه از 2-25 درصد (در موارد استثنايي تا 40 درصد) گزارش شده است. اسامي علمي گونه هاي مهم مگس هاي پارازيتوئيد سن گندم در زير آمده است:

Heliozeta helluo F. 

Phasis subcoleoptrata L. 

Ectophasia crassipenis F.

Elomyia lateralis Meig.

Ectophasia oblonga Role-Desv.

در اكثر مناطق كشور  H. helluo گونة غالب مي باشد. در رابطه با بيواكولوژي اين مگس ها بررسي هاي جامعي توسط اميرمعافي(1370) در منطقة كرج، عبادي و جوزيان(1379) در منطقة اصفهان و پيرهادي و رجبي(1381) در لرستان صورت گرفته است.

اين مگس ها پارازيتوئيد داخلي هستند و سيستم تنفسي خود را به سيستم تنفسي ميزبان وصل مي كنند و در شرايط آزمايشگاه نيز به سختي روي بدن سن گندم تخم ريزي مي كنند و پرورش انبوه آنها در شرايط كنوني امكان پذير نيست. حشرات كامل اين مگس ها برروي گياهان شهد داري مثل ازمك ،گشنيز، برخي ديگراز گياهان مرتعي و علف هاي هرز حاشية مزارع تغذيه مي كنند و با تغذيه از اين گياهان ميزان تخم ريزي آنها افزايش مي يابد. بالا بردن كارايي اين مگس ها از طريق ايجاد تنوع در اكوسيستم هاي زراعي،  و حفظ و حمايت آنها از طريق جلوگيري از سمپاشي هاي بي رويه از مواردي است كه در برنامة مديريت كنترل سن گندم مي بايست به آنها توجه كرد.

چند جدايه از قارچ بيماري زاي Beauveria bassiana Vuill.  از سن گندم جداسازي شده است و بررسي هايي در رابطه با حساسيت مراحل مختلف رشدي سن گندم در برابر اين قارچ توسط طلايي و همكاران( 1379) صورت گرفته است.

3) در بسياري از نوشته ها، كشت جو به جاي گندم، زود كاشت گندم و استفاده از ارقام زودرس گندم، به عنوان يكي از روش هاي موثر در كاهش جمعيت و خسارت سن گندم توصيه شده است. نتايج بررسي هاي رضابيگي(1377) نشان داده است كه زودرسي گندم و كشت جو به جاي گندم به واسطة زودرسي آن در كاهش جمعيت سن گندم چنـدان موثر نيسـت و سن گندم قادر است با ارقام جو كه در شرايط ورامين 7-10 روز زودتر مي رسند خود را تطابق دهد. كاهش وزن سن هاي نسل جديد در مزارع جو نيز نمي تواند عامل چندان موثري در كاهش جمعيت سن گندم باشد زيرا كه با برداشت جو احتمال پرواز سن ها به مزارع گندم بسيار زياد است و اين سن ها قادر اند ضمن وارد كردن خسارت، تغذية خود را نيز كامل كنند.

4) برداشت سريع گندم يكي ديگر از روش هاي توصيه شده براي كاهش جمعيت و خسارت سن گندم است. طبق بررسي هاي رجبي(1372) سن هاي نسل جديد به هنگام ظهور حدود 70 ميلي گرم وزن دارند و در زمان رسيدن محصول، وزن آنها به 113 ميلي گرم و در زمان مهاجرت آنها به پناهگاه هاي زمستانه وزن آنها به 130-150
ميلي گرم مي رسد. از طرفي قسمت اعظم سن زدگي دانه ها توسط سن هاي نسل جديد ايجاد مي شود و بيشترچربي ذخيره شده در بدن سن ها، حاصل تغذية آنها در اين دوره است. برداشت سريع گندم ضمن ايجاد تلفات در جمعيت پوره هايي كه در مرحلة رسيدن گندم  كامل نشده اند، كاهش سن زدگي، كاهش وزن سن ها و در نتيجه تلفات بيشتر آنها در پناهگاه هاي زمستانه را به همراه خواهد داشت. طبق بررسي هاي حق شناس و همكاران(1377) در منطقة چهار محال و بختياري، در سال هاي اخير سن هاي نسل جديد قبل از رسيدن و برداشت محصول، به سمت پناهگاه هاي تابستانه پرواز  مي كنند. در چنين مناطقي، اين روش كارايي لازم را نخواهد داشت.  

5) در رابطه با مقاومت ارقام گندم به سن گندم تـحـقـيـقـات زيادي در كشور صورت گرفته است. عبـدالـلهي(1367)، طلايي(1369)، حيدري و همكاران(1376)، رضابيگي(1373)، نجفي(1376)، آينه(1377)،
فتحي پور (1377)، رضابيگي(1379)، زماني(1381)، غديري(1381) و بهرامي نژاد و همكاران(1381) بررسي هايي در اين ارتباط انجام داده اند وتفاوت هايي در مقاومت ژنوتيپ هاي بررسي شده در برابر اين آفت يافته اند. طبق
بررسي هاي رضابيگي(1379) ارقام حساس به سن گندم خصوصيات مرفولوژيكي و زراعي مشتركي دارند و اكثر ارقام  گندم ديم خصوصآ رقم سرداري كه در سطوح وسيعي از ديم زارهاي غرب كشور كشت مي گردد، داراي چنين خصوصياتي مي باشند. بررسي هاي رضابيگي(1379) و زماني و همكاران(1381) نشان داده است كه سن گندم ازگرانول هاي ريز نشاستة اندوسپرم دانه بيشتر تغذيه مي كند و ارقام گندمي كه در اندوسپرم دانة خود گرانول درشت نشاستة بيشتري داشته باشند و به هنگام تغذية سن گندم گرانول ريز كمتري از دست بدهند، مقاوم تر هستند. رضابيگي(1379) براي ارزيابي و انتخاب ارقام مقاوم به سن گندم مدل مناسبي را ارايه نموده است. معرفي ارقام پر محصول و مقاومي كه با شرايط اقليمي مناطق مختلف كشور سازگار باشند، در كاهش جمعيت سن گندم و افزايش سطح زيان اقتصادي اين آفت موثر است.

6) استفاده از سموم شيميايي در حال حاضر به عنوان موثرترين روش كنترل سن گندم در ايران و ديگر كشورهاي سن خيز دنيا عموميت دارد. آستانة زيان اقتصادي يا نرم مبارزه با سن گندم در شرايط ديم و آبي در جدول(1) آمده است.براي تصميم گيري در خصوص ضرورت يا عدم ضرورت سمپاشي، تعيين تراكم جمعيت سن گندم و روش نمونه برداري اهميت زيادي دارد. معين نميني و همكاران(1379) روش نمونه برداري دنباله اي را براي اين كار ارزيابي كرده اند. سمومي كه پس از برآورد دقيق جمعيت آفت و تشخيص ضرورت مبارزه توصيه مي گردد فنيتروتيون EC 50% (1 ليتر درهكتار)، فنتيون EC 50% (1 ليتر درهكتار)، تري كلرفون 80% SP (2/1 كيلو درهكتار)، دلتامترين EC 2.5% (300 ميلي ليتر درهكتار) مي باشند. طبق بررسي هاي شيخي(1379) در بين سموم فوق فنيتروتيون غير انتخابي عمل مي كند و انتخابي ترين حشره كش براي كنترل سن مادر و پوره ها تري كلرفن است كه اثرات چندان نامطلوبي روي دشمنان طبيعي ندارد. سموم پايرتروئيدي مثل دلتامترين براي زنبورهاي پارازيتوئيد تخم خاصيت دوركنندگي دارند و در مرحلة سن مادر توصيه نمي شوند اما اين سم اثرات كنترل كنندگي خوبي روي پوره ها دارد.

7) بدنبال نتايج بدست آمده از اجراي طرح جامع سن گندم كه توسط بخش تحقيقات سن گندم و با همكاري سازمان حفظ نباتات در 8 پايلوت كشور اجرا گرديد، سن گندم از يك آفت عمومي به يك آفت همگاني تبديل شد. آفات عمومي آن دسته از آفاتي به شمار مي آيند كه تمام عمليات مبارزه و هزينه هاي انجام آن به عهدة دولت است، اما در خصوص آفات همگاني دولت نقش حامي و هدايت كنندگي را داراست و انجام عمليات مبارزه و پرداخت هزينه هاي آن به عهدة كشاورز است. اين طرح در ارتقاي دانش و آگاهي كشاورزان و افزايش مشاركت آنها در نمونه برداري ها و تصميم گيري ها براي انجام مبارزه، موثر بوده و طي مدت زمان انجام آن، كاهش سمپاشي هاي هوايي و افزايش سمپاشي هاي زميني در مناطق آلوده به اين آفت را به همراه داشته است.     

    جدول 1- سطح زيان اقتصادي يا نرم مبارزه با سن گندم در مزارع گندم كشور

نرم مبارزه با پوره
(تعداد در متر مربع)

نرم مبارزه با سن مادر
(تعداد در متر مربع)

شرايط مزرعه

عملكرد

نوع كشت

3-4

1

كمتر از 2 تن

ديم

4-5

3

بيشتر از 2 تن

4-5

3

كمتر از 3 تن

آبي

6-7

4-5

بيشتر از 3 تن

8-9

6-7

گندم فلات، آزادي، گلستان و نويد

به جز سن (E.integriceps ) ساير سن هاي زيان آور غلات، كه در درجة دوم اهميت قرار دارند به شرح زير
 مي باشند


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387 توسط سعید

گندم عمده ترين محصول زراعي كشور است. سطح زير كشت گندم آبي و ديم كشور در سال 1380 به ترتيب27/2 و51/3 ميليون هكتار و متوسط عملكرد آن در شرايط آبي و ديم به ترتيب 3 و 7/0 تن در هكتار بوده است. نرخ خودكفايي گندم در سال هاي مختلف بين 60-80 درصد نوسان داشته است. در صورتي كه متوسط عملكرد در شرايط آبي و ديم به ترتيب تا سطح 8/4 و16/1 تن در هكتار افزايش يابد، خودكفايي در توليد اين محصول تحقق خواهد يافت(كشاورز و همكاران، 1380).

مهم ترين عوامل تآثيرگذار در كاهش عملكرد گندم كشور به شرح زير مي باشند(آهون منش،1371):

1)  پايين بودن آگاهي و دانش علمي و عملي كشاورزان

2)  نارسايي در تآمين و توزيع به موقع نهاده هاي كشاورزي(بذر، كود، سم و  )

3)  بالا بودن ميزان ضايعات در مراحل مختلف توليد

4) محدود بودن منابع آب و يا عدم وجود نظام صحيح آبياري در اغلب مناطق كشور

5) خسارت آفات، بيماريهاي گياهي، علف هاي هرز و عدم مديريت صحيح كنترل آنها

6) عدم مصرف صحيح و بهينة كودهاي شيميايي و يا كمبود و عدم توزيع به موقع آنها

7) كاربرد غير اصولي و نامنظم ماشين آلات و ادوات كشاورزي

8) عدم توسعة مكانيزاسيون كشاورزي در بسياري از نظام هاي بهره برداري

9) كمبود وسايل، ابزار و اعتبار در زمينه هاي مختلف تحقيق، ترويج و آموزش كشاورزي

10) كمبود سرمايه گزاري در توليد محصولات كشاورزي

11) نارسايي سياست ها و برنامه هاي كشور براي توليد محصولات كشاورزي

 آفات گندم  و اهميت اقتصادي آنها

در اكوسيستم هاي زراعي كشور كه گندم و جو بستر زيست را تشكيل مي دهند، عوامل زنده و غير زنده اي در توليد محصول تآثيرگذار هستند كه انسان براي بدست آوردن محصول بيشتر مدام آنها را تغيير مي دهد. شناخت اين عوامل و روابط متقابل بين آنها در حفظ تعادل كمي و كيفي گونه هاي تشكيل دهندة يك اكوسيستم اهميت بسيار زيادي دارد. در ايران بيش از 70 گونه حشرة گياه خوار شناسايي شده اند كه به عنوان مصرف كنندگان اوليه از گندم و جو تغذيه مي كنند. اين حشرات گياه خوار، خود مورد تغذيه حشره خواران (حشرات انگل، انگل هاي بالقوه و شكارگران) كه مصرف كنندگان ثانوية هستند، قرار مي گيرند. اتلاق واژة آفت به گونه هايي كه زيان اقتصادي ندارند جايز نيست و تلاش براي حذف اين گونه ها، نابودي دشمنان طبيعي آنها، طغيان احتمالي آفات بالقوه و كاهش تنوع زيستي در اكوسيستم هاي زراعي را به همراه خواهد داشت.گسترش و طغيان سن گندم در اثر تخريب مراتع به عنوان زيستگاه هاي دائمي اين حشره و تبديل آنها به اراضي ديم كم بازده و فراهم آوردن بستر زيست مناسب تر براي تغذيه و توليد مثل آن، مثال خوبي براي نشان دادن چگونگي ايجاد يك آفت در اثر تغيير اكوسيستم توسط انسان است. محدود بودن دامنة ميزباني آفات غلات و مكان زمســـتان گذراني تعداد زيادي از آنها كه در خاك و بقــاياي محصول صورت مي گيرد،  موجب مي شود كه جمعيت اكثر اين آفات، با تناوب زراعي و انجام عمليات زراعي پس از برداشت، به مقدار قابل توجهي كاهش يابند. عليرغم اين مسئله، حدود 15 گونه از حشرات زيان آور گندم و جو را مي توان نام برد كه به عنوان آفات درجة اول و دوم، زيان اقتصادي قابل توجهي به اين محصولات وارد مي كنند.خسارت ناشي از آفات، بيماريها و علف هاي هرز در كشور ما حدود 30-35 درصد برآورد گرديده است كه 1۰-12 درصد آن به حشرات زيان آور اختصاص دارد. بدين معني كه با مديريت كنترل اين عوامل، مي توان 10-12 درصد عملكرد واقعي گندم را افزايش داد و آن را به حداكثر عملكرد قابل دسترس كه در شرايط ديم و آبي به ترتيب 4 و 14 تن در هكتار ذكر شده است، نزديك تر ساخت.راهكارهاي توصيه شده براي مديريت منطقي كنترل آفات در مزارع گندم و جو كشور، مبتني بر استفاده از روش هاي غير شيميايي است. كنترل شيميايي سن گندم به عنوان مهم ترين حشرة زيان آور مزارع گندم و جو كشور كه به تفصيل به آن پرداخته خواهد شد، از اين قاعده مستثني است. طبق استنتاجي از  گزارش عملكرد فعاليت هاي سازمان حفظ نباتات  در سال 1378، سالانه در سطحي معادل 22-25 درصد كل اراضي گندم كشور، براي كنترل حشرات زيان آور مبارزة شيميايي صورت مي گيرد(1200000 هكتار براي كنترل سن گندم و حدود 75000 هكتار براي كنترل ساير حشرات زيان آورگندم). ميانگين مصرف آفت كش ها در اين محصول حدود 4/0- 5/0 كيلوگرم در هكتار است كه2/0-25/0 كيلوگرم آن به حشره كش ها اختصاص دارد و اين ميزان در مقايسه با ميانگين مصرف آفت كش ها در درختان ميوه(5/9 ليتر درهكتار)، برنج (7/18 ليتر در هكتار)، پنبه(9 ليتر در هكتار) و چغندر قند(1/8 ليتر در هكتار) مقدار قابل توجهي نيست(سازمان حفظ نباتات، 1378). عليرغم اين مسئله سياست جاري وزارت جهاد كشاورزي و ديگر سياست گزاران توليد گندم كشور، رسيدن به كشاورزي پايدار(توليد بهينه و مستمر محصولات كشاورزي با حفظ و يا حداقل زيان وارده به محيط زيست) است وخودكفايي در توليد گندم و كاهش ســطوح مبارزة شــيمــيايي با آفات گندم، از مهم ترين برنامه هاي بخش كشاورزي و زير بخش هاي تابع آن( سازمان حفظ نباتات و موسسة تحقيقات آفات و بيماريهاي گياهي) مي باشد.در اين مجموعه نكات مهم و كليدي در رابطه با مناطق انتشار، خسارت، زيست شناسي و مديريت كنترل آفات مهم گندم و جو كشور، به اختصار بيان شده است و تصاويري در رابطه مهم ترين آفات گندم و جو ارايه شده است.

راست بالان زيان آور گندم

تا كنون چندين گونه ملخ كه ميزبان آنها گندم ذكرگرديده است، جمع آوري و شناسايي شده اند. در بين اين ملخ ها گونه هاي زيرحائز اهميت مي باشند.

ملخ مراكشي

                                                 Dociostaurus maroccanus (Thunb.)

                                                                                               (Acrididae, Orthoptera)

مناطق زيست اين ملخ در ايران، دامنه هاي كوه هاي البرز و زاكرس در شمال غربي ، شمال شرقي، غرب، جنوب و جنوب غربي كشور مي باشد و در مناطق مركزي ايران بندرت ديده مي شود. گياهان زراعي مختلف خصوصآ غلات به عنوان ميزبان آن ذكر شده است و بيشتر از ساير ملخ هاي بومي ايران كه ميزبان آنها گندم و جو ذكر شده است، خسارت زا است(غزوي، 1379).اين ملخ در خاك هاي رسي سفت و عاري از پوشش گياهي تخم ريزي مي كند و قسمتي از تابستان، پائيز و زمستان (حدود 9 ماه از سال) را به صورت تخم سپري مي كند و يك نسل در سال دارد. خاك نرم و پوشش گياهي انبوه از تخم گذاري، افزايش جمعيت و تبديل حالت انفرادي به گله اي آن جلوگيري مي كند(غزوي، 1379). در بعضي از سال ها جمعيت هاي قابل توجهي از اين ملخ در كانون هاي دائمي آن مشاهده مي شود اما به محض مشاهدة افزايش جمعيت و ايجاد گله در كانون ها، توسط عوامل اجرايي سازمان حفظ نباتات كنترل مي شوند.

ملخ صحرايي                                                           

كانون هاي دائمي اين ملخ در افريقا، عربستان، هندوستان و پاكستان قرار دارد و تحت شرايط خاصي از فاز انفرادي به فاز گله اي تبديل شده و به مناطق ديگر از جمله ايران حمله مي كنند. اين ملخ دامنة ميزباني وسيعي داشته و گندم و جو نيز از گياهان ميزبان آن به شمار مي آيد.اين ملخ در سال هايي كه حالت گله اي آن به ايران حمله كرده است تا دو نسل در سال ايجاد كرده است (بهداد،1375). درسال هاي اخير شاهد حملة دسته هاي مهاجر اين ملخ به ايران نبوده ايم. فاز انفرادي اين آفت در سيستان و بلوچستان و حاشيه درياي عمان و خليج فارس نيز وجود دارد كه در صورت مساعد بودن شرايط محيطي افزايش جمعيت داده و به زراعت هاي هم جوار محل زيست خود خسارت وارد مي سازند (رفيعي، 1372 و غزوي و جمسي، 1373).

ملخ آسيايي   

                                                                                Locusta migratoria L.

                                                                                                  (Acrididae, Orthoptera)

فاز انفرادي اين ملخ در اكثر نقاط ايران وجود دارد و گندم و جو نيز به عنوان ميزبان هاي اين ملخ چند ميزبانه ذكر شده است. اولين گزارش حمله آن به ايران در سال 1325 بوده كه از خاك روسيه به نواحي شمالي ايران حمله كرده است (بهداد، 1375 ). در سال هاي اخير اين ملخ خسارت هاي شديدي به مزارع نيشكر و برنج خوزستان وارد نموده است. زمستان گذراني اين ملخ به صورت تخم است و در شرايط خوزستان تا 3 نسل در سال ايجاد مي كند(خواجه زاده،1381) . برخي ديگر از ملخ هاي بومي در ايران وجود دارند كه گندم و جو ميزبان آنها ذكر شده است و در برخي
سال ها خسارت هاي قابل توجهي به غلات وارد مي كنند. اسامي علمي مهم ترين آنها به شرح زير مي باشد:

Dociostaurus  crassiusculus (Pantel) (Acrididae, Orthoptera)

Dociostaurus  hauensteini Bolivar (Acrididae, Orthoptera)

Ramburiella turcomana (F.W.) (Acrididae, Orthoptera)

Calliptamus barbarus Costa (Acrididae, Orthoptera)

Calliptamus turanicus (L.) (Acrididae, Orthoptera)

Oediopoda miniata (Pall) (Acrididae, Orthoptera)

Ailopus talassinus (Acrididae, Orthoptera)

Pyrgodera armata (F.W.) (Acrididae, Orthoptera)

Tettigonia viridissma (L.) (Tettigonidae, Orthoptera)

Decticus albifrons (F) (Tettigonidae, Orthoptera)

 مديريت تلفيقي ملخ هاي زيان آور گندم

1) پرندگان مخـتلف از شـكارگران عمومي ملـخ ها به شمار مي آيند. لارو چند گونه از سوسك هاي جنس
 
Meloe و چند گونه از سوسك هاي جنس Mylabris گزارش شده اند كه از تخم ملخ ها تغذيه مي كنند. زنبور
Scelio flavibabis M.  از پارازيتوئيد هاي مهم تخم ملخ ها به شمار مي آيد(خواجه زاده، 1381) و گونه هايي از مگس هاي Tachinidae نيز گزارش شده اند كه پارازيتوئيد پوره ها و حشرات كامل ملخ ها هستند.

2) ملخ مراكشي زمين هاي عاري از پوشش گياهي و خاك سخت و كوبيده شده را براي تخم گذاري انتخاب
مي كند و چراي بي روية دام در مراتع باعث از بين رفتن پوشش گياهي و كوبيده شدن زمين مي شود و نقاط مناسبي را براي به وجود آمدن حالت گله اي ملخ فراهم مي كند (سلطاني، 1362 و غزوي، 1379). كشت زمين هاي لخت و بالا بردن ميزان پوشش گياهي در مناطق زيست ملخ مراكشي، در جلوگيري از افزايش جمعيت آن موثر است(غزوي، 1379). 

3) در مديريت تلفيقي ملخ هاي بومي زيان آور كشور شناسايي كانون ها و مناطق نشو و نماي اين ملخ ها اهميت فراواني دارد. در سال 1378 عمليات ديده باني و مبارزه با ملخ هاي بومي و ملخ صحرايي در سطح 118000 هكتار توسط عوامل اجرايي سازمان حفظ نباتات صورت گرفته است (سازمان حفظ نباتات، 1378).

براي كنترل شيميايي ملخ هاي زيان آور،  سموم فنيتروتيون ULV 96% ( 4/0- 5/0 كيلودر هكتار)، مالاتيون ULV 96%  (7/0- 5/1 كيلو در هكتار)، فنيتروتيون EC 50% (1 ليتر درهكتار) و ديفلوبنزورون ULV 95% (300 ميلي ليتر در هكتار) و طعمة مسموم ( ليندين WP 25% + 100 كيلو سبوس گندم ، برنج يا ذرت+ آب به اندازة مرطوب شدن) به مقدار 25-50 كيلو گرم در هكتار به محض خروج پوره ها تا زمان ظهور ملخ هاي كامل، مورد استفاده قرار مي گيرند( سازمان حفظ نباتات، 1375).

4) در كشورهاي توسعه يافته، از عوامل بيماري زاي حشرات ( قارچ ها و پروتوزوئرها) براي كنترل ملخ هاي زيان آور استفاده مي كنند. در ايران نيز تحقيقاتي براي جداسازي، شناسايي و بررسي كارايي آزمايشگاهي اين عوامل صورت گرفته است


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387 توسط سعید

کرم خوشه‌خوار انگور

Lobesia botrana

(Lep: Tortricidae)

در ایران فقط روی انگور گزارش شده است. در بهار لاروهای جوان نسل اول از جوانه‌های گل دهنده و غنچه تغذیه کرده و روی آنها را با تارهایی می‌پوشانند. در برخی موارد نیز از جوانه‌های شاخه‌زا تغذیه کرده و در نتیجه سبب خشکیدن گلها و جوانه‌ها و ریزش آنها می‌گردند. لاروهای نسل دوم از گوشت غوره تغذیه می‌نمایند. بر اثر تغذیه پوست غوره منظره خاکی رنگی پیدا نموده، چروک برداشته و ح به‌ها می‌ریزند. لاروهای نسل سوم از انگورهای رسیده تغذیه می‌کنند. ابتدا از گشت و سپس از پوست‌های رسیده می‌خورند. محل فعالیت آفت بوسیله تارهایی روی خوشه مشخص می‌باشد. خوشه‌های آلوده مورد حمله انواع قارچها قرار گرفته خسارت‌های ثانویه را بوجود می‌آورند. لاروهای نسل بعدی آفت حتی روی انگورهایی که برای تهیه کشمش اختصاص داده می‌شوند به انبار منتقل و در آنجا تا بهار سال آینده به سر می‌برند. خسارت این آفت در کشت دیم روی انگور به مراتب کمتر از انگور کشت آبی می‌باشد و به همین جهت در اکثر مناطق دیم مبارزه با آفت معمول نمی‌باشد.

زیست‌شناسی

این آفت در منطقه شیراز (معتدله) دارای چهار نسل در سال می‌باشد. ظهور اولین پروانه در اوایل فروردین و اوج پرواز نسل اول آفت در اواخر فرویدن تا اوایل اردیبهشت می‌باشد. اوج پرواز نسل دوم تقریباً‌ در دهه سوم خرداد، اوج پرواز نسل سوم در اواخر تیر تا اوایل مرداد و اوج پرواز نسل چهارم در اوایل شهریور می‌باشد. در منطقه سوریان آباده (سردسیر) آفت سه نسل در سال دارد. ظهور اولین پروانه در اوایل اردیبهشت، اوج پرواز نسل اول در اواسط تا اواخر اردیبهشت، اوج پرواز نسل دوم در اواسط تیر و بالاخره اوج پراز نسل سوم در اواخر مرداد تا اوایل شهریور می‌باشد. بیشترین خسارت مربوط به نسل سوم آفت است. بهترین زمان مبارزه بر علیه آفت یک هفته تا ده روز بعد از تشکیل اوج بروز نسل دوم می‌باشد. دوره جنینی 8 تا 10 روز، دوره لاروی 17 تا 18 روز و چهار سن لاروی دارد. دوره شفیرگی 7 تا 8 روز و دوره نشو و نما برای یک نسل 32 تا 36 روز طول می‌کشد. این آفت در اطراف تهران سه نسل در سال دارد. زمستان را به صورت شفیره در پیله سفید ابریشمی زیر پوست ساقه مو و در زیر برگهای ریخته شده موستان می‌گذراند. ماده‌ها تخمهای خود را به صورت انفرادی روی بند خوشه‌ها و حبه‌ها قرار می‌دهند.

کنترل

1) انتخاب انواع موهایی که خوشه متراکم ندارند.

2) احداث باغ به صورت ردیفی و در روی داربست موازی، چون کرم خوشه خوار انگور اغلب به موستانهایی که فاقد داربست بوده و موها به شکل گسترده روی زمین یا پشته‌ها باشند، حمله می‌نماید.

3) هرس هر ساله مو برای جلوگیری از تجمع شاخه‌های اضافی، سوزاندن علف‌های هرز و برگهای خشک در پاییز، شخم عمیق و استفاده از یخ آب زمستانه برای از بین بردن شفیره‌های زمستان گذران

کنترل شیمیایی

نوبت اول سمپاشی در مرحله غنچه و قبل از باز شدن گلها. نوبت دوم زمان غوره و نوبت سوم در شروع آبدار شدن میوه

1) دیازینون WP40% و 1.5 درهزار

2) زولون EC35% ،، ،، ،،

3) تری کلروفن sp80% و 1.5 در هزار (دیپترکس)

4) دیازینون EC60% ،، ،، ،،

5) اتیون EC47% ،، ،، ،،


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه یازدهم مهر 1387 توسط سعید

کرم سرخ پنبه Pectinophora gossypiella

(Lep: Gelechiidae

Pink cotton boll worm

معرفی آفت

این حشره اولین بار از هندوستان گزارش گردیده و در سایر کشورهای همجوار مانند پاکستان و افغانستان انتشار دارد. این آفت در نواحی جنوبی کشور (سیستان و بلوچستان) احتمالاً وجود دارد ولی گزارش دقیقی از آن در دسترس نیست.

زیست شناسی

زمستان را به صورت لارو سن آخر در داخل بذر به صورت دیاپوز بسر می برد. برخی اوقات زمستان را در زیر خاک می گذراند. گاهی اوقات لارو تا 2.5 سال در داخل بذر به صورت وقفه بسر می برد. در شرایط مساعد به شفیره و حشره کامل تبدیل می شود. انتشار این آفت بیشتر از طریق حمل بذرهای پنبه از کشوری به کشور دیگر صورت می گیرد. حشره ماده پس از جفت گیری تخمهای خود را به صورت دسته ای یا منفرد روی گیاهان خانوادة پنیرکیان Malva Ceae و مخصوصاً‌ روی قوزه جوان قرار می دهد. 6-4 روز بعد لاروهای جوان بیرون آمده و از رگبرگها و قسمتهای داخلی قوزه و مغز پنبه دانه تغذیه می کنند. سه الی چهار هفته بعد رشد لارو کامل شده و مجدداً تبدیل به شفیره و پروانه می گردد. ممکن است تا چندین نسل در سال داشته باشد.


کنترل

رعایت موارد قرنطینه ای و اقدامات جدی برای جلوگیری از ورود بذر پنبه از کشورهای آلوده.


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه دهم مهر 1387 توسط سعید

کرم غوزه پنبه Heliothis armigera

آفتی است خطرناک که خسارت شدید آن از پنبه کا ریهای استان های شمال و مرکز ایران گزارش شده است .این حشره میزبانهای متعدد از جمله پنبه ، کنجد ، توتون ، کنف ، نخود ، گوجه فرنگی ، ذرت و گل آفتاب گردان و لوبیا دارد. خسارت این آفت در مزارع پنبه گرگان و گنبد و مازندران به طور متوسط 25 % کلیه محصول و در مزارع نخود ممکن است بیشتر از نصف محصول باشد . در سالهای اخیر این آفت به میوه های گوجه فرنگی خسارت قابل توجه وارد می سازد .


مشخصات ظاهری

عرض بدن حشره با بالهای باز 25 – 30 میلی متر است. بالهای جلوئی قهوه ای متمایل به خاکستری روشن با نوار های نا منظم تیره می باشد. بعلاوه لکه های تیره رنگ در انتهای بال دیده می شود . بالهای عقبی سفید ، با نوارها و لکه های تیره دیده می شود. لاروها در حداکثر رشد 30 – 32 میلی متر طول دارند . رنگ آنها متغیر ، عموما سبز با خطوط تیره و روشن در طول بدن می باشد . تخم ها نیم کروی، غالبا مجتمع و به رنگ زرد روشن است.



مبارزه

شخم زمستانه در ازبین بردن شفیره های این آفت بسیار مفید است و مناسب ترین زمان سم پاشی هنگام ظهور لاروهای سن یک با سمومی نظیر اندرین، سوین و یا سوپر اسید می باشد.

اخیرا استفاده از زنبور تریکوگراما در مبارزه بیولوژیک با این آفت نتایج امید بخشی داده است.


نوشته شده در تاريخ سه شنبه نهم مهر 1387 توسط سعید

کرم گرده خوار خرما (شب پره بزرگ خرما greater date moth)

Arenipses sabella

(Lep: Pyralidae)

لاروهای این آفت به گلها و خوشه‌های گل دنده نر و ماده خرما حمله می‌کنند و گاهی نیز میوه‌های جوان را مورد حمله قرار می‌دهند. در سالهای طغیانی این آفت گاهی تا 70 درصد محصول را از بین می‌برد. این آفت در نسل اول ابتدا به غلاف و برگچه‌های خرما صدمه می‌زند. پس از آن که غلاف باز شد و گلها ظاهر شدند لاروها به گلهای نر و ماده خسارت وارد می‌کنند و میوه‌های تازه تشکیل شده را می‌خورند. به علاوه در شرایط آب و هوایی گرم و مرطوب نواحی جنوبی کشور، قارچها و باکتریها از محل زخم‌های حاصله توسط لارو وارد خوشه و داخل میوه می‌شوند و باعث فساد آنها می‌گردند.


زیست‌شناسی

زمستان را به صورت لارو کامل در داخل دمبرگ و بند خوشه‌ها در داخل پیله می‌گذارند. در شرایط خوزستان حشرات کامل در بهار در حدود اواسط اسفندماه ظاهر می‌شوند. این زمان مصادف با ظهور خوشه‌های گل نر و ماده است ولی غلافها هنوز شکفته نشده است. پروانه‌ها پس از جفت‌گیری در انتهای غلاف‌ها و یا روی برگچه‌های خرما تخمریزی می‌کنند. این تخم‌ها به فاصله ده روز باز می‌شوند. لاروهای سن اول پس از خروج از تخم به غلافهای باز نشده حمله می‌کنند. دوره لاروی جمعاً حدود یک ماه است. پس از آن، لاروها در محل انشعاب خوشه‌ها در داخل لیف تبدیل به شفیره می‌شوند. مدت شفیرگی در بهار حدود 10 روز و حشرات کامل نسل دوم حدود اواخر اردیبهشت ماه ظاهر می‌شوند. لاروهای نسل دوم به میوه خرما حمله می‌کنند. گاهی داخل دم خوشه‌ها شده و با تغذیه از قسمت‌های میانی دم خوشه‌ها باعث شکستگی آنها می‌شوند، این خوشه‌ها در نر باد شکسته و به زمین می‌افتند.


کنترل شیمیایی

سمپاشی هوایی توصیه نمی شود.

1) مالاتیون EC57% و 3- 2.5 لیتر در هکتار

2) دیازینون EC60% و 2- 1.5 لیتر ،، ،،

3) پیریمیفوس متیل(اکتیلیک) EC50% و 2لیتر در هکتار


نوشته شده در تاريخ دوشنبه هشتم مهر 1387 توسط سعید

کرم میوه‌خوار خرما

شب پره کوچک (سرخه یا خمیره Lesser date moth )

Batrachedra amydraula

(Lep: Cosmoptrigidae)

زیست‌شناسی

زمستان را به صورت لاروهای کامل درون پیله‌های سفیدرنگ در لای درزهای موجود روی درخت خرما می‌گذراند. حشرات کامل در اول بهار مصادف با باز شدن غلاف گلها ظاهر می‌شوند و اولین تخمریزی خود را روی گلها انجام می‌دهند. لاروها در این نسل به اندامهای گل صدمه می‌زنند. حشرات کامل نسل دوم اواسط خردادماه ظاهر می‌شوند و روی دم میوه‌های جوان و برگچه‌ها تخم می‌گذارند. لاروهای این نسل بلافاصله از محل دم میوه وارد می‌شوند. فعالیت لاروها با تنیدن فراوان تارهای سفید همراه است که میوه‌ها و خوشه‌ها را به هم می‌چسبانند. میوه‌های آفت زده چروکیده و قهوه‌ای مایل به قرمز هستند (سرخه یا خمیره) و مقدار زیادی از آنها قبل از رسیدن می‌ریزند. نسل سوم این آفت در اواسط تیرماه ظاهر می‌گردد و لاروهای این نسل پس از بلوغ تولید پیله نموده و زمستان گذرانی می‌نمایند.


کنترل

1) بیولوژیک:

زنبور پارازیتوئید لارو Habrobracon hebetor (Hym.: Braconidae)

2) مبارزه مکانیکی

در استان سیستان و بلوچستان اهالی برای جلوگیری از آلودگی میوه‌خوار، چند روز پس از تلقیح، بوسیله الیاف حصیری خوشه‌های خرما را می‌پوشانند و پس از 30 تا 45 روز باز می‌کنند. در این مدت حشره بالغ نمی‌تواند روی خوشه و دانه‌های خرما تخمریزی نماید و در نتیجه میوه‌های خرما از ریزش و آسیب محفوظ می‌مانند.

3) کنترل شیمیایی:

سمپاشی در اوایل تشکیل میوه صورت می گیرد. سمپاشی هوایی توصیه نمی شود.

1) مالاتیون EC57% و 3- 2.5 لیتر در هکتار

2) دیازینون EC60% و 2- 1.5 لیتر ،، ،،

3) پیریمیفوس متیل(اکتیلیک) EC50% و 2لیتر در هکتار


نوشته شده در تاريخ یکشنبه هفتم مهر 1387 توسط سعید

کرم‌های شاخدار مو

Theretra alecta

Pergesa elpenor

Celerio lineata

(Lep: Sphingidae

اطلاق کلمه شاخدار به این آفت به علت وجود زائده کم و بیش بلندیست که نزدیک به انتهای شکم لاروها در سطح پشتی دیده می‌شود و به نظر می‌رسد که نوعی وسیله دفاع باشد.

گونه اول پروانه نسبتاً بزرگ به رنگ آجری تیره بوده دارای بالهای پهن با نوارهای رنگین است. گونه دوم حدود 70 میلیمتر، زیتونی رنگ بوده و روی بالهای جلویی دو خط مورب تیره در نیمه انتهای بال دیده می‌شود. در بالهای عقبی یک نوار پهن سیاه در قاعده دیده می‌شود. در روی شکم سه نوار تیره دیده می‌شود که یکی در وسط و دو تای دیگر در طرفین قرار دارند. گونه سوم با بالهای باز حدد 60 میلیمتر، رنگ بالهای جلویی سبز مایل به بلوطی با نوارهای سفید مواج و طولی است. روی بندهای اولیه شکم نوارهای عرضی متناوب تیره روشن قرار دارد که در مجموع منظره شطرنجی به پشت شکم می‌دهد.


زیست‌شناسی


هر سه گونه زمستان را به صورت شفیره‌های لخت در پناهگاهها و یا زیر خاک به سر می‌برند. در بهار با گرم شدن هوا حشرات کامل ظاهر می‌شوند. حشرات کامل غروب پروازند و قبل از تخمریزی مدت قابل توجهی باید تغذیه کنند. حشرات ماه تخمهای خود را به طور انفرادی در زیر برگها قرا رمی‌دهند. تعداد تخم هر حشره ماده حدود 50 تا 100 ذکر شده است. این تخم به فاصله 10 تا 15 روز باز می‌شوند. لاروها پس از خروج از تخم از پارانشیم برگ شروع به تغذیه می‌کنند. لاروها در سنین بالا تغذیه شدید دارند و بیشتر در شب‌ها فعالیت می‌کنند. وجود این حشرات به علت فضولات فراوانی که زیر بوته‌های مو ریخته شده و نیز از روی برگهای خورده شده مشخص می‌شود.

این حشرات در شرایط آب و هوایی مختلف تا سه نسل ایجاد می‌کنند ولی به علت اندام درشت، جمعیت این حشرات به خوبی تحت کنترل قرار دارد.





نوشته شده در تاريخ شنبه ششم مهر 1387 توسط سعید

کنه تارتن انجیر

Eotetranychus hirsti

(Acari: Tetranychidae)

وجود کنه انجیر برای اولین بار در ایران در سال 1365 بوسیله دکتر دانشور روی انجیر از ورامین و گرمسار گزارش گردید. رنگ عمومی کنه، زرد روشن و در اواخر فصل به رنگ نارنجی در می‌آید. ماده بیضی شکل و نرها کشیده و کوچکتر از ماده و تخمها به رنگ روشن و کروی می‌باشد.


کنترل

رعایت اصول به زراعی و از بین بردن علف‌های هرز

بنزوکسی میت(سیترازون) EC20% و 1 درهزار

پروپارژیت(اومایت) EC57% ،، ،، ،،

بروموپروپیلات(نئورون) EC25% ،، ،، ،،

فن پیروکسی میت(ارتوس) sc5% و 5/. در هزار


نوشته شده در تاريخ شنبه ششم مهر 1387 توسط سعید

کنه دو نقطه‌ای یا کنه تار عنکبوتی (Two spotted mite)

Tetranychus urticae

(Acari: Tetranychidae)

بسیار پلی فاژ بوده و بیش از 150 گونه گیاه مانند سیب، گلابی، گوجه، گیلاس، هلو، بادام، گل سرخ، توت فرنگی، لوبیا، باقلا، شبدر، یونجه، پنبه، گیاهان زینتی، گیاهان خانواده کدوئیان، لیپائیان، بادمجانیان و غیرو را مورد حمله قرار می‌دهد. این کنه با تنیدن تار سطح برگ‌های میزبان را همراه با قشری مانند گرد و خاک می‌پوشاند. در کشت‌های زیر پلاستیک و گلخانه‌ها این تارها روی گیاهان زیاد دیده می‌شود. علائم خسارت به صورت لکه‌های خاکستری یا زرد در متن سبز برگها مشاهده می‌شود. گاهی برگها در اثر از دست دادن شیره گیاهی حول دمبرگ اصلی خمیده می‌شوند.

زیست‌شناسی

این کنه زمستان را به حالت ماده بالغ بارور در زیر پوست درختان میوه، بوته‌ها و گاهی داخل خاک، زیر کاه و کلش و برگهای افتاده به حالت دیاپوز می‌گذراند. کنه‌های زمستانی رنگ قرمز آجری دارند. در اوایل بهار رو علف‌های هرز تخمریزی می‌کنند و سپس گیاهان زراعی، زینتی و درختان میوه را مورد حمله قرار می‌دهند. هر کنه ماده 40 تا 80 عدد تخم می‌گذارد. تخمها بسته به درجه حرارت پس از 12 تا 15 روز تفریخ می‌شوند و پوره‌های کنه خرج می‌شوند و پس از سه نوبت پوست عوض کردن کامل می‌گردند. دوره زندگی یک نسل کامل کنه 15 تا 22 روز طول می‌کشد. چندین نسل در سال دارد.


کنترل

1) رعایت اصول به زراعی و از بین بردن علف‌های هرز

2) بنزوکسی میت(سیترازون) EC20% و 1 درهزار

3) پروپارژیت(اومایت) EC57% ،، ،، ،،

4) بروموپروپیلات(نئورون) EC25% ،، ،، ،،

5) فن پیروکسی میت(ارتوس) sc5% و 5/. در هزار


نوشته شده در تاريخ جمعه پنجم مهر 1387 توسط سعید

کنه دو نقطه ای کنه تار عنکبوتی پنبه Two spotted mite

Tetranychus urticae

(Acari: Tetranychidae)

معرفی آفت

این کنه بسیار پلی فاژ بوده و بیش از 150 گونه گیاه مانند لوبیا، باقیا، شبدر، یونجه، پنبه، گیاهان زینتی، گیاهان خانوادة Cucurbitaceae، Cruciferae، Solanaceae و یره را مورد حمله قرار می دهد. این کنه با تنیدن تار سطح برگهای میزبان را همراه با قشری مانند گرد و خاک می پوشاند. مخصوصاً در کشت های زیر پلاستیک و گلخانه ای گیاهان جالیزی این تارها روی گیاهان،‌ زیاد دیده می شود. علایم خسارت این کنه ممکن است به صورت لکه های خاکستری یا زرد، در متن سبز برگها مشاهده شود. گاهی برگها در اثر از دست دادن شیره گیاهی حول دمبرگ اصلی خمیده می شوند.

زیست شناسی

این کنه زمستان را به صورت ماده بالغ بارور در زیر پوست درختان میوه، بوته ها و گاهی داخل خاک، زیر کاه و کلش و برگهای افتاده به حالت دیاپوز می گذارند. کنه های زمستانی قرمز آجری هستند. در اوایل بهار روی علفهای هرز تخمریزی می کنند. سپس گیاهان زراعی، زینتی و سبزی و جالیزی را مورد حمله قرار می دهند. هر کنه ماده 80-40 عدد تخم می گذارد. تخمها بسته به درجه حرارت پس از 15-12 روز تفریخ شده و پوره های کنه خارج می شوند و پس از سه نوبت پوست عوض کردن کامل می گردند. دورة زندگی یک نسل کامل کنه 22-15 روز طول می کشد و چندین نسل در سال دارد. سیکل زندگی آن مشابه سایر کنه های Tetranychidae می باشد.


کنترل

1) رعایت اصول به زراعی و از بین بردن علفهای هرز.

2) پروپارژیت(اومایت) EC57% و1.5 لیتر درهکتار

3) تترادیفون(تدیون) EC 7.52% و4لیتر

4) آمیتراز(مایتاک) EC20% و3لیتر

5) فن پروپاترین EC10% و1لیتر


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه چهارم مهر 1387 توسط سعید

لیسه میوه

Yponomeuta padellus

(Lep.: Yponomeutidae)

درختان مورد حمله این لیسه شامل سیب، گوجه، زردآلو، قیسی، زالزالک، گلابی، ازگیل، به، آلو، بادام و برخی درختان غیر مثمر می‌باشد. تعداد خالهای لیسه سیب 25 تا 26 عدد ولی در لیسه میوه 30 عدد است که در 3 ردیف طولی قرار گرفته‌اند. طرز زندگی و طرز خسارت آن شبیه لیسه سیب می‌باشد ولی اختلافات عمده که در زندگی ان دیده می‌شود به شرح زیر است:

1) پروانه لیسه میوه زودتر از لیسه سیب شروع به پرواز می‌کند.

2) در لیسه میوه، لاروها از زیر پولک زمستانه که بیرون آمدند به صورت مینوز داخل بافت پارانشیم برگ نمی‌شوند، بلکه در روی برگهای جوان پراکنده شده، مشغول بستن تار و تغذیه می‌گردند.

3) لاروهای لیسه میوه تک تک در قسمت‌های مختلف درخت به خصوص بین برگها در پیله سفیدرنگ به شفیره تبدیل می‌شوند و پیله‌ها برخلاف لیسه سیب به طور متراکم در نزدیکی هم قرار ندارد (مبارزه مانند لیسه سیب می‌باشد).


کنترل شیمیایی

1) مالاتیون EC57% و 2در هزار

2) آزینفوس متیل(گوزاتیون) EC20% و 2درهزار

زمان مبارزه

پس از متورم شدن جوانه ها و درست قبل از باز شدن گلها


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه سوم مهر 1387 توسط سعید

مگس انجیر

Carpolonchea aristella

(Dip.: Lonchaeidae)

لارو این مگس از گوشت میوه تغذیه نموده و دالانهایی در گوشت و پوست ایجاد می‌کند و میوه‌های آلوده اغلب دچار ریزش می‌شوند. این آفت زمستان را به صورت شفیره (پوپاریم) در اعماق 5 تا 10 سانتیمتری خاک طی می‌کند. 4 نسل در سال دارد. این افت در انجیرکاری‌های دیم بندرت دیده می‌شود.

کنترل

یکی از بهترین راههای مبارزه با این آفت مبارزه مکانیکی از طریق جمع‌آوری میوه‌های آلوده ریخته شده پای درخت و سوزاندن آنها وهمچنین شخم زدن پای درختان در زمستان می‌باشد.

درصورت نیاز به سمپاشی:

پرمترین(آمبوش) EC25% 0.8 در هزار


نوشته شده در تاريخ سه شنبه دوم مهر 1387 توسط سعید

مگس سفید یا عسلک پنبه White flies

Bemisia tabaci

(Hom: Aleyrodiadae)

معرفی آفت

Aleyrodiadae در لاتین به معنای آرد مانند می باشد. از نظر میزبان دامنه وسیعی از گیاهان زراعی، باغی، علفهای هرز و گیاهان زینتی را مورد حمله قرار می دهد. در دنیا اینحشره از روی 507 میزبان گیاهی که به 74 خانواده تعلق دارند گزارش گردیده است. بیشترین تعداد میزبانها به ترتیب در خانوادة Leguminoseae، Compositae، Malvaceae، Solanaceae، Euphorbiaceae قرار دارد. در بین گیاهان زراعی، پنبه، گوجه فرنگی، کنجد، کنف، آفتابگردان اهمیت بیشتری دارد.

زیست شناسی

زمستان را به صورت مراحل مختلف رشدی از تخم،‌ پوره تا حشره کامل می گذراند. طول دوران رشد بستگی به درجه حرارت محیط دارد. طول یک نسل در حدود 15 روز طول می کشد و ممکن است تا 15 نسل در سال داشته باشد. پوره ها و حشرات کامل این آفت قطعات دهانی خود را در بافتهای زیر برگ فرو برده و از شیره گیاهی تغذیه می کنند و بطور مستقیم و غیر مستقیم موجب زیان اقتصادی می گردند. خسارت مستقیم آنها از طریق تغذیه از شیره گیاهی و ضعف شدید بوته ها و همچنین آلوده کردن برگها و سایر اندامهای گیاهی با عسلک و رشد قارچ دوده و جلوگیری از عمل فتوسنتز می باشد و خسارت غیر مستقیم آن انتقال بیش از 19 بیماری ویروسی بر روی 50 گونه میزبان است که توسط حشره کامل صورت می گیرد.


کنترل

1) دشمنان طبیعی

الف) زنبور پارازتیوئید:

 (Hym.: Aphelinidae)

Eretmocerus mundus

Encarsia formusa

Encarsia lutea

ب) شکارچی ها:

Chrysopa Carnea (Neu.: Chrysopidae)

Clitostethus arcuatus (col.: Coccinellidae) **اختصاصاً روی مگس سفید

Coccinella septempunctata

Exochomus nigripennis

Hippodamia Variegata

2) از بین بردن بقایای مزارع پنبه و سوزانیدن آنها بلافاصله بعد از برداشت محصول.

3) دور کاشتن زراعت پنبه از جالیز یا آفتابگردان و رعایت فاصله کافی.

4) تبدیل روشهای کرتی به خطی.

5) کاشت واریته های مقاوم.

6) از بین بردن علفهای هرز.

7) در صورت امکان در اواخر فصل کاشت کود اوره به زمین ندهیم.

کنترل شیمیایی

1) پیریمیفوس متیل(اکتلیک) EC50% و1.5لیتر

2) آمیتراز(مایتاوک)EC20% و 3لیتر

3) پیری پروکسی فن(آدمیرال) EC10% و0.75لیتر

4) بوپروفزین(آپلاود)و 1.25 SC40% لیتر

 
نوشته شده در تاريخ دوشنبه یکم مهر 1387 توسط سعید

مگس میوه Natal fruit fly Ceratitis rosa(Karsh) Diptera:Teph

اهمیت اقتصادی

این مگس بسیار پلی فاژ باعث خسارت به دامنه وسیعی از میوه های خانواده های مختلف می شود. این آفت در بسیاری از مناطق که همراه مگس مدیترانه ای بوده جانشین آن شده است.

اهمیت قرنطینه ای

این مگس علاوه بر حضور در لیست آفات و بیماریهای قرنطینه خارجی ایران در لیست آفات و بیماریهای قرنطینه خارجی EPPO به عنوان یک مگس میوه غیر اروپایی وجود دارد.و همچنین در لیست های JUNAC و OIRSA به عنوان آفت قرنطینه ای محسوب می شود. این آفت مانند مگس میوه شرقی می تواند در مناطق جنوبی EPPO مستقر شود و ممکن است به مناطق گرمسیری محدود شود که می تواند خطر مستقیم ایجاد کند. در بررسی های اخیر در مورد خطر گونه های Ceratitis sp. برای EPPO این مگس تنها آفت مهم دامنه وسیعی از درختان میوه است. برای کشورهای اروپایی در صورت وجود این مگس وضع قوانین سختگیرانه قرنطینه ای در مورد صادرات میوه لازم است .

میزبانها

این آفت بسیار پلی فاژ بوده و به درختان میوه: سیب، زردآلو، آووکادو، مرکبات، نانگی، گواوا، انجیر، انگور، لیچی، انبه، پاپایا، هلو، گلابی، آلو، به، و گوجه فرنگی حمله می کند.

لیست میزبانها

Citrus, Coffea (coffee), Averrhoa carambola (carambola), Capsicum frutescens (chilli), Carica papaya (papaw), Citrus aurantium (sour orange), Citrus reticulata (mandarin), Citrus sinensis (navel orange), Coffea arabica (coffee (arabica)), Cydonia oblonga (quince), Eugenia uniflora (surinam cherry), Ficus carica (fig), Garcinia mangostana (mangosteen), Lycopersicon esculentum (tomato), Malus pumila (apple), Manilkara zapota (sapodilla), Prunus armeniaca (apricot), Prunus domestica (damson), Psidium littorale (strawberry guava), Pyrus communis (European pear), Syzygium aqueum (watery rose-apple), Syzygium cumini (black plum), Syzygium jambos (rose apple), Syzygium malaccense (malay-apple), Terminalia catappa (Singapore almond), Theobroma cacao (cocoa), Ziziphus jujuba (common jujube), Psidium guajava (guava), Annona reticulata (bullock's heart), Eriobotrya japonica (loquat), Mangifera indica (mango), Persea americana (avocado), Prunus persica (peach), Vitis vinifera (grapevine), Carissa macrocarpa, Litchi chinensis (lichi).

مناطق انتشار

این آفت از ناحیه EPPO و اروپا گزارش نشده است.

آفریقا: آنگولا، اتیوپی، کنیا، مالاوی، مالی، موریتیوس، موزامبیک، نیجریه، رونیون، روآندا، آفرقای جنوبی، سوازیلند، تانزانیا، اوگاندا، زئیر، زامبیا و زیمباوه

مناطق انتشار Ceratitis rosa

علائم خسارت

محل تخمگذاری به صورت نقاطی روی میوه های مورد حمله مشاهده می شود.

شکل شناسی

این آفت مانند سایر گونه های Ceratitis sp. دارای بالهای نوار دار و سپرچه متورم است که دارای نقوش زرد و سیاه است. وجود نقش و خال خاکستری در قاعده سلولهای بال گونه هایCeratitis sp. را از سایر گونه های خانواده Tephritidae جدا می سازد.

بالغین

رنگ: نوارهای بال و رنگ عمومی بدن قهوه ای ، نوار Costal از زیر انتهای رگبال R1شروع شده و از رگبال عرضی Discal توسط ناحیه ای شفاف در انتهای R1 جدا می شود. قسمت نوک رگبال M توسط ناحیه Infuscate قطع نمی شود.

سر: جفت موی Orbital جلویی به هیچ وجه تغییر نیافته است.

سینه: سپر دارای نقوش سیاه و زرد با نوارها یا نواحی زرد رنگ که به حاشیه می رسند و هر موی نوک سپرچه ای((apical scutellar در قاعده یا چسبیده به نوارهای زرذ است. ران پای میانی در نرها بدون موی ستبر شکمی ، ساق پای میانی دارای ردیفهایی از موهای ستبر در نیمه انتهایی لبه های جلویی و عقبی است که سیمایی پر مانند به آن می دهد. طول بالها 6-4 میلیمتر است. نرهای بیشتر گونه های زیر جنس Pterandrus دارای ردیفهای از موهای ستبر روی لبه های عقبی و جلویی ساق پای میانی داشته و سیمایی پر مانند به آن می دهد. C.rosa از بیشتر افراد این زیر جنس بواسطه این خصوصیت و نداشتن موی ستبر روی سطح زیرین ران پای میانی قابل تشخیص است. نرهای زیر جنس Ceratitisهمچنین بدون پیوست های قاشقی در سر می باشد. متاسفانه روش ساده ای برای تشخیص ماده ها به جز گونه های Pterandrus-که دارای نوارهای بال و بدن عموما قهوه ای رنگ که در مقایسه با لکه های زرد رنگ C.capitataاست- وجود ندارد.


نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و سوم شهریور 1387 توسط سعید

لکه گرد برگ چغندر Beet Cercospora leaf spot

در ایران بیماری مزبور ابتدا توسط اسفندیاری در سال 1326 جمع آوری شده است و مناطق انتشار آن عبارتند از : اردبیل، بندرعباس ، خوزستان ، بجنورد ، سواحل خزر ، کازرون ، خوی و ارومیه .

نشانه‌های بیماری

بارزترین نشانه بیماری لکه برگی چغندر قند ، چنانچه از نام آن پیدا است ، لکه‌های گرد کوچکی به قطر 2 تا 5 میلیمتر و با حاشیه قرمز متمایل به قهوه‌ای می‌باشند که بر روی برگ ظاهر می‌شوند . لکه‌های مزبور ابتدا پراکنده و جدا از هم بوده ولی به تدریج بر حسب شدت و سرعت پیشرفت بیماری به هم متصل شده و تمام سطح برگ را فرا می‌گیرد . رنگ لکه‌ها بستگی به شرایط جوی بخصوص رطوبت هوا دارد در هوای مرطوب لکه‌ها به رنگ خاکستری و درهوای خشک به رنگ قهوه‌ای مایل به خاکستری یا حنائی می‌باشند بیماری بیشتر برگهای خارجی بوته را مورد حمله قرار می‌دهد.

برگهای بیمار به تدریج خشک شده ، از بین می‌روند طوقه گیاه بیمار رشد طولی کرده لکه‌ها علاوه بر برگ روی دمبرگ نیز تشکیل شده و تا حدی دمبرگ طویل می‌گردد بافت لکه‌های روی برگ سرانجام مرده و خشک می‌شود ومی‌افتد و برگ حالت غربالی پیدا می‌کند در انتهای فوقانی طوقه برگهای جوانی به وجود می‌آیند که منظره‌ای تقریباً به شکل میوه آناناس به آن می‌دهند و از این نظر بیماری شناسان کشورهای انگلیسی زبان بیماری مزبور را بیماری آناناس (Pine- apple disease ) می‌نامند . اسپورهای قارچ عامل بیماری به صورت توده‌های خاکستری رنگ در سطح لکه‌های روی برگ حاصل می‌گردد که بسهولت قابل رؤیت می‌باشد.

عامل بیماری لکه گرد برگ چغندر قارچی به نام Cercospora beticola. می‌باشد .

قارچ عامل بیماری ممکن است به وسیله بذر آلوده از سالی به سال دیگر منتقل گردد ولی به طور کلی قارچ مزبور روی بقایای گیاهی آلوده در خاک به صورت سختینه یا کنیدی زمستان گذرانی می‌نماید از طرف دیگر علف‌های هرز برای این قارچ ممکن است کانون آلودگی اولیه در بهار باشند .


کنترل

1- روشهای زراعی از قبیل جمع آوری و انهدام بقایای بوته‌های آلوده ، برقراری تناوب زراعی حداقل برای مدت 3 سال وجین و دفع علف‌های هرز و دادن کودی که دارای عناصر Na , B, K , P , N کافی باشد ، در کنترل بیماری مؤثر است.

2- ضد عفونی بذر با سموم کاپتان (Captan ) و تیرام ( Thiram ) نیز در کنترل بیماری مؤثر است.

3- بنومیل wp50% یک تا یک و نیم کیلوگرم در هکتار

4- سایپروکونازول(آلتو) SL10% و 1لیتر در هکتار

5- کاربندازیم wp60% نیم کیلوگرم در هکتار


نوشته شده در تاريخ یکشنبه هفدهم شهریور 1387 توسط سعید

پوسیدگی مغزی ریشه چغندر

یکی از انواع پوسیدگیهای ریشه چغندر که در ایران نیز شیوع دارد پوسیدگی مغزی است که به انگلیسیBlack heart و یا Brown heart می‌گویند . این بیماری اولین بار در سال 1931 در آلمان در روی چغندر قند و در سال 1938 در روی چغندر لبوئی در آمریکا گزارش شد .

نشانه‌های بیماری

یکی از بارزترین نشانه‌های کمبود عنصر بر در چغندر فساد و پوسیدگی بافت مغزی ریشه ، مخصوصاً در محل طوقه و جایی که دمبرگ ها به ریشه متصل می شوند می باشند .

در مقطع ریشه ،کمبود بر علامت معروف به مغز قهوه ای را نشان می دهد .بسته به شدت کمبود این علامت ممکن است در چند لکه کوچک مجزا از هم تا یک سطح بزرگ آبدار ،یا حتی یک مرکز گود یا کمرنگ شدن داخلی آن فرق می‌کند .

برخی از انواع خاکها طبیعتاً دچار کمبود بر هستند و در عده‌ای دیگر عنصر بر به صورتی که برای ریشه قابل جذب نمی باشد وجود دارد .معمولا مقدار بسیار کمی از عنصر بر مورد احتیاج گیاه است ولی همین مقدار چنانچه در اختیار نباشد خسارت زیادی حاصل خوا هد شد. کمبود بر معمولا در خاکهای قلیایی و یا در خاکهایی که محتوی کلسیم زیاد هستند شیوع می یابد

کنترل

بیماری پوسیدگی مغزی چغندر را با استعمال کودهای محتوی بر میتوان بخوبی درمان نمود . براکس و اسیدبوریک از کودهایی هستند که می‌توان برای این منظور استفاده نمود .

برای مصرف می‌توان کود براکس را که پودر سفید رنگی است با کودهای شیمیایی قبل از کاشت بذر روی خاک پاشید و با دیسک آن را زیر خاک نمود و سپس اقدام به کشت کرد از طرفی براکس را می توان مخلوط با قارچ کشها در مزرعه محلولپاشی کرد .برای محلولپاشی در مزرعه مقدار 5 تا 10 کیلو گرم براکس را در 800 لیتر آب حل نموده و در سطح یک هکتار می پاشند و چنانچه بخواهند از طریق کود براکس را در اختیار گیاه بگذرند ، مقدار لازم در هر هکتار 5 الی 30 و بطور متوسط 20 کیلو گرم می باشد .


نوشته شده در تاريخ یکشنبه هفدهم شهریور 1387 توسط سعید

پوسیدگی ریشه چغندر Beet root rot

اولین بار در تیرماه 1343 این بیماری در منطقه اصفهان گزارش شده است .

نشانه‌ها

این پوسیدگی معمولاً پس از غده بستن ریشه چغندر و اغلب از اوایل تیرماه تا اواخر مردادماه در مزرعه ظاهر شده و به تدریج تا موقع برداشت محصول شیوع دارد و موجب پوسیدگی و مرگ کامل بوته می‌گردد . نشانه بیماری بدین ترتیب بوده که ابتدا پوسیدگی روی ریشه و در ناحیه طوقه گیاه ظاهر می‌شود پس از تاثیر عامل بیماری و پیشروی آن رنگ طبیعی ریشه به قهوه‌ای متمایل به سیاه می‌گراید و در نتیجه پوسیدگی از ناحیه طوقه شروع و به طور منظم و یا از یک طرف ریشه به انتهای غده پیشروی می‌نماید . گاهی نیز ممکن است پوسیدگی از سایر قسمتهای ریشه شروع شود و در نتیجه تغییر رنگ و فساد آوندهای ریشه و قطع جریان شیره گیاهی ابتدا برگهای خارجی و سپس برگهای داخلی آن پلاسیده و در سطح خاک قرار می‌گیرند برگهای جوان دیرتر از بین رفته و گاهی تا پس از پوسیدگی کامل ریشه هم روی بوته سرزنده هستند اغلب بر روی قسمتهای پوسیده ریشه چغندر و بالاخص نزدیک طوقه که تا حدی خشک است پوشش قارچ به رنگ صورتی و در قسمت مرطوب پاین ریشه به رنگ سفید مشاهده می‌گردد .

کنترل

آیش بندی زمین و برقراری تناوب زراعتی و کرتی نکاشتن زراعت در امر کنترل با این بیماری موثر می‌باشد


نوشته شده در تاريخ یکشنبه هفدهم شهریور 1387 توسط سعید

پوسیدگی باکتریائی ریشه چغندر قند Beet bacterial root rot

در ایران پوسیدگی باکتریایی ریشه چغندر قند در سال 1346 توسط زالپور از مزارع ممسنی شیراز جمع آوری گردیده است ، این باکتری به وسیله امانی از نسوج بیمار جدا و مشخص شده است .

علائم:

باکتری عامل بیمار‌ی به بافت آوندی دمبرگ و ریشه ها حمله می‌کند و سبب پوسیدگی شدید می‌شود . بافت آوندی ریشه‌ها نکروز می‌گردد و نواحی اطراف آنها در مجاور هوابه رنگ صورتی در می‌آید برای نفوذ باکتری به داخل ریشه صدمه ریشه‌ها ضروری است و دمای 25 تا 30 درجه سانتیگراد برای گسترش سریع بیماری لازم است.

بارزترین نشانه بیماری پوسیدگی باکتریائی ریشه چغندر این است که ریشه از قسمت انتهای تحتانی شروع به پوسیدن و سیاه شدن می‌کند . پوسیدگی بتدریج توسعه یافته ، تمام بافتهای ریشه چغندر را فرا می‌گیرد و موجب فساد آنها می‌گردد .

جنس Pectobacterium دارای سلولهای کشیده و به صورت منفرد یا مجتمع و زنجیری بوده و هر باکتری واجد 2 تا 6 تاژک است . باکتری مزبور فاقد کپسول و اسپور و ازنوع گرم منفی می‌باشد . اما در آمریکا گونه Pectobaterium carotovorum را عامل مولد بیماری می‌دانند .

کنترل :

رعایت بهداشت زراعی ، خطی کاشتن چغندر، آبیاری نشتی و اجرای تناوب زراعی حداقل 2 تا 3 سال در کنترل بیماری توصیه می‌شود.


نوشته شده در تاريخ یکشنبه هفدهم شهریور 1387 توسط سعید

سوسک شاخک بلند قرمز پسته (Calchaenesthes pistacivora (Col.: Cerambycidae

مرفولوژی

طول بدن حشره کامل حد.د 13- 10 میلیمتر است. رنگ بدن قرمز مایل به نارنجی و دارای لکه‏های تیره بر روی بالپوش و پیش گرده می‏باشد. بر روی بالپوش دو جفت لکه سیاه که یکی به شکل مربع مستطیل و دیگری گرد تا لوبیایی است وجود دارد. شاخک بلند و تا نزدیکی انتهای بدن می‏رسد. لارو به رنگ زرد مایل به نارنجی که حلقه‏های بدن برجسته و سر بزرگ تر از سایر بندهای بدن است.


بیولوژی:

این آفت در هر دو سال یک نسل دارد. تخمریزی بر روی شاخه های یکساله یا روی جای هرس و مکان پیوستن دمبرگ و جوانه به شاخه صورت می‏گیرد. لارو از داخل شاخه تغذیه می‏کند و سبب خشکیدگی شاخه می‏شود. زمستان به صورت لارو در انتهای دالان لاروی است.

اندازه ی اين عكس تغيير داده شده است. برای ديدن كامل عكس اينجا را كليك كنيد. اندازه ی عكس اصلی 661x588 و حجم آن 58KB است.

مبارزه

1) کود دهی و آبیاری مناسب

2) از بین بردن علف های هرز و هرس شاخه هاي آلوده و حذف پاجوش ها و تنه جوشها و سوزانيدن آنها

3) سمپاشی با دیازینون به نسبت 5/1 در هزار و اندوسولفان به نسبت 5/2 در هزار همراه با روغن ولک

4) آدميرال به نسبت 75/0 در هزار بعلاوه روغن ولك 5 در هزار بر روي مراحل تخم ولارو سن اول تأثير قابل قبولي دارد.


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387 توسط سعید

سرخرطومی پسته (Polydrosus davatchii Hoff. (Col.: Curculionidae

مرفولوژی

طول بدن حشره کامل 7- 5/5 میلیمتر است بدن به رنگ خاکستری روشن تا تیره با خط های موازی و نقش های ویژه رو بالپوش ها است. سر در این حشرات به خرطوم بلندی تبدیل شده و در انتهای آن قطعات دهانی قرار دارد. شاخک ها زانویی و 11 بندی و در انتها به ماسوی 3 بندی تبدیل می‏شود. لارو سفید رنگ و از نوع curculioniform می‏باشد.

بیولوژی

این آفت یک نسل در سال دارد و به صورت حشره کامل در پناهگاه های زمستانی و در خاک زمستان گذرانی می‏کند. حشرات ماده لا‏به‏لای جوانه‏ها تخم می‏گذارد. خسارت این آفت مربوط به تغذیه حشرات کامل در ابتدای بهار از جوانه‏های پسته است. این آفت در باغ ها تراکم بالایی ندارد.

مبارزه

- در صورت نیاز سمپاشی با اندوسولفان 2 در هزار یا ديازينون به نسبت 5/1 در هزار و آندوسولفان به نسبت 5/2 در هزار در مرحله تغذيه حشرات كامل از جوانه هاي پسته بر روي حشرات كامل


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387 توسط سعید

زنبور مغزخوار سياه پسته (Eurytoma plotnikovi (Hym Eurytomidae

مرفولوژی

طول بدن در حشره ماده بالغ 5/4-4 میلیمتر و طول بدن در حشره نر کمتر و در حدود 4 میلیمتر است.در ماده ها بدن به رنگ قهوه ای مایل به قرمز و پاها و بند اول و دوم شاخک به رنگ زرد تیره است. شاخک 10 مفصلی که مفصل اول نسبتاً بلند و مفصل دوم خمیده و قاعده آن باریک تر از قسمت انتهایی آن است و طول آن یک سوم طول مفصل اول است. شکم در ماده ها بیضی و در انتها نوک تیز است. لارو سفید و قوسی شکل که در روی آرواره های بالایی فقط 2 دندانه وجود دارد.

بیولوژی

زمستان را به صورت لارو كامل در داخل ميوه به سر مي‌برد. ميوه‌هاي آفت زده معمولاًروي درخت باقي مانده و در موقع برداشت محصول مانند ميوه‌هاي سالم به زميننمي‌ريزند. اين لاروها همزمان با رشد جوانه‌هاي پسته (اوایل بهار) تبديل به شفيره مي‌شوند و حشرات کامل مصادف یا تشکیل میوه ها به پرواز در می‏آیند.حشرات كامل براي خارج شدن از ميوه سوراخ دايره‌اي شكمي روي پوست تعبيه مي‌كنند. خروج حشرات كامل از اواسط ارديبهشت تا يك ماه بعد ادامه دارد. حشرات ماده با فروكردن تخمريز در داخل ميوه، زیر پوست آن فقط يك عدد تخم مي‌گذارند. هر حشره ماده 40 تا 70عدد تخم مي‌گذارد. لاروها بدون اين كه داخل مغز ميوه شوند از يك طرف آن رامي‌خورند. پسته‌هاي مبتلا كوچك و ضعيف مانده و پوست آنها چروك خورده و تيره رنگمي‌شوند. لاروها به همين صورت زمستان را پشت سر مي‌گذارند. بنابراين يك نسل در سالدارد.

مبارزه:

جمع آوری و از بین بردن میوه های آلوده ریخته شده روی زمین یا باقیمانده روی درخت


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387 توسط سعید

زنبور مغزخوار طلايي پسته (Megastigmus pistaciae Walker (Hym Torymidae

مرفولوژی

طول بدن در حشره ماده بین 5/5-3 میلیمتر متغیر است. بدن به رنگ زرد روشن طلایی با جلای فلزی است تخمریز سیاه و چشم ها نارنجی مایل به قرمز می باشد. در محل اتصال بال ها به بدن چند لکه سیاه و لکه های بزرگ غیر واضحی به رنگ دودی بر روی حلقه های شکم وجود دارد. شاخک در وسط پیشانی و نزدیک به هم قرار دارد.


بیولوژی

اين حشره زمستان را به صورت لارو كامل داخلميوه‌هاي خشكيده روي درخت به سر مي‌برد. اين لاروها در بهار تبديل به شفيرهمي‌شوند. حشرات كامل مصادف با تشكيل ميوه به پرواز درمي‌آيند. تخم‌گذاري شبيه به گونه قبلي است با اين تفاوت كه گاهي در هر ميوه دو تا تخم مي‌گذارند. لاروها پس از داخل شدن به زير پوست از لپه‌ها تغذيه مي‌كند و آندوكارپ را باقي مي‌گذارند در حالي كه لاروهاي گونه قبل از تمام قسمت‌هاي مغز حتي پوستة نازك روي آن نيز مي‌خورند. سپس لارو در داخل ميوه تبديل به شفيره مي‌شود و به فاصله يكهفته تا ده روز بعد از آن حشره كامل خارج مي‌گردد. سوراخ خروجي حشرات كامل نسلبهاره به دليل اين كه پوست خارجي ياPericarp تازه است با گونه قبلي و نسل بعدي اينآفات متفاوت است و كمي برآمدگي نشان مي‌دهد. حشرات كامل نسلبهاره اوايل تابستان ظاهر مي‌شوند و بلافاصله شروع به تخمريزي مي‌كنند. مانند حشراتكامل نسل زمستانه، اين حشرات نيز در داخل ميوه تخمريزي مي‌كنند و چون هنوز پوستداخلي سخت نشده مي‌توانند به مغز پوست راه پيدا كنند. این آفت دو نسل در سالدارد.

مبارزه

1) جمع آوری و از بین بردن میوه های آلوده ریخته شده روی زمین یا باقیمانده روی درخت

2) شخم عمیق سطح زیر باغ و زیر خاک کردن میوه های آلوده

3) مبارزه شیمیایی با سموم نفوذی به محض مشاهده اولین حشرات کامل در صورت صرفه اقتصادی


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387 توسط سعید

سوسك سرشاخه خوار پسته  Hylesinus vestitus Fachs(Col.: Scolytidae)

این آفت از زمان‍های قدیم در ایران وجود داشته است. طول بدن حشره کامل 3 تا 5/3 میلی‍متر و رنگ بدن آ ‌ن زرد مایل به خرمایی است .

خسارت :

حشرات کامل برای تغذیه به جوانه های که در محل اتصال دمبرگ به شاخه قرارگرفته اند حمله نموده ، آنها را سوراخ و دالان کوتاهی در وسط چوب ایجاد می‍ کنند. در نتیجه این جوانه ها که باید سال بعد به شاخه و میوه تبدیل شوند، از‍بین می ‍روند. لارو این سوسک زیر پوست شاخه‍ های خشک شده درختان پسته زندگی می کند و همراه با تغذیه خود دالان‍های ایجاد می ‍نمایند.

نکات زیر در رابطه با زندگی سوسک سرشاخه خوار پسته از اهمیت برخوردارند :

1) بهترین میزبان آفت جهت تخم ‍ریزی و ادامه نسل، چوب پسته تازه هرس شده است.

2) هر سوسک در طول زندگی خود غالباً از یک جوانه درخت تغذیه می‍ نماید.

3) عمده خسارت حشره در طول فصل‍های بهار و تابستان بوده که آن هم مربوط به تغذیه افراد بالغ از جوانه های پسته است.

4)  پس از مرحله فوق، حشرات بالغ از اوایل پاییز به بعد به منظور ادامه نسل از داخل دالان‍ها خارج شده و جهت تخم ‍ریزی به چوب‍های پسته تازه هرس شده و درختان خشک شده در همان سال هجوم می آورند. این عمل تا اواخر زمستان و گاهی تا فروردین ماه سال بعد ادامه پیدا می کند. اوج خروج حشرات بالغ برای تخم ریزی معمولاً در ماه‍های آخر پاییز و در طول زمستان است .

مبارزه :

بهترین روش مبارزه علیه این آفت، با جمع آوری و سوزانیدن چوب‍های خشک و تازه هرس شده می باشد و علاوه  بر این با تله گذاری در طول پاییز و زمستان با چوب‍های تازه هرس شده و سوزاندن آنها در اسفند ماهء می ‍توان با آفات مبارزه کرد. در صورت ضرورت مبارزه شیمیایی علیه سوسکها به توصیه کارشناسان عمل میگردد.


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387 توسط سعید

سوسك طوقه خوار پستهCapnodis cariosa hauseri (Col.: Buprestidae) 

مرفولوژی

طول بدن حشره کامل 40- 35 میلیمتر و رنگ عمومی بدن سیاه مات با پوششی از پولک‏های ظریف سفید رنگ می‏باشد که تراکم این پولک ها در پشت سینه اول زیاد است. در این قسمت دو لکه سیاه براق و تعدادی نقطه کوچک مشاهده می‏شود. لارو ها به رنگ زرد کمرنگ بوده دارای سر کوچک و سیاهرنگ که تقریباً در سینه اول فرو رفته است.

بیولوژی

گاهی يك نسل در دوسال طي مي‌شود. به دو صورت حشره كامل در پناهگاه هاي مختلف در زيرعلف‌هاي هرز، زير برگهاي خشكيده، داخل شكاف‌هاي سطحي زمين يا به صورت لارو در زيرپوست قسمت ‌هاي مختلف پايين درخت شامل ريشه، طوقه و قسمت‌هاي انتهايي تنه زمستانگذراني مي‌كند. لارو پس از خروج از تخم در داخل خاك به خوبي حركتمي‌كند و خود را به ريشه‌هاي اصلي و طوقه مي‌رساند. اين حركت به كمك موهاي فراواني كه در سطح بدن لارو سن اول است، انجام مي‌گيرد. لاروها به محض رسيدن به ريشه، بهزير پوست نفوذ كرده و در منطقه كامبيوم مستقر مي‌شوند. تغذيه لاروها عمدتاً از لايه زاينده و بافت پوست است و از استوانه مركزي فقط لايه نازكي مورد تغذيه قرارمي‌گيرد. در محل استقرار لاروها لايه‌اي از مواد آجري رنگ كه مخلوطي از بقاياي بافتگياه، فضولات و ترشحات ريشه است ديده مي‌شود. در اثر تغذيه لاروها جريان شيره گياهيقطع مي‌شود و به همان نسبت از رشد شاخه‌ها و باردهي درختان كاسته مي‌شود.

مبارزه

1) تقويت درخت و آبياري منظم

2) مبارزه شیمیایی با استفاده از اندوسولفان به نسبت 6 در هزار (ريختن 10 تا 15 ليتر از محلول سمي داخل تشتك در پاي طوقه درختان) برای از بين بردن تعدادي از لاروهاي آفت

3) خارجكردن لاورها از داخل كانال لاروي با مفتول سيمي


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387 توسط سعید

آفت خوشه خوار انگور

انگور يكي از محصولات مهم و با ارزش كشور است كه به صورت هاي تازه (مجلسي)كشمش و يا فرآورده هايي مثل شيره و آب انگور مورد استفاده قرار مي گيرد. توليد ساليانه اين محصول در ايران حدود دو ميليون تن است كه پس از سيب و مركبات در رتبه سوم قرار دارد.

بزرگترين آفتي كه اين محصول را تهديد مينمايد آفت خوشه خوار است كه تقريبا در كليه موارد موستانها  فعاليت دارد و در برخي از مناطق مانند آذربايجان غربي خسارت وارده توسط اين آفت بسيار چشم گير است . در سال هاي طغياني خسارت آن حدود 90 درصد بيان شده است . در بعضي از موارد اين آفت در داخل حبه هاي كشمش نيز ديده مي شود .

كه در اين مقاله سعي ب آن است كه مشخصات ظاهري آفت.طرز زندگي .علايم خسارت و نحوه مبارزه با آن به بياني ساده و روشن و در عين اختصار براي بهره برداران عزيز مورد بحث قرار ميگيرد

مشخصات آفت:

آفت خوشه خوار انگو لارو يا كرمينه اي است كه از تخم يك پروانه به وجود مي آيد.اندازه لاروها ييكه تازه از تخم خارج ميشود به حدود 2ميليمتر است .

رنگ اين لارو ها سفيد متمايل به خاكستري است . با تغذيه از جوانه هاي خوشه.غوره و حبه هاي انگور كم كم رشد كرده و در نهايت به حدود 1 سانتي متر مي رسد . در اين موقع رنگ آنها سبز يا خاكستري مايل به قرمز است .

لاروها پس از انكه به رشد كامل رسيدند تغيير شكل مي دهند و در محل تغذيه و يا در زير پوست و يا در سطح خاك در زير باقي مانده هاي گياهي در داخل توده سفيدي از تار به صورت شفيره در مي آيد . پس از مدتي پروانه ها ظاهر مي شوند . اندازه اين پروانه ها با بال هاي باز به حدود 1 سانتي متر مي رسد و روي بال هاي آن نوار پهن قهوه اي روشن به چشم مي خورد .

طرز زندگي :

همانطوري كه گفته شد آفت لاروي است كه از تخم يك پروانه به وجود ميايد . در فطل بهار هم زمان باز شدن جوانه ها پروانه هاي كوچكي با بال هاي داراي نوار هاي قهوه اي روشن ظاهر مي شود . تخم اين آفت ها به زحمت با چشم ديده مي شود و رنگ آن زرد مايل به سفيد است . پروانه ها تخم هاي خود را به صورت انفرادي روي جوانه ها ي گل مي گذارند . برخي از موارد اين تخم ها روي جوانه هاي برگ نيز گذاشته مي شود. از اين تخم ها بسته به درجه حرارت پس از يك هفته تا ده روز لارو ها يا كرمينه هايي كهاندازه آنها به حدود 2 ميلي متر مي رسد خارج ميشوند. لاروهاي نوزاد وارد خوشه هاي گل شده و با تنيدن تارهايي به شكل تار عنكبوت و در هم فشردن غنچه ها از آنها تغذيه مي نمايند .تا هنگام باز شدن گل ها لارو ها كاملا رشد كرده و به حدود 1 سانتي متر و يا كمي بيشتر مي رسد . پس لارو ها در زير پوست درختان و يا زير گياهان خشگ و پوسيده سطح زمين و يا در همان محل تغذيه در داخل پيله سفيد رنگ پنبه اي مانند به شكلي در مي ايند كه به آنها شفيره مي گويند .حدود يك هفته بعد از شفيره ها كه اندازه آنها كمي از يك سانتي متر كوچكتر است پروانه ها ظاهر شده و تخم ريزي جديد شروع مي شود . لارو ها ي به وجود آمده از اين تخم هاي جديد از اين غورها تغذيه مي كنند .اين لارو ها نيز پس از گذشت حدود سه هفته تبديل به شفيره مي گردنند . كه از آنها پروانه هاي جديد ظاهر مي شود . از تخم هاي اين پروانه ها لاروهاي به وجود مي آيد كه از حبه انگور تغذيه كرده و همين لارو ها هستند كه بيشترين خسارت را به بار مياورند كه در اصطلاح لارو هاي نسل سوم گفته مي شود. آفت در فصل زمستان به صورت شفيره است و به صورت عمده در زير پوست درختچه ها قرار ميگيرد .

علائم خسارت :

در اوايل بهار موقعي كه خوشه هاي گل ظاهر مي شود در لابه لايي اين خوشه ها تار هايي به شكل تار عنكبوت ظاهر و به به وسيله آنها غنچه ها به هم فشرده و در هم پيچيده شده و لاروهايي كه در بين غنچه ها در هم پيچيده شده است پنهان شده اند از آنها تغذيه مي نمايند. اين تغذيه در بعضي مواقع چنان شديد است كه تمام كه تمام غنچه ها از بين مي روند . در موقع ظهور غنچه ها به خصوص موقعي كه  غور ها به اندازه عدس يا نخود شده باشده اند لارو ها سوراخ هايي در آنها ايجاد كرده و از داخل آنها تغذيه ميكنند.

نحوه مبارزه:

نحوه مبارزه و زمان آن با توجه به زندگي و زمان شروع فعاليت آفت تعيين مي شود . با توجه به اينكه در زمستان قسمتي از شفيره ها در زير علف هاي خشك و پوسيده در سطح زمين به سر مي برند استفاده از يخ آب مي تواند به نابودي اين بخش از شفيره ها و در نتيجه كاهش آفت در موقع ظهور خوشه هاي گل كمك كند .

و اما مبارزه با جمعيت نسل بهاره آنها : جمعيت نسل بهاره يعني همانهايي كه كه به خوشه هاي گل آسيب مي رسانند معمولا زياد نمي باشد و خسارت وارده در حدي نيست كه نيازي به مبارزه داشته باشد . موقعي كه غورها به اندازه عدس و يا حداكثر به اندازه نخود شده اند جمعيت آفت در حدي است كه مي تواند زيان قابل توجه و نتيجتا كاهش چشم گير محصول را به دنبال داشته باشد . در اين موقع لام است كه با يكي از سموم فسفره مثل آزينوفوس متيل يا زولون به نسبت دو در هزار و يا ديازنيون 60 درصد به نسبت 1.5 در هزار مبارزه انجام گيرد . انگو رهايي مثل رقم ياقوتي كه زود برداشت مي شود معمولا نياز به مبارزه ندارند و يا اينكه در صورت آلودگي شديد به آفت فقط در هنگامي كه غوره ها به اندازه عدس هستند مبارزه صورت مي گيرد . براي رقم مهدي خاني نيز كه در اواخر تير و يا اوايل مرداد به دست مي آيد يك بار مبارزه كافي است .

در ارقام ديررس لازم است موقعي كه انگور نرش و شيرين مي شود براي نوبت دوم مبارزه شيميايي به عمل آيد .

 

نتيجه گيري :

آفت خوشه خوار كه در حال حاضر بزرگترين آفت انگور كشور است لارو يا كرمينه اي از تخم يك پروانه است كه همزمان با بياز شده جوانه ها و ظهور خوشه هاي گل در لابه لاي غنچه ها درهم پيچيده شده به وسيله تار هاي شبيه به تار عنكبوت در حال تغذيه از غنچه مشاهده مي شود . اين لارو ها در ابتدا به رنگ سفيد مايل به خاكستري و سپس سبز يا ليمويي مايل به رنگ قرمز در مي آيد و اندازه لارو كامل به حدود يك سانتي متر مي رسد . با باز شدن گل ها لارو ها محل تغذيه را ترك و پس از گذراندن دوره شفيره گي به پروانه نسل جديد تبديل مي گردد . لارو هاي اين نسل از غور هايي كه به اندازه عدس شده اند تغذيه مي نمايند. نسل ديگر كه نسل سوم به حساب مي آينداز حبه هاي در حال شيرين تغذيه مي كنند و در حقيقت بيشترين خسارت را همين لارو ها سبب مي شوند.

آب تخت زمستانه براي نابودي بخشي از شفيره ها كه در زير بقايي علف هاي خشك و پوسيده به سر مي برند موثر هستند . در صورتي كه جمعيت آفت قبل از باز شدن گل زياد نباشد نيازي به مبارزه شيميايي نيست . ولي موقعي كه غوره هاي به اندازه عدس يا حداكثر به اندازه نخود شده اند مبارزه شيميايي بايكي از سموم فسفره عليه آفت ضروري است كه براي ارقام زودرس مثل ياقوتي و مهدي خاني يك بار سم پاشي كفايت مي كند . براي ارقام دير رس مانند بي دانه و غيره سم پاشي ديگري در آغاز تغيير مزه انگور لازم است .


نوشته شده در تاريخ یکشنبه ششم مرداد 1387 توسط سعید

سوسک سیاه گندم  Zabrus tenebrioides

این حشره در ایران از تهران ، مشهد، سبزوار، گرگان و گنبد گزارش شده است و احتمالا در سایر مناطق نیز وجود دارد و از آفات بالقوه گندم و جو مي باشد. این آفت در مزارعي كه به آیش گذاشته نمي شوند زیاد است.

حشره کامل

حدوداً 15 ميلي متر طول و 6 میلیمتر عرض دارد.رنگ عمومی آن قهوه ای متمایل به سیاه و رنگ سطح پشتی سیاه براق و سطح شكمي قهوه ای تیره است .سر سیاه و شاخک 11 بتدي نخی شکل به رنگ قهوه ای متمایل به قرمز .

لارو

لاروها كامپودئي فرم و آخرین مفصل شكمي مجهز به يك جفت زائده انتهايي است رنگ عمومی بدن سفید سر و قفسه سینه خرمايي و روي هر يك از    حلقه های آن يك لكه قهوه ای كشيده شده است . طول لارو پس از رشد کامل 25-30 میلیمتر مي باشد.

خسارت

تغذيه لاروها از جوانه ها وبرگهاي جوان گندم سبب خشك شدن برگها شده و خسارت بصورت لكه اي در مزرعه ديده مي شود لارو ها شب فعال شده و بيشتر الز بافت پارانشيمي برگ تغذيه مي كنند و مجموعه برگها فقط رگبرگ باقي مي ماند و برگ حالت رشته اي به خود مي گيرد و غالبا در كنار بوته ايجاد فرو رفتگي كرده و برگها را به داخل آن مي کشند و سپس از آنها تغذيه مي كنند.

حشرات کامل اواخر خرداد از دانه های گندم كه در مرحله شيري هستند شروع به تغذیه نموده و اوایل تابستان از دانه های سفت شده غلات تغذیه مي نمایند.

زیست شناسي

اين حشره زمستان را بصورت لارو سن 1يا2و گاهي سن 3 سپري مي كند. لاروها در اوايل بهار با گرم شدن هوا شروع به فعاليت مي كنند و از علايم آن ايجاد گودالي در كنار بوته ها مي باشد. لاروها در طول روز در داخل گودال استراحت مي كنند و شب ها شروع به فعاليت مي كنند . در اوايل تا اواسط خرداد لاروها تبديل به شفيره مي شوند شفیره ها نيز در داخل خاك تشكيل مي شوند. حشرات كامل در اواخر بهار تا اوايل تابستان ظاهر مي شوند. حشرات كامل روزها در زير كلوخه ها و علف هاي هزر مخفي مي شوند ولی شبها از برگهاي گياهان گرامينه و دانه هاي نرم گندم تغذيه مي كنند و سپس جفتگيري كرده و تخمريزي مي كنند . تخمگذاري ممكن است به صورت انفرادي يا دستجات 3-5 تاي انجام گيرد. هر حشره ماده در طول عمر خود 40تا80 عدد تخم مي گذارد.

اين حشره داراي 3 سن لاروي است و سنين مختلف بوسيله اندازه گيري كپسول سر از هم تفكيك مي شوند. لاروها پس از تغذيه مي توانند به مدت 30-50 روز بدون دسترسي مجدد به غذا زنده بمانند. لارو اين حشره دياپوز حقيقي ندارد ولي فعاليت آن در طول سرما كاهش مي يابد. اين حشره در سال يك نسل داشته و بیشتر در مزارعي ديده مي شود كه بطور مرتب به زير كشت گندم مي روند.

کنترل زارعی

تغيير تاریخ کاشت

رعايت تناوب : اگر مزرعه حداقل 2 سال به زیر كشت گندم و جو نرود موثر خواهد بود.

كنترل شيميايي

گرانول پاشي : در مزارعي كه تراكم لارو آفت 2-3 عدد در متر مربع باشد مي توان از گرانول 5 يا 10 درصد ديازينون يا فورا دان 4% استفاده نمود.

يه حشرات كامل بوده در صورت شدت حمله ، بوته ها قبل از خوشه بستن ،زرد و خشك مي شوند.

زیست شناسي

اين آفت زمستان را بصورت حشره کامل زیر خاك سطحی مزرعه، بقایای  گياهي داخل مزرعه، شکاف تنه درختان و زیر پوستک های  تنه بسر مي برد.در اوايل بهار حشرات زمستان گذران ظاهر مي شوند و حشرات ماده پس از استقرار، جفتگيري و در دسته هاي 2تا3عددي تخمريزي مي كنند.

لاروها پس از تكميل4مرحله لاروي وارد مرحله پيش شفيرگي شده و محفظه هايي متشكل از درات خاك و ترشحات دهاني در عمق 2.5-3 سانتي متري خاك تشكيل مي دهند ودر داخل آن تبديل به شفيره مي شوند.پس از 10روز حشره كامل ظاهر مي شود .

سوسک سیاه گندم

كنترل

مبارزه شيميايي عليه اين آفت مقرون به صرفه نيست. در مناطقي كه برعليه پوره هاي سن گندم سمپاشي مي شود، روي اين آفت نيز موثر است. در صورت شدت حمله يعني 3لارو يا 3تخم در هربوته در مرحله غلاف باشد ويا در مرحله خوشه يك لارو در هر بوته وجود داشته باشد مي توان از سمومي مانند مالاتيون ،سوين و يا ديپتركس به نسبت 1در هزار ماده خالص استفاده نمود.


نوشته شده در تاريخ یکشنبه ششم مرداد 1387 توسط سعید

سوسک برگخوار درختان میوه Adoretus persicus

این حشره در مناطق خراسان، تهران، مرکزی، همدان، لرستان، باختران، کردستان، اصفهان، فارس، یزد و کرمان فعال می‌باشد. از آفات درجه دوم باغات میوه محسوب می‌شود. حشره کامل از برگ درختان مثمر نظیر گلابی، سیب، به، گیلاس، گوجه، آلو، بادام، زردآلو و هلو، همچنین از برگ درختان غیر مثمر نظیر بید و صنوبر تغذیه می‌نماید و در تراکم بالا فقط رگبرگ اصلی را به جا می‌گذارد.

حشرات کامل معمولاً در اواخر خردادماه و اوایل تیرماه ظاهر می‌شوند. ظهور آنها بسته به شرایط آب و هوایی مخصوصاص درجه حرارت فصل از منطقه‌ای به منطقه دیگر متفاوت می‌باشد. حشره بالغ شب پرواز بوده و موقعی که هوا تاریک می‌شود از پناهگاه‌های خود خارج شده و شروع به پرواز می‌نماید. این حشره از نظر فعالیت و رژیم غذایی معمولاً زندگی دسته جمعی دارد. حشرات بالغ به صورت دستجات 10 تا 20 تایی گاهی بیشتر در مجاورت هم زندگی می‌کنند. تغذیه معمولاً ابتدا از کناره برگ شروع شده و تا رگبرگ اصلی ادامه پیدا می‌کند و مسیر خورده شده کاملاً مضرس است. در حمله شدید حتی رگبرگهای فرعی را نیز خرده و فقط رگبرگ اصلی را باقی می‌گذارد. فعالیت تغذیه‌ای حشره در تمام مدت شب ادامه داشته و صبح در پای همان درخت در زیر خاک یا کلوخه‌ها پنهان می‌شوند و یا در زیر پوستک و شکاف تنه درختان به سر می‌برند.

این حشرات پس از مدتی تغذیه جفت‌گیری کرده و افراد ماده تخم‌های خو را در داخل توده‌های کود دامی و مواد پوسیده گیاهی قرار می‌دهند. این تخم‌ها به فاصله 2 تا 3 هفته باز می‌شوند و لاروها از مواد پوسیده گیاهی تغذیه می‌کنند. در مرحله لاروی به هیچ وجه زیانی وارد نمی‌کنند. این لاروها تا اواسط بهار سال بعد دوران تغذیه خود را پایان داده و در داخل خاک در میان محفظه بیضی شکل گلی تبدیل به شفیره می‌شوند. یک نسل در سال دارد اما در برخی مواقع یک نسل در دو سال طی می‌شود.

سوسک برگخوار درختان میوه Adoretus persicus

کنترل:

1ـ مبارزه مکانیکی:

الف‌ـ چون حشره نسبت به نور کشش مثبت دارد می‌توان توسط تله‌های نوری و نظایر آن در شب آنها را جمع‌آوری نمود.

ب‌ـ در حالت خاص می‌توان حشرات کامل را شبها از روی برگها جمع‌آوری و معدوم نمود و در هنگام روز در مناطق آلوده از زیر خاک و کلوخه‌های اطراف درختان آنها را جمع نموده و از بین برد.

2ـ استفاده از گیاهان تله:

 این حشره تمایل زیادی به تغذیه از برگ درختان تبریزی دارد. می‌توان با کشت این گیاه به عنوان تله در اطراف باغ تا اندازه‌ای از خسارت و صدمه آن به درختان میوه جلوگیری نمود. به علاوه سم‌پاشی را روی همین درختان منحصر کرده و از انبوهی آفت کاست .


نوشته شده در تاريخ شنبه پنجم مرداد 1387 توسط سعید

نام علمي: Thrips   flavus
رده بندي: خانواده:  Thripidae ، راسته:Thysanoptera

حشره ي بسيار ريزي است که رنگ آن زرد و ماده بالغ داراي 3 جفت پا و بدن کشيده و بال هاي پرمانند است. پوره ها بدون بال هستند.

اين حشره به جوانه ها، برگها، قوزه هاي زودرس بوته حمله کرده و در اطراف رگبرگ هاي زيريي برگ لکه هاي فرو رفته براقي ايجاد مي کند که به تدريج رنگ نقره اي به خود مي گيرند. در سطح برگ هاي آلوده شکاف هاي ديده مي شود. در نتيجه حمله آفت رشد بوته کم شده و علاوه بر به تعويق افتادن برداشت مقدار محصول پنبه نيز تقليل مي يابد. حشرات ماده بوسيله تخمريز نوک تيز خود در داخل نسوج برگ ها زير اپيدرم تخمريزي مي کنند. اين حشره زمستان را به صورت حشره ي کامل در مزارع يونجه مي گذراند.

دامنه میزبانی:

بادمجان، فلفل، كدوئیان، پنبه، تنباكو، برنج، سیب زمینی، لوبیا، كاهو، پیاز ، آووكادو، مركبات، انبه، نخود فرنگی، داودی، لگومها، خربزه، خیار، كنجد، آفتابگردان، سویا، كدو، گوجه فرنگی، اركید و …

خسارت:

این آفت به حمله به برگها، ساقه، نقاط رشد، میوه ها و غلافهای گیاه میزبان به مراحل رشد سبزینه ای، میوه دهی و بعد از برداشت آن خسارت وارد می كند.

مناطق انتشار:

اروپا: جمهوری چك، فنلاند، ایرلند، هلند و بریتانی

آسیا: بنگلادش، برونئی، چین، هند، اندونزی، ژاپن، كره شمالی و جنوبی، مالزی، میانمار، پاكستان، فیلیپین، سنگاپور، سری لانكا وتایلند

آفریقا: موریتیوس، نیجریه، رونیون و سودان

امریكا: آنتیگوآ و باربودا، ،باهاما، باربادوس، برمودا، برزیل، كلمبیا، كوبا، دومینكن، گرنادا، گوادلوپ، گواتمالا، گویان، هائیتی، جامائیكا، پورتوریكو، سنت لوسیا ، سنت وینسنت، سورینام، ترینیداد و توباگو، ونزوئلا و ایالات متحده امریك

اقیانوسیه: استرالیا، گوام و گینه جدید پاپوا،

زیست شناسی:

به علت اینكه این تریپس به سرعت به صورت یك آفت مهم كدوئیان و گیاهان خانواده Solanaceae درآمده و در بسیاری از مناطق گرمسیری منتشر شده است اطلاعات زیادی كمی در مورد زیست شناسی آن موجود است.

در دمای 25 درجه سانتیگراد سیكل زندگی از تخم تا تخمگذاری 5/17 روز طول می كشد. سیكل زندگی آفت از سایر تریپس های هم خانواده اش كمی تفاوت دارد. حشرات بالغ از مرحله شفیرگی در خاك یا باقی مانده های گیاهی خارج شده و به سمت برگها و گلها حركت می كند و در آنجا تخم خود را در بافت در محل شكاف ایجادی توسط تخمریز می گذارد. دو سن لاروی فعال و دو سن نسبتا غیر فعال وجود دارد كه به نام سنین Pupal نامیده می شوند. قطعات دهانی ویژه آفت خاص مكیدن است.

مرحله قبل از تخمگذاری 3-1 روز برای ماده های بكرو 5-1 روز برای ماده های جفتگیری نموده است ماده های بكر در هر روز 9/7-1 تخم و كلا در طی زمان زندگی 204-3 تخم می گذارند

بارندگی روی جمعیت این آفت تاثیر گذاشته و تراكم جمعیت را پایین می آورد.

این آفت ناقل tomato spotted wilt disease و peanut bud necrosis tospovirus رو ی بادام زمینی در هند محسوب می شود و همچنین tomato spotted wilt tospovirus را در ژاپن و تایوان روی هندوانه منتقل می نماید.

روش انتقال آفت:

اندامهای گیاهی كه قادر به انتشار آفت هستند شامل:

- میوه ها

- برگها

- گیاهچه ها

در مسافتهای طولانی انتشار آفت توسط وسایل نقلیه، چمدانها و مسافرین صورت می گیرد.

اهمیت اقتصادی:

تراكم ایجاد كننده خسارت در ژاپن 105/0 حشره بالغ در هر گل و یا 4.4 حشره بالغ در هر تله در روز روی Capsicum annuum است و كاهش محصولی برابر 5 درصد قابل قبول است. این آفت در اوایل سال 1977 وارد فیلیپین شده و حدود 80 درصد محصول هندوانه را در دو منطقه این كشور نابود نمود. در تایوان این آفت به عنوان مهمترین تریپس آفت محسوب می گردد. طبق بررسی های Cooper در سال 1991آلودگی 700-300 عدد تریپس روی هر برگ بادمجان و خیار مشاهده شده كه 90-50 درصد خسارت وارد نموده است.

علائم خسارت:

خسارت وارده توسط این آفت مانند سایر تریپس ها می باشد. وقتی جمعیت آفت بالا باشد تغذیه آنها باعث ایجاد ظاهر برنزی و نقره ای روی سطح گیاه به خصوص رگبرگ میانی و سایر رگبرگها و سطح میوه ها می شود. برگها و شاخه های انتهایی كوتاه مانده و میوه ها دفرمه شده و لكه دار شده اند. كلا وجود عسلك و قارچهای فوماژین، رنگهای غیر عادی برگها و علائم تغذیه آفت روی نقاط رشد كه dead Heart ایجاد نموده و بد شكلی میوه ها از علائم وجود این آفت می باشد.

شكل شناسی:

حشرات بالغ: تریپس های بالغ معمولا از سایر حشرات بواسطه بالهای باریك وبلند كه دارای حاشیه ای با موهای بلند است تشخیص داده می شوند با این وجود بسیاری از گونه های بدون بال ممكن است مراحل نابلغ آفت را تشكیل دهند. اینها همچنین دارای حبابی روی پنجه پا هستند و یك ماندیبل در سر وجود دارد.

حشرات ماده: به رنگ زرد كمرنگ، به جز بند سوم شاخك كه در نوك سیاه است، بندهای چهارم و پنجم شاخك تیره با قاعده كمرنگ می باشند. بند ششم و هفتم آن نیز تیره است. بال جلو كمرنگ، شاخك دارای هفت بند و بند انتهایی آن كوتاه است. بند سوم و چهارم دارای اندام حسی چنگالی است. سر بدون مو در قسمت جلوی اولین چشم ساده بوده ولی یك جفت موی در كنار آن قرار دارد. و یك جفت موی كوتاهتر نیز نزدیك چشمهای مركب است. موهای postocellar و postocular كوچك هستند. Pronotum دارای دو جفت موی posteroangular بلند و بقیه موها كوتاه هستند. Metanotum دارای یك جفت موی میانی البته نه در حاشیه جلویی است.

حشرات نر: شبیه ماده ها اما كوچكتر. ترژیت دوم گاهی تنها دارای سه موی جانبی است و posteromarginal comb ترژیت هشتم اغلب وجود نداشته و در ترژیت نهم نیز موی B1 كوتاهتر از B2 ولی در یك خط هستند. استرنیت سوم تا هفتم هر كدام دارای ناحیه ای عرضی بزرگ و غده ای است.

لارو: مانند سایر تریپس ها این گونه دارای دو سن لاروی و دو سن شفیرگی است. لارو سن دوم از سایر گونه ها با استفاده از طرحهای سطح پشتی قابل تشخیص است

تفاوت با سایر گونه ها:

این گونه با سایر گونه های جنس Thrips مانند T.tabaci و همچنین جنس Frankliniella مانند F. occidentalis در مزرعه ها وجود دارند. تفاوت این گونه با Thrips tabaci در عدم وجود رنگدانه قرمز زیر چشم ساده است. و سایر گونه ها نیز دارای رنگ قهوه ای براقی روی شكم هستند.


نوشته شده در تاريخ سه شنبه یکم مرداد 1387 توسط سعید

به پسته اهلی و وحشی خسارت فراوان می‌زند. این حشره عسلک فراوانی دفع می‌نماید که به سرعت در مجاورت هوا خشک شده و سفید می‌شود به همین لحاظ این آفت را به زبان محلی شیره خشک می‌نامند.

پسیل پسته

حشرات کامل زمستان گذران پسیل از اوایل فروردین ماه روی درختان مستقر می‌شوند. این حشرات نسب به حشرات کامل تابستانه قدرت پرواز بیشتری داشته، آلودگی گسترده‌تری در باغها ایجاد می‌کنند. پس از جفت‌گیری به محض باز شدن جوانه‌های خوشه و برگ روی آنها تخمریزی می‌نمایند. تخم‌ها به تعداد 50 تا 60 عدد، به صورت انفرادی یا دسته‌ای و به اشکل مختلف مانند نیم دایره، مارپیچ و غیره در سطح برگ و بیشتر نزدیک به رگبرگها گذاشته می‌شوند.

تخم‌ها معمولاً 5 تا 10 روز بعد تفریخ می‌شوند. پوره‌ها از اوایل اردیبهشت شروع به فعالیت و تغذیه می‌کنند. طول دوره پورگی معمولاً 20 روز بوده و حشرات کامل نسل اول از اواخر دهه دوم اردیبهشت ماه به تعداد زیاد در باغ ظاهر می‌شوند. ارقام مختلف پسته نسبت به آلودگی پسیل پسته حساسیت متفاوت دارند. به طور کلی هر چه برگ درختان نازک‌تر، لطیف‌تر، پهن‌تر و بزرگتر باشد گرایش بیشتری برای جذب حشرات کامل پسیل و تخمریزی ایجاد می‌کند. رقم اکبری نسبت به سایر ارقام حساستر و رقم اوحدی مقاوم‌تر است. پوره‌های نسل دوم از اوایل خرداد تا اواخر دهه دوم خردد فعالیت و تغذیه می‌کنند. تحمل درختان در این زمان نسبت به سایر نسلها در برابر خسارت پوره کمتر است. زیرا رشد رویشی درختان پایان یافته و میوه شروع به مغز رفتن کرده و جوانه‌ها ظاهراً شکل کامل یافته‌اند. در نتیجه خسارت آفت باعث پوکی و ریزش برگ و جوانه می‌شود.

خسارت

پوره‌های پسیل با فرو بردن خرطوم در سطح برگها از شیره گیاهی تغذیه می‌کنند. مواد پروتئینی شیره گیاهی را جذب نموده و مواد قندی را به صورت شیره دفع می‌نمایند. این مواد قندی در مجاورت هوا خشک شده و به آن شکرک گویند. این مواد چسبنده باعث جذب گرد و خاک شده و شاخه و برگهای درختان را بدمنظره می‌نماید. از دست رفتن شیره گیاهی باعث ضعف عمومی درختان پسته و ریزش برگها، جوانه‌ها، دانه‌ای کوچک و افزایش درصد بوکسی و دهان بستگی میوه می‌شود. خسارت پوره‌های پسیل پسته روی درختان در دو زمان بیشتر از سایر مواقع سال است. یکی در خرداد ماه که باعث ریزش برگها، خوشه‌ها، جوانه‌ها و افزایش میزان بوکسی و دیگری در مردادماه که باعث افزایش مقدار دهان بستگی می‌گردد.

در صورتیکه جمعیت آفت پسیل حالت طغیانی پدیدا کند شدیداً تداخل نسل یافته و نمی‌توان تاریخ مشخص برای مراحل زندگی و نسلها اعلام نمود. در شرایط معمولی در نیمه اول هر ماه مرحله پورگی و نیمه دوم هر ماه حشرات کامل در باغها وجود دارند. از نیمه دوم شهریور ماه به تدریج حشرات کامل زمستان گذران در میان جمعیت آفت ظاهر می‌شود. این حشرات در شکاف درختان، زیر پوستکها، لابه‌لای کلوخه‌ها، شکاف دیوارها و ساختمانهای قدیمی اطراف باغها زمستان گذرانی می‌کنند. این آفت در سال 5 تا 6 نسل ایجاد می‌کند.

عوامل و شرایطی که باعث رشد و افزایش جمعیت پسیل پسته در باغها می‌گردد:

1ـ اجرای نوبت اول سم‌پاشی یا سم‌پاشی در زمان گلدهی: این سم‌پاشی علیه آفاتی مانند پروانه چوبخوار پسته، پروانه میوه خوار، شپشکهای پسته، زنجره شیره تر و غیره انجام می‌شود. چنانچه در این سمپاشی از سمومی استفاده شود که روی آفت پسیل تأثیر نداشته باشند باعث افزایش مقاومت و رشد جمعیت پسیل می‌گردد.

2ـ چنانچه در نوبت اول از سمومی استفاده شود که باعث تحریک تخمریزی پسیل و کوتاهتر شدن طول دوره یک نسل گردد (مانند سموم تیودیکارب، متاسیستوکس و فنتیون) پسیل طغیان خواهد کرد.

3ـ سم‌پاشی مکرر و اختلاط سموم با هم که باعث حذف کامل دشمنان طبیعی و افزایش جمعیت آفات پسته می‌شود.

4ـ اگر از سمومی علیه پسیل پسته استفاده شود که تأثیر کافی در میزان تلفات آفت نداشته باشد (مانند زولون) باعث افزایش جمعیت می‌شود.

5ـ چنانچه سم‌پاشی باغ در زمانی انجام شود که تمام مراحل زندگی آفت اعم از تخم، پوره و حشره کامل دیده می‌شود و همچنین شکرک زیادی در سطح برگها تولید شده باشد تأثیر سم کاهش پیدا می‌کند و بعد از مدتی جمعیت آفت افزایش پیدا می‌کند.

6ـ استفاده زیاد از کودهای شیمایی ازته مخصوصاً اوره و سولفات آمونیوم در ماههای گرم سال در سطوح کرتها و همچنین کود شیمیایی کلروپتاسیم شرایط را برای ازدیاد جمعیت فراهم می‌کند.

7ـ استفاده از کود مرغی به تنهایی و به مقدار زیاد نیز باعث افزایش جمعیت پسیل می‌گردد.

8ـ فقیر بودن خاک از نظر مواد غذایی و نامناسب بودن بافت خاک نیز از عوامل افزایش جمعیت است، خاکهای شنی و خاکهای رسی و سخت به دلیل عدم جذب و نگهداری رطوبت به اندازه کافی به علت طولانی بودن دوره آبیاری سریعتر به آفت آلوده می‌گردند.

9ـ ناهموار بودن سطوح کرتها که باعث می‌شود درختانی که در بلندی قرار دارند به خوبی آبیاری نشده و رطوبت کمتری در اختیار داشته باشند.

10ـ عدم استفاده از کودهای دامی و چاله‌زنی و شخم عمیق در باغها به مدت طولانی

11ـ کشت متراکم درختان و رعایت نکردن فواصل مناسب و عملیات هرس

12ـ وجود علف‌های هرز زیاد از خردادماه به بعد در باغ

کنترل پسیل پسته:

الف‌ـ استفاده از کارتهای چسبنده زرد رنگ

کارتهای زرد رنگ مورد استفاده در باغهای پسته از جنس‌های مختلف و عمدتاً از جنس پلی اتیلن و پی وی سی است. اندازه کارتها 20*10 سانتیمتر، به قطر 5/0 تا 1 میلیمتر و به وزن حدود 15 گرم است. سطح کارتها به وسیله چسب مخصوص که از مواد پولی بوتن‌ها همراه با واکس مخصوص و یا اس تی پی و یا مواد دیگری که حالت چسبندگی خود را 10 تا 15 روز حفظ نمایند آغشته می‌گردد. حشرات کامل پسیل به طرف رنگ زرد جلب و به تعداد زیاد به سطح کارتها می‌چسبند. شکار انبوه حشرات باید قبل از تخمریزی در سطح برگها انجام شود تا از تولید نسل بعدی آفت جلوگیری به عمل آید. در هر هکتار 100 تا 400 عدد کارت به کار می‌رود. محل نصب کارت در سمت بیرونی تاج و به ارتفاع نصف تاج در جهت‌های مختلف است. دو نوبت کارت‌گذاری در سال کافی به نظر می‌رسد. یکی در دهه دوم فروردین ماه که این نوبت آفت زنجره پسته را نیز کنترل می‌کند و دیگری در نیمه دوم تیرماه می‌باشد. پس از پایان دوره کارت‌گذاری باید کارت‌ها را از روی درختان جمع‌آوری و سطح آنها را در صورت استفاده از چسب مخصوص توسط آب گرم همراه با مقدار کمی الکل اتیلیک و در صورت استفاده از اس تی پی با دستمال آغشته به چند قطره نفت تمیز کرد.

ب‌ـ دشمنان طبیعی

دارای دشمنان طبیعی گوناگونی است که زنبور پارازیتوئید Psyllaephagus pistaciae از خانواده ‌Encyrtidae همزمان با ظهور پوره‌های نسل اول در باغها ظاهر و به پوره‌های پسیل به خصوص در سنین 4 و 5 حمله نموده و آنها را مومیایی می‌کند.

ج‌ـ عملیات زراعی

1ـ شخم زمستانه و پاشکنی درختان

2ـ کوددهی و چاله زنی

3ـ اصلاح بافت خاک

4ـ آبیاری مناسب

5ـ تغذیه مناسب

6ـ رعایت فاصله کشت و تراکم

7ـ هرس و خشک‌بری

8ـ مبازه با علفهای هرز

9ـ کاشت رقم مناسب

10ـ استفاده از سیستم آبیاری تحت فشار

دـ کنترل شیمیایی

دارتون یا مارشال به نسبت 2 تا 2.5 در هزار یا مایع ظرفشویی به نسبت 3 در هزار به تنهایی پوره‌های پسیل پسته را کشته و از بین می‌برد، همچنین تا حدودی روی تخم نیز تأثیر دارد. آمیتراز و کنسالت خاصیت ناباروری حشرات کامل را دارد. از مخلوط کردن مایع ظرفشویی با سموم خودداری شود زیرا PH آن قلیایی است و باعث کاهش تأثیر کشندگی سموم می‌گردد.در صورت امکان از اواسط مرداد به بعد سمپاشی انجام نگیرد.

1. آمیتراز(مایتاک) EC20% و 1.5- 1 در هزار

2. ایمیداکلوپراید(کونفیدور) SC35% و 4/. در هزار

3. فلوفنوکسورون(کاسکید) DC5% و 5/. در هزار

4. هگزافلومورون(کنسالت) EC10% و 7/.- 5/. در هزار

5. دارتون EC21.7% و 1.5 دهزار

6. اندوسولفان EC35% و 1.5 درهزار


نوشته شده در تاريخ سه شنبه یکم مرداد 1387 توسط سعید
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

اسلایدر